تبلیغات
وبلاگ آشـــــــــوب - صحف فاطمه (س)
پنجشنبه 19 مرداد 1391  06:34 ب.ظ    ویرایش: - -

صحف فاطمه (س)


فاطمه(س) خود سرى از اسرار الهى است و دسترسى و شناخت مقام بلندش براى ما انسانهاى خاكى به سادگى ممكن نیست، بالاتر از آن، گوشه‏هاى بسیارى از زندگانى‏اش چون در در صدف مخفى و پنهان باقى مانده است.
مصحف فاطمه(س)، سرچشمه جوشان معنویت و دانشها كه از طریق وحى بر او نازل گشته مانند قبر مطهرش رازى است كه در پرده مانده و در اختیار ما خاكیان نیست. به راستى مصحف فاطمه(س) چیست؟ چه زمانى به وجود آمد؟ چه مطالبى را در بر دارد؟ و اكنون كجاست و در اختیار كیست؟ و ... پرسشهایى است كه تا حدودى پاسخ آنها در این نوشتار مختصر روشن مى‏گردد.

محدثه
از نامهاى معروف فاطمه زهرا(س) محدثه است كه امام صادق(ع) در سبب نامگذارى مادرش فاطمه به محدثه چنین مى‏فرماید:
انما سمیت فاطمة محدثة لان الملائكة كانت تهبط من السماء فتنادیها كما تنادى مریم بنت عمران (1) اینكه فاطمه(س) به محدثه نامگذارى شد چون فرشتگان پیوسته از آسمان فرود مى‏آمدند و به فاطمه(س) خبر مى‏دادند همانطور كه به مریم دختر عمران خبر مى‏دادند...........

صحف فاطمه (س)


فاطمه(س) خود سرى از اسرار الهى است و دسترسى و شناخت مقام بلندش براى ما انسانهاى خاكى به سادگى ممكن نیست، بالاتر از آن، گوشه‏هاى بسیارى از زندگانى‏اش چون در در صدف مخفى و پنهان باقى مانده است.
مصحف فاطمه(س)، سرچشمه جوشان معنویت و دانشها كه از طریق وحى بر او نازل گشته مانند قبر مطهرش رازى است كه در پرده مانده و در اختیار ما خاكیان نیست. به راستى مصحف فاطمه(س) چیست؟ چه زمانى به وجود آمد؟ چه مطالبى را در بر دارد؟ و اكنون كجاست و در اختیار كیست؟ و ... پرسشهایى است كه تا حدودى پاسخ آنها در این نوشتار مختصر روشن مى‏گردد.

محدثه
از نامهاى معروف فاطمه زهرا(س) محدثه است كه امام صادق(ع) در سبب نامگذارى مادرش فاطمه به محدثه چنین مى‏فرماید:
انما سمیت فاطمة محدثة لان الملائكة كانت تهبط من السماء فتنادیها كما تنادى مریم بنت عمران (1) اینكه فاطمه(س) به محدثه نامگذارى شد چون فرشتگان پیوسته از آسمان فرود مى‏آمدند و به فاطمه(س) خبر مى‏دادند همانطور كه به مریم دختر عمران خبر مى‏دادند.
فرشتگان خطاب به فاطمه(س) این آیات را تلاوت مى‏كردند: - یا فاطمة - ان الله اصطفیك و طهرك و اصطفیك على نساء العالمین - یا فاطمة - اقنتى لربك واسجدى واركعى مع الراكعین. (2)
فاطمه(س) به فرشتگان خبر مى‏داد و آنان به او خبر مى‏دادند و سخنانى با یكدیگر داشتند كه در یكى از شبها فاطمه به آنها گفت: آیا مریم دختر عمران بر زنان عالم برترى ندارد؟
گفتند: مریم در روزگار خویش بانوى بزرگ زنان بود ولى خداوند عز و جل تو را در عصر خویش و در عصر او بزرگ بانوى زنان قرار داده است و تو «سیدة نساء الاولین و الآخرین‏» هستى. (3)
گر چه فرشتگان با كسى جز انبیاء الهى گفتگو نداشتند ولى چهار بانوى بزرگ در تاریخ انبیاء بودند كه پیامبر نبودند و در عین حال فرشتگان با آنان سخن مى‏گفتند:
الف) مریم، مادر حضرت عیسى(ع)
ب) همسر عمران مادر حضرت موسى و مریم(علیهماالسلام)
ج) ساره، مادر حضرت اسحاق و یعقوب(ع)
د) فاطمه زهرا(س). (4)
پیامبر اسلام(ص) در بستر بیمارى از هوش رفته بود كه در خانه كوبیده شد. فاطمه(س) فرمود: كوبنده در كیست؟ عرض كرد: مرد غریبى هستم و پرسشى از رسول خدا دارم اجازه ورود مى‏دهید؟ فاطمه پاسخ داد: برگرد خدا تو را رحمت كند! حال رسول الله مساعد نیست.
رفت و سپس برگشت و در را زد و گفت: غریبى است كه از رسول خدا اجازه مى‏گیرد آیا به غریبان اجازه ورود مى‏دهند؟ ناگاه رسول خدا(ص) به هوش آمد و فرمود: اى فاطمه! آیا مى‏دانى چه كسى است؟ عرض كرد: خیر یا رسول الله! فرمود: این همان است كه جماعت‏ها را بهم مى‏زند و لذتهاى دنیوى را از بین مى‏برد او فرشته مرگ است! به خدا قسم پیش از من از احدى اجازه نگرفت و پس از من از كسى اجازه نخواهد گرفت و به سبب بزرگوارى و كرامتى كه در پیشگاه خداوند دارم تنها از من اجازه مى‏گیرد به او اجازه ورود بده!
فاطمه فرمود: داخل شو خداوند تو را رحمت كند!
فرشته مرگ چون نسیم ملایمى وارد شد و فرمود: السلام على اهل بیت رسول الله (5)
این جریان ناگوار از نوع سخنانى است كه فاطمه زهرا(س) با فرشته داشته است و به راستى كه فاطمه محدثه است.


::پیدایش مصحف فاطمه(س)
زهرا(س) پس از رحلت پیامبر(ص) 75 یا 95 روز، در جهان زندگى كرد. در این مدت بسیار كوتاه كه دوره صبر و استقامت، حمایت از حریم ولایت و در عین حال حزن و اندوه زهراى مرضیه بود; جبرئبل امین - فرشته وحى - بر او فرود آمد و با گزارشهایى كه از منزلت پدر بزرگوارش در نزد خدا و نیز آینده تاریخ اسلام و تشیع الهام مى‏كرد كتاب ارزشمندى به نام «مصحف فاطمه(س)» براى امامان معصوم(ع) به یادگار ماند.
امام صادق(ع) در پاسخ به محدثانى كه در باره مصحف فاطمه(س) سؤال كردند مدت طولانى سكوت كرد. ... ثم قال: انكم لتبحثون عما تریدون و عما لا تریدون ان فاطمة مكثت‏بعد رسول الله(ص) خمسة و سبعین یوما و كان دخلها حزن شدید على ابیها و كان جبرئیل(ع) یاتیها فیحسن عزاءها على ابیها و یطیب نفسها و یخبرها عن ابیها و مكانه و یخبرها بما یكون بعدها فى ذریتها و كان على(ع) یكتب ذلك فهذا مصحف فاطمة(س) (6)
سپس فرمود: شما در باره چیزهایى كه چه لازم دارید و یا لازم ندارید جستجو و تحقیق مى‏كنید. فاطمه(س) پس از رسول خدا هفتاد و پنج روز حیات داشت و بر اثر رحلت پدرش اندوه فراوان بر او وارد گشت. جبرئیل - فرشته وحى - پیوسته بر او فرود مى‏آمد و ناگواریها و اندوه جدایى پدر را به خوبیها جلوه مى‏داد و به جانش آرامش مى‏بخشید. به او از پدر و جایگاه بلندش در نزد پروردگار خبر مى‏داد و نیز از حوادث آینده كه بعد از فاطمه(س) نسبت‏به فرزندانش واقع خواهد شد گزارش مى‏داد. على(ع) تمام آن گزارشها و اخبار را مى‏نوشت كه همین مصحف فاطمه(س) را شكل داد.
در حدیث دیگرى امام صادق(ع) در پاسخ محدثى كه سؤال كرد: مصحف فاطمه چیست؟ چنین فرمود: خداوند متعال زمانى كه پیامبر را قبض روح كرد،بر فاطمه(س) از اثر رحلت پیامبر(ص) اندوهى وارد شد كه جز خداى عز و جل كسى نمى‏داند چه حزنى بود. لذا خداوند فرشته‏اى را به سوى او فرستاد تا غم و اندوهش را برطرف نماید و با او سخن گوید. فاطمه(س) جریان را به امیرالمؤمنین گزارش داد و على(ع) فرمود: هر وقت ورود فرشته را احساس كردى و صدایش را شنیدى به من بگو و مرا از سخنانش آگاه كن. بنابراین امیرالمؤمنین(ع) آنچه را كه مى‏شنید مى‏نوشت تا آنكه از سخنان و گزارشهاى نوشته شده مصحفى به وجود آمد. (7)
با دقت در این دو حدیث‏شریف مى‏توان گفت:
الف: مصحف فاطمه(س) در فاصله زمانى پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) تا شهادت صدیقه طاهره(س) به وجود آمده است.
ب: مصحف فاطمه(س) سخن وحى است كه توسط جبرئیل امین(ع) به فاطمه زهرا(س) الهام شده است.
ج: مصحف فاطمه(س) به دست مبارك مولا على(ع) نوشته شده است.


::زمینه‏هاى مصحف در زمان پیامبر
گرچه پیدایش و اتمام مصحف فاطمه(س) پس از رحلت رسول خدا انجام گرفت و از جانب خداوند به او الهام گشت كه احادیث زیادى بر این دلالت دارد; ولى در برخى از روایات زمینه‏هاى پیدایش آن را از زمان حیات رسول الله مى‏داند.
از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: مصحف فاطمه(س) به املاء رسول الله و خط على(ع) شكل گرفت. (8)
چنین مصحفى در چندین حدیث‏با اسناد مختلف از امام صادق(ع) نقل شده است و اینكه رسول خدا املا كرد و على(ع) با دست مباركش نوشت این نظریه را اثبات مى‏كند كه مصحف فاطمه(س) در زمان پدرش بوجود آمد.
البته برخى قائل‏اند كه جمله «رسول الله‏» در این احادیث منظور پیامبر اسلام نیست، بلكه همان فرستاده خدا فرشته وحى است كه اخبار و گزارشها را املا كرد و على(ع) آنها را نوشت. (9)
شاهدى كه سخن این گوینده را تایید مى‏كند حدیثى است كه ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل كرده و در آن كلمه رسول نیست. «انما هو شى‏ء املاه الله علیها و اوحى الیها» (10) همانا - مصحف فاطمه(س) - چیزى است كه خداوند آن را بر فاطمه(س) املاء و به سوى او وحى كرد. و روشن است كه املاء خدا به واسطه فرشته وحى است.
بنابراین مفهوم این احادیث نیز شبیه آن روایاتى مى‏شود كه پیش از آن نقل كردیم كه در آنها پیدایش مصحف فاطمه را پس از رحلت پیامبر(ص) مى‏داند.
البته صحیفه‏هایى از مصحف فاطمه(س) كه برگها و قسمتهاى جزئى از آن مجموعه ارزشمند خدادادى است پیامبر در زمان حیات به فاطمه(س) ارزانى داد كه بعدها كامل گشت و به نام مصحف فاطمه(س) در اختیار امامان معصوم(علیهم‏السلام) قرار گرفت. چرا كه بخشى از آن مصحف در زمان پیامبر(ص) در اختیار جابر بن‏عبدالله انصارى (11) قرار گرفت كه هم‏اكنون همین صحیفه در جوامع حدیثى شیعى در دسترس علاقه‏مندان است.
امام صادق(ع) فرمود: پدرم - امام محمدباقر(ع) - به جابر بن‏عبدالله انصارى گفت: پرسشى داشتم كه هر وقت مناسب شد آن را مطرح كنم. جابر عرض كرد: هر زمان كه دوست داشتى در محضرتان خواهم بود. تا آنكه فرصت مناسبى پیش آمد و پدرم خطاب به جابر گفت: اى جابر! به من خبر ده از لوحى كه در دست مادرم فاطمه دختر رسول الله (علیهما السلام) دیدى و مادرم از نوشته‏هاى آن لوح به تو چه خبر داد؟
جابر عرض كرد: خداى را گواه مى‏گیرم كه در حیات رسول خدا براى عرض تبریك ولادت حسین(ع) بر مادرت فاطمه(س) وارد شدم كه در دستش لوح سبزرنگى چون زمرد درخشش داشت و در آن نوشته سفیدى كه چون خورشید نورانیت داشت مشاهده كردم. عرض كردم: پدر و مادرم فدایت اى دختر رسول الله! این لوح چیست؟ فرمود: این لوحى است كه خداوند به پیامبرش هدیه داده است و در آن نام پدرم، نام همسرم، نام فرزندانم و نام اوصیاء از فرزندان نوشته شده است كه پدرم آن را به من بخشید تا به سبب آن مرا خشنود كند. جابر گفت: مادرت فاطمه(س) آن را به من عطا كرد و خواندم و از آن رونوشت كردم. پدرم - امام محمدباقر(ع) - به جابر گفت: آیا ممكن است آن نوشته را بر من عرضه كنى؟ گفت: آرى! پدرم همراهش به منزل جابر رفت و پیش از آنكه آن لوح را بیاورد ناگاه صحیفه‏اى از ورق نازكى كه در آن نوشته شده بود درآورد و گفت: اى جابر! نگاه كن در نوشته خودت تا من برایت‏بخوانم. جابر هم در نوشته خودش نگاه كرد و پدرم از روى نوشته‏اى كه داشت‏خواند; تا جایى كه این دو نوشته حتى در یك حرف هم با یكدیگر تفاوت نداشتند.
آنگاه جابر گفت: خدا را گواه مى‏گیرم نوشته‏اى كه در آن لوح دیدم چنین بود... (12)


نشانه امامت
مصحف فاطمه(س) به عنوان اسرار رسالت و امامت، تنها در دست ائمه معصومین (علیهم‏السلام) به یادگار ماند و در بین حجتهاى خدا در روى زمین یكى پس از دیگرى دست‏به دست گشت كه در اختیار داشتن آن را یكى از نشانه‏هاى امامت دانسته‏اند.
امام رضا(ع) وقتى علامت و نشانه‏هاى امام معصوم را شمارش كرد فرمود:
«و یكون عنده مصحف فاطمة(س)» (13)
مصحف فاطمه(س) در نزد او از نشانه‏هاى امامت مى‏باشد.
روایات بسیارى دلالت دارد بر اینكه «جامعه‏»، «جفر» و «مصحف فاطمه(س)» در نزد ائمه است كه در فرصت مناسب به آنها مراجعه و مشكلات و نیازهاى فكرى و علمى انسانها را حل مى‏كردند. تمام این آثار گنجینه‏هاى گرانبهایى از معارف و دانشها بود كه تصور آنها در افكار مادى ذهن بشر نمى‏گنجد.
ابوبصیر مى‏گوید: به حضور امام صادق(ع) رسیدم و عرض كردم: قربانت گردم! از شما سؤالى داردم، راستى در اینجا كسى - نامحرمى - هست كه سخن مرا بشنود؟، امام صادق(ع) پرده‏اى را كه میان آنجا و حجره دیگر بود بالا زد و در آنجا سر كشید سپس فرمود: اى ابا محمد! هر چه مى‏خواهى بپرس.
... آنگاه فرمود: اى ابا محمد! همانا «جامعه‏» نزد ما است و مردم چه مى‏دانند «جامعه‏» چیست؟ عرض كردم: قربانت‏شوم! جامعه چیست؟ فرمود: طومارى است‏به طول هفتاد ذراع با املاء رسول خدا و دستخط على(ع) كه تمام حلال و حرام و همه نیازهاى مردم در آن موجود است‏حتى جریمه خراش.
... آنگاه فرمود: همانا «جفر» در نزد ما است و مردم چه مى‏دانند «جفر» چیست؟
عرض كردم: جفر چیست؟ فرمود: مخزنى از چرم است كه علم پیامبران و اوصیاء و دانشمندان گذشته بنى‏اسرائیل در آن وجود دارد.
... آنگاه فرمود: و ان عندنا لمصحف فاطمه(س) و ما یدریهم ما مصحف فاطمه(س)؟ (14)
همانا مصحف فاطمه(س) در نزد ما است و مردم چه مى‏دانند كه مصحف فاطمه(س) چیست؟
ابوعبیده حذاء مى‏گوید: ابوجعفر - امام محمدباقر(ع) - خطاب به من فرمود: اى ابا عبیده! كسى كه نزد او شمشیر رسول الله، زره، پرچم برافراشته‏اش و مصحف فاطمه(س) باشد، چشم روشنى دارد.
راوى نقل مى‏كند در محضر امام صادق(ع) بودم كه جمعى از محدثان نیز در مجلس حضور داشتند یكى از محدثان (15) خطاب به امام عرض كرد: قربانت گردم! عبدالله بن‏حسن (16) در باره امامت و خلافت مى‏گوید: این منصب از آن ماست و به دیگران نخواهد رسید! امام صادق(ع) پس از سخنانى فرمود: چه شگفت‏انگیز است از عبدالله! مى‏پندارد كه پدرش على(ع) امام نبوده؟ ولكن به خدا قسم (در حالى كه با دست‏به سینه‏اش اشاره مى‏كرد) اسرار نبوت و نیز شمشیر و زره رسول الله در نزد ما است. «و عندنا و الله مصحف فاطمة‏» به خدا قسم مصحف فاطمه(س) در نزد ما است. (17)


::مصحف فاطمه(س) قرآن نیست
برخى از نااهلان و یا مغرضان بر شیعه خرده گرفته‏اند كه شیعیان قرآن دیگرى تراشیده‏اند! و ممكن است در عصر حاضر نیز چنین اتهاماتى را وارد كنند و ناآگاهانه به باد انتقاد بگیرند. این انتقادهاى نابخردانه و اهانت‏هاى ناروا ممكن است از چند چیز نشات گیرد:
الف: عدم رجوع به متون و منابع حدیثى و جوامع روایى شیعى و ناآگاهى و عدم اطلاع از اینكه تشیع كه قائل است زهراى مرضیه(س) داراى كتاب و مصحف بوده است مقصود چیست؟
ب: عناد و لجاجت‏با اندیشه‏هاى اسلام ناب و باورهاى اعتقادى و معارف كه از طریق امامان معصوم(ع) این حجت‏هاى خدا در روى زمین در اختیار انسانها گذارده شد.
ج: ذهنیت و تصورى كه پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) در اذهان مسلمانان حتى اصحاب و یاران پیامبر از كلمه «مصحف‏» بود. چرا كه «مصحف‏» بیشتر به نوشته‏هایى از آیات قرآن اطلاق مى‏شد و در آن زمان مصحفهاى متعددى وجود داشت و شخصیتى كه داراى مصحف بود به همو نسبت مى‏دادند مثل اینكه مى‏گفتند مصحف على(ع) به اعتبار اینكه مولا على(ع) داراى مصحف بود. البته هم‏اكنون نیز تعبیر «مصحف شریف‏» به قرآن مجید شهرت بسیار دارد.
گرچه چنین استعمالى در آن زمان شهرت فراوان داشت ولى این‏طور نبوده كه مصحف تنها به نوشته‏هاى آیات قرآن گفته شود بلكه نظرشان به معناى لغوى مصحف بوده چرا كه به مجموعه صحیفه‏هاى نوشته شده بین دو جلد كه به صورت كتاب درآمده باشد مصحف یا مصحف مى‏گویند. (18)
بنابراین به مجموعه صحیفه‏ها و نوشته‏هایى كه در موضوعات و مطالبى غیر از آیات قرآن نوشته شده باشد مصحف اطلاق مى‏گردد و مصحف فاطمه(س) به همین اعتبار است.
ابوبصیر مى‏گوید: در محضر امام صادق(ع) بودم و پرسیدم:
و ما مصحف فاطمه؟ قال: مصحف فیه مثل قرآنكم ثلاث مرات، و الله ما فیه من قرآنكم حرف واحد. (19)
مصحف فاطمه چیست؟ فرمود: مصحفى است‏سه برابر قرآن كه در دست‏شما است، ولى به خدا قسم حتى یك حرف از قرآن شما هم در آن نیست.
این حدیث آشكار مى‏سازد كه مصحف فاطمه(س) از نظر كمیت و حجم سه برابر قرآن است ولى از نظر محتوا و مطالب حتى یك حرف از ظاهر قرآن هم در آن وجود ندارد.
علامه مجلسى در توضیح این حدیث مى‏نویسد: ممكن است كسى این شبهه را كند كه در احادیث‏بسیارى وارد شده قرآن همه احكام را در بردارد و نیز مشتمل بر حوادث و گزارشهاى حال و آینده تاریخ است. پس مصحف فاطمه در پى چه چیزى است و این حدیث چگونه معنا مى‏شود؟
در پاسخ شبهه مى‏گوید: آرى قرآن چنین است ولى ممكن است منظور از مصحف معانى و تاویلاتى باشد كه ما از قرآن نمى‏فهمیم نه معناى ظاهرى كه از الفاظ درك مى‏كنیم و مى‏فهمیم. لذا مقصود از قرآن شما همان الفاظ ظاهرى قرآن است كه در مصحف فاطمه(س) وجود ندارد. (20)
البته احادیثى كه در آینده ذكر خواهد شد مطالب و موضوعات موجود در مصحف فاطمه را تا حدودى روشن مى‏سازد.
محمد بن‏مسلم از امام باقر و یا از امام صادق(ع) چنین نقل كرده است:
«و خلفت فاطمة مصحفا ما هو قرآن ولكنه كلام من كلام الله انزل علیها.» (21)
فاطمه(س) مصحفى را به یادگار گذاشت كه آن مصحف قرآن نیست ولى سخنى از سخن خداست كه بر فاطمه(س) نازل كرده است.
حسین بن‏ابى‏العلاء مى‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم كه فرمود:
«ان عندى ... مصحف فاطمة ما ازعم ان فیه قرآنا» (22)
نزد من، مصحف فاطمه(س) است. البته تصور نكن كه در آن آیات قرآن باشد.
ابى‏حمزه مى‏گوید: امام صادق(ع) فرمود: «مصحف فاطمة(س) ما فیه شی‏ء من كتاب الله و انما هو شی‏ء القى علیها بعد موت ابیها» (23)
در مصحف فاطمه(س) چیزى از كتاب خدا - قرآن مجید - نیست و تنها مصحف چیزى است كه بر فاطمه(س) پس از رحلت پدرش الهام گشته است.
روایات دیگرى نیز وجود دارد كه دلالت مى‏كنند مصحف فاطمه(س) قرآن نیست و موضوعات و مطالب آن غیر از آیات قرآن است. (24)


::مصحف فاطمه(س) و علم الهى
دانشهایى كه بشر آنها را كسب مى‏كند بسیار جزئى و محدود است و پس از مدتى فراموشش مى‏شود و نسبت‏به علوم و دانشهایى هم كه در آینده وجود مى‏آید بى‏اطلاع است. لذا تنها به علومى واقف است كه در حال حاضر به آنها دسترسى پیدا كرده است. اصطلاحات و دانش گذشته را كم كم از یاد مى‏برد و از آینده هم آگاهى ندارد.
ولى خداوند متعال كه عالم مطلق است علم او محدود به زمان نیست و گذشته و حال و آینده در نزد او یكسان است. این دانش و حكمت‏خدایى كه زمان را در مى‏نوردد و تنها در اختیار اوست‏شمه‏اى از آن را به هر كس كه اراده كند عطا مى‏كند. یؤتى الحكمة من یشاء و من یؤت الحكمة فقد اوتى خیرا كثیرا. (25)
حكمت را به هر كه مشیتش تعلق گیرد مى‏دهد و آن كس كه حكمت داده شده است همانا خیرى بسیار داده شده است.
البته این دانش و اسرار الهى در حد اعلاى آن به پیشوایان دین ارزانى گشته است و مصحف فاطمه(س) مصداق بارزى از معارف و دانشهاى خدایى است كه به زهراى مرضیه(س) الهام شد و به عنوان اسرار نبوت و امامت در اختیار ائمه معصومین (علیهم‏السلام) قرار گرفت. بنابراین دانش و حكمت‏هاى موجود در مصحف فاطمه(س) از سوى خدا است كه محدود به زمان و مكان نیست و قابل قیاس با دانشهاى بشرى نیست.


::مطالب مصحف فاطمه(س)
ابوبصیر مى‏گوید: از امام محمدباقر(ع) از مصحف فاطمه(س) پرسیدم. فرمود: پس از رحلت پدرش بر فاطمه(س) نازل گشته است.
عرض كردم: آیا در آن چیزى از آیات قرآن است؟
فرمود: چیزى از آیات قرآن در آن نیست.
عرض كردم: برایم آن را توضیح دهید.
فرمود: جلدها و اطراف آن از یاقوت زینت داده شده است و برگهاى آن از در سفید است.
عرض كردم: قربانت گردم! در آن چه سخنانى است؟
فرمود: خبرهاى عصر حاضر و نیز خبرهایى كه تا روز قیامت اتفاق خواهد افتاد در آن موجود است. خبر آسمانها و شماره فرشتگان آسمانى، تعداد و نامهاى تمام كسانى كه خداوند آنها را آفریده است. نامهاى رسولان، نامهاى تكذیب‏كنندگان و اسامى همه مؤمنان و كافران از آغاز آفرینش تا فرجام در آن موجود است.
اسامى و معرفى هر یك شهرهایى كه در شرق و غرب زمین است، تعداد مؤمنان و كافران هر شهر، اوصاف تكذیب‏كنندگان و نیز اوصاف ملت‏هاى گذشته و تاریخ آنها، طغیانگرانى كه حاكم‏اند تعداد آنها و زمان حكومتشان، نامهاى پیشوایان و اوصاف آنها و آنچه در زمین یكى پس از دیگرى مالك مى‏شوند، شرح حال بزرگان آنها و هر كس كه در ادوار آینده بیاید در مصحف موجود است.
اوصاف بهشتیان و تعداد كسانى كه وارد بهشت‏خواهند شد، اوصاف جهنمیان و نامهاى آنها در مصحف موجود است.
دانش قرآن آن‏طور كه نازل شده، دانش تورات و انجیل آن‏طور كه نازل گشته‏اند و دانش زبور و شماره درختهایى كه در تمام بلاد است در مصحف موجود است. (×26)
اخبارى كه جبرئیل بر فاطمه(س) وحى مى‏كرد
جبرئیل - فرشته وحى - كه پس از رحلت پیامبر(ص) بر فاطمه نازل مى‏شد دو قسم گزارش و اخبار به او وحى مى‏كرد. «و یخبرها عن ابیها و مكانه و یخبرها بما یكون بعدها فى ذریتها» (27)
الف: از پدرش و جایگاه و منزلتى كه در نزد پروردگار داشت‏خبر مى‏داد.
ب: از حوادث تلخ آینده تاریخ كه پس از شهادت صدیقه طاهره(س) نسبت‏به فرزندانش از ناحیه دشمنان اهل بیت واقع خواهد شد گزارش مى‏داد.
بنابراین مصحف فاطمه(س) این دو نوع گزارش و اخبار را هم در بردارد.


::دانش آینده
امام صادق(ع) مى‏فرماید: اما انه لیس فیه شى‏ء من الحلال و الحرام و لكن فیه علم ما یكون. (28)
آگاه باشید! مصحف فاطمه(س) چیزى از حلال و حرام خدا را در برندارد بلكه در آن دانش آینده تاریخ است.

::پاسخگویى به نیازهاى جامعه
امام صادق(ع) فرمود: در مصحف فاطمه(س) آنچه را كه مردم به ما نیازمندند ولى ما به احدى نیاز نخواهیم داشت، حتى ارش خراش در آن موجود است. (29)
عبدالله بن‏حسن، تصورش این بود دانشى كه امام صادق(ع) دارد مثل دانش بقیه مردم است. ولى امام صادق(ع) فرمود: آرى! راست گفته است عبدالله بن‏حسن چون علمى كه او دارد مثل علم مردم است ولى به خدا قسم در نزد ما «جامعه‏» است كه در آن حلال و حرام خداست و در نزد ما جفر است و عبدالله بن‏حسن چه مى‏داند كه جفر آیا پوست‏شتر است‏یا پوست گوسفند و نزد ما مصحف فاطمه(س) است كه به خدا قسم حرفى از قرآن در آن نیست ... خوب عبدالله بن‏حسن آنگاه كه مردم از اطراف عالم بیایند و از او سؤال كنند چه جواب خواهد داد و چكار خواهد كرد؟! (30)

::وصیت فاطمه(س)
امام صادق(ع) در برابر كسانى كه حرفهایى مى‏زدند و اعتراضاتى داشتند مى‏فرمود:
اگر راست مى‏گویند مصحف فاطمه(س) را در بیاورند و نشان دهند; مصحفى كه در آن وصیت فاطمه موجود است. (31)


::پیشگویى
ائمه معصومین (علیهم‏السلام) به مصحف فاطمه(س) مراجعه و حوادث آینده را پیش از وقوع آن یادآورى مى‏كردند. حماد بن‏عثمان مى‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم كه فرمود: زنادقه (32) در سال 128 قمرى، قیام مى‏كنند و این سخن را كه مى‏گویم به خاطر آن است كه در مصحف فاطمه(س) نگاه كردم. (33)
ولید بن‏صبیح مى‏گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: اى ولید! من در مصحف فاطمه(س) دقت كردم و از آن مساله كه پرسیدى، چیزى در باره فرزندان فلانى، در آن ندیدم جز گرد و غبارى كه بر اثر سم اسبان بلند مى‏شود. (34)


::نامهاى انبیاء و حاكمان
امام صادق(ع) مى‏فرماید: اما مصحف فاطمه(س) هر نوآورى كه به وجود بیاید و نیز نامهاى كسانى كه تا روز قیامت مى‏آیند و حكومت دارند، در آن موجود است. (35)
فضیل سكره مى‏گوید: به محضر امام صادق(ع) مشرف شدم كه خطاب به من فرمود: اى فضیل! آیا مى‏دانى در چه چیزى پیش از این نگاه مى‏كردم؟! عرض كردم: خیر! فرمود: من در كتاب فاطمه(س) نگاه مى‏كردم، البته حاكمى نیست كه حكومت كند مگر آنكه نام او و نام پدرش در كتاب فاطمه نوشته شده است و براى فرزند حسن اثرى در آن ندیدم. (36)
عبدالملك بن‏اعین مى‏گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم كه زیدیه و معتزله اطراف محمد بن‏عبدالله (37) را گرفته‏اند، آیا او حاكم خواهد شد؟ در پاسخ فرمود: به خدا قسم نزد من دو كتاب است كه در آن كتابها نام هر پیامبر و نام هر حاكمى كه در زمین حكومت كند موجود است. خیر! به خدا قسم كه محمد بن‏عبدالله هیچ كدام از اینها نیست. (38)
معلى بن‏خنیس مى‏گوید: امام صادق(ع) فرمود: هیچ پیامبر و جانشین پیام‏آور و حاكمى نیست مگر آنكه در كتابى كه نزد من موجود است، اسم آنها ذكر شده است. خیر! به خدا قسم كه از محمد بن‏عبدالله بن‏حسن در آن نامى نیست. (39)


::نامهاى امامان معصوم(ع)
در صحیفه‏اى كه قسمتى از مصحف فاطمه زهرا(س) است و توسط جابربن عبدالله انصارى در اختیار همگان قرار گرفته است نامهاى مبارك ائمه معصومین(علیهم السلام) یكى پس از دیگرى ذكر شده است و این خود یكى از مطالب مصحف فاطمه(س) را تشكیل مى‏دهد. (40)


::نزد فرزندش امام زمان(عج)
صحیفه فاطمیه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضیه است از ما است. (امام خمینى(ره) (41)
مصحف فاطمه(س) این خیر كثیر الهام شده از سوى خداوند متعال، به عنوان میراث بس ارزشمندى در نزد امامان معصوم(ع) دست‏به دست گشته است و هم اكنون در اختیار مهدى فاطمه حجت‏خدا بر روى زمین است.
روایات بسیارى از ائمه نقل شد كه در آنها لفظ «عندنا» یا «عندى‏» است و این تعبیر مى‏فهماند كه مصحف فاطمه(س) به مثابه علامت و نشانه‏اى از امامت، تنها در اختیار آنان بوده است و در مواردى نیز علیه كج‏اندیشان و منحرفان از مسیر امامت‏بدان احتجاج مى‏كردند و به این وسیله حقانیت‏خویش و ادعاى دروغین آنها را آشكار مى‏ساختند.
ابوبصیر مى‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم كه مى‏فرمود: «ما مات ابوجعفر(ع) حتى قبض مصحف فاطمه(س)» (42)
ابوجعفر - امام محمد باقر(ع) - از دنیا نرفت تا آنكه مصحف فاطمه(س) را تحویل داد.
على بن‏ابى‏حمزه مى‏گوید: عبد صالح - منظور امام موسى كاظم(ع) - فرمود: عندى مصحف فاطمه(س) لیس فیه شئ من القرآن. (43)
نزد من، مصحف فاطمه(س) است كه البته چیزى از قرآن در آن نیست.
ابوبصیر مى‏گوید: به امام محمد باقر(ع) عرض كردم: جانم فدایت! پس از رحلت جانسوز فاطمه(س) آن مصحف به چه كسى انتقال گردید؟
فرمود: فاطمه(س) شخصا آن را به امیرالمؤمنین(ع) تحویل داد و پس از شهادت على(ع) به امام حسن(ع) منتقل گشت و پس از او به امام حسین(ع) و آنگاه در خاندان حسین(ع) دست‏به دست گشت تا اینكه به صاحب الامر(عج) تحویل داده شد. (44)
اللهم صل على فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمك.



پى‏نوشتها
1- عوالم العلوم و المعارف والاحوال، علامه بحرانى، ص‏36.
2- آل عمران،3 / 42 ،43 آیات خطاب به مریم است و اذا قالت الملائكة یا مریم ... و چون فرشتگان همین آیات را خطاب به فاطمه زهرا(س) تلاوت كرده‏اند به جاى یا مریم یا فاطمه گفته‏اند.
3- عوالم العلوم و المعارف و الاحوال، ص‏36.
4- مناقب ابن‏شهر آشوب، انتشارات علامه، ح‏3، ص‏336.
5- همان مدرك.
6- اصول كافى، ج 1، ص 241 و 458; بصائر الدرجات، ابوجعفر محمد بن حسن صفار، ص‏153; مسند فاطمة الزهراء، عزیزالله عطاردى، چاپ اول، ص 281; بحارالانوار، ج 22، ص 545 و ج‏43، ص‏79.
7- اصول كافى، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص‏157; مسند فاطمة الزهراء، ص 282; بحارالانوار، ج‏43، ص 80 و ج‏26، ص 44 و ج‏47، ص 65.
8- بصائر الدرجات، ص‏156،157، 161; بحارالانوار، ج‏26، ص 40 و46 و 48; ج‏47، ص 271.
9- بحارالانوار، ج‏26، ص 42.
10- بحارالانوار، ج‏26، ص‏39.
11- جابر بن عبدالله پانزده سال پیش از هجرت در مدینه به دنیا آمد، از طایفه خزرجیان بود. او و پدرش عبدالله بن‏حرام از پیشتازان اسلام بودند. پدرش در جنگ احد به شهادت رسید. جابر از مسلمانان پیش از هجرت و از اصحاب با فضیلت رسول خدا(ص) بود كه در19 غزوه، از جمله جنگ بدر در ركاب پیامبر(ص) حضور داشت و در جنگ صفین نیز در ركاب على(ع) جنگید. این محدث بزرگ شیعه در اواخر عمر نابینا شد و با همان حال، همراه عطیه عوفى در اولین اربعین به زیارت كربلا آمد. وى آخرین فردى بود كه از حاضران پیمان عقبه بود. بدن او را به جرم دوستى اهل بیت، در زمان حجاج داغ نهادند و سرانجام در سال 78 هجرى قمرى، در سن نود و چند سالگى در حالى كه نابینا بود از دنیا رفت و در بقیع به خاك سپرده شده. (فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، ص‏127).
12- رك: اصول كافى، ج 1، ص‏527; الاختصاص، شیخ مفید، ص 210; مسند فاطمة الزهراء، ص‏286.
13- بحارالانوار، ج 25، ص‏117.
14- حدیث‏با تلخیص نقل شده. اصول كافى، ج 1، ص‏239; بصائر الدرجات، ص 151; بحارالانوار، ج‏26، ص 38.
15- بحارالانوار، ج‏26، ص 211.
16- امام حسن مجتبى(ع) پسرى داشت كه نام او هم حسن بود و به همین سبب به او «حسن مثنى‏» مى‏گفتند. حسن مثنى در كربلا در خدمت امام حسین(ع) بود. مجروح شد و در میان مجروحین افتاده بود. بعد كه به سراغ مجروحین آمدند، یك كسى كه با او خویشاوندى مادرى داشت واسطه شد و متعرضش نشدند، خودش را معالجه كرد و خوب شد. بعدها با فاطمه دختر امام حسین(ع) ازدواج كرد و از این ازدواج فرزندانى به وجود آمد كه یكى از آنها همین عبدالله است. عبدالله از طرف مادر نوه امام حسین(ع) از طرف پدر نوه امام حسن(ع) است. به همین جهت افتخار مى‏كرد و مى‏گفت من از دو طریق فرزند پیغمبرم و از دو راه فرزند فاطمه(س) هستم. لذا به او «عبدالله محض‏» مى‏گفتند یعنى خالص از اولاد پیغمبر. عبدالله در زمان امام صادق(ع) رئیس اولاد امام حسن(ع) بود چنانكه امام صادق(ع) رئیس و بزرگتر بنى‏الحسین بود. در جریانات سیاسى كه در عصر امام صادق(ع) پیش آمد و عباسیان روى كار آمدند. در آغاز عبدالله بن حسن راه دیگرى رفت و گوش به سخن امام صادق(ع) نداد و پندها و سخنان امام را به حسادت حمل مى‏كرد! تا آنكه از بنى‏عباس و دیگران براى فرزندش بیعت گرفت و بنى‏عباس هم چون در ابتدا زمینه را براى خودشان فراهم نمى‏دیدند از وجاهت و موقعیت آل على استفاده كردند و با محمد پسر عبدالله به عنوان مهدى امت‏بیعت كردند. خواستند از امام صادق(ع) بیعت‏بگیرند ولى امام(ع) مخالفت كرد كه مساله مهدى فعلا وقتش نیست، دروغ است. مهدى امت این نیست ولى تحت عنوان امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با ظلم حاضرم همكارى و بیعت كنم. (براى آگاهى بیشتر مراجعه كنید به سیرى در سیره ائمه اطهار، شهید مطهرى، از ص 124 به بعد).
17- بصائر الدرجات، ص‏153; بحارالانوار، ج‏26، ص 40.
18- رك، لسان العرب، ج 10، كلمه صحف و مفردات راغب.
19- حدیث قسمتى از حدیثى است كه در پاورقى 14 منابع آن ذكر گردیده است.
20- بحارالانوار، ج‏26، ص 40.
21- بصائر الدرجات، ص‏156.
22- اصول كافى، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص 150 و 154; بحارالانوار، ج‏26، ص‏37.
23- بصائر الدرجات، ص‏159; مسند فاطمة الزهراء(س)، ص 292; بحار، ج‏26، ص‏47.
24- بصائر الدرجات، ص 154 و 160; بحار، ج‏26، ص‏46.
25- بقره، 2،269.
26- مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 290 و 291. البته با كمى تلخیص نقل شده است.
× امكان ذخیره‏سازى و بازیابى حجم بالاى اطلاعات در دیسك‏هاى CD لیزرى با سرعت مافوق تصور، شاهد خوبى بر این است كه مى‏توان در جایگاه محدودى این حجم بالاى اطلاعات را ذخیره نمود.
27- قسمتى از حدیثى است كه منابع آن در پاراگراف‏6 نقل شده است.
28- قسمتى از حدیثى است كه منابع آن در پاورقى‏7 ذكر شده است.
29- بصائر الدرجات، ص 150; اصول كافى، ج 1، ص 240، بحار، ج‏26، ص‏37.
30- بصائر الدرجات، ص‏157 و 161، بحار، ج‏26، ص‏46.
31- اصول كافى، ج 1، ص 241; بصائر الدرجات، ص‏157 و158.
32- زنادقه جمع زندیق است و زندیق در اصطلاح به مسلمان ملحدى گویند كه تفسیرهاى او از نصوص شرعیه قرآن و سنت، موجب گمراهى مسلمانان گردد. كلمه زندیق، از ریشه پهلوى زندیك مى‏آید كه به معنى مفسر «اوستا» كتاب زرتشت است و چون مانویان و مزدكیان جرات اظهار عقاید دینى خود را نداشتند به تفسیر اوستا پرداخته و مى‏گفتند: منظور ما از این سخنان شرح و تفسیر اوستا مى‏باشد، از آن جهت ایشان را زندیك نامیدند. زنادقه غالبا قائل به اباحه و شك در دین و نوعى آزاداندیشى و اغلب «ثنوى‏» بودند مانند صالح بن عبدالقدوس كه قائل به دو اصل قدیم «نور» و «ظلمت‏» بود. زنادقه از اساس منكر خدا و ادیان بودند و طبقه‏اى بودند كه تعهدى نداشتند و حتى در حرمین مكه و مدینه و در مسجد الحرام و مسجد النبى مى‏نشستند و حرفهایشان را مى‏زدند. البته به عنوان اینكه بالاخره فكرى است، شبهه‏اى است كه براى ما پیدا شده و باید بگوییم زنادقه طبقه متجدد و تحصیل كرده آن عصر بودند كه با زبانهاى زنده آن روز دنیا آشنا بودند، زبان سریانى را كه در آن زمان بیشتر زبان علمى بود مى‏دانستند، بسیارى از آنها زبان یونانى و بسیارى ایرانى بودند و زبان فارسى مى‏دانستند و بعضى هم زبان هندى. بیشتر معتقدند كه ریشه زندقه از مانویها است. (رك، فرهنگ فرق اسلامى، محمد جواد مشكور، ص 210; سیرى در سیره ائمه اطهار، شهید مطهرى، ص‏146).
33- آغاز حدیثى است كه منابع آن در پاورقى‏7 ذكر شده است.
34- بصائر الدرجات، ص 161; مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 292; بحار، ج‏26، ص 48 و156.
35- بحارالانوار، ج‏26، ص 18.
36- اصول كافى، ج 1، ص 242، بحار، ج‏26، ص 155.
37- محمد بن‏عبدالله بن‏حسن معروف به «نفس زكیه‏» كه به عنوان مهدى است‏با او بیعت‏شد و خودش هم باورش شده بود كه مهدى است. ولى امام صادق(ع) مخالفت كرد كه دروغ است، مهدى امت ایشان نیست و امام(ع) پیش‏بینى كرد كه فرزندان عبدالله بن‏حسن به دست منصور دوانقى كشته مى‏شوند و آنهایى كه حكومت مى‏كنند نه عبدالله و فرزندان او. طولى نكشید كه پیش‏بینى امام محقق شد و حكومت‏به دست ابوالعباس سفاح و برادرانش افتاد و محمد بن‏عبدالله (نفس زكیه) توسط منصور كشته شد. (براى توضیح بیشتر از جریانات سیاسى این عصر رجوع كنید به سیرى در سیره ائمه اطهار، شهید مطهرى، ص‏133 به بعد).
38- اصول كافى، ج 1، ص 242.
39- بحارالانوار، ج‏26، ص‏156 و ج‏47، ص 32.
40- اصول كافى، ج 1، ص‏527; الاختصاص، شیخ مفید، ص 210. این صحیفه به نقل‏هاى دیگرى نیز رسیده است كه در یكى از نقل‏ها علاوه بر اسامى ائمه معصومین(ع) نام مادر هر یك از امامان نیز ذكر شده است. (مسند فاطمة الزهراء، ص 248)
41- وصیت‏نامه سیاسى الهى امام خمینى(ره)، ص‏3. منظور حضرت امام از كلمه صحیفه همان مصحف فاطمه است كه به معناى كتاب است. گرچه صحیفه چیزى است كه در آن مى‏نویسند و از مجموعه صحیفه نوشته شده، كتاب حاصل مى‏شود ولى خود صحیفه نیز به معناى كتاب آمده است (ر.ك، لسان‏العرب، ج‏7، ص 291) چنانچه به مجموعه دعاهاى امام سجاد(ع)، صحیفه سجادیه، و به مجموعه سخنرانیها، بیانیه‏ها و اعلامیه‏هاى حضرت امام راحل(ره)، صحیفه نور، گفته مى‏شود.
42- بصائر الدرجات، ص 158; بحار، ج‏26، ص‏47.
43- همان، ص 154; بحار، ج‏26، ص 45.
44- مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 292.
علامه آقابزرگ تهرانى در الذریعه، ج 21، رقم 4248 از مصحف فاطمه(س) نام برده و مى‏نویسد: مصحف فاطمه از امانات امامت است كه در نزد امام و مولایمان صاحب‏الزمان(عج) موجود است.



منبع : پرشین كد

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

وبلاگ آشـــــــــوب

همــــــه چـــــی بــــرای همــــــه چـــــی