پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390  01:24 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

نیایش آن حضرت در روز عرفه

ستایش برای خداست، پروردگار هستی‌ها.
خدایا ستایش برای توست كه آسمان‌ها و زمین را بی‌مثال آفریدی، ای صاحب بزرگیِ تام و احسانِ تمام، مهتر مهتران، معبود هر معبود، آفریدگار هر آفریده، میراث بَرنده‌ی هر چه هست. هیچ كس به تو نمانَد و علم به هیچ موجودی از دسترست به دور نباشد. بر همه چیز احاطه داری، و همه را نگاهبانی.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن یكتایِ تنهایِ بی‌همتای بدل ناپذیر.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن بخشنده‌ی در اوج بخشندگی، آن بزرگِ در بزرگی بی‌همتا، و آن برترین، كه همه چیز در برابرش حقیر و ناچیز است.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست، آن بلند مرتبه كه به قدرت خود بر همه استیلا دارد، و سخت انتقام گیرنده است.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست، آن بخشاینده‌ی مهربان و دانای كل كه هر چیز را از روی دانش و به استواری آفرید.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن شنوایِ بینا كه وجودش بی‌سبب، و خود بر همه چیز آگاه است.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن بخشنده‌ی در بخشش از همه پیش، و پاینده‌ی تا همیشه پا برجا.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن نخستین كه پیش از همه بوده است، و آن واپسین كه پس از همه خواهد بود.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن كه در اوج بلند مرتبگی، نزدیك است، و در عین نزدیكی، بلند مرتبه است.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ صاحب شكوه و عظمت و بزرگواری، و سزاوار سپاس.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ پدیده‌ها را بی‌اصل و مایه پدید آورده‌ای، و صورت‌ها را بی‌مثال و نمونه نقش بسته‌ای، و آفریده‌ها را بی‌پیروی از دیگران هستی بخشیده‌ای.
تویی كه با حكمت خود، هر چیز را كمالی بسزا بخشیده‌ای، و هر چیز را برای انجام دادن وظیفه‌ای آماده ساخته‌ای، و هر چه غیر خود را به نیكی سامان داده‌ای.
تویی كه در آفرینش، هیچ شریكی یاری‌ات نكرده، و هیچ وزیری دستیار تو نشده، و هیچ كس تو را ندیده، و برای تو مثل و مانندی نبوده است.
تویی كه چون اراده كنی، هر چه خواهی همان شود، و چون حكم برانی، حكم تو عین عدالت است، و چون داوری كنی، داوری كردنت بر اساس انصاف است.
تویی كه هیچ مكانی گنجایشت را ندارد، و هیچ قدرتی اقتدار تو را تحمل نتواند، و هیچ برهانی و بیانی تو را درمانده نكند.
تویی كه همه چیز را یك به یك به شمار آورده‌ای، و برای هر چیز پایانی گذاشته‌ای، و به مقتضای حكمت، اندازه معین كرده‌ای.
تویی كه دستِ درازِ اوهام از رسیدن به او ج ذاتت كوتاه است، پای اندیشه‌ها را به چگونگی تو راهی نیست، و دیده‌ها كجاییِ تو را در نیابند.
تویی كه چون به پایان نمی‌رسی، محدود نیستی، و چون به صورتی مجسّم نمی‌شوی، به ادراك در نیایی، و چون فرزند نمی‌زایی، زاییده نشده‌ای.
تویی كه رقیبی نداری تا با تو رقابت كند، و همتایی كه بر تو برتری یابد، و همانندی كه پیش تو عرضِ اندام نماید.
تویی كه بی‌پیروی از كسی، آفرینش را بنیاد نهادی، و از هیچ، همه را آفریدی، و بی‌هیچ سابقه‌ای پدید آوردی، و بی‌هیچ وسیله‌ای جهان را ساختی، و هر نقشی كه بستی، همه نیكو بستی.
پاك و منزّهی تو، و چه والا مرتبه‌ای تو، و چه بلند است جایگاه تو، و چه خوب آشكار كرده است حق را «فرقان» تو.
پاك و منزّهی تو، ای خدای لطیف، چه بسیار است لطفِ تو؛ ای خدای مهربان، چه فراوان است مهربانیِ تو؛ ای خدای حكیم، چه اندازه است داناییِ تو.
پاك و منزّهی تو، ای فرمانروا، چه نفوذ ناپذیر است قدرتِ تو؛ ای بخشنده، چه گسترده است خوانِ بخشش تو؛ ای بلند پایه، چه رفیع است شأن و مقام تو. تویی كه شكوه و جلال و بزرگی داری و سزاوار حمد و سپاسی.
پاك و منزّهی تو، كه به نیكی‌ها دست خود گشوده‌ای، و هدایت همه از جانب توست، و تو آن را به ما آموخته‌ای. پس هر كه برای دین یا دنیای خود از تو چیزی خواست، لطف و احسان تو را دریافت.
پاك و منزّهی تو، كه هر چه در وادی علم تو وارد شده، سر به فرمان تو فرود آورده، و هر چه زیر عرش توست، در برابر عظمتت فرو تن گشته، و هر آفریده تسلیم حُكم تو شده است.
پاك و منزّهی تو، با هیچ یك از حواس بیرونی و درونی تو را درنیابند، و با سودنِ دست و لمس احساست نكنند. نتوانند با تو حیله‌گری كنند و از خویش دورت سازند و با تو دشمنی نمایند و به مخالفت برخیزند و بر تو چیره شوند و فریبت دهند و با تو نیرنگ بازند.
پاك و منزّهی تو، راه تو مستقیم و هموار است، و طریقت تو بر پایه‌ی حق استوار، و تو زنده‌ای هستی كه همه نیاز خواه تواَند.
پاك و منزّهی تو، سخنت حِكمت، فرمانت لازم، و اراده‌ات پا برجاست.
پاك و منزّهی تو، هیچ كس نتواند مشیتّت را باز گرداند و كلماتت را دگرگون سازد.
پاك و منزّهی تو، نشانه‌های تو آشكار است، ای خدایی كه پدید آورنده‌ی آسمان‌ها و آفریدگار جان‌هایی.
ستایش برای توست، ستایشی كه با جاودانگی تو جاودانه شود.
ستایش برای توست، ستایشی كه با دوام نعمت تو تا همیشه باقی مانَد.
ستایش برای توست، ستایشی كه همسنگ احسان تو باشد.
ستایش برای توست، ستایشی كه بر خشنودی‌ات بیفزاید.
ستایش برای توست، ستایشی كه با ستایش دیگر ستایشگران همراهی كند، و سپاسی كه دستِ سپاس دیگر سپاسگزاران بدان نرسد؛
ستایشی كه تنها سزاوار توست، و با آن، جز تقرّب به درگاه تو را نتوان جست؛
ستایشی كه سپاس نخستین را تداوم بخشد و سپاس واپسین را در پی آورَد؛
ستایشی كه در گردش روزگاران فزونی یابد و پیوسته و پی در پی دو چندان گردد؛
ستایشی كه فرشتگانِ حسابگر شمارش آن نتوانند، و از آنچه فرشتگان كتابت در لوح محفوظ تو می‌نویسند، افزون‌تر باشد؛
ستایشی كه با عرش بزرگ تو هم‌طراز، و با كرسی رفیع تو هم اندازه شود؛
ستایشی كه پاداش آن نزد تو به كمال رسد، و پاداش آن تمام جزاها را در برگیرد؛
ستایشی كه پیدا و پنهانِ آن یكی باشد، و پنهانش توأم با نیّتِ راست؛
ستایشی كه هیچ آفریده‌ای تو را مثل آن ستایش نكند، و هیچ كس جز تو به كمالِ آن پی نبَرد؛
ستایشی كه هر كس در شمارش آن بكوشد، نیازمند یاری شود، و هر كس در به جای آوردن حقِ آن سعی بلیغ كند، نیروی بیشتری خواهد؛
ستایشی كه هر ستایش دیگر را كه آفریده‌ای گرد هم آورَد، و هر ستایشی را كه پس از آن بیافرینی، در بر گیرد؛
ستایشی كه نزدیك‌تر از آن به سخن تو هیچ نباشد، و بیش از آن كس كه تو را با آن می‌ستاید، كسی تو را نستاید؛
ستایشی كه با بخشش تو موجب افزونی نعمت و فراوانی آن شود، و تو با احسان خود، پیوسته آن را بیفزایی؛
ستایشی كه زیبنده‌ی بزرگیِ ذات تو باشد، و با عزّتِ جلال و عظمتت برابر گردد.
پروردگار من، درود فرست بر محمد و خاندان محمد، آن انسان برگزیده‌ی پسندیده‌ی گرامیِ مقربِ درگاهت. برترین درودهای خود را، و كامل‌ترین بركات خود را نثارش كن، و پُر بهره‌ترین رحمت‌های خود را نصیب او گردان.
ای پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی فزاینده كه فزاینده‌تر از آن نباشد. و درود فرست بر او؛ درودی فراوان كه فراوان‌تر از آن به دست نیاید. و درود فرست بر او؛ درودی خشنود كننده كه برتر از آن صورت نبندد.
ای پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی كه او را خرسند كند و خرسندی‌اش را فزونی دهد. و درود فرست بر او؛ درودی كه تو را خشنود گردانَد و بر خشنودی‌ات بیفزاید. و درود فرست بر او؛ درودی كه جز آن را برای او نپسندی و دیگری را شایسته‌ی آن ندانی.
پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی كه از مرز خشنودی تو فراتر رود و به جاودانگی تو پیوند خورَد و به پایان نرسد؛ آن سان كه كلمات تو را پایانی نیست.
پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی كه درود فرشتگان و پیامبران و فرستادگان و اهل طاعت تو را در بر گیرد، و درود بندگان جنّی و اِنسی و دعوت پذیران تو را شامل شود، و درود هر یك از اصناف آفریدگانت كه آنان را آفریده‌ای و در زمین پراكنده‌ای، گردِ هم آورَد.
پروردگار من، بر او خاندانش درود فرست؛ درودی كه بر هر درودِ پیش از آن و پس از آن احاطه یابد. و بر او و خاندانش درود فرست؛ درودی كه تو و دیگران را پسند آید، و با آن درودهایی پدید آوری كه درودهای پیشین را با آن چندین برابر كنی، و در گردش روزگاران بارها بر آن بیفزایی، چندان كه جز تو هیچ كس آن را شمردن نتواند.
پروردگار من، درود فرست بر اهل‌بیت او كه پاك‌ترین‌اند، و تو آنان را برای انجام دادن كار مهمِ خود برگزیدی، و ایشان را نگهبانان علم خود و نگه‌داران دین خود و جانشینانت در زمین، و حجّت‌های خود بر بندگانت قرار دادی، و به خواستِ خود از هر گناه و آلودگی پاك كردی، و آنان را چنان آفریدی كه وسیله‌ی رسیدن به تو و راه درآمدن به بهشت تو باشند.
پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی كه با آن، عطا و كرامت خود را بر آنان وسیع گردانی، و هر گونه بخشش و احسان را در حقّ‌شان به كمال رسانی، و بهره‌ی ایشان را از هدیّه ها و سودهای خود سرشار كنی.
پروردگار من، بر او و بر ایشان درود فرست؛ درودی كه آغازش حد و مرز ندارد، و مدتش بی‌پایان است، و انجامش را نهایت نیست.
پروردگار من، بر آنان درود فرست؛ همسنگ عرش خود و آنچه زیر آن است، و هموزن آنچه آسمان‌های تو و بالاتر از آن را پُر ساخته، و به شمار زمین‌های تو و هر چه در زیر و در میان آنهاست؛ درودی كه ایشان را به تو نزدیك نماید، و خشنودی تو و ایشان را فراهم سازد، و تا همیشه درودهایی چنین در پی داشته باشد.
خدایا، تو در هر زمان دین خود را به وسیله‌ی پیشوایی نیرو بخشیده‌ای كه او را چونان نشانِ هدایت پیش چشم بندگانت به پا داشته‌ای و در سرزمین‌های خود عَلَمِ راه قرارش داده‌ای، پس از آن كه رشته‌ی وجود او را به رشته‌ی وجود خود گره زده‌ای، و او را وسیله‌ی خشنودی خود ساخته‌ای، و پیروی‌اش را لازم گردانده‌ای، و از نافرمانی‌اش بر حذر داشته‌ای، و به اطاعت فرمان‌هایش و پرهیز از نهی‌هایش امر كرده‌ای، و فرموده‌ای كه هیچ كس نباید بر او پیشی گیرد یا از او واپس مانَد، و اوست كه پناه‌جویان را در پناه خود نگه می‌دارد، و پناهگاه مؤمنان است، و رشته‌ی نجاتِ آویختگان، و حُسنِ جمالِ هستی‌ها.
خدایا، به ولّی خود شكرانه‌ی نعمتی را كه به او داده‌ای، الهام نما، و مانند آن شكرانه را به ما نیز الهام كن تا نعمت وجود او را سپاس گوییم. او را از جانب خود سلطه‌ای یاری دهنده عطا كن، و راه‌های سخت را به آسانی پیش پای او بگشای، و او را به نیرومندترین تكیه‌گاه خود یاری فرما. پشت وی را محكم، و بازویش را توانا گردان، و چشم عنایت خود را از او برمدار، و به نگه‌داری خود حمایتش فرما، و با فرشتگانت مددكار او باش، و با برترین سپاه پیروز خود نیرومندش ساز.
به دست او كتاب و احكام و راه‌های هدایت خود و سنت‌های پیامبر خود را ـ كه درودهای تو ای خدا بر او و خاندانش باد ـ بر پای دار، و آن نشانه‌های دین تو را كه ستمگران میرانده‌اند، دوباره زنده ساز، و گرد و غبار ستم را از جادّ‌ه‌ی شریعت خود بزدای، و دشواری‌های راه خویش را برطرف نمای، و به یُمن وجود او منحرفان از دین خود را از میان بردار، و آنان را كه راه مستقیم تو را كج می‌خواهند، نیست گردان.
او را با دوستان خود نرمخو گردان، و بر دشمنانت مسلط ساز، و مهربانی و رحمت و دلسوزی و مهرورزی او را به ما ارزانی كن، و ما را بر آن دار كه شنوندگانِ سخن و فرمانبران دستور او شویم، و در راه خشنودی‌اش بكوشیم، و در یاری و دفاع از او، مددكار وی باشیم، و بدین وسیله، به تو و پیامبرت ـ كه درود تو ای خدا بر او و خاندانش باد ـ تقرب جوییم.
خدایا، بر دوستدارنِ این خاندان درود فرست، كه به مقام و منزلت ایشان معترف‌اند، و به راه روشن آنان می‌روند، و نشانه‌های‌شان را دنبال می‌كنند، و به رشته‌ی محبّت‌شان چنگ می‌زنند، و به ولایت‌شان تمسك می‌جویند، و امامت و پیشوایی‌شان را می‌پذیرند، و به فرمان‌شان گردن می‌نهند، و در اطاعت‌شان می‌كوشند، و روزگار دولت ایشان را منتظرند، و چشم امیدشان به آنا دوخته شده است؛ درودهای فرخنده و پاكیزه و فزاینده در هر بامداد و شامگاه.
بر آنها و جان‌هایشان سلام فرست و كارشان را بر اساس تقوا سامان بخش، و حال و روزشان را نیكو گردان، و توبه‌شان را پذیرا شو، كه تویی بسیار توبه‌پذیرِ مهربان و بهترینِ آمرزگاران، و به رحمتِ خود ما را در جوار ایشان در سرای سلامت وارد كن، ای مهربان‌ترین مهربانان.
خدایی، امروز روز عرفه است؛ روزی كه تو آن را شرافت داده‌ای و كرامت بخشیده‌ای و بزرگ داشته‌ای، و در چنین روزی رحمت خود را بر ما گسترده‌ای، و به عفوت بر ما منّت نهاده‌ای، و بخشش خود را فراوان ساخته‌ای، و به یُمن آن، بیش از پیش، بر بندگانت نعمت ارزانی كرده‌ای.
خدایا، من همان بنده‌ی تواَم كه پیش از آن كه روح خود را در او بدمی، و پس از آن كه او را آفریدی، از نعمت خویش برخوردارش كردی، و سپس در زمره‌ی كسانی قرارش دادی كه آنان را به دین خود راه نموده‌ای، و به ادای حقِ خود كام‌یاب ساخته‌ای، و به رشته‌ی محبت خود از آتش در امان داشته‌ای، و در حزب خود وارد كرده‌ای، و به آنان راه دوستی ورزیدن با دوستانت، و دشمنی كردن با دشمنانت را نشان داده‌ای؛
همان بنده‌ای كه چون فرمانش دادی، آن را زمینی گذاشت، و چون منعش كردی، دست بر نداشت، و چون از نافرمانی خود بر حذرش داشتی، با آن مخالفت كرد و مرتكب نهی تو شد، اما نه از روی دشمنی با تو و نه از سَرِ گردن‌كشی در برابر تو، بلكه خواهشِ نفسانی، او را به كارهایی برانگیخت كه از آنها دورش كرده بودی و ترسانده بودی‌اش. در این میان، دشمن تو و دشمن او، شیطان، تا آن جا وسوسه‌اش كرد كه با این كه از تهدید تو با خبر بود و به عفو و گذشت تو امید و اطمینان داشت، از فرمان تو سرپیچی نمود؛ در حالی كه با این همه بخشش كه تو در حق او روا داشته‌ای، از دیگران به گناه نكردن شایسته‌تر بود.
اینك این منم، افتاده در برابر تو، خوار و ذلیل و سرافكنده و فروتن و ترسان، و معترف به گناهان بزرگ كه مرتكب شده‌ام و خطاهای سنگینی كه انجام داده‌ام؛ در حالی كه از عفو تو امید امنیّت دارم و از رحمتت پناه می‌خواهم، و به یقین می‌دانم كه هیچ كس مرا از تو در امان نخواهد داشت، و در برابر عذابت از من حمایت نخواهد كرد.
پس بر من تفضّل كن و همچنان كه گنهكاران را به احسان خود می‌نوازی و بر گناهان‌شان پرده می‌اندازی، با من و گناهانم نیز چنین كن، و آنسان كه عفو خود را نصیب كسی می‌كنی كه به اختیار خودش تسلیم تو شده، مرا هم از بخشش خود نصیبی عطا فرما، و به آمرزش خود ـ كه چون آن را به آرزومندش ارزانی كنی، در نظرت بزرگ نیاید ـ بر من نیز منّت گذار.
در این روز، برای من نصیبی قرار ده كه با آن از خشنودی تو بهره‌مند شوم، و مرا از آنچه بندگان كوشای تو از درگاهت به ارمغان می‌آورند، دست تهی بر مگردان.
من از كارهای نیكی كه ایشان كرده‌اند، با خود هیچ ندارم، اما پیش از این، به یگانگی تو و نفی اضداد و امثال و همانند از تو معتقد بوده‌ام، و از درهایی به سوی تو آمده‌ام كه خود فرموده‌ای از آن درها بر تو وارد شویم، و با چیزی به درگاه تو تقرّب جسته‌ام كه هرگز كسی جز با آن به درگاه تو تقرّب نتواند جست.
سپس در پی این حالت، با توبه و اخلاص به سویت آمده‌ام؛ با خواری و زاری به درگاه تو، و با گمان نیك به تو، و اطمینان به رحمت تو در دو جهان. و امید به تو را ضمیمه‌ی آن كرده‌ام؛ امیدی كه آرزومندانت از آن بی‌نصیب نمی‌مانند.
و همچون بنده‌ی حقیر خوار بینوای فقیر ترسانی كه به تو پناه آورده است، نیاز خود را از تو خواسته‌ام؛ با ترس و تضرّع و پناه‌جویی و امان طلبی، نه از سَرِ گردن فرازیِ متكبّران به تكبّر، و نه از روی بلند پروازیِ طاعت پیشگان به گستاخی، و نه از روی دلخوشی به شفاعت شفیعان.
اینك من از هر كمی كم‌تر، و از هر خواری خوارترم؛ چنان ذرّه‌ای یا كم‌تر از آن. پس ای آن كه در كیفر بدكاران شتاب نمی‌ورزی و ناز پروردگانِ در نعمت را به ناگاه نمی‌میرانی، ای آن كه به احسان حود گنهكاران را می‌آمرزی و خطاكاران را به نیكی كردن زیاد مهلت می‌دهی،
من بنده‌ی گنهكار معترفِ خطا پیشه‌ی لغزش خورده‌ام.
من كسی هستم كه در برابر تو گستاخی ورزیده‌ام.
من كسی هستم كه به دلخواه خود تو را نافرمانی كرده‌ام.
من كسی هستم كه اعمال زشت خود را از بندگانت پوشیده‌ام و پیش تو آشكارشان ساخته‌ام.
من كسی هستم كه از بندگانت ترسیده‌ام و خود را از تو در امان دیده‌ام.
من كسی هستم كه از قهر و غلبه‌ی تو پروا نكرده‌ام و از خشم تو نهراسیده‌ام.
منم كه بر خود ستم كرده‌ام.
منم كه گروگانِ بلای خود شده‌ام.
منم كه شرم و حیای اندك دارم.
منم كه رنجی دراز و دیرینه خواهم داشت.
خدایا، سوگندت می‌دهم به حقِ آن كس كه از میان آفریدگانت او را برگزیده‌ای، به آن كه او را برای خود پسندیده‌ای، به حقِ آن كه اطاعت او را به اطاعت خود پیوسته‌ای، به آن كه نافرمانی او را نافرمانی خود شمرده‌ای، به حق آن كه دوستی او را با دوستی خود قرین ساخته‌ای، به آن كه دشمنی او را در شمار دشمنی خود آورده‌ای، در این روز، مرا مثل كسانی كه بیزار از گناه در پیشگاه تو زاری می‌كنند و توبه‌كنان به آمرزشت پناه می‌آورند و تو آنان را می‌آمرزی، جامه‌ی رحمت و بخشایش بپوشان.
و كار مرا سامان ده، به آن چیزی كه كار طاعت پیشگان و مقرّبان و منزلت‌داران خود را با آن به اصلاح می‌آوری.
و خود به تنهایی مرا سرپرستی كن؛ آن سان كه خود به تنهایی از كسانی سرپرستی می‌كنی كه به عهد تو وفا كرده‌اند و خود را در اطاعت از تو به رنج افكنده‌اند و در طلب خشنودی‌ات به سختی كوشیده‌اند.
مرا به سبب این كه در جلب ثوابت كوتاهی كرده‌ام و در محرّماتت پای از حدّ خود فراتر نهاده‌ام و از مرز احكامت بیرون رفته‌ام، كیفر مكن،
و با مهلت دادنِ خود، مرا به غفلت مینداز و غافلگیر مساز؛ همچون كسی كه خیر خود را از من دریغ كرد و چنین پنداشت كه رساندنِ آن خیر به من، تنها به دست اوست، و حتی در نعمت بخشی خود تو را شریك ندانست.
از خوابِ بی‌خبران و ناهشیاریِ اسرافكاران و خواب آلودگیِ به خود رها شدگان بیدارم كن،
و قلب مرا به كاری بر گمار كه طاعت پیشگان را بدان گماشته‌ای، و اهل عبادت را بدان واداشته‌ای، و با آن، مردم سست و كاهل را از آتش رها ساخته‌ای.
مرا از چیزهایی كه از تو دورم می‌سازند و میان من و بهره‌ام از تو فاصله می‌شوند و مرا از درخواست خود باز می‌دارند، در پناه خود آور،
و چنان كن كه من به آسانی راه نیكی‌ها را به سوی تو بپیمایم، و از همان راه كه تو فرموده‌ای، در رسیدن به نیكی‌ها شتاب نمایم، و بدان گونه كه خود خواسته‌ای، در انجام دادن آنها حریصانه بكوشم.
مرا با كسانی كه تهدید تو را به هیچ نمی‌گیرند، هلاك مفرما،
و با آنان كه خود را در معرض خشم سنگین تو قرار می‌دهند، نابود مگردان،
و با آنان كه از راه تو منحرف شده‌اند، در هم مشكن،
و مرا از ناگواری‌های بلا و فتنه رهایی بخش، و از تنگناهای آشوب بیرون آور، و به مهلت دادنِ خود غافلگیر مساز،
و حائل شو میان من و دشمنی كه گمراهم سازد، و خواهش نفسانی كه در هلاكم اندازد، و زیانی كه به من روی آورَد.
از من رو مگردان همچون رویگردان شدنت از كسی كه بر او خشم گرفته‌ای و دیگر از او خشنود نگشته‌ای،
و مرا از دل بستن به امید خود مأیوس مكن، چندان كه ناامیدی از رحمتت بر من غالب شود،
و مرا به نعمتی كه تاب آن ندارم میازمای كه بار محبتت بر شانه‌هایم سنگینی كند و از پای درآیم،
و مرا مانند كسی كه در او هیچ خبری نیست و تو را با او كاری نبوَد و بازگشتش به سوی تو ممكن نباشد، از دست فرو مگذار،
و مثل كسی كه از چشم عنایت تو افتاده و دست تو جامه‌ی شوربختی بر تنش پوشانده است، از درگاه خود دور مساز، بلكه دستم را بگیر و از افتادنِ فرو افتادگان و دلهره‌ی گمراهان و لغزشِ فریب خوردگان و گردابِ مرگِ هلاك شدگان، نجاتم ده.
و مرا از امتحانی كه غلامان و كنیزان خود را بدان می‌آزمایی، به سلامت دار، و به مقام و مرتبه‌ی كسانی رسان كه به آنان توجه داری و نعمت‌شان داده‌ای و از ایشان خشنود بوده‌ای و آنان را زندگیِ پسندیده عطا كرده‌ای و با سعادت میرانده‌ای.
چنان كن كه فكرِ دل بركندن از هر چه نیكی‌هایم را نابود می‌كند و بركاتم را به باد می‌دهد، هرگز از من جدا نشود، و همانند گردنبندی، پیوسته بر گردنم باشد،
و قلب من، خود را در جامه‌ی تنفّر از زشتی‌های خطا و رسوایی‌های گناه بپوشاند.
مرا به كاری كه جز با عنایت تو بدان دست نمی‌یابم، سرگرم مكن، تا از كاری كه جز با آن به خشنودی‌ات نمی‌رسم، وانمانم،
و از دلِ من محبت این دنیای بی‌قدر و منزلت را ریشه‌كن ساز؛ دنیایی كه مرا از آنچه نزد توست باز می‌دارد، و مانع می‌شود كه وسیله‌ای برای رسیدن به تو فراهم آورم، و مرا از تقرّب جستن به تو غافل می‌گردانَد.
زیبایی‌های تنها بودن در شب و روز، و راز و نیاز با خود را به چشمم بیارای،
و مرا عصمتی بخش كه به ترس از تو نزدیكم سازد، و میان من و ارتكاب گناهان جدایی اندازد، و مرا از كمند معاصیِ بزرگ وارهانَد.
از آلودگیِ نافرمانی پاكیزه‌ام گردان، و ناپاكی خطاها را از من بزدای، و مرا با جامه‌ی سلامت بپوشان، و تن پوش عافیت بر تنم كن، و با نعمت گسترده‌ی خود مرا در بر گیر، و فضل و احسان خود را پی در پی به من برسان.
به توفیق و راهنمایی خود مرا نیرو بخش، و بر نیّت شایسته و گفتار پسندیده و كردار نیكو یاری‌ام فرما، و بی‌قوّت و قدرت خود، به قدرت و قوّت خویشم وامگذار،
و در آن روز كه مرا برای دیدار خود می‌برانگیزی، خوار و شرمنده‌ام مساز، و نزد دوستداران خود رسوایم مكن، و یادت را از خاطرم مبَر، و توفیق سپاسگزاری خود را از من دریغ مدار، و هنگام غفلت و بی‌خبری كه نادانان شكر نعمت‌هایت را از یاد می‌برند، پیوسته آن را بر زبانم جاری كن، و به من الهام فرما كه در برابر آنچه عطایم كرده‌ای، تو را ثنا گویم، و به آن خوبی‌ها كه در حقِ من روا داشته‌ای، اعتراف كنم.
چنان كن كه اشتیاق من به تو، از اشتیاق دیگران فراتر باشد، و ستایش من درباره‌ی تو، بالاتر از ستایش دیگران قرار گیرد.
آن دم كه حاجت خود پیش تو آورم، مرا وامگذار، و به كارهای نیكی كه خود پسندی‌ام را سبب گردیده، در عذابم میفكن، و آن دست رد كه بر سینة‌ی دشمنانت می‌زنی، بر سینه‌ی من مزن. گوش من به فرمان توست، و می‌دانم كه دلیل و برهانِ تو راست است و تو به فضل و بخشش سزاوارتر، و به نیكی و احسان خوكرده‌تری. تو شایسته‌ی آنی كه از كیفرت بیم نمایند، و آنان را كه طاعت پیشه كرده‌اند، بیامرزی. عفو از تو زیبنده‌تر است تا عقوبت كردن، و تو به پرده پوشی نزدیك‌تری تا پرده دری.
مرا به زندگی‌ای پاكیزه زنده بدار كه با آنچه دلخواه من است توأم گردد، و به آنچه دوست می‌دارم پایان یابد، و در این میان، كاری كه تو ناپسند می‌داری، انجام ندهم، و چیزی را كه نهی فرموده‌ای، مرتكب نشوم، و مرا همچون كسی بمیران كه نورش در پیش رو و از سمت راستش در حركت است.
مرا در پیشگاه خودت خوار گردان و پیش آفریدگانت بزرگوار. چون با تو خلوت كنم، مرا سرافكنده ساز، و در بین بندگانت سرافراز. از كسی كه به من نیاز ندارد، بی‌نیازم كن، و نیاز من به خودت را فزونی بخش.
مرا از سرزنش دشمنان و پیش آمدنِ بلاها و خواری و گرفتاری در پناه آور، و گناهانم را كه از آنها خبر داری، بپوشان؛ مانند كسی كه اگر بردباریِ او مانع نشود، بر انتقام گرفتن قدرت دارد، و اگر مدارای او نباشد، گناهان را كیفر می‌دهد.
آنگاه كه بخواهی گروهی را به فتنه و پیشامد بَد دچار كنی، چون به تو پناه آورم، مرا از آن میان رهایی ده، و چنان كه در این جهان رسوایم نخواسته‌ای، در آن جهان نیز رسوایم مخواه،
و در حقِ من، رشته‌ی نعمت‌های این جهان و نعمت‌های آن جهان و رشته‌ی فواید دیرینه و تازه را پیوسته گردان، و چندان عمرِ مرا دراز مكن كه به سبب آن سنگدل شوم، و مرا چندان به سختی و ناگواری دچار مكن كه بزرگی و خوشی و سر زندگی‌ام را از میان ببَرد، و مرا به حقارتی كه قدر و منزلتم را بكاهد، یا به عیب و نقصی كه با آن جایگاه خود را نشناسم، گرفتار مساز.
مرا آن گونه مترسان كه از نومیدی و غم خاموشی گزینم، و چندان بیم مده كه به وحشت افتم. چنان كن كه تنها از تهدیدهای تو بترسم، و تنها از مهلت دادن و هشدارهای تو بپرهیزم، و تنها هنگام خواندن كتاب تو بیمناك شوم.
شبم را آباد گردان با بیداری‌ام برای عبادت تو، و تنها شب زنده‌داری كردنم برای تو، و مردم گریزی و مأنوس شدنم با تو، و فرود آوردن بار نیاز خود بر درگاه تو، و پی در پی خواهش كردنم برای رهایی از آتش دوزخ، و پناه بردنم به تو از عذابی كه اهلش در آن گرفتارند.
مرا سرگشته در وادی طغیان رها مكن، و تا دم مرگ در گرداب جهل و بی‌خبری مگذار، و مایه‌ی پند و عبرت دیگران مخواه، و موجب گمراهی آن كس كه به من می‌نگرد مساز، و با من مثل كسانی كه با سلامت و نعمت مهلتشان داده‌ای، رفتار مكن، و دیگری را به جای من برمگزین، و نام مرا از دفتر نیكان مزدای، و پیكر مرا به آفت‌های این جهانی و آتش آن جهانی دگرگون مساز، و مرا مضحكه‌ی آفریدگان و مسخره‌ی درگاه خود مكن، و چنان كن كه جز در پیِ خشنودی تو نروم، و جز برای انتقام گرفتن از دشمنان تو، خود را به رنج نیفكنم.
لذتِ بخششت را، شیرینی رحمتت را، آسودگی و رزق و روزی‌ات را، و بهشت پُر نعمتت را به من ارزانی كن، و با بی‌نیازی خود، طعم آسوده خیالی و مشغول شدن به آنچه را تو دوست می‌داری، و طعم كوشش در آنچه را موجب تقرّب به درگاه توست، به من بچشان، و تحفه‌ای از تحفه‌های خود را برای من بفرست.
تجارتم را پُر سود، و بازگشتم را بی‌زیان قرار ده، و چنان كن كه از روزِ ایستادن در برابر تو و حساب پس دادن بترسم، و هم آرزومند دیدرات باشم. مرا به توبه‌ای بی‌بازگشت و خالص كامیاب ساز كه پس از آن، هر گناه كوچك و بزرگ، و هر گناه آشكار و پنهان را نابود كنی.
كینه‌ی مؤمنان را از دلِ من ریشه كن ساز، و قلبم را با فروتنان مهربان گردان، و با من چنان باش كه با نیكان هستی، و مرا به جامه‌ی پرهیزگاران بیارای، و برای من در میان آیندگان نام نیكو گذار و در میان معاصران آوازه‌ی بلند، و در روز رستاخیز مرا در زمره‌ی كسانی درآور كه در اطاعت و ایمان، نخستین كسان بودند.
گستردگیِ نعمتت بر من را به حدّ كمال رسان، و بهترین‌هایش را در حقِّ من پی در پی ساز. دستان مرا از عطایای خود بیاكَن، و بخشش‌های بزرگ خود را به سوی من روان گردان، و مرا در باغ‌هایی كه در بهشت برای برگزیدگانت آراسته‌ای، با خوب‌ترین دوستان خود همسایه كن، و در مقاماتی كه برای محبان خود فراهم آورده‌ای، مرا خلعت عطایای بی‌عوض بپوشان.
برای من نزد خود مكانی مطمئن قرار ده كه در آن آرامش یابم، و منزلی كه در آن فرود آیم و مَسكن گیرم و چشمم بدان روشن شود. كیفر مرا به اندازه‌ی گناهان بزرگی كه كرده‌ام قرار مده. در آن روز كه هر نهانی آشكار شود، هلاكم مكن، و هر شبهه‌ای را از دلم بزدای، و از هر رحمتی برای من راهی به سوی حق بگشای، و بهره‌های بخشش خود را در حقِ من فراوان ساز، و به فضل خود نصیب مرا از احسانت افزون گردان.
چنان كن كه دلم به آنچه نزد توست مطمئن گردد، و همه‌ی همّت من در عبادت تو به كار افتد. مرا به كاری وادار كه بندگان خالص خود را بدان وا می‌داری، و هنگام غفلتِ عقل و خرد، دل مرا با طاعت خود درهم آمیز، و بی‌نیازی و پاك دامنی و آسایش و تن درستی و وسعت روزی و آرامش و عافیت را برای من فراهم ساز.
كارهای نیك مرا با گناهانی كه به آن درآمیزد، تباه مساز، و خلوت‌هایم را به نعمت یا محنتی كه برای آزمایش من می‌فرستی، آشفته مكن، و آبرویم را از گزند نیازخواهی از آفریدگانت نگاه دار، و مرا از درخواست آنچه نزد بدكاران است، باز دار.
مددكار ستمگران قرارم مده، و مگذار كه در نابود كردن كتاب تو با آنان همدست شوم. مرا آن گونه حفظ و حمایت كن كه خود نمی‌دانم، و با آن، از هر بدی در امان می‌مانم. درهای توبه و رحمت و مهربانی و روزیِ فراوان خود را به روی من بگشای كه من از روی آورندگان به درگاه تواَم. نعمت دادنت به من را به حدّ كمال رسان، كه تو بهترینِ نعمت دهندگانی.
ای پروردگار هستی‌ها، چنان كن كه مانده‌ی عمر من، برای جلب خشنودی تو، در كار حج و عمره سپری شود. خدای تعالی درود فرستد بر محمد و خاندان پاك و پاكیزه‌ی او، و سلام و تهیّت بر ایشان، تا ابد.

   


نظرات()  
What is a heel lift?
سه شنبه 14 شهریور 1396 07:11 ب.ظ
Howdy, I do believe your site could possibly be having internet browser compatibility issues.
When I take a look at your blog in Safari, it looks fine however, when opening in I.E., it's
got some overlapping issues. I merely wanted to provide you with a quick
heads up! Apart from that, excellent blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

وبلاگ آشـــــــــوب

همــــــه چـــــی بــــرای همــــــه چـــــی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو