تبلیغات
وبلاگ آشـــــــــوب - مطالب هفته اول اردیبهشت 1390
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  09:05 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

نیایش آن حضرت در تضرّع و اظهار خاكساری

ای معبود من، تو را می‌ستایم ـ و تو سزاوار هر ستایشی ـ بدان سبب كه در حقِ من نیكی‌ها كردی، و نعمت‌های فراوان به من بخشیدی، و عطایای بسیار ارزانی فرمودی، و به رحمت خود مرا بر دیگران برتری دادی، و نعمت خویش را بر من تمام گرداندی. تو درباره‌ی من چندان خوبی و احسان كرده‌ای كه دست شكر و سپاس من از آن كوتاه است.
آری، اگر نبود احسان تو و نعمت‌های بسیارت، من بهره‌ی خود را به دست نمی‌آوردم و نَفس خود را اصلاح نمی‌كردم؛ ولی تو پیش از آن كه درخواست كنم، به من احسان فرمودی، و در همه‌ی كارها از دیگران بی‌نیازم كردی، و سختیِ بلا را از من دور ساختی، و حكم سهمگین خود را از من باز داشتی.
ای معبود من، چه بسیار بلای بیش از طاقت كه از من بگرداندی، و چه بسیار نعمت كه چشم دلم را بدان روشنی بخشیدی، و چه بسیار احسان كه از روی بزرگواری در حقِ من روا داشتی.
توی كه هنگام ناچاری و بیچارگی، دعایم را به اجابت رساندی، و چون به پرتگاهِ گناه افتادم، دستم را گرفتی و مرا آمرزیدی و حقّ مرا از دشمنانم ستاندی.
ای معبود من، هرگاه از تو چیزی خواسته‌ام، بخیلت نیافته‌ام، و هرگاه آهنگِ دیدار تو كرده‌ام، گرفته و درهم نبوده‌ای، بلكه دیده‌ام دعای مرا می‌شنوی و آنچه خواسته‌ام عطا می‌كنی، و دیده‌ام در هر حالتی كه هستم، و در هر زمانی كه به سر می‌برم، نعمت‌های فراوانت بر من ارزانی شده است. از این روست كه تو نزد من در خورِ ستایشی و احسانت پیش من نیكوست.
جان و زبان و عقل من تو را ستایش كنند؛ ستایشی كه به حدّ كمال خود و حقیقتِ سپاست نایل آمده و منتهای خشنودی تو از من است. پس مرا از شدتِ خشم خود رهایی ده.
ای جان پناهِ من در آن هنگام كه راه‌های گوناگون مرا در یافتنِ راه رستگاری به رنج و سختی می‌افكنند. ای بخشنده‌ی گناه من، اگر تو زشتی‌های مرا از چشم مردم نمی‌پوشاندی، من از رسوایان بودم. ای آن كه با یاری خود مرا توانای بخشیدی، اگر یاری‌ام نمی‌كردی، از شكست خوردگان بودم. ای آن كه پادشاهان در پیشگاه تو یوغ ذلت و خواری را بر گردن نهاده‌اند و از قدرت و سختگیری‌ات هراسان‌اند. ای آن كه پرهیزگاریِ بندگانت را سزاواری، و ای آن كه نام‌های نیكو داری، از تو می‌خواهم كه مرا ببخشای و بیامرزی؛ زیرا نه بی‌گناهم كه روی عذر خواهی داشته باشم، نه نیرویی دارم كه بر تو پیروز شوم، و نه گریزگاهی كه بدان بگریزم.
از تو می‌خواهم كه از گناهانم درگذری، و از آن گناهان كه مرا در بند خود كرده و از همه سو احاطه نموده و از پرتگاه نابودی فرو افكنده است، پوزش می‌خواهم. ای پروردگار من، از گزند آن معاصی، توبه كنان به سویت گریخته‌ام، پس توبه‌ام را بپذیر. به درگاهت پناه پناه آورده‌ام، پس پناهم ده. از تو پناه می‌جویم، پس مرا خوار مساز. نیاز خواه تواَم، پس نعمت خویش را از من دریغ مدار. در تو آویخته‌ام، پس دستم را رها مكن. خواهان لطف تواَم، پس نومیدم برمگردان.
ای پروردگار من، تو را می‌خوانم، در حالی كه درویشم و نالان و ترسان و نگران و بیمناك و فقیر، و از درگاه تواَم گریزی نیست.
ای معبود من، پیش تو شكایت می‌كنم از ناتوانی‌ام در شتاب ورزیدن به سوی وعده‌هایی كه به دوستانت داده‌ای، و دوری گزیدن از چیزهایی كه دشمنانت را از آنها ترسانده‌ای، و شكایت می‌كنم به تو از فراوانی اندوه و وسوسه نَفسِ خویش.
معبودِ من، تو مرا به نیّت بَدم رسوا نساختی، و به سبب گناهانم به ورطه‌ی نیستی نینداختی. چون می‌خوانمت، پاسخم می‌گویی؛ اگر چه هنگامی كه تو مرا به سوی خود می‌خوانی، درنگ می‌ورزم. هر حاجت كه خواهم، تنها از تو خواهم، و هر جا كه باشم، راز دل با تو در میان می‌گذارم. جز تو را نمی‌خوانم و جز به تو امید نمی‌بندم.
پیوسته فرمانبردارم؛ چرا كه هر كس شكایت پیش تو آورَد، آن را می‌شنوی، و هر كس بر تو توكل كند، به او روی می‌آوری، و هر كس در تو آویزد، او را رهایی می‌بخشی، و هر كس به تو پناه آورَد، غم و اندوهش را می‌بَری.
پس معبود من، مرا به سبب اندك بودن سپاسم، از خیر آن جهان و این جهان محروم مساز، و گناهانم را كه خود از آنها آگاهی، بیامرز.
با این همه، اگر عذابم كنی، چه می‌توانم گفت، كه من ستمكارم، سهل‌انگارم، تبهكارم، گنهكارم، مقصّرم، لاابالی و غافل از بهره‌ی خویشم. اما اگر مرا بیامرزی، چه جای شگفتی، كه تو مهربان‌ترینِ مهربانانی.

 

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی التَّضَرُّعِ وَ الِاسْتِكَانَة :ِ

إِلَهِی أَحْمَدُكَ وَ أَنْتَ لِلْحَمْدِ أَهْلٌ عَلَى حُسْنِ صَنِیعِكَ إِلَیَّ، وَ سُبُوغِ نَعْمَائِكَ عَلَیَّ، وَ جَزِیلِ عَطَائِكَ عِنْدِی، وَ عَلَى مَا فَضَّلْتَنِی بِهِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ أَسْبَغْتَ عَلَیَّ مِنْ نِعْمَتِكَ، فَقَدِ اصْطَنَعْتَ عِنْدِی مَا یَعْجِزُ عَنْهُ شُكْرِی. وَ لَوْ لَا إِحْسَانُكَ إِلَیَّ وَ سُبُوغُ نَعْمَائِكَ عَلَیَّ مَا بَلَغْتُ إِحْرَازَ حَظِّی، وَ لَا إِصْلَاحَ نَفْسِی، وَ لَكِنَّكَ ابْتَدَأْتَنِی بِالْإِحْسَانِ، وَ رَزَقْتَنِی فِی أُمُورِی كُلِّهَا الْكِفَایَةَ، وَ صَرَفْتَ عَنِّی جَهْدَ الْبَلَاءِ، وَ مَنَعْتَ مِنِّی مَحْذُورَ الْقَضَاءِ. إِلَهِی فَكَمْ مِنْ بَلَاءٍ جَاهِدٍ قَدْ صَرَفْتَ عَنِّی، وَ كَمْ مِنْ نِعْمَةٍ سَابِغَةٍ أَقْرَرْتَ بِهَا عَیْنِی، وَ كَمْ مِنْ صَنِیعَةٍ كَرِیمَةٍ لَكَ عِنْدِی أَنْتَ الَّذِی أَجَبْتَ عِنْدَ الِاضْطِرَارِ دَعْوَتِی، وَ أَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثَارِ زَلَّتِی، وَ أَخَذْتَ لِی مِنَ الْأَعْدَاءِ بِظُلَامَتِی. إِلَهِی مَا وَجَدْتُكَ بَخِیلًا حِینَ سَأَلْتُكَ، وَ لَا مُنْقَبِضاً حِینَ أَرَدْتُكَ، بَلْ وَجَدْتُكَ لِدُعَائِی سَامِعاً، وَ لِمَطَالِبِی مُعْطِیاً، وَ وَجَدْتُ نُعْمَاكَ عَلَیَّ سَابِغَةً فِی كُلِّ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِی وَ كُلِّ زَمَانٍ مِنْ زَمَانِی، فَأَنْتَ عِنْدِی مَحْمُودٌ، وَ صَنِیعُكَ لَدَیَّ مَبْرُورٌ. تَحْمَدُكَ نَفْسِی وَ لِسَانِی وَ عَقْلِی، حَمْداً یَبْلُغُ الْوَفَاءَ وَ حَقِیقَةَ الشُّكْرِ، حَمْداً یَكُونُ مَبْلَغَ رِضَاكَ عَنِّی، فَنَجِّنِی مِنْ سُخْطِكَ. یَا كَهْفِی حِینَ تُعْیِینِی الْمَذَاهِبُ وَ یَا مُقِیلِی عَثْرَتِی، فَلَوْ لَا سَتْرُكَ عَوْرَتِی لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِینَ، وَ یَا مُؤَیِّدِی بِالنَّصْرِ، فَلَوْ لَا نَصْرُكَ إِیَّایَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبِینَ، وَ یَا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِیرَ الْمَذَلَّةِ عَلَى أَعْنَاقِهَا، فَهُمْ مِنْ سَطَوَاتِهِ خَائِفُونَ، وَ یَا أَهْلَ التَّقْوَى، وَ یَا مَنْ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى، أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْفُوَ عَنِّی، وَ تَغْفِرَ لِی فَلَسْتُ بَرِیئاً فَأَعْتَذِرَ، وَ لَا بِذِی قُوَّةٍ فَأَنْتَصِرَ، وَ لَا مَفَرَّ لِی فَأَفِرَّ. وَ أَسْتَقِیلُكَ عَثَرَاتِی، وَ أَتَنَصَّلُ إِلَیْكَ مِنْ ذُنُوبِیَ الَّتِی قَدْ أَوْبَقَتْنِی، وَ أَحَاطَتْ بِی فَأَهْلَكَتْنِی، مِنْهَا فَرَرْتُ إِلَیْكَ رَبِّ تَائِباً فَتُبْ عَلَیَّ، مُتَعَوِّذاً فَأَعِذْنِی، مُسْتَجِیراً فَلَا تَخْذُلْنِی، سَائِلًا فَلَا تَحْرِمْنِی مُعْتَصِماً فَلَا تُسْلِمْنِی، دَاعِیاً فَلَا تَرُدَّنِی خَائِباً. دَعَوْتُكَ یَا رَبِّ مِسْكِیناً، مُسْتَكِیناً، مُشْفِقاً، خَائِفاً، وَجِلًا، فَقِیراً، مُضْطَرّاً إِلَیْكَ. أَشْكُو إِلَیْكَ یَا إِلَهِی ضَعْفَ نَفْسِی عَنِ الْمُسَارَعَةِ فِیمَا وَعَدْتَهُ أَوْلِیَاءَكَ، وَ الْمُجَانَبَةِ عَمَّا حَذَّرْتَهُ أَعْدَاءَكَ، وَ كَثْرَةَ هُمُومِی، وَ وَسْوَسَةَ نَفْسِی. إِلَهِی لَمْ تَفْضَحْنِی بِسَرِیرَتِی، وَ لَمْ تُهْلِكْنِی بِجَرِیرَتِی، أَدْعُوكَ فَتُجِیبُنِی وَ إِنْ كُنْتُ بَطِیئاً حِینَ تَدْعُونِی، وَ أَسْأَلُكَ كُلَّمَا شِئْتُ مِنْ حَوَائِجِی، وَ حَیْثُ مَا كُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَكَ سِرِّی، فَلَا أَدْعُو سِوَاكَ، وَ لَا أَرْجُو غَیْرَكَ لَبَّیْكَ لَبَّیْكَ، تَسْمَعُ مَنْ شَكَا إِلَیْكَ، وَ تَلْقَى مَنْ تَوَكَّلَ عَلَیْكَ، وَ تُخَلِّصُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ، وَ تُفَرِّجُ عَمَّنْ لَاذَ بِكَ. إِلَهِی فَلَا تَحْرِمْنِی خَیْرَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى لِقِلَّةِ شُكْرِی، وَ اغْفِرْ لِی مَا تَعْلَمُ مِنْ ذُنُوبِی. إِنْ تُعَذِّبْ فَأَنَا الظَّالِمُ الْمُفَرِّطُ الْمُضَیِّعُ الْآثِمُ الْمُقَصِّرُ الْمُضَجِّعُ الْمُغْفِلُ حَظَّ نَفْسِی، وَ إِنْ تَغْفِرْ فَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِین.َ

 

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  09:03 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،


ای خدایی كه نه در زمین چیزی از تو پوشیده می‌ماند و نه در آسمان، و چگونه چیزی كه خود آن را آفریده‌ای، از تو پنهان تواند بود ای معبود من؟ یا چگونه چیزی را كه خود پدید آورده‌ای، شماره نتوانی كرد؟ یا چگونه چیزی كه تدبیر كارش به دست توست، از چشمت پنهان شود؟ یا چگونه می‌تواند از تو بگریزد كسی كه بی‌رزق و روزیِ تو زنده نخواهد بود؟ و یا چگونه از بندِ اراده‌ات رهایی یابد آن كس كه جز در قلمروِ فرمانروایی‌ات راهی برایش نیست.
پاك و منزّهی تو، از آفریدگانِ تو آن كس كه بیش‌تر تو را بشناسد، از تو بیش‌تر می‌ترسد، و آن كس كه طاعتش بیش از دیگران باشد، فروتنی‌اش در پیشگاه تو بیش‌تر خواهد بود، و خوارترینِ آنان كسی است كه روزی‌اش را تو می‌دهی، ولی او دیگری را پرستش می‌كند.
پاك و منزّهی تو، آن كس كه به تو شك می‌ورزد و فرستادگانت را دروغ می‌پندارد، از پادشاهی‌ات نتواند كاست. آن كس كه حكم تو را بر نمی‌تابد، نتوان از فرمان تو سرپیچد، و آن كسی كه قدرتت را منكر می‌شود، خود را از سلطه‌ی تو باز نتواند داشت، و آن كس كه جز تو را می‌پرستد، از دست تو راه گریزش نیست، و آن كس كه دیدار تو را خوش ندارد، در دنیا جاودان نخواهد زیست.
پاك و منزّهی تو، و چه بلند است مرتبه‌ات، و چه غالب است قدرتت، و چه سخت است نیرویت، و چه نافذ است فرمانت.
پاك و منزّهی تو، مرگ را برای همه‌ی آفریدگانت مقدّر كرده‌ای؛ چه آنان كه تو را به یكتایی می‌پرستد و چه آنان كه نمی‌پرستند. همگان چشنده‌ی طعم مرگ هستند، و همه رهسپار كوی تواَند. نامت بلند و فرخنده است. چز تو هیچ خدایی نیست. كتایی و انباز نداری.
به تو ایمان آوردم، و فرستادگانت را تصدیق كردم، و كتابت را پذیرفتم، و به هر معبودی جز تو كافر گردیدم، و از هر كه غیر تو را پرستید، بیزار شدم.
خدایا، روز و شبم را در حالی سپری می‌كنم كه كار نیك خود را اندك می‌بینم، و به گناه خود معترفم، و به خطای خود اقرار دارم. من چون بر خویشتن ستم كرده‌ام، ذلیل و خوارم. كردار من مرا به نابودی افكنده، و هوای نَفسِ من تباهم گردانیده، و شهوات مرا از خوبی‌ها بی‌بهره ساخته است.
ای مولای من، از تو درخواست می‌كنم؛ چونان كسی كه آرزوهای دراز او را به كارِ بیهوده سرگرم نموده، و جسمش به سبب تن درستی به غفلت افتاده، و قلبش به افزونیِ نعمت فریفته گردیده، و كم‌تر به فرجام كار خود می‌اندیشد؛
چونان كسی كه آرزوها بر او چیره شده، و خواهش نَفس به فتنه‌اش دچار كرده، و دنیا تما موجودش را به تصرّف درآورده، و مرگ بر او سایه افكنده است؛ چونان كسی كه گناهان خود را بسیار می‌بیند و به خطای خود معترف است؛ چونان كسی كه نه جز تو پروردگاری دارد و نه جز تو سرپرستی می‌شناسد. كسی او را از خشم تو نمی‌رهانَد، و او هرگز پناهگاهی نمی‌یابد كه از تو بدان پناه برد، مگر آنگاه كه به درگاه تو پناه آورَد.
معبود من، از تو می‌خواهم كه به حقِ خود كه بر همه‌ی آفریدگانت لازم گردانده‌ای، و به نام بزرگ خود كه به پیامبرت فروده‌ای با آن به تسبیح تو پردازد، و به بزرگیِ ذات بزرگوارت كه نه كهنگی می‌پذیرد، نه دگرگون می‌شود، نه تغییر حالت می‌دهد و نه از میان می‌رود، بر محمد و خاندان محمد درود فرستی و مرا با عبادت خود از هر چیز بی‌نیاز كنی، و با ترس از خود، محبت دنیا را از دلم بزدایی، و به رحمت خود مرا با دستی پر از كرامت باز گردانی؛
زیرا من تنها به سوی تو می‌گریزم، و تنها از تو می‌ترسم، و تنها از تو فریادرسی می‌خواهم، و تنها به تو امیدوارم، و تنها تو را می‌خوانم، و تنها به درگاه تو پناه می‌آورم، و اعتمادم تنها به توست، و تنها از تو یاری می‌جویم، و تنها به تو ایمان دارم، و تنها بر تو توكل می‌كنم، اتكای من تنها به جود و بخشش توست.

 

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی الْإِلْحَاحِ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى :

یَا اللَّهُ الَّذِی لَا یَخْفَى عَلَیْهِ شَیْ‏ءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لَا فِی السَّمَاءِ، وَ كَیْفَ یَخْفَى عَلَیْكَ یَا إِلَهِی مَا أَنْتَ خَلَقْتَهُ، وَ كَیْفَ لَا تُحْصِی مَا أَنْتَ صَنَعْتَهُ، أَوْ كَیْفَ یَغِیبُ عَنْكَ مَا أَنْتَ تُدَبِّرُهُ، أَوْ كَیْفَ یَسْتَطِیعُ أَنْ یَهْرُبَ مِنْكَ مَنْ لَا حَیَاةَ لَهُ إِلَّا بِرِزْقِكَ، أَوْ كَیْفَ یَنْجُو مِنْكَ مَنْ لَا مَذْهَبَ لَهُ فِی غیْرِ مُلْكِكَ. سُبْحَانَكَ أَخْشَى خَلْقِكَ لَكَ أَعْلَمُهُمْ بِكَ، وَ أَخْضَعُهُمْ لَكَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِكَ، وَ أَهْوَنُهُمْ عَلَیْكَ مَنْ أَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ یَعْبُدُ غَیْرَكَ سُبْحَانَكَ لَا یَنْقُصُ سُلْطَانَكَ مَنْ أَشْرَكَ بِكَ، وَ كَذَّبَ رُسُلَكَ، وَ لَیْسَ یَسْتَطِیعُ مَنْ كَرِهَ قَضَاءَكَ أَنْ یَرُدَّ أَمْرَكَ، وَ لَا یَمْتَنِعُ مِنْكَ مَنْ كَذَّبَ بِقُدْرَتِكَ، وَ لَا یَفُوتُكَ مَنْ عَبَدَ غَیْرَكَ، وَ لَا یُعَمَّرُ فِی الدُّنْیَا مَنْ كَرِهَ لِقَاءَكَ. سُبْحَانَكَ مَا أَعْظَمَ شَأْنَكَ، وَ أَقْهَرَ سُلْطَانَكَ، وَ أَشَدَّ قُوَّتَكَ، وَ أَنْفَذَ أَمْرَكَ سُبْحَانَكَ قَضَیْتَ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِكَ الْمَوْتَ مَنْ وَحَّدَكَ وَ مَنْ كَفَرَ بِكَ، وَ كُلٌّ ذَائِقُ الْمَوْتِ، وَ كُلٌّ صَائِرٌ إِلَیْكَ، فَتَبَارَكْتَ وَ تَعَالَیْتَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِیكَ لَكَ. آمَنْتُ بِكَ، وَ صَدَّقْتُ رُسُلَكَ، وَ قَبِلْتُ كِتَابَكَ، وَ كَفَرْتُ بِكُلِّ مَعْبُودٍ غَیْرِكَ، وَ بَرِئْتُ مِمَّنْ عَبَدَ سِوَاكَ. اللَّهُمَّ إِنِّی أُصْبِحُ وَ أُمْسِی مُسْتَقِلًّا لِعَمَلِی، مُعْتَرِفاً بِذَنْبِی، مُقِرّاً بِخَطَایَایَ، أَنَا بِإِسْرَافِی عَلَى نَفْسِی ذَلِیلٌ، عَمَلِی أَهْلَكَنِی، وَ هَوَایَ أَرْدَانِی، وَ شَهَوَاتِی حَرَمَتْنِی. فَأَسْأَلُكَ یَا مَوْلَایَ سُؤَالَ مَنْ نَفْسُهُ لَاهِیَةٌ لِطُولِ أَمَلِهِ، وَ بَدَنُهُ غَافِلٌ لِسُكُونِ عُرُوقِهِ، وَ قَلْبُهُ مَفْتُونٌ بِكَثْرَةِ النِّعَمِ عَلَیْهِ، وَ فِكْرُهُ قَلِیلٌ لِمَا هُوَ صَائِرٌ إِلَیْهِ. سُؤَالَ مَنْ قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْأَمَلُ، وَ فَتَنَهُ الْهَوَى، وَ اسْتَمْكَنَتْ مِنْهُ الدُّنْیَا، وَ أَظَلَّهُ الْأَجَلُ، سُؤَالَ مَنِ اسْتَكْثَرَ ذُنُوبَهُ، وَ اعْتَرَفَ بِخَطِیئَتِهِ، سُؤَالَ مَنْ لَا رَبَّ لَهُ غَیْرُكَ، وَ لَا وَلِیَّ لَهُ دُونَكَ، وَ لَا مُنْقِذَ لَهُ مِنْكَ، وَ لَا مَلْجَأَ لَهُ مِنْكَ، إِلَّا إِلَیْكَ. إِلَهِی أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ الْوَاجِبِ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِكَ، وَ بِاسْمِكَ الْعَظِیمِ الَّذِی أَمَرْتَ رَسُولَكَ أَنْ یُسَبِّحَكَ بِهِ، وَ بِجَلَالِ وَجْهِكَ الْكَرِیمِ، الَّذِی لَا یَبْلَى وَ لَا یَتَغَیَّرُ، وَ لَا یَحُولُ وَ لَا یَفْنَى، أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تُغْنِیَنِی عَنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ بِعِبَادَتِكَ، وَ أَنْ تُسَلِّیَ نَفْسِی عَنِ الدُّنْیَا بِمَخَافَتِكَ، وَ أَنْ تُثْنِیَنِی بِالْكَثِیرِ مِنْ كَرَامَتِكَ بِرَحْمَتِكَ. فَإِلَیْكَ أَفِرُّ، و مِنْكَ أَخَافُ، وَ بِكَ أَسْتَغِیثُ، وَ إِیَّاكَ أَرْجُو، وَ لَكَ أَدْعُو، وَ إِلَیْكَ أَلْجَأُ، وَ بِكَ أَثِقُ، وَ إِیَّاكَ أَسْتَعِینُ، وَ بِكَ أُومِنُ، وَ عَلَیْكَ أَتَوَكَّلُ، وَ عَلَى جُودِكَ وَ كَرَمِكَ أَتَّكِلُ.

 

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  09:00 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 09:07 ب.ظ
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

یایش آن حضرت در ابراز فروتنی و تواضع

پروردگار من، گناهانم زبانِ مرا بند آورده و رشته‌ی سخنم را از هم گسسته است و من عذری اقامه نتوانم كرد. پس همچنان اسیرِ گرفتاری و گروگانِ كردار خویشتنم. در میان گناهان سرگردانم، و از مقصد خود بیراه شده‌ام و دستم از چاره كوتاه است.
من خود را در جایگاه گنهكارانِ سرشكسته قرار داده‌ام؛ در جایگاه شوربختانی كه با تو گستاخی می‌ورزند و تهدیدهایت را سبك می‌شمارند.
پاك و منزّهی تو، به چه جرئتی با تو گستاخی كردم؟ و با كدامین فریب خود را به ورطه‌ی نابودی افكندم؟
ای مولای من، بر من رحمت آور كه به صورت بر زمین افتاده‌ام و از راه لغزیده‌ام. به حِلم خود از نادانی‌ام درگذر، و به احسان خود از بدكرداری‌ام، كه به گناه خود اقرار دارم و به خطای خود معترفم. اینك این دست من و این سَرِ من كه برای قصاص از خود آن را با فروتنی تسلیم كرده‌ام. بر پیری‌ام و پایان گرفتنِ روزگارم و نزدیك شدنِ مرگم و ناتوانی و درویشی و بیچارگی‌ام رحمت آور.
مولای من، به من رحم كن آن گاه كه پایم از دینا بریده شود، و یادم از خاطر آفریدگان برود، و همچون كسی كه یكباره از یاد رفته است، به جمع فراموشان درآیم.
مولای من، آن گاه كه چهره و حالتم دگرگون شود و جسمم بپوسد و اندامم پاره گردد و بندبند وجودم از هم بگسلد، بر من رحمت آور، كه وای بر غفلت من از آنچه در پیش رو دارم.
مولای من، در آن روز كه از گور خود به درآیم و زنده شوم، به من رحم كن، و در آن روز جای ایستادنِ مرا برای حساب در میان دوستدارانت قرار ده، و چنان كن كه با دوستانت به سوی میزان روانه شوم و در سایه‌ی قربِ تو منزل گزینم، ای پروردگار هستی‌ها.

 

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی التَّذَلُّلِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ :

رَبِّ أَفْحَمَتْنِی ذُنُوبِی، وَ انْقَطَعَتْ مَقَالَتِی، فَلَا حُجَّةَ لِی، فَأَنَا الْأَسِیرُ بِبَلِیَّتِی، الْمُرْتَهَنُ بِعَمَلِی، الْمُتَرَدِّدُ فِی خَطِیئَتِی، الْمُتَحَیِّرُ عَنْ قَصْدِی، الْمُنْقَطَعُ بِی. قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِی مَوْقِفَ الْأَذِلَّاءِ الْمُذْنِبِینَ، مَوْقِفَ الْأَشْقِیَاءِ الْمُتَجَرِّینَ عَلَیْكَ، الْمُسْتَخِفِّینَ بِوَعْدِكَ سُبْحَانَكَ أَیَّ جُرْأَةٍ اجْتَرَأْتُ عَلَیْكَ، وَ أَیَّ تَغْرِیرٍ غَرَّرْتُ بِنَفْسِی مَوْلَایَ ارْحَمْ كَبْوَتِی لِحُرِّ وَجْهِی وَ زَلَّةَ قَدَمِی، وَ عُدْ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِی وَ بِإِحْسَانِكَ عَلَى إِسَاءَتِی، فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِی، الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی، وَ هَذِهِ یَدِی وَ نَاصِیَتِی، أَسْتَكِینُ بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسِی، ارْحَمْ شَیْبَتِی، وَ نَفَادَ أَیَّامِی، وَ اقْتِرَابَ أَجَلِی وَ ضَعْفِی وَ مَسْكَنَتِی وَ قِلَّةَ حِیلَتِی. مَوْلَایَ وَ ارْحَمْنِی إِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْیَا أَثَرِی، وَ امَّحَى مِنَ الْمَخْلُوقِینَ ذِكْرِی، وَ كُنْتُ مِنَ الْمَنْسِیِّینَ كَمَنْ قَدْ نُسِیَ مَوْلَایَ وَ ارْحَمْنِی عِنْدَ تَغَیُّرِ صُورَتِی وَ حَالِی إِذَا بَلِیَ جِسْمِی، وَ تَفَرَّقَتْ أَعْضَائِی، وَ تَقَطَّعَتْ أَوْصَالِی، یَا غَفْلَتِی عَمَّا یُرَادُ بِی. مَوْلَایَ وَ ارْحَمْنِی فِی حَشْرِی وَ نَشْرِی، وَ اجْعَلْ فِی ذَلِكَ الْیَوْمِ مَعَ أَوْلِیَائِكَ مَوْقِفِی، وَ فِی أَحِبَّائِكَ مَصْدَرِی، وَ فِی جِوَارِكَ مَسْكَنِی، یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ.

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  08:59 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

نیایش آن حضرت در طلب از میان بردن غم‌ها

ای غمگسار و ای اندوه زدا، ای بخشنده در این جهان و آن جهان و مهربان در هر دو سرا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست. اندوهم را ببَر و غمم را از میان بردار.
ای یگانه، ای یكتا، ای كسی كه همگان نیاز خود پیش تو آورند، ای آن كه نزاده‌ای و زاده نشده‌ای و هیچ كس همتای تو نیست، مرا از بدی‌ها نگاه دار و از گناه پاكیزه بدار و گرفتاری‌ام را برطرف گردان.
خدایا، من اینك مانند كسی هستم كه سخت نیازمند گردیده و نیرو و توانش رو به ضعف نهاده و گناهانش فراوان شده است؛ همچون كسی كه جز تو برای درمانِ نیاز خود فریادرسی نمی‌بیند، و برای ضعف خود نیرو دهنده‌ای، و برای گناهانش آمرزنده‌ای. ای صاحب بزرگی و بزرگواری، از تو می‌خواهم كه مرا به كاری توفیق دهی كه هر كس آن را انجام دهد، تو دوستش می‌داری، و یقینی ببخشی كه هر كس در جریان نافذ بودن فرمانت به حقیقتِ آن یقین برسد، از آن بهره‌مند شود.
خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و مرا بر صدق و راستی بمیران، و رشته‌ی نیازم را از دنیا بگسل، و مرا تنها به چیزی كه نزد توست راغب گردان، تا از سَرِ شوق دیدار تو را خواهم، و چنان كن كه به راستی بر تو توكل نمایم.
من خواهانِ بهترین تقدیری هستم كه برایم رقم زده‌ای، و از سرنوشت بدی كه پیش از این مقدّر فرموده‌ای، به تو پناه می‌برم. من از تو ترسِ عبادت پیشگاه و طاعتِ خاشعان و یقینِ توكل كنندگان و توكلِ مؤمنان را می‌خواهم.
خدایا، چنان كه رغبت من به درخواست كردن از تو، همچون رغبت اولیای تو باشد هنگامِ خواهش، و آن گونه از تو بیمناك باشم كه دوستان تو از تو بیمناك‌اند، و مرا در راه خشنودی خود چنان به كار دار كه چیزی از احكام دین تو را به سبب ترس از آفریدگانت فرو نگذارم.
خدایا، نیاز من این است. پس شوق مرا برای رسیدن به آن فراوان كن، و عذر و بهانه‌ام را در این خواسته آشكار نما، و حجّت مرا در آن به من بفهمان، و جسمم را در طلبش به سلامت دار.
خدایا، هر كس به غیر تو امید و اطمینانی داشته باشد، اعتماد و امید من در همه‌ی كارها به توست. پس برای من چیزی را مقدّر كن كه سرانجامش از همه نیكوتر است، و مرا از فتنه‌های گمراه كننده رهایی بخش، ای مهربان‌ترینِ مهربانان.
و خدای تعالی درود فرستد بر سرور ما محمد، فرستاده‌ی برگزیده ی خدا، و خاندان پاكیزه‌ی او
.

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی اسْتِكْشَافِ الْهُمُوم :ِ

یَا فَارِجَ الْهَمِّ، وَ كَاشِفَ الْغَمِّ، یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِیمَهُمَا، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ افْرُجْ هَمِّی، وَ اكْشِفْ غَمِّی. یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، اعْصِمْنِی وَ طَهِّرْنِی، وَ اذْهَبْ بِبَلِیَّتِی. وَ اقْرَأْ آیَةَ الْكُرْسِیِّ وَ الْمُعَوِّذَتَیْنِ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، وَ قُلْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ، وَ ضَعُفَتْ قُوَّتُهُ، وَ كَثُرَتْ ذُنُوبُهُ، سُؤَالَ مَنْ لَا یَجِدُ لِفَاقَتِهِ مُغِیثاً، وَ لَا لِضَعْفِهِ مُقَوِّیاً، وَ لَا لِذَنْبِهِ غَافِراً غَیْرَكَ، یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ أَسْأَلُكَ عَمَلًا تُحِبُّ بِهِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَ یَقِیناً تَنْفَعُ بِهِ مَنِ اسْتَیْقَنَ بِهِ حَقَّ الْیَقِینَ فِی نَفَاذِ أَمْرِكَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اقْبِضْ عَلَى الصِّدْقِ نَفْسِی، وَ اقْطَعْ مِنَ الدُّنْیَا حَاجَتِی، وَ اجْعَلْ فِیمَا عِنْدَكَ رَغْبَتِی شَوْقاً إِلَى لِقَائِكَ، وَ هَبْ لِی صِدْقَ التَّوَكُّلِ عَلَیْكَ. أَسْأَلُكَ مِنْ خَیْرِ كِتَابٍ قَدْ خَلَا، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كِتَابٍ قَدْ خَلَا، أَسْأَلُكَ خَوْفَ الْعَابِدِینَ لَكَ، وَ عِبَادَةَ الْخَاشِعِینَ لَكَ، وَ یَقِینَ الْمُتَوَكِّلِینَ عَلَیْكَ، وَ تَوَكُّلَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْكَ. اللَّهُمَّ اجْعَلْ رَغْبَتِی فِی مَسْأَلَتِی مِثْلَ رَغْبَةِ أَوْلِیَائِكَ فِی مَسَائِلِهِمْ، وَ رَهْبَتِی مِثْلَ رَهْبَةِ أَوْلِیَائِكَ، وَ اسْتَعْمِلْنِی فِی مَرْضَاتِكَ عَمَلًا لَا أَتْرُكُ مَعَهُ شَیْئاً مِنْ دِینِكَ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ. اللَّهُمَّ هَذِهِ حَاجَتِی فَأَعْظِمْ فِیهَا رَغْبَتِی، وَ أَظْهِرْ فِیهَا عُذْرِی، وَ لَقِّنِّی فِیهَا حُجَّتِی، وَ عَافِ فِیهَا جَسَدِی. اللَّهُمَّ مَنْ أَصْبَحَ لَهُ ثِقَةٌ أَوْ رَجَاءٌ غَیْرُكَ، فَقَدْ أَصْبَحْتُ وَ أَنْتَ ثِقَتِی وَ رَجَائِی فِی الْأُمُورِ كُلِّهَا، فَاقْضِ لِی بِخَیْرِهَا عَاقِبَةً، وَ نَجِّنِی مِنْ مَضَلَّاتِ الْفِتَنِ بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ الْمُصْطَفَى وَ عَلَى آلِهِ الطَّاهِرِین.َ

 

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  08:58 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

کتاب صحیفه سجادیه، مجموعه ای از دعاها و مناجات امام چهارم شیعیان، زین العابدین علی بن الحسین حضرت سجاد علیه السلام است. مجموعه این ادعیه در دو صحیفه موجود است. یکی صحیفه صغیر که نزد فرقه زیدیه معتبر است و شیعه امامیه، آن را صحیفه ناقصه می داند و دیگر، صحیفه کبیر، که با نام صحیفه کامله سجادیه می باشد. صحیفه کامله سجادیه، در بین منابع اولیه تعالیم حیات بخش اسلام، بعد از قرآن کریم و نهج البلاغه امیرالمومنین علی (ع)، مجموعه با عظمت و میراث گرانبهائی است. این صحیفه بطور تواتر از سه طریق شیعه امامیه، طایفه زیدیه و فرقه اسماعیلیه از امام چهارم رسیده و از آن زمان تاکنون همیشه انیس و مونس صاحبدلان و راهنمای ارباب معرفت بوده است.

ساختار و تقسیم بندی صحیفه
صحیفه کامله، شامل 54 دعا و مناجات، از علوم و معارف اسلامی است. اینها اگرچه در قالب دعاست ولی در لابلای آن، هر یک وسیله ای برای آشنایی با وظایف اهل ایمان در زندگی می باشد که به آسانی، همه را در راه تکامل و پیشرفت عقایدش، یاری می کند. صحیفه در چند بخش است:
1- در حمد و ثنای خدا و پیامبرش و صلوات بر حاملان عرش و مومنین و ....
2- دعاهای انسان برای خود، دوستان، نزدیکان، فرزندان، والدین، همسایگان و مرزبانان....
3- دعای انسان در صبح و شب، در سختی ها، در آمرزش گناهان، در التجاء به خدا، در طلب حاجت ها.
4- دعای انسان در موقع بیماری، هنگام پیشامدهای ناگوار، در تنگی روزی، در ادای قرض، در موقع مرگ.
5- دعای انسان در نماز شب، توبه، شکرگزاری، بخشش و عفو، در طلب خیر و نیکی.
6- دعای انسان در ایام ماه مبارک رمضان، روز جمعه، عید فطر، روز عرفه، عید قربان و عید فطر و موقع هلال ماه.
7- و در نهایت مناجاتی دیگر در هر مشکل و مهم و مسائل مختلف.

و به نوعی دیگر می توان دعاهای صحیفه را به سه بخش تقسیم کرد:
الف: نیایش های عبادی و عرفانی
ب: دعاهای تظلم و تقاضا
ج: نیایش های تعلیم و تعهد

ویژگی ممتاز صحیفه
این کتاب به انجیل اهل بیت و زبور آل محمد معروف است. بعضی دانشمندان هم «اخت القرآن» گویند. ویژگی اش اینست که اگرچه در موضوع دعا و نیایش، مطرح شده ولی تمام مطالب آن، برمدار راز و نیاز و عرض حاجت نیست، بلکه شامل بسیاری از حقایق علوم آلی و نظری و قوانین و احکام شرعی و مسائل بسیار حساس سیاسی و اجتماعی و تربیتی و اخلاقی است که در شکل و قالب دعا، مورد توجه امام (ع) قرار گرفته است.

علت تدوین صحیفه
دوره امامت و زندگی علی بن الحسین امام چهارم علیه السلام که در نیمه دوم قرن اول هجری، در تاریک ترین دوران ظلم و استبداد حکومت آل ابوسفیان و اولاد مروان (بنی امیه) می گذشت، بخصوص که بعد از شهادت پدر بزرگوارش حسین بن علی (ع)، امام سجاد در شرایطی سخت و اختناق آمیز، دائما زیر نظر جاسوسان حکومت بود و هر گونه ارتباط مستقیم با دوستان و اطرافیانش از او سلب شده بود، در این موقعیت، ادعیه و مناجات آن حضرت که خود، امام معصوم و انسان کامل بود، چشمه جوشانی شد در بیان معارف دقیق و اصیل اسلام و تشیع و آثار این ادعیه، درس و تعلیم و تربیت مسلمین و شیعیان جهان گردید. از همین رو، این صحیفه نه تنها بصورت دعا، بلکه به عنوان کتابی علمی و اعتقادی و اجتماعی و تربیتی و سیاسی، و به تعبیری کتابی فلسفی و عرفانی و کلامی درباره جهانشناسی، خداشناسی و انسان شناسی در آمد و این صحیفه مبارک، پناهگاهی برای حفظ اسلام و نشر مکتب شیعه شد.

تواتر صحیفه سجادیه
صحیفه کامله سجادیه، از متواترات می باشد و هیچ شک و شبهه ای نیست که نسبت این صحیفه الهیه به حضرت امام زین العابدین، حضرت سجاد می باشد و از زمان حضرت باقر تا به حال، آن را دست به دست و زبان به زبان، روایت کرده اند. صحیفه از طریق فرقه زیدیه متواتر است و دیده شده که بعضی از بزرگان این طایفه، در حوزه مقابله صحیفه، با منتهای خضوع و تعظیم بودند. ادعیه صحیفه کامله بنابر روایت جعفربن محمد حسنی که در خود صحیفه ذکر شده است، 75 دعا بوده که راوی آن، متوکل بن هارون از اصحاب امام جعفر صادق علیه السلام است و می گوید: از من 11 دعا ساقط شده و من 64 دعا را روایت می کنم، ولی امروزه می بینیم که تعداد ادعیه در صحیفه 54 دعاست. بنابراین از اصل صحیفه 21 دعا افتاده است. خوشبختانه بزرگان علم و حدیث، کوشش کردند تا آن ادعیه را پیدا کنند و به صحیفه ملحق نمایند و همین کار نیز شد و البته به عنوان ملحقات، نه به عنوان ادخال در میان خود ادعیه، تا در عین دعاهای آن دخل و تصرفی نشده باشد. اولین ملحقاتی که برای صحیفه گردآوری شد، اضافاتی بود که شیخ محمد تقی بن صوفی مظفر زیابادی قزوینی شاگرد شیخ بهائی انجام داد و بعد این جمع آوری و ملحقات، به عنوان صحیفه ثانویه سجادیه (تدوین شیخ حرعاملی صاحب وسائل الشیعه) صحیفه ثالثه سجادیه (تدوین میرزا عبدالله افندی صاحب ریاض العلماء، صحیفه رابعه سجادیه (تدوین میرزا حسین نوری صاحب مستدرک الوسائل) صحیفه خامسه سجادیه (تدوین سید محسن امین عاملی صاحب اعیان الشیعه) و صحیفه سادسه سجادیه (تدوین شیخ محمد صالح مازندرانی) انجام شده است.


   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  08:36 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 22 مرداد 1391 08:06 ب.ظ

توجه : در صورت تمایل به تبادل لینك به ما اطلاع داده تا شما را لینك كنیم ( پیچ ما 1 میباشد ).


با عرض سلام خدمت بازدیدكنندگان محترم . ضمن تشكر از بازدید شما



این وبلاگ در نظر دارد كه به تمامی موضوعات به طور كامل بپردازد لذا از شما درخواست دارم كهاز مطالب موجود در بخش موضوعات و دیگر صفحات دیدن فرمایید و نظر خودتان را بگذارید.


توجه :
مطالب موجود در بخش موضوعات و صفحات جانبی هر روز افزایش پیدا كرده و

 آبدیت میشوند.


توجه : لطفا نظر  خود را در رابطه با هر  مطلبی بگذارید و در نظر سنجی شركت كنید.

آدرس های وبلاگ ما :

1- www.2-day.mihanblog.com


  www.2-day.tk -2

www.ashoob.orq.ir -3
 
با تشكر مدیریت وبسایت: صادق علیزاده

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  08:31 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مفاتیح الجناح ،

سه شنبه زیارت امام سجاد و امام باقر و امام صادق علیهم السلام

اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا خُزّانَ عِلْمِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا

سلام بر شما اى گنجینه داران علم خدا سلام بر شما اى

تَراجِمَةَ وَحْىِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَئِمَّةَ الْهُدى اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا

ترجمانان (و مفسران ) وحى خدا سلام بر شما اى پیشوایان هدایت سلام بر شما اى

اَعْلامَ التُّقى اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَوْلادَ رَسُولِ اللّهِ اَنَا عارِفٌ بِحَقِّكُمْ

نشانه هاى پرهیزكارى سلام بر شما اى فرزندان رسول خدا من به حق شما شناسایى دارم

مُسْتَبْصِرٌ بِشَأنِكُمْ مُعادٍ لاِعْداَّئِكُمْ مُوالٍ لاِوْلِیاَّئِكُمْ بِاَبى اَنْتُمْ وَاُمّى

و به شاءن و مقامتان بینایى كامل دارم دشمنم با دشمنانتان دوستم با دوستانتان پدر و مادرم به فدایتان

صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْكُمْ اَللّهُمَّ اِنّى اَتَوالى آخِرَهُمْ كَما تَوالَیْتُ اَوَّلَهُمْ

درود خدا بر شما خدایا من دوست دارم آخرین ایشان را چنانچه دوست دارم نخستین آنها را

وَاَبْرَءُ مِنْ كُلِّ وَلیجَةٍ دُونَهُمْ وَ اَكْفُرُ بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَاللاّتِ

و بیزارى جویم از هر همدم باطل غیر از ایشان و به جبت و طاغوت (مدعیان دروغین مقام ایشان ) و لات

وَالْعُزّى صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْكُمْ یا مَوالِىَّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ

و عزى كافرم درود خدا بر شما اى سروران من و رحمت خدا و بركاتش سلام بر

عَلَیْكَ یا سَیِّدَ الْعابِدینَ وَ سُلالَةَ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا باقِرَ عِلْمِ

تو اى بزرگ عابدان و نژاد پاك اوصیاء سلام بر تو اى شكافنده علم

النَّبِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا صادِقاً مُصَدَّقاً فِى الْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ یا مَوالِىَّ

پیامبران سلام بر تو اى راستگوى تصدیق شده در گفتار و كردار اى سروران من

هذا یَوْمُكُمْ وَ هُوَ یَوْمُ الثُّلَثاَّءِ وَ اَنَا فیهِ ضَیْفٌ لَكُمْ وَ مُسْتَجیرٌ بِكُمْ

امروز كه روز سه شنبه است روز شما است و من در این روز مهمان شمایم و پناه جوى به شمایم پس از من

فَاَضیفُونى وَ اَجیرُونى بِمَنْزِلَةِ اللّهِ عِنْدَكُمْ وَ آلِ بَیْتِكُمُ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ

پذیرایى كنید و پناهم دهید بدان مقامى كه خدا در نزد شما و خاندان پاك و پاكیزه شما دارد.

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  08:30 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مفاتیح الجناح ،

اعمال شب و روز اول محرم

شب اوّل سیّد در اقبال براى این شب چند نماز ذكر فرموده :

اوّل : صد ركعت در هر ركعت حمد و توحید بخواند .

دوّم : دو ركعت در ركعت اوّل حمد و انعام و در دوّم حمد و یَّس .

سوّم : دو ركعت در هر ركعت حمد و یازده قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ در روایت است از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله كه هر كه در این شب این دو ركعت نماز را بجا آورد و صبحش را كه اوّل سال است روزه بدارد مثل كسى است كه تمام سال را مُداومت به خیر كرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بمیرد به بهشت برود .

و نیز سیّد براى هلال این ماه دعاء مَبْسُوطى ذكر فرموده و اگر ممكن شود احیا بدارد این شب را به دعا و نماز و خواندن قرآن روز اوّل .

بدانكه اوّل محرم اوّل سال است و در آن دو عمل وارد است :

اوّل : روزه است و در روایت رَیّان بن شبیب از حضرت امام رضاعلیه السلام مرویست كه هر كه در این روز روزه بدارد و خدا را بخواند خداوند دعاى او را مستجاب كند چنانكه دعاى زكریّا را مستجاب نمود .

دوم : از حضرت امام رضا علیه السلام منقولست كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله روز اوّل محرم دو ركعت نماز مى كرد و چون فارغ مى شد دستها را بلند مى كرد و این دعا را سه دفعه مى خواند:

اَللّهُمَّ اَنْتَ الاِْلهُ الْقَدیمُ وَهذِهِ سَنَةٌ

خدایا تویى معبود ازلى و این سال

جَدیدَةُ فَاَسْئَلُكَ فیهَاالْعِصْمَةَ مِنَالشَّیْطانِ وَالْقُوَّةَ عَلى هذِهِ النَّفْسِ

تازه است از تو خواهم در این سال نگهداریم را از شیطان و نیروى بر این نفس

الاْمّارَةِ بِالسّوَّءِ وَالاِْشْتِغالَ بِما یُقَرِّبُنى اِلَیْكَ [یاكَریمُ] یا ذَاالْجَلالِ

كه پیوسته به گناه فرمان مى دهد و سرگرمى بدانچه مرا به تو نزدیك كند اى صاحب جلالت

وَالاِْكْرامِ یا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ یا ذَخیرَةَ مَنْ لا ذَخیرَةَ لَهُ یا حِرْزَ

و بزرگوارى اى تكیه گاه كسى كه تكیه گاهى ندارد اى ذخیره آنكس كه ذخیره ندارد اى پناهگاه

مَنْ لا حِرْزَ لَهُ یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ یا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ یا كَنْزَ

آنكس كه پناهگاهى ندارد اى فریادرس آنكس كه فریادرسى ندارد اى پشتیبان آنكس كه پشتیبانى ندارد اى گنج

مَنْ لا كَنْزَ لَهُ یا حَسَنَ الْبَلاَّءِ ی ا عَظیمَ الرَّج اَّءِ ی ا عِزَّ الضُّعَف آءِ ی ا مُنْقِذَ

آنكس كه گنجى ندارد اى كه آزمایشت نیكو است اى بزرگ مایه امید اى عزت بخش ناتوانان اى نجات بخش

الْغَرْقى یا مُنْجِىَ الْهَلْكى یا مُنْعِمُ یا مُجْمِلُ یا مُفْضِلُ یا مُحْسِنُ

غریقان اى خلاص كننده هالكان اى نعمت بخش اى زیباپرور اى فزون بخش اى نیكوده

اَنْتَ الَّذى سَجَدَ لَكَ سَوادُ اللَّیْلِ وَنُورُ النَّهارِ وَضَوْءُ الْقَمَرِ وَشُعاعُ

تویى كه سجده كرد (و به كمال خضوع درآمد) برایت سیاهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع

الشَّمْسِ وَدَوِىُّ الْمآءِ وَحَفیفُ الشَّجَرِ یا اَللّهُ لا شَریكَ لَكَ اَللّهُمَّ

خورشید و صداى ریزش آب و بهم خوردن درخت اى خدایى كه شریك ندارى خدایا

اجْعَلْنا خَیْراً مِمّا یَظُنُّونَ وَاغْفِرْ لَنا ما لا یَعْلَمُونَ وَلا تُؤ اخِذْنا بِما

قرارمان ده بهتر از آنچه مردم گمان كنند و بیامرز از ما آنچه را كه نمى دانند و مگیر ما را بدانچه

یَقُولُونَ حَسْبِىَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ

گویند بس است مرا خدا معبودى جز او نیست بر او توكل كنم و او است پروردگار عرش

الْعَظیمِ امَنّا بِهِ كُلُّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَما یَذَّكَّرُ اِلاّ اُولُوا الاْلْبابِ رَبَّنا

عظیم ایمان داریم به او و هرچه هست از نزد پروردگار ما است و اندرز نگیرند جز خردمندان پروردگارا

لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّابُ

منحرف مساز دلهاى ما را پس از آنكه هدایتمان كردى و ببخش به ما از پیش خود رحمتى كه براستى تویى بخشایشگر

 

شیخ طوسى فرموده كه مستحب است روزه دهه اوّل محرم ولكن روز عاشورا امساك نماید از طعام و شَراب تا بعد از عصر آن وقت بقدر كمى تربت تناول نماید و سیّد روایت كرده فضیلت روزه تمام ماه را و آنكه روزه او نگه میدارد صائم آن را از هر گناهى .

روز سوّم روزى است كه حضرت یوسف علیه السلام از زندان بیرون شده هركه آن روز را روزه دارد آسان فرماید حق تعالى بر او كارهاى مشكل را و برطرف كند از او اندوه را و در روایت نبوى صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله است كه دعایش مستجاب شود .

روز نهم روز تاسوعا است از حضرت صادق علیه السلام روایت است كه فرمود تاسوعا روزى بود كه جناب امام حسین علیه السلام و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع كردند و ابن مرجانه و عُمر سعد خوشحال شدند به سبب كثرت سپاه و بسیارى لشكر كه براى آنها جمع شده بود و جناب امام حسین علیه السلام و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین كردند كه یاورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مَدَد نخواهند نمود پس فرمود پدرم فداى آن ضعیف غریب .

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  08:29 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مفاتیح الجناح ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَوْلِیاَّءَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا حُجَجَ اللّهِ

سلام بر شما اى دوستان خدا سلام بر شما اى حجتهاى خدا

اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا نُورَ اللّهِ فى ظُلُماتِ الاْرْضِ اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ

سلام بر شما اى نور(هاى ) خدا در تاریكیهاى زمین سلام بر شما

صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْكُمْ وَعَلى آلِ بَیْتِكُمُ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ بِاَبى اَنْتُمْ

و درود خدا بر شما و بر خاندان پاك و پاكیزه تان باد پدرم و

وَ اُمّى لَقَدْ عَبَدْتُمُ اللّهَ مُخْلِصینَ وَ جاهَدْتُمْ فِى اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ حَتّى

و مادرم به فداى شما كه براستى شما خداى را از روى اخلاص پرستش كردید و آنطور كه باید و شاید در راه خدا جهاد

اَتیكُمُ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللّهُ اَعْداَّئَكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ اَجَمْعَینَ وَ اَنَا اَبْرَءُ

كردید تا مرگ به سراغ شما آمد پس خدا لعنت كند همه دشمنانتان را از جن و انس و من به سوى خدا

اِلَى اللّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ یا مَوْلاىَ یا اَبا اِبْراهیمَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ یا

و شما از ایشان بیزارى مى جویم اى سرور من اى ابا ابراهیم - موسى بن جعفر - و اى

مَوْلاىَ یا اَبَا الْحَسَنِ عَلِىَّ بْنَ مُوسى یا مَوْلاىَ یا اَبا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ

مولاى من اى ابالحسن - على بن موسى - و اى آقاى من اى ابا جعفر - محمد

بْنَ عَلِی یا مَوْلاىَ یا اَبَا الْحَسَنِ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ اَنَا مَوْلىً لَكُمْ

بن على - و اى مولاى من اى اباالحسن - على بن محمد - من دوست شمایم

مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ جَهْرِكُمْ مُتَضَیِّفٌ بِكُمْ فى یَوْمِكُمْ هذا وَ هُوَ یَوْمُ

ایمان به راز نهان و امر آشكار شما دارم و خود را در این روز كه روز

الاْرْبَعاَّءِ وَ مُسْتَجیرٌ بِكُمْ فَاَضیفُونى وَ اَجیرُونى بِآلِ بَیْتِكُمُ

چهارشنبه است به مهمانى شما خوانده ام و به شما پناه آورده ام پس از من پذیرایى كنید و پناهم دهید به حق خاندان

الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ

پاك و پاكیزه تان

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  08:25 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مفاتیح الجناح ،

پنجشنبه زیارت امام حسن عسكرى علیه السلام

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا وَلِىَّ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حُجَّةَ اللّهِ وَخالِصَتَهُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اِمامَ

سلام بر تو اى ولى خدا سلام بر تو اى حجت خدا و بنده خدا و بنده خالص او سلام بر تو اى پیشواى

الْمُؤْمِنینَ وَوارِثَ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةَ رَبِّ الْعالَمینَ صَلَّى اللّهُ عَلَیْكَ

مؤ منان و وارث فرستادگان (خدا) و حجت پروردگار جهانیان درود خدا بر تو

وَعَلى آلِ بَیْتِكَ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ یا مَوْلاىَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ

و بر خاندان پاك و پاكیزه ات اى سرور من اى ابا محمد - حسن

بْنَ عَلِی اَنَا مَوْلىً لَكَ وَلِآلِ بَیْتِكَ وَهذا یَوْمُكَ وَ هُوَ یَوْمُ الْخَمیسِ

بن على - من دوست شما و خاندانت هستم و امروز كه روز پنجشنبه است روز شما است

وَ اَنَا ضَیْفُكَ فیهِ وَ مُسْتَجیرٌ بِكَ فیهِ فَاَحْسِنْ ضِیافَتى وَ اِجارَتى

و من در این روز میهمان شمایم و پناهنده به شمایم پس نیكو از من پذیرایى كن و بخوبى پناهم ده

بِحَقِّ آلِ بَیْتِكَ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ

به حق خاندان پاك و پاكیزه ات

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  08:24 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مفاتیح الجناح ،


جمعه زیارت حضرت صاحب الزمان علیه السلام

همان روزى است كه در آن روز ظهور خواهد بود. فرمود بگو در زیارت آن حضرت :

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حُجَّةَ اللّهِ فى اَرْضِهِ

سلام بر تو اى حجت خدا در روى زمین

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَیْنَ اللّهِ فى خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نُورَ اللّهِ الَّذى

سلام بر تو اى دیده بان (یا دیده ) خدا در میان خلق سلام بر تو اى نور خدا كه

یَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ یُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا

راه جویان بدان راهنمایى شوند و به وسیله او از كار مؤ منان گشایش شود سلام بر تو اى

الْمُهَذَّبُ الْخاَّئِفُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ

پاك پروریده ترسان (از دشمن ) سلام بر تو اى سرپرست خیرخواه سلام بر تو

یا سَفینَةَ النَّجاةِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَیْنَ الْحَیاةِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ

اى كشتى نجات سلام بر تو اى چشمه حیات سلام بر تو باد

صَلَّى اللّهُ عَلَیْكَ وَ عَلى آلِ بَیْتِكَ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ

درود خدا بر تو و بر خاندان پاك و پاكیزه ات باد سلام بر تو

عَجَّلَ اللّهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الاْمْرِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا

خدا شتاب كند در وعده یارى تو و پیروزى كارت سلام بر تو اى

مَوْلاىَ اَنَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُولیكَ وَ اُخْریكَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللّهِ تَعالى

سرور من ، و من دوست تو و بیناى به آغاز و انجام كارت هستم و به سوى خداى تعالى

بِكَ وَ بِآلِ بَیْتِكَ وَ اَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى یَدَیْكَ وَ اَسْئَلُ

بوسیله تو و خاندانت تقرب جویم و منتظر ظهور تو و پیروزى حق بدست تو هستم و از خدا مى خواهم

اللّهَ اَنْ یُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ یَجْعَلَنى مِنَ الْمُنْتَظِرینَ

كه درود فرستد بر محمد و آل محمد و مرا در زمره منتظران

لَكَ وَالتّابِعینَ وَالنّاصِرینَ لَكَ عَلى اَعْداَّئِكَ وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ

و پیروان تو قرار دهد و در زمره یاوران تو در برابر دشمنانت و كسانى كه در پیش رویت در میان

یَدَیْكَ فى جُمْلَةِ اَوْلِیاَّئِكَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللّهِ

دوستانت شربت شهادت مى نوشند اى مولاى من اى صاحب الزمان درود خدا

عَلَیْكَ وَ عَلى آلِ بَیْتِكَ هذا یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ یَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فیهِ

بر تو و بر خاندانت ، امروز روز جمعه است و آن روز تو است كه انتظار

ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فیهِ لِلْمُؤْمِنینَ عَلى یَدَیْكَ وَ قَتْلُ الْكافِرینَ بِسَیْفِكَ

ظهور تو در آن روز و انتظار فرج مؤ منان بدست تو و كشتار كافران بوسیله شمشیر تو

وَ اَنَا یا مَوْلاىَ فیهِ ضَیْفُكَ وَ جارُكَ وَ اَنْتَ یا مَوْلاىَ كَریمٌ مِنْ اَوْلادِ

در این روز مى رود و من اى آقاى من در این روز میهمان تو و پناهنده ات هستم و تو اى سرور من بزرگوارى از فرزندان

الْكِرامِ وَ مَأمُورٌ بِالضِّیافَةِ وَ الاِْجارَةِ فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى صَلَواتُ اللّهِ

بزرگواران هستى و به میهمان نوازى و پناه دادن ماءمورى پس مرا بنواز و پناهم ده درود خدا

عَلَیْكَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِكَ الطّاهِرینَ

بر تو و بر خاندان طاهرینت باد.

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  08:22 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مفاتیح الجناح ،



در مصباح شیخ است كه روایت كرده ابو حمزه ثمالى كه حضرت امام زین العابدین علیه السلام درماه رمضان بیشتر از شب را نماز مى كرد و چون سحر می شد این دعا را می خواند :

: اِلهى لا تُؤَدِّبْنى بِعُقوُبَتِكَ وَلا تَمْكُرْ بى فى

 خدایا مرا به مجازات و عقوبتت ادب مكن و مكر مكن به من

حیلَتِكَ مِنْ اَیْنَ لِىَ الْخَیْرُ یا رَبِّ وَلا یوُجَدُ اِلاّ مِنْ عِنْدِكَ وَمِنْ اَیْنَ

با حیله ات از كجا خیرى بدست آورم اى پروردگار من با اینكه خیرى یافت نشود جز در پیش تو و از كجا

لِىَ النَّجاةُ وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِكَ لاَ الَّذى اَحْسَنَ اسْتَغْنى عَنْ عَوْنِكَ

نجاتى برایم باشد با اینكه نجاتى نتوان یافت جز به كمك تو نه آن كس كه نیكى كند بى نیاز است از كمك تو

وَرَحْمَتِكَ وَلاَ الَّذى اَسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَیْكَ وَلَمْ یُرْضِكَ خَرَجَ عَنْ

و رحمتت و نه آنكس كه بد كند و دلیرى بر تو كند و خوشنودیت نجوید از تحت قدرت تو بیرون رود

قُدْرَتِكَ یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ بگوید تا آنكه نفس قطع شود [بِكَ] عَرَفْتُكَ

اى پروردگار من ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بوسیله خودت من ترا شناختم

وَاَنْتَ دَلَلْتَنى عَلَیْكَ وَدَعَوْتَنى اِلَیْكَ وَلَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ

و تو مرا برخود راهنمایى كردى و بسوى خود خواندى و اگر تو نبودى من ندانستم كه تو كسیتى

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَدْعوُهُ فَیُجیبُنى وَاِنْ كُنْتُ بَطیَّئاً حینَ یَدْعوُنى

ستایش خدایى را كه مى خوانمش و او پاسخم دهد و اگرچه وقتى مى خواندم بكندى به درگاهش روم

وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَسْئَلُهُ فَیُعْطینى وَاِنْ كُنْتُ بَخیلاً حینَ یَسْتَقْرِضُنى

و ستایش خدایى را كه مى خواهم از او و به من عطا مى كند و اگرچه در هنگامى كه او از من چیزى قرض خواهد من بخل كنم

وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اُنادیهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتى وَاَخْلوُ بِهِ حَیْثُ شِئْتُ

و ستایش خدایى را كه هرگاه براى حاجتى بخواهم او را ندا كنم و هر زمان بخواهم براى

لِسِرِّى بِغَیْرِ شَفیعٍ فَیَقْضى لى حاجَتى اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لا اَدْعُو غَیْرَهُ

راز و نیاز بدون واسطه با او خلوت كنم و او حاجتم را برآورد ستایش خدایى را كه جز او

وَلَوْ دَعَوْتُ غَیْرَهُ لَمْ یَسْتَجِبْ لى دُعاَّئى وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا اَرْجُو

كسى را نخوانم و اگر غیر او دیگرى را مى خواندم دعایم را مستجاب نمى كرد و ستایش خدایى را كه بجز او

غَیْرَهُ وَلَوْ رَجَوْتُ غَیْرَهُ لاَخْلَفَ رَجآئى وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى وَكَلَنى

امید ندارم و اگر به غیر او امیدى داشتم ناامیدم مى كرد و ستایش خدایى را كه مرا به حضرت خود

اِلَیْهِ فَاَكْرَمَنى وَلَمْ یَكِلْنى اِلَى النّاسِ فَیُهینُونى وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى

واگذار كرده و از این رو به من اكرام كرده و به مردم واگذارم نكرده كه مرا خواركنند و ستایش خدایى را كه

تَحَبَّبَ اِلَىَّ وَهُوَ غَنِىُّ عَنّى وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى یَحْلُمُ عَنّى حَتّى كَاَنّى

با من دوستى كند در صورتى كه از من بى نیاز است و ستایش خدایى را كه نسبت به من بردبارى كند تا به جایى كه

لا ذَنْبَ لى فَرَبّى اَحْمَدُ شَى ءٍ عِنْدى وَاَحَقُّ بِحَمْدى اَللّهُمَّ اِنّى اَجِدُ

گویا گناهى ندارم پس پروردگار من ستوده ترین چیزها است نزد من و به ستایش من سزاوارتر است خدایا من همه راههاى

سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَیْكَ مُشْرَعَةً وَمَناهِلَ الرَّجآءِ اِلَیْكَ مُتْرَعَةً

مقاصد را به سوى تو باز مى بینم و چشمه هاى امید را بسویت سرشار مى یابم

وَالاِْسْتِعانَةَ بِفَضْلِكَ لِمَنْ اَمَّلَكَ مُباحَةً وَاَبْوابَ الدُّعآءِ اِلَیْكَ

و یارى جستن به فضل تو براى آرزومندانت مباح و بى مانع است و درهاى دعاى بسوى تو براى

لِلصّارِخینَ مَفْتوُحَةً وَاَعْلَمُ اَنَّكَ لِلرّاجى بِمَوْضِعِ اِجابَةٍ وَلِلْمَلْهوُفینَ

فریادكنندگان باز است و به خوبى مى دانم كه تو براى اجابت شخص امیدوار آماده اى و براى فریادرسى اندوهگینان

بِمَرْصَدِ اِغاثَةٍ وَاَنَّ فِى اللَّهْفِ اِلى جوُدِكَ وَالرِّضا بِقَضآئِكَ عِوَضاً

مهیاى فریادرسى هستى و براستى مى دانم كه در پناهندگى به جود و كرمت و خوشنودى به قضا و قدرت عوضى است

مِنْ مَنْعِ الْباخِلینَ وَمَنْدوُحَةً عَمّا فى اَیْدِى الْمُسْتَاْثِرینَ وَاَنَّ

از جلوگیرى كردن بخیلان و گشایشى است از احتیاج بدانچه در دست دنیاطلبان است و براستى

الرّاحِلَ اِلَیْكَ قَریبُ الْمَسافَةِ وَاَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلاّ اَنْ

كوچ كننده به درگاهت راهش نزدیك است و مسلما تو از خلق خود در حجاب نشوى مگر آنكه

تَحْجُبَهُمُ الاْعمالُ دوُنَكَ وَقَدْ قَصَدْتُ اِلَیْكَ بِطَلِبَتى وَتَوَجَّهْتُ اِلَیْكَ

كردارشان میان آنها و تو حاجب شود و من با مطلبى كه دارم قصد تو را كرده

بِحاجَتى وَجَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتى وَبِدُعآئِكَ تَوَسُّلى مِنْ غَیْرِ

و با حاجت خود رو به درگاه تو آوردم و استغاثه ام را به درگاه تو قرار دادم و دعاى تو را دست آویز خود كردم بى آنكه من

اسْتِحْقاقٍ لاِسْتِماعِكَ مِنّى وَلاَ اسْتیجابٍ لِعَفْوِكَ عَنّى بَلْ لِثِقَتى

استحقاق داشته باشم كه تو از من بشنوى و نه مستوجب آنم كه از من بگذرى بلكه بدان اعتمادى كه من

بِكَرَمِكَ وَسُكوُنى اِلى صِدْقِ وَعْدِكَ وَلَجَائ اِلىَ الاْ یمانِ

به كرم تو دارم و آن اطمینانى كه به درستى وعده ات دارم و به خاطر پناهندگیم به ایمان

بِتَوْحیدِكَ وَیَقینى بِمَعْرِفَتِكَ مِنّى اَنْ لا رَبَّ [لى ] غَیْرُكَ وَلا اِلهَ اِلاّ

و اعتقادى كه بر یگانگى تو دارم و یقینى كه به معرفت و شناسایى تو دارم كه مى دانم پروردگارى غیر

اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَریكَ لَكَ اَللّهُمَّ اَنْتَ الْقائِلُ وَقَوْلُكَ حَقُّ وَوَعْدُكَ

تو نیست و معبودى جز تو وجود ندارد یگانه اى كه شریكى برایت نیست خدایا تو فرمودى و گفتارت حق و وعده ات

صِدْقٌ وَاسْئَلوُا اللّهَ مِنْ فَضْلِهِ اِنَ اللّهَ كانَ بِكُمْ رَحیماً وَلَیْسَ مِنْ

راست است (كه فرمودى ) ((و درخواست كنید خدا را از فضلش كه براستى او به شما مهربان است )) و رسم تو چنان نیست

صِفاتِكَ یا سَیِّدى اَنْ تَاْمُرَ بِالسُّؤ الِ وَتَمْنَعَ الْعَطِیَّةَ وَاَنْتَ الْمَنّانُ

اى آقاى من كه دستور سؤ ال بدهى ولى از عطا و بخشش دریغ نموده و خوددارى كنى و تویى بخشاینده

بِالْعَطِیّاتِ عَلى اَهْلِ مَمْلَكَتِكَ وَالْعائِدُ عَلَیْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَاْفَتِكَ اِلهى

به عطایا بر اهل كشور خود و متوجه بدانها به مهربانى و راءفتت خدایا

رَبَّیْتَنى فى نِعَمِكَ وَاِحْسانِكَ صَغیراً وَنَوَّهْتَ بِاسْمى كَبیراً فَیامَنْ

مرا در خردسالى در نعمتها و احسان خویش پروریدى و در بزرگى نامم را بر سر زبانها بلند كردى پس اى كه

رَبّانى فِى الدُّنْیا بِاِحْسانِهِ وَتَفَضُّلِهِ وَنِعَمِهِ وَاَشارَ لى فِى الاْخِرَةِ

در دنیا مرا به احسان و فضل و نعمتهاى خود پروریدى و براى آخرتم

اِلى عَفْوِهِ وَكَرَمِهِ مَعْرِفَتى یا مَوْلاىَ دَلیلى عَلَیْكَ وَحُبّى لَكَ شَفیعى

به عفو وكرم اشارت فرمودى اى مولاى من شناساییم به تو راهنماى من بسوى تو است و محبتى كه به تو دارم شفیع من است

اِلَیْكَ وَاَنَا واثِقٌ مِنْ دَلیلى بِدَلالَتِكَ وَساكِنٌ مِنْ شَفیعى اِلى

به درگاهت و من از راهنمایى كردن این دلیلم بسوى تو مطمئنم و از پذیرفتن شفیعم از جانب تو

شَفاعَتِكَ اَدْعوُكَ یا سَیِّدى بِلِسانٍ قَدْ اَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ اُناجیكَ

آسوده خاطرم مى خوانمت اى آقاى من به زبانى كه گناه لالش كرده پروردگارا با تو راز گویم

بِقَلْبٍ قَدْ اَوْبَقَهُ جُرْمُهُ اَدْعوُكَ یا رَبِّ راهِباً راغِباً راجِیاً خآئِفاً اِذا

بوسیله دلى كه جنایت به هلاكتش كشانده مى خوانمت اى پروردگار من هراسان و خواهان و امیدوار و ترسان ،

رَاَیْتُ مَوْلاىَ ذُنوُبى فَزِعْتُ وَاِذا رَاَیْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ فَاِنْ عَفَوْتَ

اى مولاى من هنگامى كه گناهانم را مشاهده مى كنم هراسان شوم و چون بزرگوارى تو را بینم به طمع افتم خدایا اگر بگذرى

فَخَیْرُ راحِمٍ وَاِنْ عَذَّبْتَ فَغَیْرُ ظالِمٍ حُجَّتى یا اَللّهُ فى جُرْاَتى عَلى

بهترین مهرورزى و اگر عذاب كنى ستم نكرده اى ، دلیل و بهانه من اى خدا در اینكه دلیرى كنم

مَسْئَلَتِكَ مَعَ اِتْیانى ما تَكْرَهُ جُودُكَ وَكَرَمُكَ وَعُدَّتى فى شِدَّتى مَعَ

در سؤ ال كردن از تو با اینكه رفتارم خوشایند تو نیست همان جود و كرم تو است و ذخیره من در سختیم با

قِلَّةِ حَیائى رَاْفَتُكَ وَرَحْمَتُكَ وَقَدْ رَجَوْتُ اَنْ لا تَخیبَ بَیْنَ ذَیْنِ

بى شرمى من همان راءفت و مهربانى تو است و براستى امیدوارم كه نومید مكنى میان این وآ ن آروزیم را

وَذَیْنِ مُنْیَتى فَحَقِّقْ رَجآئى وَاسْمَعْ دُعآئى یا خَیْرَ مَنْ دَعاهُ داعٍ

پس امیدم را صورت عمل ده و دعایم را شنیده گیر اى بهترین كسى كه خوانندگان بخوانندش

وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راجٍ عَظُمَ یا سَیِّدى اَمَلى وَسآءَ عَمَلى فَاَعْطِنى

و برتر كسى كه امیدواران بدو امید دارند اى آقایم آرزویم بزرگ و عملم زشت است پس تو

مِنْ عَفْوِكَ بِمِقْدارِ اَمَلى وَلا تُؤ اخِذْنى بِاَسْوَءِ عَمَلى فَاِنَّ كَرَمَكَ

از عفو خویش به اندازه آرزویم به من بده و مرا به بدترین عملم مؤ اخذه مكن زیرا كرم تو برتر است

یَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبینَ وَحِلْمَكَ یَكْبُرُ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرینَ

از مجازات گنهكاران و بردباریت بزرگتر است از مكافات تقصیركاران

وَاَنَا یاسَیِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَیْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ

و من اى آقایم به فضلت پناهنده گشته و از تو بسوى خودت گریخته ام و خواستارم آنچه را وعده كردى از

الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً وَما اَنَا یا رَبِّ وَما خَطَرى هَبْنى

چشم پوشى نسبت به كسى كه خوش گمان به تو است ، من چه ام پروردگارا؟ و چه اهمیتى دارم ؟ مرا

بِفَضْلِكَ وَتَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعَفْوِكَ اَىْ رَبِّ جَلِّلْنى بِسَِتْرِكَ وَاعْفُ عَنْ

به فضل خویش ببخش با عفو خود بر من نیكى كن و منت گذار، پروردگارا مرا به پوشش خود بپوشان

تَوْبیخى بِكَرَمِ وَجْهِكَ فَلَوِ اطَّلَعَ الْیَوْمَ عَلى ذَنْبى غَیْرُكَ ما فَعَلْتُهُ

و به كرم ذاتت از سرزنش كردن من درگذر پس اگر دیگرى جز تو بر گناهم آگاه مى شد آن گناه را انجام نمى دادم

وَلَوْ خِفْتُ تَعْجیلَ الْعُقوُبَةِ لاَ اجْتَنَبْتُهُ لا لاِنَّكَ اَهْوَنُ النّاظِرینَ وَاَخَفُّ

و اگر از زود به كیفر رسیدن مى ترسیدم باز هم خوددارى مى كردم و اینكه با این وصف گناه كردم نه براى آن بود كه تو سبكترین بینندگانى

الْمُطَّلِعینَ [عَلَىَّ] بَلْ لاِنَّكَ یارَبِّ خَیْرُ السّاتِرینَ وَاَحْكَمُ الْحاكِمینَ

و یا بى مقدارترین مطلعین هستى بلكه براى آن بود كه تو اى پروردگار من بهترین پوشندگان و حكم كننده ترین حاكمان

وَاَكْرَمُ الاْكْرَمینَ سَتّارُ الْعُیوُبِ غَفّارُ الذُّنوُبِ عَلاّمُ الْغُیوُبِ تَسْتُرُ

و گرامى ترین گرامیان و پوشاننده عیوب و آمرزنده گناهانى گناه را به كرمت مى پوشانى

الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ وَتُؤَخِّرُ الْعُقوُبَةَ بِحِلْمِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى حِلْمِكَ بَعْدَ

و كیفر را به واسطه بردباریت به تاءخیر اندازى پس تو را ستایش سزا است بر بردباریت پس

عِلْمِكَ وَعَلى عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ وَیَحْمِلُنى وَیُجَرِّئُنى عَلى

از دانستن و بر گذشتت پس از توانایى داشتن و همین گذشت تو از من مرا وادار كرده و دلیر ساخته بر

مَعْصِیَتِكَ حِلْمُكَ عَنّى وَیَدْعوُنى اِلى قِلَّةِ الْحَیآءِ سَِتْرُكَ عَلَىَّ

نافرمانیت و همان پرده پوشیت بر من مرا به بى شرمى واداشته

وَیُسْرِعُنى اِلَى التَّوَثُّبِ عَلى مَحارِمِكَ مَعْرِفَتى بِسَعَةِ رَحْمَتِكَ

و همان معرفتى كه من به فراخى رحمتت دارم و بزرگى عفوت مرا بدست زدن به كارهاى حرام شتابان مى كند

وَعَظیمِ عَفْوِكَ یا حَلیمُ یا كَریمُ یا حَىُّ یا قَیُّومُ یا غافِرَ الذَّنْبِ یا

اى بردبار اى بزرگوار اى زنده و اى پاینده اى آمرزنده گناه اى

قابِلَ التَّوْبِ یا عَظیمَ الْمَنِّ یا قَدیمَ الاِْحسانِ اَیْنَ سَِتْرُكَ الْجَمیلُ

پزیرنده گناه اى بزرگ نعمت اى دیرینه احسان كجاست پرده پوشى زیبایت ؟

اَیْنَ عَفْوُكَ الْجَلیلُ اَیْنَ فَرَجُكَ الْقَریبُ اَیْنَ غِیاثُكَ السَّریعُ اَیْنَ

كجاست گذشت بزرگت ؟ كجاست گشایش نزدیكت ؟ كجاست فریادرسى فوریت ؟ كجاست

رَحْمَتُكَ الْواسِعَةُ اَیْنَ عَطایاكَ الْفاضِلَةُ اَیْنَ مَواهِبُكَ الْهَنیئَةُ اَیْنَ

رحمت وسیعت ؟ كجاست عطاهاى برجسته ات ؟ كجاست بخششهاى دلچسبت ؟ كجاست

صَنائِعُكَ السَّنِیَّةُ اَیْنَ فَضْلُكَ الْعَظیمُ اَیْنَ مَنُّكَ الْجَسیمُ اَیْنَ

نیكى هاى شایانت ؟ كجاست فضل عظیمت ؟ كجاست نعمت بزرگت ؟ كجاست

اِحْسانُكَ الْقَدیمُ اَیْنَ كَرَمُكَ یا كَریمُ بِهِ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ فَاسْتَنْقِذْنى وَبِرَحْمَتِكَ

احسان دیرینه ات ؟ كجاست كرمت ؟ اى كریم بدان (چه گفتم ) و به محمد و آل محمد مرا نجات ده و به رحمتت

فَخَلِّصْنى یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ لَسْتُ اَتَّكِلُ فِى

خلاصم كن اى نیكو اى نیكو بخش اى نعمت ده اى زیاده بخش چنان نیست كه من براى

النَّجاةِ مِنْ عِقابِكَ عَلى اَعْمالِنا بَلْ بِفَضْلِكَ عَلَیْنا لاِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوى

نجات از عقاب تو به كارهامان تكیه كنم بلكه به فضلى كه بر ما دارى تكیه زنم زیرا تو اهل تقوى

وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ تُبْدِئُ بِالاِْحْسانِ نِعَماً وَتَعْفوُ عَنِ الذَّنْبِ كَرَماً فَما

و شایسته آمرزشى آغاز كنى به احسان از روى نعمت بخشى و گذشت كنى از گناه از روى كرم و بزرگوارى و با این وضع

نَدْرى ما نَشْكُرُ اَجَمیلَ ما تَنْشُرُ اَمْ قَبیحَ ما تَسْتُرُ اَمْ عَظیمَ ما اَبْلَیْتَ

ما ندانیم كدامیك را سپاس گوییم : آن نیكیها كه پراكنده كنى یا زشتیها كه بپوشانى یا بزرگ آزمایشت

وَاَوْلَیْتَ اَمْ كَثیرَ ما مِنْهُ نَجَّیْتَ وَعافَیْتَ یا حَبیبَ مَنْ تَحَبَّبَ اِلَیْكَ

و شایستگى نعمتت یا آن همه چیزهایى كه ما را از آن نجات داده و عافیت دادى اى دوست كسى كه با تو دوستى كند

وَیا قُرَّةَ عَیْنِ مَنْ لاذَبِكَ وَانْقَطَعَ اِلَیْكَ اَنْتَ الْمُحْسِنُ وَنَحْنُ

و اى نور دیده كسى كه پناه به تو آرد و از دیگران ببرد تویى نیكوكار و ماییم

الْمُسیئَّوُنَ فَتَجاوَزْ یا رَبِّ عَنْ قَبیحِ ما عِنْدَنا بِجَمیلِ ما عِنْدَكَ وَاَىُّ

گنهكار پس درگذر اى پروردگار از زشتیهاى ما به نیكیهاى خود و كدام

جَهْلٍ یا رَبِّ لا یَسَعُهُ جوُدُكَ اَوْ اَىُّ زَمانٍ اَطْوَلُ مِنْ اَناتِكَ وَما قَدْرُ

نادانى است اى پروردگار كه جود تو فرایش نگیرد و چه روزگارى درازتر از زمان بردبارى تو است و چه ارزشى دارد

اَعْمالِنا فى جَنْبِ نِعَمِكَ وَكَیْفَ نَسْتَكْثِرُ اَعْمالاً نُقابِلُ بِها كَرَمَكَ بَلْ

اعمال ما در جنب نعمتهایت و چگونه زیاد بشمریم اعمال (بدمان ) را كه بتوانیم آنها را برابر با كرم تو كنیم بلكه

كَیْفَ یَضیقُ عَلَى الْمُذْنِبینَ ما وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِكَ یا واسِعَ

چگونه ممكن است میدان بر گنهكاران تنگ شود با آن رحمت وسیعت

الْمَغْفِرَةِ یا باسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَةِ فَوَ عِزَّتِكَ یا سَیِّدى لَوْ نَهَرْتَنى

كه ایشان را فراگرفته اى وسیع آمرزش اى دو دستت به رحمت باز سوگند به عزتت اى آقاى من اگرچه برانیم

ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِمَا انْتَهى اِلَىَّ مِنَ

من از در خانه ات برنخیزم و از تملق و چاپلوسیت دست برندارم چون

الْمَعْرِفَةِ بِجوُدِكَ وَكَرَمِكَ وَاَنْتَ الْفاعِلُ لِما تَشآءُ تُعَذِّبُ مَنْ تَشآءُ

اطلاع از جود و كرمت پیدا كرده ام و تویى كننده هرچه بخواهى عذاب كنى هركه را خواهى

بِما تَشآءُ كَیْفَ تَشآءُ وَتَرْحَمُ مَنْ تَشآءُ بِما تَشآءُ كَیْفَ تَشآءُ لا

بهرچه خواهى بهرطور كه خواهى و رحم كنى هر كه را خواهى بهرچه خواهى هرطور كه خواهى

تُسْئَلُ عَنْ فِعْلِكَ وَلا تُنازَعُ فى مُلْكِكَ وَلا تُشارَكُ فى اَمْرِكَ وَلا

بازپرسى از كار تو نشود و نزاعى در فرمانرواییت رخ ندهد و شریكى در كارت نباشد

تُضآدُّ فى حُكْمِكَ وَلا یَعْتَرِضُ عَلَیْكَ اَحَدٌ فى تَدْبیرِكَ لَكَ الْخَلْقُ

و ضدّیتى در حكمت نباشد و كسى نیست كه در تدبیر تو بر تو اعتراض كند آفرینش

وَالاْمْرُ تَبارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمینَ یا رَبِّ هذا مَقامُ مَنْ لاذَبِكَ

و دستور از تو است برتر است خدا پروردگار جهانیان پروردگارا این جایگاه كسى است كه به تو

وَاسْتَجارَ بِكَرَمِكَ وَاَلِفَ اِحْسانَكَ وَنِعَمَكَ وَاَنْتَ الْجَوادُ الَّذى

روى آورده و به كرمت پناه جسته و به احسان و نعمتت خو گرفته و تویى بخشاینده اى كه

لایَضیقُ عَفْوُكَ وَلا یَنْقُصُ فَضْلُكَ وَلا تَقِلُّ رَحْمَتُكَ وَقَدْ تَوَثَّقْنا

تنگ ناید عفوت و كاهش نیابد فضل و بخششت و كم نگردد مهر و رحمتت و ما

مِنْكَ بِالصَّفْحِ الْقَدیمِ وَالْفَضْلِ الْعَظیمِ وَالرَّحْمَةِ الْواسِعَةِ اَفَتَُراكَ یا

بدان چشم پوشى دیرینه و فضل عظیمت و رحمت پهناورت اعتماد كرده ایم آیا چنان مى بینى

رَبِّ تُخْلِفُ ظُنوُنَنا اَوْ تُخَیِّبُ آمالَنا كَلاّ یا كَریمُ فَلَیْسَ هذا ظَنُّنا بِكَ

پروردگارا كه برخلاف گمانهاى ما رفتار كنى یا آرزوهایمان نومید كنى ؟ هرگز! اى كریم چون ما چنین گمانى به تو نداریم

وَلا هذا فیكَ طَمَعُنا یا رَبِّ اِنَّ لَنا فیكَ اَمَلاً طَویلاً كَثیراً اِنَّ لَنا فیكَ

و طمع ما درباره تو اینگونه نیست پروردگارا براستى ما درباره تو آرزوى دراز و بسیارى داریم براستى ما نسبت به تو

رَجآءً عَظیماً عَصَیْناكَ وَنَحْنُ نَرْجوُ اَنْ تَسْتُرَ عَلَیْنا وَدَعَوْناكَ وَنَحْنُ

امید بزرگ و زیادى داریم ، تو را نافرمانى كردیم ولى امیدواریم كه تو بپوشانى بر ما و خواندیم تو را و امیدواریم

نَرْجوُ اَنْ تَسْتَجیبَ لَنا فَحَقِّقْ رَجآئَنا مَوْلانا فَقَدْ عَلِمْنا ما نَسْتَوْجِبُ

كه تو اجابت كنى مارا پس امید ما را تحقق بخش اى مولاى ما كه براستى ما مى دانیم كه به اعمالمان مستوجب چه (پاداشى )

بِاَعْمالِنا وَلكِنْ عِلْمُكَ فینا وَعِلْمُنا بِاَنَّكَ لا تَصْرِفُنا عَنْكَ وَاِنْ كُنّا

هستیم ولى علم تو درباره ما و علم ما درباره تو این است كه ما را از درگاهت نرانى و اگرچه ما

غَیْرَ مُسْتَوْجِبینَ لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجوُدَ عَلَیْنا وَعَلَى الْمُذْنِبینَ

مستوجب رحمت تو نیستیم ولى تو شایسته آنى كه بر ما بخشش كنى و بر گنهكاران

بِفَضْلِ سَعَتِكَ فَامْنُنْ عَلَیْنا بِما اَنْتَ اَهْلُهُ وَجُدْ عَلَیْنا فَاِنّا مُحْتاجوُنَ

به فضل وسیعت توجه فرمایى پس بر ما منت گذار بدانچه تو شایسته آنى و بر ما جود كن كه ما نیازمند

اِلى نَیْلِكَ یا غَفّارُ بِنوُرِكَ اهْتَدَیْنا وَبِفَضْلِكَ اسْتَغْنَیْنا وَبِنِعْمَتِكَ

عطاى توییم اى آمرزنده به نور تو راه یافتیم و به فضل تو بى نیازى جستیم و به نعمت تو

اَصْبَحْنا وَاَمْسَیْنا ذُنوُبُنا بَیْنَ یَدَیْكَ نَسْتَغْفِرُكَ الّلهُمَّ مِنْها وَنَتوُبُ

صبح و شام كردیم گناهان ما پیش روى تو است كه ما از آنها آمرزش خواهیم و بسویت توبه كنیم

اِلَیْكَ تَتَحَبَّبُ اِلَیْنا بِالنِّعَمِ وَنُعارِضُكَ بِالذُّنوُبِ خَیْرُكَ اِلَیْنا نازِلٌ

تو با نعمتهایت بر ما دوستى كنى و ما به گناهان با تو معارضه و برابرى كنیم خیر تو بر ما نازل گردد

وَشَّرُنا اِلَیْكَ صاعِدٌ وَلَمْ یَزَلْ وَلا یَزالُ مَلَكٌ كَریمٌ یَاْتیكَ عَنّا بِعَمَلٍ

و در برابر شرّ ما بسوى تو بالا آید و تو همیشه تا بوده و هست پادشاه بزرگوار و كریمى بوده اى كه از جانب ما كارهاى

قَبیحٍ فَلا یَمْنَعُكَ ذلِكَ مِنْ اَنْ تَحوُطَنا بِنِعَمِكَ وَتَتَفَضَّلَ عَلَیْنا بِآلاَّئِكَ

زشت بسوى تو آید ولى آنها جلوگیریت نكند از اینكه ما را به نعمتهاى خود فراگیرى و خود بر ما تفضل كنى

فَسُبْحانَكَ ما اَحْلَمَكَ وَاَعْظَمَكَ وَاَكْرَمَكَ مُبْدِئاً وَمُعیداً تَقَدَّسَتْ

پس منزهى تو كه چقدر بردبارى و چه بزرگ و كریمى چه در آغاز (نعمت ) و چه در ادامه آن نامهایت مقدس

اَسْمآئُكَ وَجَلَّ ثَناؤُكَ وَكَرُمَ صَنائِعُكَ وَفِعالُكَ اَنْتَ اِلهى اَوْسَعُ

و ستایشت ارجمند است و كارها و رفتارت گرانبها است فضل تو اى معبود من

فَضْلاً وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقایِسَنى بِفِعْلى وَخَطیَّئَتى فَالْعَفْوَ الْعَفْوَ

وسیعتر و بردباریت بزرگتر از آنست كه مرا به كردار و گناهم بسنجى از من درگذر درگذر

الْعَفْوَ سَیِّدى سَیِّدى سَیِّدى اَللّهُمَّ اشْغَلْنا بِذِكْرِكَ وَاَعِذْنا مِنْ

درگذر اى آقاى من ... آقاى من ... آقاى من خدایا ما را به ذكر خود مشغول كن و از

سَخَطِكَ وَاَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ وَارْزُقْنا مِنْ مَواهِبِكَ وَاَنْعِمْ عَلَیْنا مِنْ

خشمت پناهمان ده و از عذابت امانمان ده و از بخششهایت روزیمان گردان و از

فَضْلِكَ وَارْزُقْنا حَجَّ بَیْتِكَ وَزِیارَةَ قَبْرِ نَبِیِّكَ صَلَواتُكَ وَرَحْمَتُكَ

فضل خود بر ما انعام كن و روزى ما كن حج خانه ات و زیارت قبر پیامبرت را كه درود تو و رحمت

وَمَغْفِرَتُكَ وَرِضْوانُكَ عَلَیْهِ وَعَلى اَهْلِ بَیْتِهِ اِنَّكَ قَریبٌ مُجیبٌ

و آمرزش و خوشنودیت بر او و بر خاندانش باد كه براستى تو به خلق نزدیكى و اجابت كننده دعایى

وَارْزُقْنا عَمَلاً بِطاعَتِكَ وَتَوَفَّنا عَلى مِلَّتِكَ وَسُنَّةِ نَبِیِّكَ صَلَّى اللّهُ

و عمل به طاعتت را روزى ما گردان و بر كیش خودت و روش پیامبرت - كه درود تو

عَلَیْهِ وَالِهِ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لى وَلِوالِدَىَّ وَارْحَمْهُما كَما رَبَّیانى صَغیراً

بر او و آلش باد - ما را بمیران خدایا بیامرز مرا و پدر و مادرم را و برایشان رحم كن چنانچه مرا در كودكى پروریدند

اِجْزِهما بِالاِْحسانِ اِحْساناً وَبِالسَّیِّئاتِ غُفْراناً اَللّهُمَّ اغْفِرْ

و پاداششان بده در برابر نیكى به نیكى و در مقابل بدیها به آمرزش خدایا بیامرز

لِلْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ الاْحیآءِ مِنْهُمْ وَالاْمواتِ وَتابِعْ بَیْنَنا وَبَیْنَهُمْ

مردان و زنان باایمان را چه زندگانشان و چه مردگانشان را و پیوند ده میان ما و ایشان را

بِالْخَیْراتِ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِحَیِّنا وَمَیِّتِنا وَشاهِدِنا وَغآئِبِنا ذَكَرِنا وَاُنْثانا

در نیكیها خدایا بیامرز زنده ما و مرده ما و حاضر ما و غائب ما، مرد ما و زن ما را؛

   


نظرات()  
  • کل صفحات:3  
  • 1
  • 2
  • 3
  •   

وبلاگ آشـــــــــوب

همــــــه چـــــی بــــرای همــــــه چـــــی