پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390  01:17 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

نیایش آن حضرت برای دفع حیله‌ی دشمنان

خدایا، تو مرا راه نمودی و من بیهودگی را پیشه ساختم؛ پندم دادی و من سنگدلی ورزیدم؛ عطایای نیك دادی و من نافرمانی كردم. آن گاه چون آنچه مرا از آن باز داشته بودی، به من شناساندی و من بدان آگاه شدم، آمرزش طلبیدم و تو مرا بخشودی. سپس دوباره خود را به گناه آلودم تو پرده پوشی كردی. پس حمد و ستایش تو را سزد ای معبود من.
خود را به درّه‌های نیستی درافكندم، و به كوره راه‌های نابودی درآمدم، و در آن میان، خود را با تندباهای خشم تو روبرو كردم، و با شعله‌های عذابت مواجه گردیدیم.
با این همه، تنها دستاویز من برای رسیدن به تو، یگانه دانستنِ توست، و تنها وسیله‌ی من این است كه هرگز چیزی را در خدایی با تو شریك ندانسته‌ام، و با وجود تو، معبود دیگری نگرفته‌ام، و اینك خود به سویت آمده‌ام، كه تو گریزگاه بدكارانی، و پناهگاه آن كس كه بهره‌ی خود را تباه كرده و به تو پناه آورده است.
چه بسا دشمنی كه شمشیر دشمنی‌اش را بر من آخت، و لبه ی خنجرش را برای كشتن من تیز و برّان ساخت، و دم برنده‌ی آن را به قصد جان من پرداخت، و زهرهای كُشنده را با آبِ خوردن من درهم آمیخت، و تیرهای بی‌خطای خود را به سوی من نشانه رفت، و چشمان مراقبش یك لحظه از من غافل نگردید و در خواب نشد، و در دل آورد كه مرا گزندی رسانَد و تلخاب دشمنی‌اش را به كام من ریزد.
و تو ای معبود من، دیدی كه من از برداشتن بار سنگین رنج‌ها ناتوانم، و از انتقام آن كه قصدش جنگیدن با من است درمانده‌م، و در میان دشمنانِ بسیار خود تنهایم؛ همانان كه در كمین‌اند تا مرا آن گونه آسیبی رسانند كه هرگز بدان نیندیشیده‌ام.
سپس، پیش از آن كه بخواهم، تو یاری‌ام كردن و به قصد خود پشت مرا محكم ساختی. برّانی شمشیرش را بی‌اثر كردی، و او را با آن همه یارانِ بی‌شمارَش تنها گذاشتی، و مرا بر او پیروز نمودی، و تیرهایی را كه به قصد جان من رها كرده بود، به سوی خودش بازگرداندی، و بی‌آن كه باد خشمش را فرو نشانَد و سوز كینه‌اش را تسكین دهد، او را به عقب راندی، و در آن حال كه یاران و سپاهیانش به وعده‌ی خود وفا نكردند، سرانگشت خود را با دندان گَزید و پشت به میدان جنگ كرد و گریخت.
و چه بسا ستمكارای كه با فریب و نیرنگ خود بر من دست گشود، و دام‌های خویش بر سَرِ راه من بگسترد، و به جستجوی من همّت گماشت، و همچون درّنده‌ای كه در كمین صید گریخته‌ی خود نشسته، در كمین من بنشست؛ در انتظار فرصتی كه شكار خود را به چنگ آورَد. و در حالی كه با چاپلوسی به من روی خوش نشان می‌داد، مرا با نگاهی كینه‌توزانه می‌نگریست.
آن گاه كه تو، ای معبود من ـ كه نامت بلند و فرخنده باد ـ فسادِ باطن و زشتیِ نهانش را دیدی، او را با سر در همان گودالی افكندی كه برای به دام انداختن من فراهم كرده بود، و در آن سرنگونش ساختی، تا این كه پس از آن همه سركشی، با ذلّت و خواری به همان دامی درافتاد كه می‌اندیشید مرا گرفتار آن سازد. و اگر نبود رحمت تو، نزدیك بود كه هر چه بر سَرِ او آمد، بر سَرِ من نیز بیاید.
و چه بسا حسودی كه آسایش من سبب شد غصه راه گلویش را ببندد و خشم چون استخوانی حلقومش را بخراشد، پس به زبان تیز خود مرا آزرد، و با تهمت عیب و نقص خود را بر من نهاد، و آبروی مرا آماج تیرهای كینه‌ی خود ساخت، و خصلت‌های زشتی را كه خود یكدم از آنها جدا نبودم، بر من بست، و با مكر خود مرا به خشم آورد، و با نیرنگ خود قصد جانم كرد.
پس ای معبود من، تو را ندا دادم، در حالی كه از تو می‌خواستم به فریادم رسی، و مطمئن بودم كه به زودی مرا پاسخ می‌دهی، و می‌دانستم كه هر كس در سایه‌ی لطف و حمایتت پناه گیرد، ستم دیده نشود، و هر كه خود را به سنگر انتقامت رسانَد، بیم و هراسش نباشد. پس تو مرا به قدرت خود، از بی‌رحمیِ او پناه دادی.
و چه بسا ابرهای بلا را كه از فراز سرم پراكندی، و چه بسا ابرهای پُر نعمت را كه بر من باراندی، و جویبارهای رحمت را كه برای من جاری كردی، و جامه‌های تن درستی را كه بر تنِ من پوشاندی. چه بسا چشم‌های حوادث كه مرا می‌پایید و تو كورشان كردی،و چه بسا پرده‌های تاریكِ غم كه آنها را كنار زدی.
چه بسا گمانِ نیكو كه در حقّ من به واقعیت رسانیدی. چه بسا تهی‌دستیِ مرا كه با توانگری جبران كردی. چه بسا كه در سختی‌ها از پا فتادم و تو مرا بر سَرِ پا آوردی. چه بسا بیچارگی‌ای كه تو یكباره آن را دگرگون كردی.
اینها همه انعام و احسان تو بود، و من همچنان در نافرمانی تو سخت می‌كوشیدم، ولی بدكرداری من مانع نشد كه احسان خود را در حق من به كمال رسانی، و نیك رفتاری تو با من سبب نگردید كه از كارهایی كه موجب خشم توست، بپرهیزم. آری، تو درباره‌ی آنچه می‌كنی بازخواست نشوی.
به خدا سوگند كه چون چیزی از تو خواستند، بخشیدی، و بی آن كه بخواهند، نیز عطا كردی، وچون فضل تو را طلب كردند، بخل نورزیدی. ای مولای من، تو از هر چه اِبا كنی، احسان و نعمت بخشیدن و نیكی انعام را دریغ نخواهی كرد، و من از هر چه دوری كنم، از انجام دادن محرّمات و پا فراتر نهادن از حدود احكامت و غفلت نمودن از بیم‌دادن‌هایت خود را نگاه نخواهم داشت. پس حمد و ستایش تو را سزد ای معبود من، ای مقتدری كه شكست ناپذیری، و ای مهلت دهنده‌ای كه شتاب نمی‌ورزی.
این جایگاه كسی است كه به نعمت‌های بسیار تو معترف است، ولی آنها را با كوتاهی در سپاسگزاری تو، پاسخ گفته و اینك علیه خود گواهی می‌دهد كه احكام و حدودت را تباه كرده است.
خدایا، من با تمسّك به مقام بلند محمد و راه روشن علی به تو تقرّب می‌جویم، و به واسطه‌ی آن دو به تو روی می‌آوم، بدان امید كه مرا از گزند بدی‌هایی كه خود می‌دانی پناه دهی، كه این كار با وجود توانگری‌ات تو را به سختی نیندازد، و پیش قدرتت مشكل ننماید، كه تو بر هر كار توانایی.
پس ای معبود من، رحمت و دوام توفیق خود را به من ارزانی كن تا آن را نردبانی سازم برای بالا رفتن به سوی خشنودی تو و ایمن شدن از عقوبت تو، ای مهربان‌ترینِ مهربانان.

 

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی دِفَاعِ كَیْدِ الْأَعْدَاءِ، وَ رَدِّ بَأْسِهِمْ :

إِلَهِی هَدَیْتَنِی فَلَهَوْتُ، وَ وَعَظْتَ فَقَسَوْتُ، وَ أَبْلَیْتَ الْجَمِیلَ فَعَصَیْتُ، ثُمَّ عَرَفْتُ مَا أَصْدَرْتَ إِذْ عَرَّفْتَنِیهِ، فَاسْتَغْفَرْتُ فَأَقَلْتَ، فَعُدْتُ فَسَتَرْتَ، فَلَكَ إِلَهِی الْحَمْدُ. تَقَحَّمْتُ أَوْدِیَةَ الْهَلَاكِ، وَ حَلَلْتُ شِعَابَ تَلَفٍ، تَعَرَّضْتُ فِیهَا لِسَطَوَاتِكَ وَ بِحُلُولِهَا عُقُوبَاتِكَ. وَ وَسِیلَتِی إِلَیْكَ التَّوْحِیدُ، وَ ذَرِیعَتِی أَنِّی لَمْ أُشْرِكْ بِكَ شَیْئاً، وَ لَمْ أَتَّخِذْ مَعَكَ إِلَهاً، وَ قَدْ فَرَرْتُ إِلَیْكَ بِنَفْسِی، وَ إِلَیْكَ مَفَرُّ الْمُسی‏ءِ، وَ مَفْزَعُ الْمُضَیِّعِ لِحَظِّ نَفْسِهِ الْمُلْتَجِئِ. فَكَمْ مِنْ عَدُوٍّ انْتَضَى عَلَیَّ سَیْفَ عَدَاوَتِهِ، وَ شَحَذَ لِی ظُبَةَ مُدْیَتِهِ، وَ أَرْهَفَ لِی شَبَا حَدِّهِ، وَ دَافَ لِی قَوَاتِلَ سُمُومِهِ، وَ سَدَّدَ نَحْوِی صَوَائِبَ سِهَامِهِ، وَ لَمْ تَنَمْ عَنِّی عَیْنُ حِرَاسَتِهِ، وَ أَضْمَرَ أَنْ یَسُومَنِی الْمَكْرُوهَ، وَ یُجَرِّعَنِی زُعَاقَ مَرَارَتِهِ. فَنَظَرْتَ یَا إِلَهِی إِلَى ضَعْفِی عَنِ احْتِمَالِ الْفَوَادِحِ، وَ عَجْزِی عَنِ الِانْتِصَارِ مِمَّنْ قَصَدَنِی بِمُحَارَبَتِهِ، وَ وَحْدَتِی فِی كَثِیرِ عَدَدِ مَنْ نَاوَانِی، وَ أَرْصَدَ لِی بِالْبَلَاءِ فِیمَا لَمْ أُعْمِلْ فِیهِ فِكْرِی. فَابْتَدَأْتَنِی بِنَصْرِكَ، وَ شَدَدْتَ أَزْرِی بِقُوَّتِكَ، ثُمَّ فَلَلْتَ لِی حَدَّهُ، وَ صَیَّرْتَهُ مِنْ بَعْدِ جَمْعٍ عَدِیدٍ وَحْدَهُ، وَ أَعْلَیْتَ كَعْبِی عَلَیْهِ، وَ جَعَلْتَ مَا سَدَّدَهُ مَرْدُوداً عَلَیْهِ، فَرَدَدْتَهُ لَمْ یَشْفِ غَیْظَهُ، وَ لَمْ یَسْكُنْ غَلِیلُهُ، قَدْ عَضَّ عَلَى شَوَاهُ وَ أَدْبَرَ مُوَلِّیاً قَدْ أَخْلَفَتْ سَرَایَاهُ. وَ كَمْ مِنْ بَاغٍ بَغَانِی بِمَكَایِدِهِ، وَ نَصَبَ لِی شَرَكَ مَصَایِدِهِ، وَ وَكَّلَ بِی تَفَقُّدَ رِعَایَتِهِ، وَ أَضْبَأَ إِلَیَّ إِضْبَاءَ السَّبُعِ لِطَرِیدَتِهِ انْتِظَاراً لِانْتِهَازِ الْفُرْصَةِ لِفَرِیسَتِهِ، وَ هُوَ یُظْهِرُ لِی بَشَاشَةَ الْمَلَقِ، وَ یَنْظُرُنِی عَلَى شِدَّةِ الْحَنَقِ. فَلَمَّا رَأَیْتَ یَا إِلَهِی تَبَاركْتَ وَ تَعَالَیْتَ دَغَلَ سَرِیرَتِهِ، وَ قُبْحَ مَا انْطَوَى عَلَیهِ، أَرْكَسْتَهُ لِأُمِّ رَأْسِهِ فِی زُبْیَتِهِ، وَ رَدَدْتَهُ فِی مَهْوَى حُفْرَتِهِ، فَانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطَالَتِهِ ذَلِیلًا فِی رِبَقِ حِبَالَتِهِ الَّتِی كَانَ یُقَدِّرُ أَنْ یَرَانِی فِیهَا، وَ قَدْ كَادَ أَنْ یَحُلَّ بِی لَوْ لَا رَحْمَتُكَ مَا حَلَّ بِسَاحَتِهِ. وَ كَمْ مِنْ حَاسِدٍ قَدْ شَرِقَ بِی بِغُصَّتِهِ، وَ شَجِیَ مِنِّی بِغَیْظِهِ، وَ سَلَقَنِی بِحَدِّ لِسَانِهِ، وَ وَحَرَنِی بِقَرْفِ عُیُوبِهِ، وَ جَعَلَ عِرْضِی غَرَضاً لِمَرَامِیهِ، وَ قَلَّدَنِی خِلَالًا لَمْ تَزَلْ فِیهِ، وَ وَحَرَنِی بِكَیْدِهِ، وَ قَصَدَنِی بِمَكِیدَتِهِ. فَنَادَیْتُكَ یَا إِلَهِی مُسْتَغِیثاً بِكَ، وَاثِقاً بِسُرْعَةِ إِجَابَتِكَ، عَالِماً أَنَّهُ لَا یُضْطَهَدُ مَنْ أَوَى إِلَى ظِلِّ كَنَفِكَ، وَ لَا یَفْزَعُ مَنْ لَجَأَ إِلَى مَعْقِلِ انْتِصَارِكَ، فَحَصَّنْتَنِی مِنْ بَأْسِهِ بِقُدْرَتِكَ. وَ كَمْ مِنْ سَحَائِبِ مَكْرُوهٍ جَلَّیْتَهَا عَنِّی، وَ سَحَائِبِ نِعَمٍ أَمْطَرْتَهَا عَلَیَّ، وَ جَدَاوِلِ رَحْمَةٍ نَشَرْتَهَا، وَ عَافِیَةٍ أَلْبَسْتَهَا، وَ أَعْیُنِ أَحْدَاثٍ طَمَسْتَهَا، وَ غَوَاشِی كُرُبَاتٍ كَشَفْتَهَا. وَ كَمْ مِنْ ظَنٍّ حَسَنٍ حَقَّقْتَ، وَ عَدَمٍ جَبَرْتَ، وَ صَرْعَةٍ أَنْعَشْتَ، وَ مَسْكَنَةٍ حَوَّلْتَ. كُلُّ ذَلِكَ إِنْعَاماً وَ تَطَوُّلًا مِنْكَ، وَ فِی جَمِیعِهِ انْهِمَاكاً مِنِّی عَلَى مَعَاصِیكَ، لَمْ تَمْنَعْكَ إِسَاءَتِی عَنْ إِتْمَامِ إِحْسَانِكَ، وَ لَا حَجَرَنِی ذَلِكَ عَنِ ارْتِكَابِ مَسَاخِطِكَ، لَا تُسْأَلُ عَمَّا تَفْعَلُ. وَ لَقَدْ سُئِلْتَ فَأَعْطَیْتَ، وَ لَمْ تُسْأَلْ فَابْتَدَأْتَ، وَ اسْتُمِیحَ فَضْلُكَ فَمَا أَكْدَیْتَ، أَبَیْتَ یَا مَوْلَایَ إِلَّا إِحْسَاناً وَ امْتِنَاناً وَ تَطَوُّلًا وَ إِنْعَاماً، وَ أَبَیْتُ إِلَّا تَقَحُّماً لِحُرُمَاتِكَ، وَ تَعَدِّیاً لِحُدُودِكَ، وَ غَفْلَةً عَنْ وَعِیدِكَ، فَلَكَ الْحَمْدُ إِلَهِی مِنْ مُقْتَدِرٍ لَا یُغْلَبُ، وَ ذِی أَنَاةٍ لَا یَعْجَلُ. هَذَا مَقَامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النِّعَمِ، وَ قَابَلَهَا بِالتَّقْصِیرِ، وَ شَهِدَ عَلَى نَفْسِهِ بِالتَّضْیِیعِ. اللَّهُمَّ فَإِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْكَ بِالْمُحَمَّدِیَّةِ الرَّفِیعَةِ، وَ الْعَلَوِیَّةِ الْبَیْضَاءِ، وَ أَتَوَجَّهُ إِلَیْكَ بِهِمَا أَنْ تُعِیذَنِی مِنْ شَرِّ كَذَا وَ كَذَا، فَإِنَّ ذَلِكَ لَا یَضِیقُ عَلَیْكَ فِی وُجْدِكَ، وَ لَا یَتَكَأَّدُكَ فِی قُدْرَتِكَ وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ فَهَبْ لِی یَا إِلَهِی مِنْ رَحْمَتِكَ وَ دَوَامِ تَوْفِیقِكَ مَا أَتَّخِذُهُ سُلَّماً أَعْرُجُ بِهِ إِلَى رِضْوَانِكَ، وَ آمَنُ بِهِ مِنْ عِقَابِكَ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین.َ

   


نظرات()  
What do eccentric heel drops do?
چهارشنبه 1 شهریور 1396 02:52 ب.ظ
wonderful issues altogether, you simply gained a logo new reader.
What could you recommend in regards to your post that you made a few days in the
past? Any certain?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

وبلاگ آشـــــــــوب

همــــــه چـــــی بــــرای همــــــه چـــــی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو