تبلیغات
وبلاگ آشـــــــــوب - آغاز امامت امام مهدى (عج)


اصل امامت:

مقوله ى امامت و جانشینى پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم)، همواره به عنوان یكى از مباحث مهم اعتقادى مسلمانان در طول تاریخ مطرح بوده است. در دیدگاه شیعه، اهداف نزول كتاب هاى آسمانى و ارسال پیامبران الهى، هنگامى به طور كامل تحقق مى یابد كه ختم نبوت با نصب امام معصوم همراه باشد. امام همه ى ویژگى هاى پیامبر به جز دریافت وحى را داراست كه با ولایت تكوینى (قدرت بر تصرف در نظام هستى) و ولایت تشریعى (تبیین و تفسیر آیات و احكام الهى) و از بین بردن نارسایى هاى موجود، زمینه را براى رسیدن انسان به كمال معنوى فراهم مى كند.

پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم)، در سال دهم هجرى، هنگام بازگشت از حجة الوداع، با نازل شدن آیه ى «الیوم اكملت لكم دینكم واتممت علیكم نعمتى»() از سوى خداوند مأمور شدند در محلى به نام «غدیر خم»، انتصاب على بن ابى طالب (علیه السلام)به مقام امامت را به آگاهى مردم برسانند. ابو جعفر محمّد بن جریر طبرى; تفسیرگر و تاریخ نگار نام دار اهل سنت در اشاره به این واقعه مى نویسد:

«پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) ]در منطقه ى غدیر خم[ فرمودند: جبرییل از سوى خداوند دستور آورد كه در این جایگاه بایستم و به سفید و سیاه اعلام كنم كه على بن ابى طالب (علیه السلام)، برادر من، وصى من، جانشین من و امام پس از من است»().

البته آن چه گفته شد به اعلام همگانى و رسمى و بیعت گرفتن از مردم مربوط است; زیرا رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در دوران رسالت، بارها با بیان تعداد امامان و نام بردن از آنان، مسأله ى امامت را تبیین كرده بودند. هنگامى كه آیه ى «یا ایها الذین امنوا اطیعواللّه و اطیعوالرسول واولى الامر منكم»() نازل شد، جابر بن عبداللّه انصارى از پیامبر پرسید: «اولى الامر» كه اطاعت شان در ردیف اطاعت شما به حساب آمده است، چه كسانى هستند؟ پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم)در پاسخ فرمودند: «آنان جانشینان من و پیشوایان مسلمانان هستند. نخستین آنان، على بن ابى طالب و پس از او فرزندش، حسن و . . . به این ترتیب یكایك ائمه ى اطهار (علیهم السلام) را نام بردند. هنگامى كه به امام دوازدهم رسیدند، با این تعبیر از ایشان یاد كردند كه: «ثم سّمى محمّد و كنیّى حجة اللّه فى ارضه و بقیّة فى عباده ابن الحسن بن على . . .; سپس هم نام محمّد، هم كنیه ى من، حجة اللّه و بقیة اللّه در بین مردمان، فرزند حسن به على (علیه السلام)هستند . . .».

ویژگى هاى حضرت مهدى (عج):

تحصیل كمال واقعى انسان، پس از ختم نبوت، به پیروى از رهنمودهاى امام هر عصر وابسته است كه پیروى نیز بدون معرفت و شناخت امام ممكن نیست. از این رو، شناخت ویژگى ها و اوصاف ائمه ى اطهار(علیهم السلام)در سیر تكامل فردى و اجتماعى افراد و تحقق ایمان صحیح اهمیت دارد. به گونه اى كه با تعابیر گوناگون از پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم)روایت شده است:

من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة.()

هر كس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.

بدیهى است شناخت امام، مراتبى دارد كه هر مرتبه از آن، به بخشى از نیازهاى افراد در زمینه هاى خاص پاسخ مى گوید و آنان را به معرفت و كمال رهنمون مى سازد.

الف) نسب حضرت مهدى (علیه السلام):

پدر بزرگوار ایشان، امام حسن عسكرى (علیه السلام)، امام یازدهم شیعیان است كه در سال 232 هـ ق. در شهر مدینه متولد شد و در سال 260 هـ ق در سامرا به شهادت رسید.

مادر امام زمان (علیه السلام)، نرجس خاتون از طرف پدر، دختر یشوعا پسر قیصر روم شرقى و از طرف مادر، از نوادگان شمعون یكى از حواریون حضرت عیسى (علیه السلام) است كه در واقعه ى معجزه مانندى، از روم به مدینه منتقل و سپس در خانه ى امام هادى (علیه السلام)، تحت نظر حكیمه خاتون، دختر امام جواد (علیه السلام)، با احكام اسلام آشنا مى شود. آن گاه امام هادى (علیه السلام)، او را به همسرى حضرت عسكرى (علیه السلام) در مى آورند و بدین ترتیب، این بانوى پاك دامن به افتخار مادرى مهدى آل محمّد (علیه السلام) نایل مى گردد. این بانوى پرهیزكار به روایتى در سال 261 هجرى و بنابر نقل دیگر، یك سال پیش از شهادت امام عسكرى (علیه السلام)، از دنیا رفته اند. قبر شریف این بانوى پرهیزگار، در كنار مرقد مطهر امام یازدهم (علیه السلام)در سامرا قرار دارد.

ب) ولادت حضرت مهدى (علیه السلام):

خلفاى عباسى از طریق روایات زیادى كه از پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه ى اطهار (علیهم السلام) در باره ى امام مهدى (علیه السلام)نقل شده بود، بر این حقیقت كاملا آگاه بودند كه به زودى در خاندان اهل بیت (علیهم السلام)، نوزادى چشم به جهان خواهد گشود كه بساط ظلم و فساد نظام هاى خود كامه را از جوامع بشرى برخواهد چید. بر این اساس، دستگاه حاكم از زمان امام نهم (علیه السلام) به بعد، آن بزرگواران را بیش از پیش زیر نظر گرفته بود. حتى امام هادى (علیه السلام) و فرزندش امام عسكرى را از مدینه به سامرا (مركز خلافت عباسى) انتقال دادند تا اعمال و رفتار آنان را كنترل كنند. این فشارها در زمان امامت امام یازدهم به اوج خود رسید و ارتباط آن حضرت را با شیعیان به حداقل رساند. سردمداران حكومت عباسى، بارها او را به زندان منتقل مى كردند و گاه و بى گاه به خانه اش یورش مى بردند و به بازرسى مى پرداختند تا بلكه به آن نوزاد دست یابند. اما مشیّت خداوند آن بود كه به مصداق «یریدون لیطفوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لوكره الكافرین»،() این مولود مبارك در این خاندان وحى و نبوت، چشم به جهان گشاید.

در شب نیمه ى شعبان سال 255 هـ ق، در حالى كه اصلا آثار حمل در مادر بزرگوارشان دیده نمى شد، آن امام همام، به عرصه ى وجود گام نهادند. به این ترتیب در آن شرایط بسیار سخت و آكنده از رعب و وحشت، وعده ى خداوند تحقق یافت و دوازدهمین ستاره ى بر حق امامت با طلوع خویش، افول حاكمیت ستم گران را نوید داد.

با وجود مخفى بودن تولد این مولود، امام عسكرى (علیه السلام) براى اتمام حجت و پیش گیرى از انحراف هاى بعدى، خبر تولد امام دوازدهم را به دوستان و خویشاوندان و شیعیان خاص رساندند و حتى به برخى از آنان، امام (علیه السلام) را نشان دادند. براى مثال، احمد بن اسحاق قمى یكى از بزرگان شیعه مى گوید: خدمت امام عسكرى (علیه السلام) شرفیاب شدم و خواستم در باره ى جانشین آن حضرت پرسش كنم. وقتى به حضور آن حضرت رسیدم، بى آن كه من، پرسش خود را مطرح كنم، به من فرمودند:

«اى احمد! خداى متعال از هنگامى كه آدم را آفرید، زمین را از حجت، خالى نگذاشته است و تا قیامت نیز آن را از حجت خالى نخواهد گذاشت. براى وجود حجت خداست كه بلاها از اهل زمین، دفع مى شود و نعمت هایى چون باران بر آنان نازل مى شود و زمین، بركت و نعمت هاى موجود در خود را به انسان ها ارزانى مى دارد».

اسحاق بن احمد قمى مى پرسد: مولاى من! امام پس از شما كیست؟ به دنبال این پرسش، امام به اندرون خانه وارد شدند. سپس در حالى كه پسرى در حدود سه ساله و هم چون ماه نورانى شب چهارده را در بغل داشتند، بیرون آمدند. آن گاه به من فرمودند:

«اى احمد! اگر تو نزد خداى متعال و حجت هاى او گرامى نبودى، پسرم را به تو نشان نمى دادم; همانا او هم نام رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) و هم كنیه ى اوست. او همان كسى است كه زمین را از عدل و داد پر خواهد ساخت. مَثل او در این امت، مَثل حضرت خضر (علیه السلام) است. به خداسوگند! او به زودى غایب خواهد شدو دوره ى غیبت او به اندازه اى طول مى كشد كه بیشتر مردم به گمراهى و هلاكت گرفتار مى شوند. تنها كسانى كه خداوند توفیق پایدارى در امامت را به آنان ارزانى داشته است، نجات مى یابند».

احمد بن اسحاق مى گوید: سرورم! آیا نشانه اى هم وجود دارد تا به كمك آن، بیشتر اطمینان قلبى پیدا كنم؟ در این هنگام آن پسر بچه ى زیبا و نورانى، با لهجه ى عربى بسیار فصیح به آرامى فرمودند:

«منم بقیة الله در زمین; همان كسى كه از دشمنان خدا انتقام مى گیرد. اى احمد بن اسحاق! پس از آن كه خود او را زیارت كردى، در پى اثر و نشانه ى دیگرى نگرد...».()

ج) امامت حضرت مهدى (علیه السلام):

پیش تر اشاره شد كه پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه ى اطهار(علیهم السلام)، با تعابیر گوناگون به مسأله ى امامت حضرت مهدى (علیه السلام)اشاره كرده و تقریباً اطلاعات لازم را در باره ى چگونگى تولد، وقایع زندگى و ویژگى هاى حكومت آن حضرت در اختیار مردم قرار داده بودند. براى مثال، در یك مورد، پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) خطاب به على (علیه السلام) فرمودند:

«امامان پس از من دوازده نفرند كه اولى آن ها تو هستى و آخر آن ها قائمى است كه خداوند به دست او، شرق و غرب عالم را خواهد گشود»().

و یا در جاى دیگر مى فرمایند:

«... نهمین نفر از امامان، قائم اهل بیت من و مهدى این امت است كه در رفتار و گفتار و كردار، شبیه ترین مردم به من است. او پس از یك غیبت طولانى و حیرت و سرگردانى ظهور خواهد كرد و دین خدا را در سرتاسر عالم، حاكمیت خواهد بخشید. او با نصرت و تأییدهاى پى در پى خداوند متعال، زمین را پر از عدل و داد خواهد ساخت همان گونه كه پیش از آن، از ظلم و ستم پر شده است».()

بنابراین به دلیل شرایط خفقان بارى كه خلفاى عباسى ایجاد كرده بودند، حضرت مهدى (علیه السلام) پس از تولد، یك دوره زندگى نیمه مخفى را آغاز كردند. در این دوره كه تا شهادت امام عسكرى (علیه السلام)، ادامه داشت، تعداد بسیار اندكى از شیعیان، به دیدار ایشان نایل شدند از آن پس، دوره ى امامت امام دوازدهم (علیه السلام) و مرحله ى خطیر زندگى آن حضرت كه به دوره ى غیبت معروف است، آغاز مى شود.

مسأله ى اقامه ى نماز بر پیكر مطهر امام عسكرى (علیه السلام) توسط حضرت مهدى (علیه السلام)، سبب روشنگرى مردم شد و از انحراف هاى بعدى در مسأله ى امامت جلوگیرى كرد. این كار بر همه ى شیعیان آشكار ساخت كه پس از امام عسكرى (علیه السلام)، فرزند ایشان عهده دار منصب امامت هستند. بدین ترتیب توطئه ى خطرناكى كه خلفاى عباسى، براى نابودى اساس مكتب تشیع طرح ریزى كرده بودند، خنثى شد.

باید دانست عوامل حكومت عباسى پس از شهادت امام عسكرى (علیه السلام)، در صدد برآمدند تا كسى را از سوى خلیفه، مأمور نماز خواندن بر جنازه ى آن حضرت كنند و به پندار باطل خود، با این كار، پایان دوره ى امامت را اعلام و خلیفه ى غاصب عباسى را وارث امامت شیعه معرفى كنند; اما با وجود مقدمه چینى هاى بسیارى كه انجام داده بودند، نقشه ى آنان عملى نشد. هنگامى كه فرد مورد نظر حكومت، آماده ى نماز خواندن بر پیكر امام یازدهم (علیه السلام)بود، ناگهان كودكى در حدود پنج ساله، با وقار و طمأنینه پیش آمد، آن فرد را كنار زد و خود به اقامه ى نماز پرداخت. این در حالى بود كه به عنایت خداوند متعال، مأموران حكومتى نتوانستند حتى كوچك ترین عكس العملى از خود نشان دهند. با پایان نماز نیز، پیش از آن كه مأموران حكومتى بتوانند كارى بكنند، آن حضرت از دیدگان غایب شدند. بدین ترتیب، دوره ى امامت حضرت مهدى (علیه السلام)آغاز شد.

آغاز امامت آن حضرت، به مشیّت الهى و برخى مصالح دیگر، با غیبت همراه بود كه به «غیبت صغرا» مشهور است و تا سال 329 هجرى قمرى به طول انجامید. پس از آن، مرحله ى جدیدى از غیبت كه به دوره ى «غیبت كبرا» معروف است، آغاز شد كه تاكنون نیز ادامه دارد. این دوران، سخت ترین دوره ى امتحان مردم است; زیرا ارتباط مستقیم با امام (علیه السلام)براى همگان میسر نیست و نایب خاصى نیز وجود ندارد تا مردم به وسیله ى او بتوانند از آن حضرت، كسب تكلیف و پاسخ پرسش هاى شان را دریافت كنند.

در توصیف این برهه از زمان، تعبیرهاى بسیارى در روایات وارد شده است كه از وجود فتنه هاى بسیار خطرناك حكایت دارد. بشر در این دوره، به دلیل بى توجهى به ارزش هاى اصیل الهى و انسانى، با وجود برخوردارى از زندگى به ظاهر زیبا، آراسته و مدرن به زندگى نكبت بارى دچار مى شود. بدین معنا كه هر چند شكم ها سیر و زندگى پر زرق و برق خواهد بود، ولى روح ها مضطرب، نگران و سرگشته است و از دست دادن هدف و فلسفه ى درست زندگى، یكایك افراد بشر را به یأس و ناامیدى كشنده اى دچار مى سازد.

در فرهنگ اصیل اسلامى، براى پیش گیرى از دچار شدن به چنین وضعى، تحت عنوان «وظایف دوران غیبت»، رهنمودهاى بسیار مهمى از سوى پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) وائمه ى اطهار(علیهم السلام) ارایه شده است. رعایت این موارد، سبب در امان ماندن از خطر انحراف است; زیرا پاى بند نبودن به احكام الهى و از دست دادن ثبات فكرى و اعتقادى صحیح، سبب آلودگى به فتنه هاى آخر الزمان خواهد شد.

امید است با انجام وظایف و تكالیف مربوط به دوره ى غیبت، بتوانیم در شمار منتظران واقعى آن حضرت باشیم و هنگام ظهور مهدى موعود (عج)، شایستگى هم گامى با آن سوار سبزپوش را به دست آوریم.

بقیة الله خیر الكم ان كنتم مؤمنین


وبلاگ آشـــــــــوب

همــــــه چـــــی بــــرای همــــــه چـــــی