تبلیغات
وبلاگ آشـــــــــوب - مطالب هفته دوم آذر 1390
سه شنبه 8 آذر 1390  02:28 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

 

عید گرفتن غدیر

آیین عید غدیر و ائمه

سابقه «غدیر» و «عید گرفتن» این روز مقدس، به زمان پیامبراكرم(ص) مى‏رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینى ادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع) و امام رضا(ع) آن را آشكار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع) احیاگر این عید بود.

رمز عید بودن«غدیر» نیز، كمال دین و اتمام نعمت در سایه تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت بود.

به فرمان پیامبر خدا(ص) مسلمانان مامور شدند « ولایت» را به صاحب ولایت تبریك گویند و با آن حضرت بیعت كنند. رسول خدا نیز براین نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود: « الحمدلله الذى فضلنا على جمیع العالمین.»

آیه قرآن كه به صراحت، این روز را روز اكمال دین و خشنودى پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمز دیگرى از عید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عید بودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نكته را حتى «طارق بن شهاب» مسیحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت، فهمیده بود كه گفت: اگر این آیه "الیوم اكملت لكم دینكم..."(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه را عید مى‏گرفتیم. هیچ یك از حاضران نیز حرف او را رد نكردند. خود عمر نیز سخنى گفت كه به نوعى پذیرش حرف او بود. (1)

 

عید گرفتن غدیر

غدیر، تنها نه به عنوان « روزى تاریخى»، بلكه به عنوان یك «عید اسلامى» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنت هاى خاصى را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن را بزرگ داشت و بر شكوه آن افزود، تا ارزش هاى نهفته در این روز عظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین علیهم السلام احیا گردد........

ادامه مطلب   


نظرات()  
سه شنبه 8 آذر 1390  02:27 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

منابع مقاله:

کتاب: فروغ ولایت، استاد جعفرسبحانی

 

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم در سال دهم هجرت برای انجام فریضه وتعلیم مراسم حج به مکه عزیمت کرد. این بار انجام این فریضه با آخرین سال عمر پیامبر عزیز مصادف شد و از این جهت آن را «حجة الوداع » نامیدند. افرادی که به شوق همسفری ویا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد وبیست هزار تخمین زده شده اند.

 

مراسم حج به پایان رسید وپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم راه مدینه را،در حالی که گروهی انبوه او را بدرقه میکردند وجز کسانی که در مکه به او پیوسته بودند همگی در رکاب او بودند، در پیش گرفت. چون کاروان به پهنه بی آبی به نام «غدیر خم » رسید که در سه میلی «جحفه » (1) قرار دارد، پیک وحی فرود آمد وبه پیامبر فرمان توقف داد. پیامبر نیز دستور داد که همه از حرکت باز ایستند وبازماندگان فرا رسند.

 

کاروانیان از توقف ناگهانی وبه ظاهر بی موقع پیامبر در این منطقه بی آب، آن هم در نیمروزی گرم که حرارت آفتاب بسیار سوزنده وزمین تفتیده بود، در شگفت ماندند.مردم با خود می گفتند: فرمان بزرگی از جانب خدا رسیده است ودر اهمیت فرمان همین بس که به پیامبر ماموریت داده است که در این وضع نامساعد همه را از حرکت باز دارد وفرمان خدا را ابلاغ کند........

ادامه مطلب   


نظرات()  
سه شنبه 8 آذر 1390  02:26 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

 

منابع مقاله:

فصلنامه علوم حدیث،  محمدحسین فلاح زاده؛

 

آثاری که می تواند یادآور حادثه عظیم غدیرخم باشد و تاکنون باقی است، وادی و برکه ای است نزدیک شهر «رابغ» و نیز یک مسجد و یک برج شش ضلعی در داخل شهر.

از مکه تا غدیرخم صدو هشتاد و هفت کیلومتر است. در جاده قدیم مکه به مدینه، هفده کیلومتر بعد از دو راهی«جحفه» به مسجد غدیر می رسیم: مسجد غدیر اکنون در شهر رابغ قرار دارد. در خیابان اصلی، در انتهای شهر وقتی از سمت جنوب به شمال(از مکه به مدینه) می رویم، در سمت راست تقاطع یک خیابان فرعی، مسجدی است با بنایی حدود ششصدمتر که با سیمان و بتون ساخته شده است، سقف آن که چندان بلند نیست، حدود3/5 متر ارتفاع دارد و در وسط آن سقف بلندتری با حدود 4/5 متر ارتفاع قرار دارد که مسجد را تأمین می کند . این مسجد از بناهای اول دوره سعودی است وتقریباًچهل سال از تاریخ بنای فعلی آن می گذرد و دارای یک گلدسته کوتاه است که در گوشه جنوب غربی آن قرار دارد. دَرِ مسجد در غیر اوقات نماز بسته است و به نام خاصی نامیده نمی شود. اهالی محل نیز آن را به نام«غدیر» نمی شناسند.

ولی از قراین و شواهد و گفته آن کسانی که سابقه سفر به این محل را دارند، پیداست که نام آن «مسجد غدیر» است. اگر مسجد زایرانی داشته باشد و از خادم آن بخواهند، در را برایشان می گشاید. داخل مسجد به رنگ سفید است و نمایی ساده دارد، با محرابی بدون کاشی و تزئین؛ حتی آیه ای هم بر دیوار مسجد نگاشته نشده و هیچ علامتی که حاکی از حدیث غدیر یا خطبه حضرت رسول (ص) باشد وجود ندارد.

در فاصله حدود ده متری این مسجد، برج سنگی شش ضلعی یی به ارتفاع تقریبی چهار متر، با مساحت تقریبی ده متر مربع قرار دارد که دارای چند پنجره کوچک و روزنه های کوچکی است که آن را به برج دیدبانی و نگهبانی شبیه می سازد. به گفته اهل اطلاع این برج در محل توقف پیامبراکرم(ص) هنگام معرفی حضرت علی(ع) به عنوان جانشین خود، ساخته شده است. سقف این برج فرو ریخته ولی دیوارهای سنگی آن سالم است و روی آن لایه ای از سیمان کشیده شده است. در اطراف برج چند میله گذاشته شده است که با زنجیر به هم وصل شده است. دَرِ ورودی برج مسدود است، در کنار دَرِ برج تابلویی نصب شده است که ظاهراًسابقه تاریخی برج بر روی آن نگاشته شده بود، ولی به مرور زمان از بین رفته و تابلو نیز زنگ زده است.

چندده متر پس از مسجد غدیر، انتهای شهر«رابغ» است. در ادامه خیابان اصلی شهر که در قسمت جلوی مسجد غدیر و برج و در فاصله حدود دویست و پنجاه متری به وادی غدیر می رسد، رودخانه ای است کم عمق و عریض که چند پل کم ارتفاع بر روی آن احداث شده است و عابرین از آن می گذرند. داخل این وادی، نخلستان و درختان کُنار و زمینهای زراعتی است که اغلب آنها سبزی کاری شده است، این وادی از سمت شمال مسجد غدیر قرار دارد، و از سمت شرق به غرب امتداد می یابد و در نهایت به دریای سرخ می رسد و آب باران های موسمی را به دریا هدایت می کند.

   


نظرات()  
سه شنبه 8 آذر 1390  02:22 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

 

 

منابع مقاله :

کتاب : عرفان اسلامى جلد یازدهم

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

 

حدیث غدیر را به عنوان آیینه منعكس كننده خلافت و امامت و رهبرى على علیه السلام از روز غدیر راویان و محدثان و مورخان و مفسران و ادیبان و حكیمان و شاعران تا به امروز در مهم‏ترین كتب خود نقل كرده و در محور این حدیث كتبى گران و جاوید نوشته‏اند.

شمار این راویان و بازگوكنندگان و كتب آنان متجاوز از هفتصد نفر است كه در مستدركات و اضافات «الغدیر» علامه امینى آمده است...........

ادامه مطلب   


نظرات()  
سه شنبه 8 آذر 1390  02:21 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

 

منابع مقاله :

کتاب : بربال اندیشه      

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

 

خداى متعال چنین انسانى را با این همه كرامات و فضایل، پس از رحلت پیامبر با كرامت خود، جهت رهبرى حكومت اسلامى، و بیان معارف الهى و ارشاد انسان در حیات معنوى، كه در تمام زمان‏ها مورد نیاز جهانیان است، انتخاب كرد و وى را تجلى‏گاه ولایت مطلقه قرارداد، و به فرمان مطاعش پیامبر را در روز غدیر مأمور به معرفى او فرمود:

«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ‏ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» «1».

«اى پیامبر! آنچه از سوى پروردگارت [درباره ولایت و رهبرى على بن أبى‏طالب امیرمؤمنان علیه السلام‏] بر تو نازل شده ابلاغ كن؛ و اگر انجام ندهى پیام خدا را نرسانده‏اى. و خدا تو را از [آسیب و گزند] مردم نگه مى‏دارد؛ قطعاً خدا گروه كافران را هدایت نمى‏كند».

شیعه، در نزول این آیه در روز غدیر، هیچ تردید و شكى ندارد، بزرگان اهل سنت همچون: سیوطى در جلد دوم «در المنثور» صفحه 298، شوكانى در جلد سوم «فتح الغدیر» صفحه 57، بدرالدین حنفى در جلد هشتم «عمدةالقارى» ص 584، فخر رازى در جلد سوم «تفسیر كبیر» صفحه 636، نظام الدین نیشابورى در جلد ششم تفسیر خود صفحه 170، آلوسى در جلد دوم «روح المعانى» صفحه 348، ابن صباغ در «فصول المهمة» صفحه 27، واحدى در «اسباب النزول» صفحه 150، شیخ سلمان بلخى در «ینابیع المودة» باب 39 و بسیارى دیگر از بزرگان آن قوم در كتب حدیث، تاریخ و تفسیر خویش آورده‏اند كه: این آیه در روز غدیر براى معرفى على علیه السلام به ولایت، امامت، حكومت و ارشاد مردم نازل شده است. آیه شریفه:

«إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» «2».

«سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانى [مانند على بن ابى‏طالب‏اند] كه همواره نماز را برپا مى‏دارند و در حالى كه در ركوعند [به‏ تهیدستان‏] زكات مى‏دهند».

به نقل امام فخر رازى در جلد سوم تفسیر كبیر صفحه 431، ثعلبى در كشف البیان، زمخشرى در جلد اول «كشاف» صفحه 422، طبرى در جلد ششم تفسیر صفحه 186، ابوالحسن ربانى در تفسیر، قُرْطبى در جلد ششم تفسیر صفحه 221، فاضل نیشابورى در جلد اول «غرائب القرآن» صفحه 461، واحدى در «اسباب النزول» صفحه 148، ابوبكر جصاص در تفسیر «احكام‏القرآن» صفحه 542، حافظ ابوبكر شیرازى در «فیما نزل من القرآن فى امیرالمؤمنین»، قاضى بیضاوى در جلد اول تفسیر صفحه 345، ابن ابى‏الحدید در جلد سوم «شرح نهج البلاغه» صفحه 275، و بسیارى دیگر از بزرگان اسلام، از مفسران حدیث و تاریخ نویسان براى اثبات ولایت مطلقه على علیه السلام كه تجلى ولایت خدا و رسول است، در قرآن مجید نازل شده است.......

ادامه مطلب   


نظرات()  
سه شنبه 8 آذر 1390  02:21 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

 

منابع مقاله :

کتاب : نظام تربیت در اسلام 

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

یكى از مردان خود ساخته و خداخواه، و راضى بقضاى الهى مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملكى تبریزى را نام میبرند كه در عصر مرحوم آیت الله حائرى از اساتید مهم اخلاق و تربیت اسلامى بود.

آنانكه افتخار شاگردى او را داشتند و از نزدیك حضرتش را میشناختند نسبت باو ارادت خاصى داشتند.

روزهاى هیجدهم ذو الحجه یعنى روز غدیر براى تهنیت گفتن باو بمحضرش میشتافتند، و بشرف دستبوسى او نائل میشدند، عید غدیرى بود جمعیت انبوهى براى تبریك‏گوئى بمحضرش رفته بودند، فرزند بزرگوارش كه در سنین جوانى قرار داشت از مهمانان پذیرائى میكرد.

براى آوردن شربت باندورن خانه رفت، ولى باز نگشت، پس از چند لحظه صداى شیون از زنان درون خانه برخاست، حاجى باندرون شتافت زنان را مر بسكوت كرد، آنگاه سبب ناله آنان را پرسید، معلوم شد جوانش براى شستن ظرف كنار حوض رفته، بر اثر لیزى پاشوره، بدورن حوض افتاده، پیشانیش شكسته آنگاه زیر آهنى كه براى حفظ بچه‏هاى كوچك روى حوض انداخته بودند مانده و مرده است، مادر و خواهر و زنان محرم از دیر كردنا و نگران شده، چون بدنبالش رفتند او را مرده یافته از حوض بیرون آورده بودند، حاجى از زنان تقاضا میكند تا رفتن مهمانان سكوت را رعایت كنند، سپس خود به پذیرائى تازه‏واردین مشغول شده و با چهره‏اى باز بنوازش مهمانان میپردازد!!

ساعت نزدیك ظهر میشود، بعضى از دوستان را از رفتن منع میكند و آنان را به تناول غذاى ظهر دعوت مینماید، با دوستان خصوصى نماز جماعت بجاى آورده، غذا میخورد، سپس بآنان میگوید: علت اینكه از شما خواستم بمانید این است، كه خداوند مهربان امروز كه روز ولایت و نصب امیر المؤمنین بمنصب خلافت از رسول الله است بمن عیدى عنایت فرموده و عیدى من انتقال جوان من بجهان بعد است، مرا كمك كنید تا به كفن و دفن او مشغول گردیم، میگویند تا پایان برنامه زبانش مشغول تلاوت آیات حق بود، و از آنحضرت كلمه‏اى كه نشانگر نارضایتى او از آن قضا باشد شنیده نشد، آرى این است معناى حكومت بر نقفس، صبر بر مصیبت، تسلیم در برابر خواسته حق، رضاى بقضاى الهى.

نظیر این برنامه را از فقیه بزرگ مرحوم صاحب جواهر نقل میكنند: مردیكه نوشتن فقه استدلالى را در جوانى شورع كرد و به پیرى پایان دادا و مشغول نوشتن حقوق اسلامى بود كه خبر مرگ فرزندش را شنید، خدا را شكر كرد و باندازه لازم یكسان خود پول داد و گفت وظیفه من بیش از این نیست، آنچه بر عهده من است پرداخت مخارج كفن و دفن است، سپس مشغول نوشتن بقیه برنامه فقه شد و باجراى تعهد و مسئولیتى كه براى نشر برنامه‏هاى خداوند بعهده داشت همت گماشت، راستى باید بر چنین نفوسى هزاران آفرین گفت و از اینان بعنوان بهترین نمونه رضاى بقضا یاد كرد.

یكى از اعلام شیعه كه برحمت ایزدى و اصل شد میگفت: بهنگامیكه در نجف اشرف بتحصیل علوم اسلامى مشغول بودم، محضر مرجع بزرگ مرحوم سید اصفهانى مشرف شده و بدو عرض حاجت كردم و مشكل اقتصادى خویش را كه سخت رنجم میداد با وى در میان گذاشتم، بمن وعده داد اما براى فرداى آن روز در نماز عشا كه فردایش بنا بود بمن رسیدگى كند سر فرزند جوانش را بریدند، غوغاى عظیمى شد، ولى مرجع شیعه با كمال آرامش نمازش را بپایان برد و پرسید چه خبر است، گفتند براى فرزند شما پیش‏آمدى شده او را به بیمارستان بردند، فرزند سید درگذشت تمام علما و اصناف و قبائل نزدیك به نجف براى تشییع حاضر شدند، من نیز در جمع مشایعت كنندگان بودم، مشكلم از یاد رفته بود، در حال تشییع بباریك راهى رسیدیم كه پیش از چند نفر نمیتوانست از آن عبور كند، سید مرا دید، احضارم كرد، بدون اینكه كسى بفهمد وجهى بمن داد، مقدار وجه داده شده گره از مشگلم میگشود: درحالیكه زبانش بذكر حق مشغول بود فرمود:

مرا دعا كن، غرق تعجب بودم، پدرى داغدیده، فرزند كشته در میان آنهمه جمعیت، چگونه جمعیت خاطرش را پریشان نكرده و دردمندى چون مرا فراموش ننموده: آیاا ین معناى تسلیم بحق و رضاى بقضا نیست، این برنامه ترجمه روح عظیم اولیاء خدا نیست معنى تملك نفس چیست، و پیروز بر هواى نفس كیست.؟!

 

   


نظرات()  
سه شنبه 8 آذر 1390  02:20 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

منابع مقاله:

فروغ ولایت، سیحانی،جعفر؛

 

اگر در هر مسئله ای از مسائل اجتماعی تردید کنیم ویا برای اثبات آن به آزمایش وبرهان وگواه نیازمند باشیم، در باره لزوم اتحاد وهمبستگی اجتماعی ومنافع سرشار آن تردید به خود راه نمی دهیم وهرگز کسی را پیدا نمی کنیم که بگوید پراکندگی ودو دستگی خوب ومفید است واتحاد واتفاق بد وزیانمند. زیرا کمترین سودی که از اتفاق عاید جامعه می شود پیوستن نیروهای کوچک وپراکنده به یکدیگر است که در سایه آن نیروی عظیمی پدید می آید که می تواند مبدا تحولاتی بزرگ در شئون مختلف جامعه شود.

 

آبهایی که در پشت سدهای بزرگ به صورت دریاچه جلوه می کند از پیوستن رودهای کوچکی به وجود آمده است که به تنهایی نه قدرت تولید برق دارند ونه چندان به درد کشاورزی می خورند. اما از اجتماع این رودهای کوچک در یک محل دریاچه ای حاصل می شود که قدرت تولید هزاران کیلو وات برق را دارد وبا آب آن هزاران هکتار زمین را می توان زیر کشت برد......

ادامه مطلب   


نظرات()  
سه شنبه 8 آذر 1390  02:19 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

 

با پایان یافتن خطابه،مردم به سوی پیامبر(ص)و امیر المؤمنین(ع)هجوم آوردند،و با ایشان به عنوان بیعت دست می دادند و تبریک و تهنیت می گفتند.

 

پیامبر(ص)دستور دادند تا دو خیمه بر پا شود.در یکی خود جلوس فرمودند و به امیر المؤمنین (ع)دستور دادند تا در خیمه دیگر جلوس فرماید.مردم دسته دسته در خیمه پیامبر(ص)حضور می یافتند و پس از بیعت و تبریک به خیمه امیر المؤمنین(ع)می آمدند و به عنوان امام و خلیفه بعد از پیامبرشان با حضرتش بیعت می کردند و با لقب«امیر المؤمنین»بر آنحضرت سلام می کردند،و این مقام والا را تبریک و تهنیت می گفتند.برنامه بیعت و تهنیت تا سه روز ادامه داشت و حضرت این مدت را در غدیر اقامت داشتند.

 

مسئله جالب در این بیعت آن بود که کسانی که در غدیر پیش از همه با امیر المؤمنین بیعت نمودند و خود را از دیگران جلو انداختند که زودتر از همه بیعت خود را شکستند و پیمان خود را زیر پا گذاشتند.

ادامه مطلب   


نظرات()  
سه شنبه 8 آذر 1390  02:17 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

منابع مقاله:

اسرار غدیر ص 95

محمد باقر انصاری

 

همانطور که داستان غدیر و خطبه آن با یک سند واحد بدست ما نرسیده است،بعلل مختلفی از قبیل شرائط تقیه و امثال آن،و نیز طولانی بودن خطبه و عدم امکان حفظ کامل آن برای همگان،اکثر راویان«غدیر»گوشه هایی از آنرا نقل کرده اند،ولی جمله«من کنت مولاه فعلی مولاه»و چند جمله دیگر آن را همه راویان به اشاره یا صریحا نقل کرده اند.

 

با این همه،متن خطبه بطور کامل بدست ما رسیده است،و این از توجهات صاحب ولایت است که این سند بزرگ اسلام را برای ما حفظ کرده است.در این بخش توضیحاتی پیرامون آن داده خواهد شد.

 

بحث در معنای کلمه«مولی»

 

با آنکه خطبه غدیر بعنوان یک منشور دائمی اسلام تلقی می شود و دارای محتوایی فراگیر نسبت به همه جوانب اسلام بصورت کلی است،ولی بحثهای علمی در متن حدیث غدیر عموما در کلمه«مولی»و معانی عرفی و لغوی آن مرتکز است.

 

این بدانجهت است که قطب اصلی حدیث جمله«من کنت مولاه فعلی مولاه»است،و هر گاه بصورت اختصار به حدیث غدیر اشاره شود همین جمله مد نظر قرار می گیرد،و راویان و محدثین نیز در هنگام اختصار به همین جمله اکتفا نموده اند و قرائن همراه آنرا حذف کرده اند......

ادامه مطلب   


نظرات()  
سه شنبه 8 آذر 1390  02:16 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

پدید آورنده : سیدفیاض حسین رضوی ،

چکیده

در نوشتار حاضر، ابتدا رابطه بعثت و مهدویت و حکومت عدل جهانی امام عصر(عج) در ضمن آیه اظهار (هو الذی ارسل رسوله بالهدی...) بحث و بررسی شده و سپس حلقه اتصال (غدیر) میان بعثت و مهدویت و رابطه آن با بعثت و حکومت جهانی امام مهدی در ضمن آیات شریفه وعد (وعد الله الذین آمنوا منکم...) و اکمال (الیوم اکملت لکم دینکم...) پژوهیده شده است. با روشن شدن زوایای مختلف بحث، نقش حساس و رابطه منطقی بعثت، غدیر، مهدویت و حکومت جهانی تبیین شده است.

مقدمه

به نظر می رسد دین اسلام از میان ادیان دیگر دارای سه مرحله اساسی، مرحله آغاز، مرحله کمال و مرحله پیروزی است. اولین مرحله با «بعثت» پیامبر اعظم(ص) شروع شد و در حدود 23سال طول کشید. مرحله دوم نیز با «ولایت» حضرت علی(ع) شروع شده و تا ظهور حضرت حجت(عج) ادامه می یابد. بالاخره مرحله سوم با «ظهور امام عصر» آغاز می شود و در دوران حکومت ایشان به پیروزی نهایی می رسد. در قرآن آیاتی وجود دارد که به هر سه مرحله اشاره دارد. ما در موضوع مقاله (بعثت، غدیر، مهدویت و حکومت جهانی از دیدگاه اهل سنت) می کوشیم آیاتی را که با سه مرحله مذکور ارتباط دارد، یعنی آیه اظهار و آیه وعد و بالاخره آیه ولایت را در این عرصه بررسی کنیم.......

ادامه مطلب   


نظرات()  
سه شنبه 8 آذر 1390  02:15 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،


منابع مقاله:

امامت و مهدویت صفحه 29، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی؛


یکی از مسائل و اموری که فرق اسلام بر آن،اجتماع و اتفاق نموده اند،ظهور مهدی اهل بیت حضرت قائم آل محمد-صلوات الله علیهم اجمعین-در آخر الزمان است که همه متفق الکلمه انتظار یک قیام روحانی جهانی و ظهور مصلحی (2) را می کشند که عدالت اجتماعی و نظام جهان را بر اساس ایمان به خدا و احکام دین اسلام برقرار سازد و دنیا را از چنگال ستمکاران و جباران نجات بخشد و پرچم عزیز اسلام را در تمام نقاط به اهتزاز در آورد.

همه چشم به راهند و انتظار دارند که شایسته ترین فرزندان پیغمبر قیام کرده،آئین توحید و رسم برادری و مساوات اسلامی را زنده نموده بشر را از نعمت آسایش بهره مند سازد و موجبات تفرقه و محرومیت و ناکامی را از میان بردارد.

این وعده الهی است و تخلف پذیر نیست.دنیا به طرف آن عصر درخشان در حرکت است،سیر زمان، گردش دوران هر دم بشر را به چنین روزگاری نزدیک تر می سازد.

ایمان به ظهور حضرت مهدی-علیه الصلاة و السلام-و جهانگیر شدن دین اسلام به آیات متعددی از قرآن مجید و متواترترین روایات و قوی ترین اجماعات اتکاء و استناد دارد که هر مسلمان معتقد به قرآن و رسالت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم باید به این ظهور،ایمان راسخ و ثابت داشته باشد.

اگر چه در این مقاله تفصیل و شرح این مطالب ممکن نیست ولی برای توجه خوانندگان محترم تحت چهار عنوان: (1-آیات قرآن مجید 2-اجماع و اتفاق مسلمین 3-روایات اهل سنت 4-روایات شیعه بطور اختصار توضیحاتی می دهیم......

ادامه مطلب   


نظرات()  
سه شنبه 8 آذر 1390  02:13 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

خشوع در نماز

 

 منابع مقالہ : کتاب عرفان اسلامى  ج‏5  نوشتہ : حضرت آیت اللہ حسین انصاریان

 

امام خمینى رحمه الله در باب خشوع بیانى دارند كه:

حقیقت خشوع عبارت است از خضوع تمام ممزوج با حب یا خوف و تفصیل این اجمال آن است كه قلوب اهل سلوك به حسب جبلت و فطرت مختلف است، پاره‏اى قلوب عشقى و از مظاهر جمالند و به حسب فطرت متوجه به جمال محبوب هستند و چون در سلوك ادراك ظل جمیل یا مشاهده اصل جمال كنند، عظمت مختفیه در سر جمال، آن‏ها را محو كند و از خود بیخود نماید؛ چون در هر جمالى جلالى مختفى و در هر جلالى جمالى مستور است، چنانچه ممكن است اشاره به این معنى داشته باشد گفتار حضرت مولى العارفین و امیرالمؤمنین و السالكین صلوات اللّه علیه وعلى آله اجمعین آنجا كه مى‏فرماید:

هُوَ الَّذى اشْتَدَّتْ نِقْمَتُهُ عَلى‏ اعْدائِهِ فى سِعَةِ رَحْمَتِهِ واتَّسَعَتْ رَحْمَتُهُ لِأوْلِیائِهِ فى شِدَّةِ نِقْمَتِهِ‏ «1».

اوست خدایى كه عذابش در عین وسعت رحمت بر دشمنانش شدید است و رحمتش در عین سختى عذابش بر عاشقانش گسترده است.

پس هیبت و عظمت و سطوت جمال آن‏ها را فرو گیرد و حالت خشوع در مقابل جمال محبوب براى آن‏ها دست دهد.

و این حالت در اوایل امر موجب تزلزل قلب و اضطراب شود و پس از تمكین، حالت انس رخ دهد و وحشت و اضطرابِ حاصل از عظمت و سطوت مبدل به انس و سكینه شود و حالت طمأنینه دست دهد، چنانچه حالت قلب خلیل الرحمان چنین بوده.

و پاره‏اى از قلوب، خوفى و از مظاهر جلالند، آن‏ها همیشه ادراك عظمت و كبریا و جلال كنند و خشوع آن‏ها خوفى باشد و تجلیات اسماى قهریه و جلالیه بر قلوب آن‏ها شود، چنانچه حضرت یحیى علیه السلام چنین بوده؛ پس خشوع گاهى ممزوج با حب است و گاهى ممزوج با خوف و وحشت است گرچه در هر حبى وحشتى و در هر خوفى حبى

است........

ادامه مطلب   


نظرات()  
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

وبلاگ آشـــــــــوب

همــــــه چـــــی بــــرای همــــــه چـــــی