تبلیغات
وبلاگ آشـــــــــوب - فاطمه (س) در تفاسیر اهل سنت
پنجشنبه 19 مرداد 1391  06:30 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

فاطمه (س) در تفاسیر اهل سنت
«ایّها النّاس اعلموا انّی فاطمة و ابی محمّدصلی الله علیه وآله وسلم... لا اقول ما اقول غلطاً و لا افعل شططاً؛ ای مردم! بدانید: من فاطمه ام و پدرم محمّدصلی الله علیه وآله وسلم است... گفتار و رفتارم جز حق نیست.»(1)
سخن گفتن درباره شخصیت والایی كه مدال «سیّدة نساء العالمین» را از دست آخرین پیامبر الهی گرفته است، كاری بس دشوار می نماید.
شناخت زوایای شخصیت ملكوتی آن حضرت، از دو جهت مشكل است:
1. ژرفای شخصیت حضرت فاطمه علیها السلام
انسان های الهی، مانند خورشید درخشندگی دارند؛ از این رو، همان گونه كه به خورشید نمی توان خیره شد، به خورشید وجود آنان نیز نمی توان نگریست. به ناچار از آثار وجودی آنان می توان به ابعادی از شخصیت شان پی برد.
طایر و هم فرو ماند و شهباز خیال عقل حیران ز كمال وی و اندیشه ملول (2)

2. تلاش منفی مخالفان
تلاش پیگیر و همه جانبه حكّام جور و بنی امیّه، برای پوشاندن و مجهول نگاه داشتن جایگاه رفیع اهل بیت علیهم السلام، یكی دیگر از عواملی است كه ما را از شناخت صحیح و بایسته آن حضرت باز داشته است.
البته به رغم همه این تلاش ها، آن انوار الهی درخشندگی و تشعشع لازم را در افق معنوی داشته و دارند؛ چرا كه:
«یریدون لیطفوا نور الله باَفواهم والله متمّ نوره و لو كره الكافرون»(3)
ابن اثیر - از محققان و نویسندگان بنام اهل سنّت - از اوزاعی نقل می كند:
از «واثلة بن الاسقع» شنیدم كه وقتی سر امام حسین علیه السلام را به شام آوردند، فردی شامی به آن حضرت و پدرش اهانت كرد. «واثله» از جا برخاست و گفت: سوگند به خدا! همواره علی، حسن، حسین و فاطمه را دوست می دارم بعد از آنكه از پیامبر خدا، در روزی كه در خانه «امّ سلمه» ملاقاتش كردم، این جریان را مشاهده كردم كه حسن آمد و پیامبر او را بر ران راست خود نشاند و حسین آمد، حضرت وی را بر ران چپ خود قرارداد و هردو را بوسید؛ سپس فاطمه آمد، پیامبر او را در مقابل خود نشانید، آنگاه علی را دعوت كرد و این آیه را خواند: «انّما یرید الله لیذهب عنكم الرّجس اهل البیت و یطهّركم تطهیراً»(4)
ابن اثیر می گوید:
«اوزاعی» در باب فضائل، غیر از این حدیث، حدیث دیگری روایت نكرده و همچنین «زهری» نیز جز یك حدیث در باب فضائل، چیز دیگری نیاورده است...........

فاطمه (س) در تفاسیر اهل سنت
«ایّها النّاس اعلموا انّی فاطمة و ابی محمّدصلی الله علیه وآله وسلم... لا اقول ما اقول غلطاً و لا افعل شططاً؛ ای مردم! بدانید: من فاطمه ام و پدرم محمّدصلی الله علیه وآله وسلم است... گفتار و رفتارم جز حق نیست.»(1)
سخن گفتن درباره شخصیت والایی كه مدال «سیّدة نساء العالمین» را از دست آخرین پیامبر الهی گرفته است، كاری بس دشوار می نماید.
شناخت زوایای شخصیت ملكوتی آن حضرت، از دو جهت مشكل است:
1. ژرفای شخصیت حضرت فاطمه علیها السلام
انسان های الهی، مانند خورشید درخشندگی دارند؛ از این رو، همان گونه كه به خورشید نمی توان خیره شد، به خورشید وجود آنان نیز نمی توان نگریست. به ناچار از آثار وجودی آنان می توان به ابعادی از شخصیت شان پی برد.
طایر و هم فرو ماند و شهباز خیال عقل حیران ز كمال وی و اندیشه ملول (2)

2. تلاش منفی مخالفان
تلاش پیگیر و همه جانبه حكّام جور و بنی امیّه، برای پوشاندن و مجهول نگاه داشتن جایگاه رفیع اهل بیت علیهم السلام، یكی دیگر از عواملی است كه ما را از شناخت صحیح و بایسته آن حضرت باز داشته است.
البته به رغم همه این تلاش ها، آن انوار الهی درخشندگی و تشعشع لازم را در افق معنوی داشته و دارند؛ چرا كه:
«یریدون لیطفوا نور الله باَفواهم والله متمّ نوره و لو كره الكافرون»(3)
ابن اثیر - از محققان و نویسندگان بنام اهل سنّت - از اوزاعی نقل می كند:
از «واثلة بن الاسقع» شنیدم كه وقتی سر امام حسین علیه السلام را به شام آوردند، فردی شامی به آن حضرت و پدرش اهانت كرد. «واثله» از جا برخاست و گفت: سوگند به خدا! همواره علی، حسن، حسین و فاطمه را دوست می دارم بعد از آنكه از پیامبر خدا، در روزی كه در خانه «امّ سلمه» ملاقاتش كردم، این جریان را مشاهده كردم كه حسن آمد و پیامبر او را بر ران راست خود نشاند و حسین آمد، حضرت وی را بر ران چپ خود قرارداد و هردو را بوسید؛ سپس فاطمه آمد، پیامبر او را در مقابل خود نشانید، آنگاه علی را دعوت كرد و این آیه را خواند: «انّما یرید الله لیذهب عنكم الرّجس اهل البیت و یطهّركم تطهیراً»(4)
ابن اثیر می گوید:
«اوزاعی» در باب فضائل، غیر از این حدیث، حدیث دیگری روایت نكرده و همچنین «زهری» نیز جز یك حدیث در باب فضائل، چیز دیگری نیاورده است.
آنگاه ابن اثیر می گوید:
«كانا یخافان بنی امیّة؛ اوزاعی و زهری از بنی امیّه می ترسیدند!»(5)
آری فضای رعب انگیزی كه بنی امیّه ایجاد كرده بود، باعث شد راویان و دانشمندان اسلامی نتوانند فضائل اهل بیت علیهم السلام را انتشار دهند و جایگاه رفیع آنان را بازگو نمایند. این عامل باعث گردید كه بسیاری از فضایل اهل بیت علیهم السلام و امّ الفضایل، فاطمه زهراعلیها السلام بر ما پوشیده بماند. لیكن از باب «ما لایدرك كلّه لاتترك كلّه» به شمّه ای از آنچه كه برخی از مفسّران اهل سنّت در فضایل حضرت فاطمه علیها السلام بدان اشاره كرده اند، می پردازیم.
در این مورد به سخنان سه مفسّر بزرگ؛ یعنی زمخشری در تفسیركشّاف و فخر رازی در تفسیر كبیر و طبری در تفسیر جامع البیان فی تأویل القرآن بسنده می كنیم.
مطالبی را كه این مفسّران با استفاده از آیات قرآنی درباره فاطمه زهراعلیها السلام و اهل بیت علیهم السلام متذكّر شده اند، می توان در قالب چند عنوان نقل كرد:
1. فاطمه علیها السلام، محور اهل بیت علیهم السلام
عموم مفسّران در ذیل آیه «مباهله» مطالبی نقل كرده اند كه محوریّت فاطمه زهراعلیها السلام را نشان می دهد. آیه چنین است: «فمن حاجّك فیه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الكاذبین»(6)
مسلّم است كه مراد از «ابناء»، امام حسن و امام حسین علیهما السلام و از «نساء»،(7) فقط فاطمه زهراعلیها السلام و از «انفس»، حضرت علی علیه السلام است. طبری، رازی و زمخشری، هرسه در تفاسیر خود نقل كرده اند: وقتی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم دلایل خود را در مورد قصّه عیسی علیه السلام بیان داشت و نصارای نجران نپذیرفتند و بر عقیده نادرست خود درباره عیسی علیه السلام اصرار ورزیدند؛ پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «انّ الله امرنی ان لم تقبلوا الحجّة ان اباهلكم (8)؛ خداوند به من دستور داده كه اگر حجّت و دلیل را نپذیرفتید، با شما مباهله (9) كنم.»
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در موعد مقرّر با عبایی مشكی از خانه بیرون آمدند؛ در حالی كه حسین علیه السلام را در بغل داشتند و دست حسن علیه السلام را گرفته بودند. حضرت فاطمه علیها السلام در پشت سر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و حضرت علی علیه السلام نیز پشت سر فاطمه علیها السلام بودند. پیامبر به اهل بیت علیهم السلام فرمود: هرگاه كه من دعا كردم، شما آمین بگویید. در این حال، اسقف نجران خطاب به مسیحیان چنین گفت:
«من چهره هایی را می بینم كه اگر از خدا بخواهند كوهی را از جایش بكند، چنین خواهد شد، پس مباهله نكنید كه هلاك خواهید شد و بر روی زمین تا روز قیامت نصرانی باقی نخواهد ماند.»
نصارای نجران از مباهله دست برداشتند و با پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم وارد مذاكرات صلح شدند و شرایط حكومت اسلامی را پذیرفتند.
زمخشری در كشّاف از ام المؤمنین عایشه و رازی در تفسیر كبیر نقل كرده اند:
هنگامی كه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم برای مباهله خارج شد، عبایی سیاه بر دوش داشت، حسن آمد، حضرت او را زیر عبا قرار داد، آنگاه حسین آمد و حضرت عبا را بر روی او نیز پوشاند. سپس فاطمه و در آخر علی علیه السلام آمد. پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم - وقتی كه همه آنان جمع شدند - فرمود: «انّما یرید الله لیذهب عنكم الرّجس اهل البیت...»(10).
از مضمون مطالب فوق، استفاده می شود كه: محور اهل بیت علیهم السلام فاطمه زهراعلیها السلام می باشد؛ فاطمه و پدرش، فاطمه و فرزندانش و فاطمه و همسرش.
زمخشری می گوید:
اینكه «ابناء» و «نساء» را بر «انفس» مقدّم داشت، برای این است كه مكانت و منزلت آنان را روشن سازد و این، قوی ترین دلیل بر فضل اصحاب كساعلیهم السلام است.
طبری می گوید:
وقتی آیه «مباهله» نازل شد، پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به دنبال حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین فرستاد تا به نزد حضرت آیند.
در ذیل آیه «مودّت»(11) نیز مفسّران اهل سنّت به خوبی، مكانت و منزلت فاطمه علیها السلام و اهل بیت علیهم السلام را بیان كرده اند.
زمخشری در ذیل آیه «قل لا اسئلكم علیه اجراً الاّ المودّة فی القربی»، این روایت را نقل كرده است:
بعد از نزول این آیه، گفته شد: ای رسول خدا! چه كسانی قربای تو هستند كه ما موظّف به محبّت و مودّت آنان شده ایم؟
حضرت فرمود: «علیّ و فاطمة و ابناهما.»(12)
فخر رازی در معرّفی مصداق این آیه و اهل بیت علیهم السلام چنین گفته است:
«آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم كسانی اند كه امر آنان به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم برگشت می كند و هركس كه مآل كارش به پیامبر شدیدتر و كامل تر باشد، «آل» محسوب می شود. شكّی نیست كه فاطمه، علی، حسن و حسین شدیدترین تعلّق و وابستگی را نسبت به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم داشته اند، پس آنان آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم هستند.»(13)
فخر رازی برای اثبات وجوب محبّت نسبت به حضرت فاطمه، علی، حسن و حسین علیهم السلام چنین ادامه می دهد:
وقتی این چهارنفر؛ یعنی: فاطمه، علی، حسن و حسین علیهم السلام مصداق اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم هستند، لازم می آید كه از عظمت ویژه ای برخوردار باشند. و بر این جایگاه رفیع و ویژه چند مطلب دلالت دارد:
1. همین آیه مودّت «...الاّ المودّة فی القربی».
2. شكّی نیست كه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم حضرت فاطمه علیها السلام را دوست می داشت و فرمود: «فاطمة بضعة منّی یؤذینی ما یؤذیها».
3. نقل متواتر، دلالت می كند كه حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم، علی و حسن و حسین علیهم السلام را دوست می داشت، وقتی این مطلب ثابت شد بر امّت اسلامی واجب است مانند پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم این شخصیت های معنوی را دوست بدارند؛ زیرا قرآن می فرماید: «واتّبعوه لعلّكم تهتدون».(14)
در آیه دیگر آمده است: «فلیحذر الذین یخالفون عن امره»(15) و در آیه دیگر: «قل ان كنتم تحبّون الله فاتّبعونی یحببكم الله»(16)؛ در آیه ای نیز «لقد كان لكم فی رسول الله اسوة حسنة»(17).
فخر رازی در ادامه می گوید:
دعا برای آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم منصب بزرگی است و از این رو در پایان تشهّدِ نماز، برای آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم دعا قرار داده شده است: «اللهمّ صلّ علی محمّد و علی آل محمّد وارحم محمّداً و آل محمّد.» و این تعظیم و بزرگداشت در حقّ هیچ كس غیر از آل پیامبر یافت نمی شود. همه اینها دلالت می كند كه «محبت آل محمّد» واجب است.(18)
زمخشری در تفسیر خود، پس از آنكه اثبات می كند مراد از «قربی» و «آل»، حضرت فاطمه علیها السلام و همسر و فرزندانش هستند، ادامه می دهد كه رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
«من مات علی حبّ آل محمّد مات شهیداً، اَلا و من مات علی حبّ آل محمّد مات مغفوراً له، اَلا و من مات علی حبّ آل محمّد مات تائباً، اَلا و من مات علی حبّ آل محمّد مات مؤمناً مستكمل الایمان، اَلا و من مات علی حبّ آل محمّد بشّره ملك الموت بالجنّة، ثمّ منكر و نكیر، اَلا و من مات علی حبّ آل محمّد یزف الی الجنّة كما تزف العروس الی بیت زوجها، اَلا و من مات علی حبّ آل محمّد فتح له فی قبره بابان الی الجنّة، اَلا و من مات علی حبّ آل محمّد جعل الله قبره مزار ملائكة الرّحمة، اَلا و من مات علی بغض آل محمّد لم یشمّ رائحة الجنّة».(19)
از سخنان فخر رازی چنین بر می آید كه فاطمه زهراعلیها السلام محور آل البیت علیهم السلام است. وی می گوید:
«... و علیٌّ منهم لانّه كان من اهل بیته بسبب معاشرته بنت النّبی علیه السلام و ملازمته للنّبی (20)؛ حضرت علی علیه السلام به سبب زندگی و معاشرتش با دختر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و همراه بودنش با پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم از جمله اهل بیت است.»
2. فاطمه علیها السلام، مظهر طهارت و عصمت
علاوه بر روایات زیادی كه از طرق اهل سنّت و شیعه دلالت بر طهارت و پاكی فاطمه زهراعلیها السلام دارد، آیه «تطهیر»(21) محكم ترین دلیل بر این معنا است.
در مورد آیه تطهیر سه نظر وجود دارد:
1. مراد، همسران پیامبر و فاطمه، علی، حسن و حسین علیهم السلام هستند.
این نظر را فخر رازی در تفسیر خود ابراز كرده است.
«ثم انّ الله ترك خطاب المؤنّثات و خاطب بخطاب المذكّرین بقوله: «لیذهب عنكم الرّجس» لیدخل فیه نساء اهل بیته و رجالهم... و الاولی ان یقال هم اولاده و ازواجه والحسن و الحسین منهم و علیٌّ منهم».(22)
البته این نظر را به چند دلیل نمی توان پذیرفت؛ زیرا:
اوّلاً: اگر همسران حضرت هم از جمله اهل بیت بودند، غلبه با زنان بود و تعبیر خطاب به كلمات و ضمائر، مذكّر وجهی نداشت.
ثانیاً: روایات متظافره دلالت بر اختصاص آیه تطهیر به حضرت فاطمه علیها السلام و همسر و فرزندانش دارد. حتّی یك روایت منسوب به پیامبر كه دلالت بر شمول آیه نسبت به همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم داشته باشد، هم وجود ندارد.
2. نظر عَكْرمه، مبنی بر اختصاص آیه به همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم.
طبری در تفسیرش نقل كرده است:
«كان عكرمه ینادی فی السّوق: «انّما یریدالله لیذهب عنكم الرّجس اهل البیت و یطهّركم تطهیراً» قال: نزلت فی نساء النّبیّ خاصّة».(23)
این نظر هم قابل قبول نیست؛ زیرا:
اوّلاً: عكرمه، مورد اعتماد فریقین نیست و آنچه گفته، برداشتِ شخصی اوست؛ نه روایت از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم.
ثانیاً: بر فرض اینكه روایت هم باشد، توان معارضه با روایات متظافره ای را كه از طرق شیعه و سنّی نقل شده، ندارد. در این خصوص روایاتی كه از طریق اهل سنّت نقل شده، از روایاتی كه از طریق شیعه نقل شده، بیشتر است.(24)
3. اختصاص آیه تطهیر به آل عبا
جمهور مفسّران سنّی و شیعه و علمای فریقین عقیده دارند كه آیه تطهیر اختصاص به آل عبا دارد. واژه «آل عبا»، یا «كساء» نیز از روایات گرفته شده است و مراد از آن، فاطمه زهرا، پدرش، همسرش و دو فرزندش حسن و حسین علیهم السلام هستند.
طبری شانزده حدیث در ذیل آیه، ذكر می كند كه دلالت بر همین معنا دارند. در برخی از آنها تصریح شده كه همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم از جمله آنان نیستند.
آری مستفاد از همه این روایات، این است كه محور اهل بیت علیهم السلام و مظهر پاكی و عصمت از گناه، فاطمه، همسر و اولاد آن بزرگوار هستند و به همین خاطر است كه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در جریان مباهله، فقط این پنج نفر را برای مباهله به همراه خود می برد و احدی از اصحاب یا همسران خود را در این میدانِ امتحان - كه فقط پاكی و صداقت كارساز است - همراه نمی كند.
اینك برای تیمّن و تبرّك، دو روایت از روایاتی را كه طبری در تفسیر خود نقل كرده ذكر می كنیم:
1. «... عن ابی سعید الخدری، قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نزلت هذه الآیة فی خمسة فیّ و فی علیّ رضی الله عنه و حسن رضی الله عنه و حسین رضی الله عنه، و فاطمة رضی الله عنها، انّمایرید الله لیذهب عنكم الرّجس اهل البیت و یطهّركم تطهیراً...»(25)
2. «... عن امّ سلمه، قالت: لما نزلت هذه الآیة: «انّما یرید الله لیذهب عنكم الرّجس اهل البیت و یطهّركم تطهیراً» دعا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم علیّاً و فاطمة و حسناً و حسیناً، فجلل علیهم كساءً اخیبریّاً فقال: اللهمّ هؤلاء اهل بیتی، اللهمّ اذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهیراً. قالت امّ سلمه: الستُ منهم؟ قال: انت الی خیر...»(26)
البته زمخشری مثل این روایت را از عایشه نیز نقل كرده است:
«مِنْ عائشة رضی الله عنها: انّ رسول الله صلّی الله علیه و سلّم خرج و علیه مرط مرجل من شعر اسود، فجاءالحسن فادخله، ثمّ جاءالحسین فادخله، ثمّ فاطمة، ثم علیّ، ثمّ قال: «انّما یرید الله لیذهب عنكم الرّجس اهل البیت»».(27)
3. فاطمه علیها السلام، مظهرایثار
زمخشری در سوره «دَهر» در ذیل آیه «و جزاهم بما صبروا جنّة و حریراً» می گوید: «بصبرهم علی الایثار» و سپس داستان روزه گرفتن فاطمه و علی و فضّه را به تفصیل نقل می كند و متذكّر می شود كه پس از سه روز، جبرئیل سوره «هل اتی» را آورد و گفت: «خذها یا محمّد هنأك الله فی اهل بیتك فاقرأه السورة».
آلوسی در تفسیر روح المعانی می گوید: از لطایفی كه دلالت می كند بر اینكه این سوره در مورد فاطمه و همسر و اولادش نازل شده، این است كه خدای سبحان در این سوره، نامی از حورالعین نبرده و به «ولدانٌ مخلّدین» تصریح كرده است و این، به خاطر رعایت حُرمت بتول و نور چشم رسول صلی الله علیه وآله وسلم فاطمه زهراعلیها السلام است.(28)
4. فاطمه علیها السلام، كوثر اعطا شده به پیامبر
فخر رازی در سبب نزول سوره «كوثر» چنین نقل كرده است:
«ابن عبّاس، مقاتل، كلبی و عامّه اهل تفسیر گفته اند كه عاص بن وائل همواره می گفت: انّ محمّداً ابتر، لا ابن له یقوم مقامه بعده، فاذا مات انقطع ذكره و استرحتم منه».(29)
سدی می گوید: خداوند (در این سوره) بیان كرده است كه دشمنان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم ابتر و بی دنباله اند. ما كه می بینیم نسل این كفّار منقطع شده است؛ ولی نسل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم هر روز، رو به ازدیاد و رشد است و این چنین خواهد بود تا روز قیامت.(30)
فخر رازی در ضمن نقل اقوال، قول سوم را چنین بیان كرده است:
«كوثر، اولاد پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم است؛ چون این سوره به عنوان ردّ بر گفتار كسانی نازل شده كه می گفتند: پیامبر فرزند ندارد.»
سپس رازی چنین توضیح می دهد:
پس معنای سوره این است كه خداوند به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نسلی عطا می كند كه در طول زمان باقی خواهند بود. بنگرید كه چقدر از اهل بیت را كشته اند؛ ولی جهان پر است از آنان و از بنی امیّه احدی كه قابل ذكر باشد باقی نمانده است. آنگاه بنگر كه در بین اهل بیت چقدر از بزرگان علما وجود داشته اند، مثل: باقر، صادق، كاظم، رضاعلیهم السلام و نفس الزّكیّه و امثال آنان.(31)
پر واضح است افرادی را كه رازی نام برده و همچنین سایر اولادی كه از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در سراسر جهان و در كشورهای مختلف پراكنده اند و به عنوان «سادات» شناخته می شوند، نسب آنان به كوثر وجود فاطمه زهراعلیها السلام منتهی می شود.
كوتاه سخن
در مورد فاطمه زهراعلیها السلام و اهل بیت پیامبرعلیهم السلام چه می توان گفت؛ جز آنچه آلوسی، این مفسّر شهیرِ اهل سنّت، در تفسیر خود گفته است:
چه می توان گفت جز آنكه: علی، مولای مؤمنان و وصیّ پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم است. و فاطمه، پاره تن احمد و جزء محمّدی است. و حسن و حسین، روح و ریحان و سیّد جوانان اهل بهشتند.
و در پایان می گوید:
«ولیس هذا من الرّفض بل ما سواه عندی هوالغیّ (32)؛ و اینكه می گویم، علامت رافضی بودن نیست؛ بلكه غیر این گفتن، غیّ و گمراهی است.»
وآخر دعوانا ان الحمد لله ربّ العالمین
پاورقیها:
10. این مطالب را زمخشری در كشّاف، ج 1، ص 367، رازی در تفسیر كبیر، ج 8، ص 85 و طبری در جامع البیان،ج 3،ص 297-299ذیل آیه مباهله آورده اند.

11. شوری / 23.

12. تفسیر كشّاف، ج 4، ص 219 و 220، ذیل آیه.

13. تفسیر كبیر، ج 27، ص 166، ذیل آیه مودّت.

14. اعراف / 158.

15. نور / 63.

16. آل عمران / 31.

17. احزاب / 21.

18. تفسیر كبیر، ج 27، ص 166.

19. تفسیر كشّاف، ج 4، ص 220 و 221.

1. قسمتی از سخنان حضرت در خطبه ای كه در حضور مهاجرین و انصار در مسجد پیامبر اسلام(ص) ایراد شد.

2. شعر از دیوان حقیقی كردستانی.

20. تفسیر كبیر، ج 25، ص 209، ذیل آیه تطهیر.

21. احزاب / 33.

22 و 23. تفسیر طبری، ج 10، ص 298.

24. ر.ك: تفسیر المیزان، ج 16، ص 311.

25 و 26. تفسیرطبری، ج 10، ص 296 و 297.

27. تفسیر كشّاف، ج 12، ص 365، ذیل آیه مباهله.

28. روح المعانی، ج 29، ص 158.

29 و 30. تفسیر كبیر، ج 32، ص 132 و 133.

31. «... فانظر كم قتل من اهل البیت، ثم العالم ممتلی منهم... ثم انظر كم كان فیهم من الاكابر من العلماء كالباقر والصادق والكاظم والرضا(ع) و النفس الزّكیة، و امثالهم» ر.ك: همان، ص 124.

32. همان.

3. صف / 8.

4. احزاب / 33.

5. اسدالغابه، ج 2، ص 20،ذیل ترجمه امام حسین(ع).

6. آل عمران / 61.

7. به نظر می رسد هرجا كه لفظ «نساء» در قرآن به پیامبر اسلام(ص) منسوب شده، مراد فاطمه زهرا(س) و سایر زنان منسوب به پیامبر(ص) است؛ چرا كه از همسران حضرت تعبیر به «ازواج» شده است. در آیه 28، 50 و 59 سوره احزاب چنین آمده است: (یا ایها النبی قل لازواجك ان كنتن تردن الحیوةالدنیا و زینتها فتعالین امتعكن و اسرحكن سراحاً جمیلاً - و ان كنتن تردن الله و رسوله والدارالاخرة فان الله اعدّ للمحسنات منكن اجراً عظیماً... یا ایها النبی انا احللنا لك ازواجك التی اتیت اجورهن... و در سورهّ تحریم، آیه 1: یا ایها النبی لم تحرم ما احل الله لك تبتغی مرضاة ازواجك. و در سوره احزاب آیه: النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم و ازواجه امّهاتهم. و در آیه 53... و ماكان لكم ان تؤذوا رسول الله و لا ان تنكحوا ازواجه من بعده ابداً... و در سوره تحریم، آیه 3: و اذا اسرّ النبی الی بعض ازواجه حدیثاً...) در غیر از آیه مباهله، در مواردی كه لفظ «نساء» آمده و منسوب به پیامبر(ص) است، مراد اعم از همسران و دختران پیامبر(ص) هستند.

8. تفسیر رازی، ج 8، ص 85، ذیل آیه مباهله.

9. مباهله از ریشه «بهلة» و به معنای لعن و نفرین كردن است (ر.ك: تفسیر كشّاف، ذیل آیه).

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

وبلاگ آشـــــــــوب

همــــــه چـــــی بــــرای همــــــه چـــــی