تبلیغات
وبلاگ آشـــــــــوب - مطالب نهج البلاغه
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  02:44 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نهج البلاغه ،

خطبه 82

از خطبه های شگفت آور امام علیه السّلام كه به آن خطبه «غرّا» گویند. -

شناخت صفات الهی

ستایش خداوندی را سزاست، كه به قدرت، والا و برتر، و با عطا و بخشش نعمت‏ها به پدیده‏ها نزدیك است.اوست بخشنده تمام نعمت‏ها، و دفع كننده تمام بلاها و گرفتاری‏ها.او را می‏ستایم در برابر مهربانی‏ها و نعمت‏های فراگیرش.به او ایمان می‏آورم چون مبدأ هستی و آغاز كننده خلقت آشكار است.از او هدایت می‏طلبم چون راهنمای نزدیك است، و از او یاری می‏طلبم كه توانا و پیروز است، و به او توكّل می‏كنم چون تنها یاور و كفایت كننده است

و گواهی می‏دهم كه محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست.او را فرستاده تا فرمان‏های خدا را اجرا كند و بر مردم حجّت را تمام كرده، آنها را در برابر اعمال ناروا بترساند.

2 سفارش به پرهیزكاری

سفارش می‏كنم شما بندگان خدا را به تقوای الهی، كه برای بیداری شما مثل‏های پند آموز آورده، و سر آمد زندگانی شما را معیّن فرمود، و لباس‏های رنگارنگ بر شما پوشانده، و زندگی پر وسعت به شما بخشیده، و با حسابگری دقیق خود، بر شما مسلّط است.در برابر كارهای نیكو، به شما پاداش می‏دهد، و با نعمت‏های گسترده و بخشش‏های بی‏حساب، شما را گرامی داشته است، و با اعزام پیامبران و دستورات روشن، از مخالفت با فرمانش شما را بر حذر داشته است.تعداد شما را می‏داند، و چند روزی جهت آزمایش و عبرت برای شما مقرّر داشته، كه در این دنیا آزمایش می‏گردید، و برابر اعمال خود محاسبه می‏شوید.

3 دنیا شناسی

آب دنیای حرام همواره تیره، و گل آلود است.منظره‏ای دل فریب و سر انجامی خطرناك دارد.فریبنده و زیباست اما دوامی ندارد.نوری است در حال غروب كردن، سایه‏ای است نابود شدنی، ستونی است در حال خراب شدن، آن هنگام كه نفرت دارندگان به آن دل بستند و بیگانگان به آن اطمینان كردند، چونان اسب چموش پاها را بلند كرده، سوار را بر زمین می‏كوبد، و با دام‏های خود آنها را گرفتار می‏كند، و تیرهای خود را به سوی آنان، پرتاب می‏نماید، طناب مرگ به گردن انسان می‏افكند، به سوی گور تنگ و جایگاه وحشتناك می‏كشاند تا در قبر، محل زندگی خویش، بهشت یا دوزخ را بنگرد، و پاداش اعمال خود را مشاهده كند.

و همچنان آیندگان به دنبال رفتگان خود گام می‏نهند، نه مرگ از نابودی انسان دست می‏كشد و نه مردم از گناه فاصله می‏گیرند كه تا پایان زندگی و سر منزل فنا و نیستی آزادانه به پیش می‏تازند.

4 وصف رستاخیز

تا آنجا كه امور زندگانی پیاپی بگذرد، و روزگاران سپری شود، و رستاخیز بر پا گردد، در آن زمان، انسانها را از شكاف گورها، و لانه‏های پرندگان، و خانه درندگان، و میدان‏های جنگ، بیرون می‏آورد كه با شتاب به سوی فرمان پروردگار می‏روند، و به صورت دسته‏هایی خاموش، وصف‏های آرام و ایستاده حاضر می‏شوند، چشم بیننده خدا آنها را می‏نگرد، و صدای فرشتگان به گوش آنها می‏رسد.لباس نیاز و فروتنی پوشیده درهای حیله و فریب بسته شده و آرزوها قطع گردیده است.دل‏ها آرام، صداها آهسته، عرق از گونه‏ها چنان جاری است كه امكان حرف زدن نمی‏باشد، اضطراب و وحشت همه را فرا گرفته، بانگی رعد آسا و گوش خراش، همه را لرزانده، به سوی پیشگاه عدالت، برای دریافت كیفر و پاداش می‏كشاند.

5 وصف احوال بندگان خدا

بندگانی كه با دست قدرتمند خدا آفریده شدند، و بی اراده خویش پدید آمده، پرورش یافتند، سپس در گهواره گور آرمیده متلاشی می‏گردند.و روزی به تنهایی سر از قبر بر می‏آورند، و برای گرفتن پاداش به دقت حساب رسی می‏گردند، در این چند روزه دنیا مهلت داده شدند تا در راه صحیح قدم بر دارند، راه نجات نشان داده شده تا رضایت خدا را بجویند، تاریكی‏های شك و تردید از آنها برداشته شد، و آنها را آزاد گذاشته‏اند تا برای مسابقه در نیكوكاری‏ها، خود را آماده سازند، تا فكر و اندیشه خود را به كار گیرند و در شناخت نور الهی در زندگانی دنیا تلاش كنند.

6 مثل‏های پند آموز - سمبل‏های تقوی -

وه چه مثال‏های بجا، و پندهای رسایی وجود دارد اگر در دل‏های پاك بنشیند، و در گوش‏های شنوا جای گیرد، و با اندیشه‏های مصمّم و عقل‏های با تدبیر بر خورد كند.پس، از خدا چونان كسی پروا كنید كه سخن حق را شنید و فروتنی كرد، گناه كرد و اعتراف كرد، ترسید و به اعمال نیكو پرداخت، پرهیز كرد و پیش تاخت، یقین پیدا كرد و نیكوكار شد، پند داده شد و آن را به گوش جان خرید، او را ترساندند و نافرمانی نكرد، به او اخطار شد و به خدا روی آورد،

پاسخ مثبت داد و نیایش و زاری كرد، بازگشت و توبه كرد، در پی راهنمایان الهی رفت و پیروی كرد، راه نشانش دادند و شناخت، شتابان به سوی حق حركت كرده و از نافرمانی‏ها گریخت، سود طاعت را ذخیره كرد، و باطن را پاكیزه نگاه داشت، آخرت را آبادان و زاد و توشه برای روز حركت، هنگام حاجت و جایگاه نیازمندی، آماده ساخت، و آن را برای اقامتگاه خویش، پیشاپیش فرستاد.ای بندگان خدا برای هماهنگی با اهداف آفرینش خود، از خدا پروا كنید، و آن چنان كه شما را پرهیز داد از مخالفت و نافرمانی خدا بترسید، تا استحقاق وعده‏های خدا را پیدا كنید، و از بیم روز قیامت بر كنار باشید.

7 راه‏های پند پذیری - راههای شناخت -

خدا گوش‏هایی برای پند گرفتن از شنیدنی‏ها، و چشم‏هایی برای كنار زدن تاریكی‏ها، به شما بخشیده است، و هر عضوی از بدن را اجزاء متناسب و هماهنگ عطا فرموده تا در تركیب ظاهری صورت‏ها و دوران عمر با هم سازگار باشند، با بدن‏هایی كه منافع خود را تأمین می‏كنند، و قلب‏هایی كه روزی را به سراسر بدن با فشار می‏رسانند، و از نعمت‏های شكوهمند خدا برخوردارند، و در برابر نعمت‏ها شكر گزارند، و از سلامت خدادادی بهره مندند.مدّت زندگی هر یك از شماها را مقدّر فرمود، و از شما پوشیده داشت، و از آثار گذشتگان عبرت‏های پند آموز برای شما ذخیره كرد، لذّت‏هایی كه از دنیا چشیدند، و خوشی‏ها و زندگی راحتی كه پیش از مرگ داشتند، سر انجام دست مرگ گریبان آنها را گرفت و میان آنها و آرزوهایشان جدایی افكند:آنها كه در روز سلامت چیزی برای خود ذخیره نكردند، و در روزگاران خوش زندگی عبرت نگرفتند.آیا خوشی‏های جوانی را جز ناتوانی پیری در انتظار است و آیا سلامت و تندرستی را جز حوادث بلا و بیماری در راه است و آیا آنان كه زنده‏اند جز فنا و نیستی را انتظار دارند با اینكه هنگام جدایی و تپش دل‏ها نزدیك است كه سوزش درد را چشیده، و شربت غصّه را نوشیده، و فریاد یاری خواستن برداشته، و از فرزندان و خویشاوندان خود، در خواست كمك كرده است.آیا خویشاوندان می‏توانند مرگ را از او دفع كنند و آیا گریه و زاری آنها نفعی برای او دارد

8 عبرت از مرگ

او را در سرزمین مردگان می‏گذارند، و در تنگنای قبر تنها خواهد ماند.حشرات درون زمین، پوستش را می‏شكافند، و خشت و خاك گور بدن او را می‏پوساند، تند بادهای سخت آثار او را نابود می‏كند، و گذشت شب و روز، نشانه‏های او را از میان بر می‏دارد، بدن‏ها پس از آن همه طراوت متلاشی می‏گردند، و استخوان‏ها بعد از آن همه سختی و مقاومت، پوسیده می‏شوند.و ارواح در گرو سنگینی بار گناهانند، و در آنجاست كه به اسرار پنهان یقین می‏كنند، امّا نه بر اعمال درستشان چیزی اضافه می‏شود و نه از اعمال زشت می‏توانند توبه كنند.آیا شما فرزندان و پدران و خویشاوندان همان مردم نیستید كه بر جای پای آنها قدم گذاشته‏اید و از راهی كه رفتند می‏روید و روش آنها را دنبال می‏كنید امّا افسوس كه دلها سخت شده، پند نمی‏پذیرد، و از رشد و كمال باز مانده، و راهی كه نباید برود می‏رود، گویا آنها هدف پندها و اندرزها نیستند و نجات و رستگاری را در به دست آوردن دنیا می‏دانند. بدانید كه باید از صراط عبور كنید، گذرگاهی كه عبور كردن از آن خطرناك است، با لغزش‏های پرت كننده، و پرتگاه‏های وحشت‏زا، و ترس‏های پیاپی.

9 معرّفی الگوی پرهیزگاری

از خدا چون خردمندان بترسید كه دل را به تفكّر مشغول داشته، و ترس از خدا بدنش را فرا گرفته، و شب زنده داری خواب از چشم او ربوده، و به امید ثواب، گرمی روز را با تشنگی گذارنده، با پارسایی شهوات را كشته، و نام خدا زبانش را همواره به حركت در آورده.ترس از خدا را برای ایمن ماندن در قیامت پیش فرستاده، از تمام راه‏های جز راه حق چشم پوشیده، و بهترین راهی كه انسان را به حق می‏رساند می‏پیماید.چیزی او را مغرور نساخته، و مشكلات و شبهات او را نابینا نمی‏سازد، مژده بهشت، و زندگی كردن در آسایش و نعمت سرای جاویدان و ایمن‏ترین روزها، او را خشنود ساخته است.با بهترین روش از گذرگاه دنیا عبور كرده، توشه آخرت را پیش فرستاده، و از ترس قیامت در انجام اعمال صالح پیش قدم شده است، ایام زندگی را با شتاب در اطاعت پروردگار گذرانده، و در فراهم آوردن خشنودی خدا با رغبت تلاش كرده، از زشتی‏ها فرار كرده، امروز رعایت زندگی فردا كرده، و هم اكنون آینده خود را دیده است.پس بهشت برای پاداش نیكوكاران سزاوار و جهنّم برای كیفر بدكاران مناسب است، و خدا برای انتقام گرفتن از ستمگران كفایت می‏كند، و قرآن برای حجّت آوردن و دشمنی كردن، كافی است.

10 هشدار از دشمنی شیطان

سفارش می‏كنم شما را به پروا داشتن از خدا، خدایی كه با ترساندن‏های مكرّر، راه عذر را بر شما بست، و با دلیل و برهان روشن، حجت را تمام كرد، و شما را پرهیز داد از دشمنی شیطانی كه پنهان در سینه‏ها راه می‏یابد، و آهسته در گوش‏ها راز می‏گوید، گمراه و پست است، وعده‏های دروغین داده، در آرزوی آنها به انتظار می‏گذارد، زشتی‏های گناهان را زینت می‏دهد، گناهان بزرگ را كوچك می‏شمارد، و آرام آرام دوستان خود را فریب داده، راه رستگاری را بر روی در بند شدگانش می‏بندد، و در روز قیامت آنچه را كه زینت داده انكار می‏كند، و آنچه را كه آسان كرده، بزرگ می‏شمارد، و از آنچه كه پیروان خود را ایمن داشته بود سخت می‏ترساند.

11 شگفتی‏های آفرینش انسان

مگر انسان، همان نطفه و خون نیم بند نیست كه خدا او را در تاریكی‏های رحم و خلاف‏های تو در تو، پدید آورد تا به صورت چنین در آمد، سپس كودكی شیرخوار شد، بزرگتر و بزرگتر شده تا نوجوانی رسیده گردید، سپس او را دلی فراگیر، و زبانی گویا، و چشمی بینا عطا فرمود تا عبرت‏ها را درك كند، و از بدی‏ها بپرهیزد، و آنگاه كه جوانی در حد كمال رسید، و بر پای خویش استوار ماند، گردن كشی آغاز كرد، و روی از خدا گرداند، و در بیراهه گام نهاد، در هوا پرستی غرق شد، و برای به دست آوردن لذّت‏های دنیا تلاش فراوان كرد، و سر مست شادمانی دنیا شد، هرگز نمی‏پندارد مصیبتی پیش آید و بر اساس تقوی فروتنی ندارد، ناگهان سرمست و مغرور در این آزمایش چند روزه، مرگ او را می‏رباید، او را كه در دل بد بختی‏ها، اندكی زندگی كرده، و آنچه را كه از دست داده عوضی به دست نیاورده است، و آنچه از واجبات را كه ترك كرد، قضایش را بجا نیاورد، كه درد مرگ او را فراگرفت، روزها در حیرت و سرگردانی، و شب‏ها با بیداری و نگرانی می‏گذراند.

12 عبرت از مرگ

هر روز به سختی درد می‏كشد، و هر شب رنج و بیماری به سراغش می‏رود، در میان برادری غم خوار، و پدری مهربان و ناله كننده‏ای بی طاقت و بر سینه كوبنده‏ای گریان افتاده است.امّا او در حالت بیهوشی و سكرات مرگ، و غم و اندوه بسیار، و ناله دردناك، و درد جان كندن، با انتظاری رنج آور، دست به گریبان است.

پس از مرگ او را مأیوس وار در كفن پیچانده، در حالی كه تسلیم و آرام است، بر می‏دارند، و بر تابوت می‏گذارند.خسته و لاغر به سفر آخرت می‏رود، كه فرزندان و برادران او را به دوش كشیده تا سر منزل غربت، آنجا كه دیگر او را نمی‏بینند، و آنجا كه جایگاه وحشت است، پیش می‏برند.امّا هنگامی كه تشییع كنندگان بروند و مصیبت زندگان باز گردند، در گودال قبر نشانده، برای پرستش حیرت آور، و امتحان لغزش‏زا، زمزمه غم آلود دارد.و بزرگ‏ترین بلای آنجا، فرود آمدن در آتش سوزان دوزخ و بر افروختگی شعله‏ها و نعره‏های آتش است، كه نه یك لحظه آرام گیرد تا استراحت كند، و نه آرامشی وجود دارد كه از درد او بكاهد، و نه قدرتی كه مانع كیفر او شود، نه مرگی كه او را از این همه ناراحتی برهاند، و نه خوابی كه اندوهش را بر طرف سازد، در میان انواع مرگ‏ها و ساعت‏ها مجازات گوناگون گرفتار است.به خدا پناه می‏بریم.

13 پند آموزی از گذشتگان

ای بندگان خدا كجا هستند آنان كه سالیان طولانی در نعمت‏های خدا عمر گذراندند تعلیمشان دادند و دریافتند، مهلتشان دادند و بیهوده روزگار گذراندند از آفات و بلاها دورشان داشتند اما فراموش كردند، زمانی طولانی آنها را مهلت دادند، نعمت‏های فراوان بخشیدند، از عذاب دردناك پرهیزشان دادند، و وعده‏هایی بزرگ از بهشت جاویدان به آنها دادند.ای مردم از گناهانی كه شما را به هلاكت افكند، از عیب‏هایی كه خشم خدا را در پی دارد، بپرهیزید.دارندگان چشمهای بینا، و گوش‏های شنوا، و سلامت و كالای دنیا آیا گریزگاهی هست یا رهایی و جای امنی، پناهگاهی و جای فراری هست آیا باز گشتی برای جبران وجود دارد نه چنین است پس كی باز می‏گردید به كدام سو می‏روید و به چه چیز مغرور می‏شوید همانا بهره هر كدام از شما زمین به اندازه طول و عرض قامت شماست، آنگونه كه خاك آلوده بر آن خفته باشد.ای بندگان خدا هم اكنون به اعمال نیكو پردازید، تا ریسمان‏های مرگ بر گلوی شما سخت نشده، و روح شما برای كسب كمالات آزاد است، و بدن‏ها راحت، و در حالتی قرار دارید كه می‏توانید مشكلات یكدیگر را حل كنید.هنوز مهلت دارید، و جای تصمیم و توبه و باز گشت از گناه باقی مانده است.عمل كنید پیش از آن كه در شدّت تنگنای وحشت و ترس و نابودی قرار گیرید، پیش از آن كه مرگ در انتظار مانده، فرا رسد، و دست قدرتمند خدای توانا شما را برگیرد.

- وقتی كه امام این خطبه را ایراد فرمود، بدنها به لرزه در آمد، اشكها سرازیر و دل‏ها ترسان شد، كه جمعی آن را غرّاء نامیدند-

خطبه (82)

و من خطبة له علیه السلام و تسمى بالغراء و هى من الخطب العجیبة

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَلَا بِحَوْلِهِ وَ دَنَا بِطَوْلِهِ مَانِحِ كُلِّ غَنِیمَةٍ وَ فَضْلٍ وَ كَاشِفِ كُلِّ عَظِیمَةٍ وَ أَزْلٍ أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ كَرَمِهِ وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلًا بَادِیاً وَ أَسْتَهْدِیهِ قَرِیباً هَادِیاً وَ أَسْتَعِینُهُ قَاهِراً قَادِراً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَیْهِ كَافِیاً نَاصِراً وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صلى الله علیه واله عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ )وَ تَقْدِیمِ نُذُرِهِ أُوصِیكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِی( ضَرَبَ لَكُمُ الْأَمْثَالَ وَ وَقَّتَ لَكُمُ الْآجَالَ وَ أَلْبَسَكُمُ الرِّیَاشَ وَ أَرْفَغَ لَكُمُ الْمَعَاشَ وَ أَحَاطَ بِكُمُ الْإِحْصَاءَ وَ أَرْصَدَ لَكُمُ الْجَزَاءَ وَ آثَرَكُمْ بِالنِّعَمِ السَّوَابِغِ وَ الرِّفَدِ الرَّوَافِغِ وَ أَنْذَرَكُمْ بِالْحُجَجِ الْبَوَالِغِ فَأَحْصَاكُمْ عَدَداً وَ وَظَّفَ لَكُمْ مُدَداً فِی قَرَارِ خِبْرَةٍ وَ دَارِ عِبْرَةٍ أَنْتُمْ مُخْتَبَرُونَ فِیهَا وَ مُحَاسَبُونَ عَلَیْهَا فَإِنَّ الدُّنْیَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا رَدِغٌ مَشْرَعُهَا یُونِقُ مَنْظَرُهَا وَ یُوبِقُ مَخْبَرُهَا غُرُورٌ حَائِلٌ وَ ضَوْءٌ آفِلٌ وَ ظِلٌّ زَائِلٌ وَ سِنَادٌ مَائِلٌ حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا 45 وَ اطْمَأَنَّ نَاكِرُهَا قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا وَ قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا وَ أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ أَوْهَاقَ الْمَنِیَّةِ قَائِدَةً لَهُ إِلَى ضَنْكِ الْمَضْجَعِ وَ وَحْشَةِ الْمَرْجِعِ وَ مُعَایَنَةِ الْمَحَلِّ وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ وَ كَذَلِك‏ الْخَلَفُ یَعْقِبُ السَّلَفِ لَا تُقْلِعُ الْمَنِیَّةُ اخْتِرَاماً وَ لَا یَرْعَوِی الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً یَحْتَذُونَ مِثَالًا وَ یَمْضُونَ أَرْسَالًا إِلَى غَایَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَیُّورِ الْفَنَاءِ حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ وَ أَزِفَ النُّشُورُ أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ وَ أَوْكَارِ الطُّیُورِ وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِكِ سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ مُهْطِعِینَ إِلَى مَعَادِهِ رَعِیلًا صُمُوتاً قِیَاماً صُفُوفاً یَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ وَ یُسْمِعُهُمُ الدَّاعِی عَلَیْهِمْ لَبُوسُ الِاسْتِكَانَةِ وَ ضَرَعُ الِاسْتِسْلَامِ وَ الذِّلَّةِ قَدْ ضَلَّتِ الْحِیَلُ وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ كَاظِمَةً وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ مُهَیْنِمَةً وَ أَلْجَمَ الْعَرَقُ وَ عَظُمَ الشَّفَقُ وَ أُرْعِدَتِ الْأَسْمَاعُ لِزَبْرَةِ الدَّاعِی إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ وَ مُقَایَضَةِ الْجَزَاءِ وَ نَكَالِ الْعِقَابِ وَ نَوَالِ الثَّوَابِ عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً وَ مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً وَ كَائِنُونَ رُفَاتاً وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً وَ مَدِینُونَ جَزَاءً وَ مُمَیَّزُونَ حِسَاباً قَدْ أُمْهِلُوا فِی طَلَبِ الْمَخْرَجِ وَ هُدُوا سَبِیلَ الْمَنْهَجِ وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ وَ كُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّیَبِ وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِیَادِ وَ رَوِیَّةِ الِارْتِیَادِ وَ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ فِی مُدَّةِ الْأَجَلِ وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ فَیَا لَهَا أَمْثَالًا صَائِبَةً وَ مَوَاعِظَ شَافِیَةً لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاكِیَةً وَ أَسْمَاعاً وَاعِیَةً وَ آرَاءً عَازِمَةً وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِیَّةَ مَنْ سَمِعَ‏ فَخَشَعَ وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ وَ وَجِلَ فَعَمِلَ وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ وَ أَیْقَنَ فَأَحْسَنَ وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ وَ حُذِّرَ (فَحَذِرَ وَ زُجِرَ) فَازْدَجَرَ وَ أَجَابَ فَأَنَابَ وَ رَاجَعَ فَتَابَ وَ اقْتَدَى فَاحْتَذَى وَ أُرِیَ فَرَأَى فَأَسْرَعَ طَالِباً وَ نَجَا هَارِباً فَأَفَادَ ذَخِیرَةً وَ أَطَابَ سَرِیرَةً وَ عَمَرَ مَعَاداً وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً لِیَوْمِ رَحِیلِهِ وَ وَجْهِ سَبِیلِهِ وَ حَالِ حَاجَتِهِ وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ جَهَةَ مَا خَلَقَكُمْ لَهُ وَ احْذَرُوا مِنْهُ كُنْهَ مَا حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ وَ اسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَكُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِیعَادِهِ وَ الْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ

منها جَعَلَ لَكُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِیَ مَا عَنَاهَا وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا وَ أَشْلَاءً جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا مُلَائِمَةً لِأَحْنَائِهَا فِی تَرْكِیبِ صُوَرِهَا وَ مُدَدِ عُمُرِهَا بِأَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ لِأَرْزَاقِهَا فِی مُجَلِّلَاتِ نِعَمِهِ وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ وَ حَوَاجِزِ عَافِیَتِهِ وَ قَدَّرَ لَكُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْكُمْ وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِینَ قَبْلَكُمْ مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلَاقِهِمْ وَ مُسْتَفْسَحِ خِنَاقِهِمْ أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَایَا دُونَ الْآمَالِ وَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ لَمْ یَمْهَدُوا فِی سَلَامَةِ الْأَبْدَانِ وَ لَمْ یَعْتَبِرُوا فِی أُنُفِ الْأَوَانِ فَهَلْ یَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ الشَّبَابِ إِلَّا حَوَانِیَ الْهَرَمِ وَ أَهْلُ غَضَارَةِ الصِّحَّةِ إِلَّا نَوَازِلَ السَّقَمِ وَ أَهْلُ مُدَّةِ الْبَقَاءِ إِلَّا آوِنَةَ الْفَنَاءِ مَعَ قُرْبِ الزِّیَالِ وَ أُزُوفِ الِانْتِقَالِ وَ عَلَزِ الْقَلَقِ وَ أَلَمِ الْمَضَضِ وَ غُصَصِ الْجَرَضِ وَ تَلَفُّتِ الِاسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ الْحَفَدَةِ وَ الْأَقْرِبَاءِ وَ الْأَعِزَّةِ وَ الْقُرَنَاءِ فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ وَ قَدْ غُودِرَ فِی مَحَلَّةِ الْأَمْوَاتِ رَهِیناً وَ فِی ضِیقِ الْمَضْجَعِ وَحِیداً قَدْ هَتَكَتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِكُ جِدَّتَهُ وَ عَفَتِ الْعَوَاصِفُ آثَارَهُ وَ مَحَا الْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ وَ صَارَتِ الْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا وَ الْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا وَ الْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا مُوقِنَةً بِغَیْبِ أَنْبَائِهَا لَا تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا وَ لَا تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَیِّئِ زَلَلِهَا أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ الْقَوْمِ وَ الْآبَاءَ وَ إِخْوَانَهُمْ وَ الْأَقْرِبَاءَ تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ وَ تَرْكَبُونَ قِدَّتَهُمْ وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ فَالْقُلُوبُ قَاسِیَةٌ عَنْ حَظِّهَا لَاهِیَةٌ عَنْ رُشْدِهَا سَالِكَةٌ فِی غَیْرِ مِضْمَارِهَا كَأَنَّ الْمَعْنِیَّ سِوَاهَا وَ كَأَنَّ الرُّشْدَ فِی إِحْرَازِ دُنْیَاهَا وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَكُمْ عَلَى الصِّرَاطِ وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ وَ أَهَاوِیلِ زَلَلِهِ وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ (عِبَادَ اللَّهِ) تَقِیَّةَ ذِی لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلْبَهُ وَ أَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ وَ أَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ وَ أَظْمَأَ الرَّجَاءُ هَوَاجِرَ یَوْمِهِ وَ ظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ وَ أَوْجَفَ الذِّكْرُ بِلِسَانِهِ وَ قَدَّمَ الْخَوْفَ لِأَمَانِهِ وَ تَنَكَّبَ الْمَخَالِجَ عَنْ وَضَحِ السَّبِیلِ وَ سَلَكَ أَقْصَدَ الْمَسَالِكِ إِلَى‏ النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ وَ لَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلَاتُ الْغُرُورِ وَ لَمْ تَعْمَ عَلَیْهِ مُشْتَبِهَاتُ الْأُمُورِ ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى وَ رَاحَةِ النُّعْمَى فِی أَنْعَمِ نَوْمِهِ وَ آمَنِ یَوْمِهِ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِیداً وَ قَدَّمَ زَادَ الْآجِلَةِ سَعِیداً وَ بَادَرَ مِنْ وَجَلٍ وَ أَكْمَشَ فِی مَهَلٍ وَ رَغِبَ فِی طَلَبٍ وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَبٍ وَ رَاقَبَ فِی یَوْمِهِ غَدَهُ وَ نَظَرَ قُدْمًا أَمَامَهُ فَكَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالًا وَ كَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالًا وَ كَفَى بِاللَّهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِیراً وَ كَفَى بِالْكِتَابِ حَجِیجاً وَ خَصِیماً أُوصِیكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِی أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ وَ احْتَجَّ بِمَا نَهَجَ وَ حَذَّرَكُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِی الصُّدُورِ خَفِیّاً وَ نَفَثَ فِی الْآذَانِ نَجِیّاً فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى وَ وَعَدَ فَمَنَّى وَ زَیَّنَ سَیِّئَاتِ الْجَرَائِمِ وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِینَتَهُ وَ اسْتَغْلَقَ رَهِینَتَهُ أَنْكَرَ مَا زَیَّنَ وَ اسْتَعْظَمَ مَا هَوَّنَ وَ حَذَّرَ مَا أمَنَ

منها فی صفة خلق الإنسان أَمْ هَذَا الَّذِی أَنْشَأَهُ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ نُطْفَةً دِهَاقاً وَ عَلَقَةً مُحَاقًا وَ جَنِیناً وَ رَاضِعاً وَ وَلِیداً وَ یَافِعاً ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً وَ لِسَاناً لَافِظاً (وَ بَصَراً لَاحِظاً) لِیَفْهَمَ مُعْتَبِراً وَ یُقَصِّرَ مُزْدَجِراً حَتَّى إِذَا قَامَ اعْتِدَالُهُ وَ اسْتَوَى مِثَالُهُ نَفَرَ مُسْتَكْبِراً وَ خَبَطَ سَادِراً مَاتِحاً فِی غَرْبِ هَوَاهُ كَادِحاً سَعْیاً لِدُنْیَاهُ فِی لَذَّاتِ طَرَبِهِ وَ بَدَوَاتِ أَرَبِهِ لَا یَحْتَسِبُ رَزِیَّةً وَ لَا یَخْشَعُ تَقِیَّةً فَمَاتَ فِی فِتْنَتِهِ غَرِیراً وَ عَاشَ فِی هَفْوَتِهِ یَسِیراً لَمْ یُفِدْ عِوَضاً وَ لَمْ یَقْضِ مُفْتَرَضاً دَهِمَتْهُ فَجَعَاتُ الْمَنِیَّةِ فِی غُبَّرِ جِمَاحِهِ وَ سَنَنِ مِرَاحِهِ فَظَلَّ سَادِراً وَ بَاتَ سَاهِراً فِی غَمَرَاتِ الْآلَامِ وَ طَوَارِقِ الْأَوْجَاعِ وَ الْأَسْقَامِ بَیْنَ أَخٍ شَقِیقٍ وَ وَالِدٍ شَفِیقٍ وَ دَاعِیَةٍ بِالْوَیْلِ جَزَعاً وَ لَادِمَةٍ لِلصَّدْرِ قَلَقاً وَ الْمَرْءُ فِی سَكْرَةٍ مُلْهِیَةٍ وَ غَمْرَةٍ كَارِثَةٍ وَ أَنَّةٍ مُوجِعَةٍ وَ جَذْبَةٍ مُكْرِبَةٍ وَ سَوْقَةٍ مُتْعِبَةٍ ثُمَّ أُدْرِجَ فِی أَكْفَانِهِ مُبْلِساً وَ جُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً ثُمَّ أُلْقِیَ عَلَى الْأَعْوَادِ رَجِیعَ وَصَبٍ وَ نِضْوَ سَقَمٍ تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ إِلَى دَارِ غُرْبَتِهِ وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ وَ مُفْرِدِ وَحْشَتِهِ حَتَّى إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَیِّعُ وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ أُقْعِدَ فِی حُفْرَتِهِ نَجِیّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَانِ وَ أَعْظَمُ مَا هُنَالِكَ بَلِیَّةً نُزُلُ الْحَمِیمِ وَ تَصْلِیَةُ الْجَحِیمِ وَ فَوْرَاتُ السَّعِیرِ (وَ سَوْرَاتُ الزَّفِیرِ) لَا فَتْرَةٌ مُرِیحَةٌ وَ لَا دَعَةٌ مُزِیحَةٌ وَ لَا قُوَّةٌ حَاجِزَةٌ وَ لَا مَوْتَةٌ نَاجِزَةٌ وَ لَا سِنَةٌ مُسْلِیَةٌ بَیْنَ أَطْوَارِ الْمَوْتَاتِ وَ عَذَابِ السَّاعَاتِ إِنَّا بِاللَّهِ عَائِذُونَ عِبَادَ اللَّهِ أَیْنَ الَّذِینَ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا وَ عُلِّمُوا فَفَهِمُوا وَ أُنْظِرُوا فَلَهُوا وَ سَلِمُوا فَنَسُوا أُمْهِلُوا طَوِیلًا وَ مُنِحُوا جَمِیلًا وَ حُذِّرُوا أَلِیماً وَ وُعِدُوا جَسِیماً احْذَرُوا الذُّنُوبَ الْمُوَرِّطَةَ وَ الْعُیُوبَ الْمُسْخِطَةَ أُولِی الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْعَافِیَةِ وَ الْمَتَاعِ هَلْ مِنْ مَنَاصٍ أَوْ خَلَاصٍ أَوْ مَعَاذٍ أَوْ مَلَاذٍ أَوْ فِرَارٍ أَوْ مَحَارٍ أَمْ لَا فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ أَمْ أَیْنَ تُصْرَفُونَ أَمْ بِمَا ذَا تَغْتَرُّونَ وَ إِنَّمَا حَظُّ أَحَدِكُمْ مِنَ الْأَرْضِ ذَاتِ الطُّوْلِ وَ الْعَرْضِ قِیدُ قَدِّهِ مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّهِ الْآنَ عِبَادَ اللَّهِ وَ الْخِنَاقُ مُهْمَلٌ وَ الرُّوحُ مُرْسَلٌ فِی فَیْنَةِ الْإِرْشَادِ وَ رَاحَةِ الْأَجْسَادِ (وَ بَاحَةِ الِاحْتِشَادِ وَ مَهَلِ الْبَقِیَّةِ وَ أُنُفِ الْمَشِیَّةِ وَ إِنْظَارِ التَّوْبَةِ وَ انْفِسَاحِ الْحَوْبَةِ قَبْلَ الضَّنْكِ وَ الْمَضِیقِ وَ الرَّوْعِ وَ الزُّهُوقِ وَ قَبْلَ قُدُومِ الْغَائِبِ الْمُنْتَظَرِ وَ إِخْذَةِ الْعَزِیزِ الْمُقْتَدِرِ

و فی الخبر أنه علیه السلام لما خطب بهذه الخطبة اقشعرت لها الجلود و بكت العیون و رجفت القلوب و من الناس من یسمی هذه الخطبة الغراء

   


نظرات()  
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  02:43 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نهج البلاغه ،

خطبه 83

- پس از جنگ صفّین در سال 38 هجری در شهر كوفه در شناساندن عمرو عاص و ردّ شایعات بیهوده او فرمود -

روانشناسی عمرو عاص:

شگفتا از عمرو عاص پسر نابغه میان مردم شام گفت كه من اهل شوخی و خوشگذرانی بوده، و عمر بیهوده می‏گذرانم حرفی از روی باطل گفت و گناه در میان شامیان از انتشار داد، مردم آگاه باشید بدترین گفتار دروغ است.عمرو عاص سخن می‏گوید، پس دروغ می‏بندد، وعده می‏دهد و خلاف آن مرتكب می‏شود، در خواست می‏كند و اصرار می‏ورزد، اما اگر چیزی از او بخواهند، بخل می‏ورزد، به پیمان خیانت می‏كند، و پیوند خویشاوندی را قطع می‏نماید، پیش از آغاز نبرد در هیاهو و امر و نهی بی مانند است تا آنجا كه دست‏ها به سوی قبضه شمشیرها نرود.اما در آغاز نبرد، و برهنه شدن شمشیرها، بزرگ‏ترین نیرنگ او این است كه عورت خویش آشكار كرده، فرار نماید.

ویژگیهای امام علی علیه السّلام:

آگاه باشید به خدا سوگند كه یاد مرگ مرا از شوخی و كارهای بیهوده باز می‏دارد، ولی عمرو عاص را فراموشی آخرت از سخن حق باز داشته است، با معاویه بیعت نكرد مگر بدان شرط كه به او پاداش دهد، و در برابر ترك دین خویش، رشوه‏ای تسلیم او كند.

خطبه (83)

و من كلام له علیه السلام فی ذكر عمرو بن العاص

عَجَباً لِابْنِ النَّابِغَةِ یَزْعُمُ لِأَهْلِ الشَّامِ أَنَّ فِیَّ دُعَابَةً وَ أَنِّی امْرُؤٌ تِلْعَابَةٌ أُعَافِسُ وَ أُمَارِسُ لَقَدْ قَالَ بَاطِلًا وَ نَطَقَ آثِماً أَمَا- وَ شَرُّ الْقَوْلِ الْكَذِبُ- إِنَّهُ لَیَقُولُ فَیَكْذِبُ وَ یَعِدُ فَیُخْلِفُ وَ یَسْأَلُ فَیُلْحِفُ وَ یُسْأَلُ فَیَبْخَلُ وَ یَخُونُ الْعَهْدَ وَ یَقْطَعُ الْإِلَّ فَإِذَا كَانَ عِنْدَ الْحَرْبِ فَأَیُّ زَاجِر وَ آمِرٍ هُوَ مَا لَمْ تَأْخُذِ السُّیُوفُ مَآخِذَهَا فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ كَانَ أَكْبَرُ مَكِیدَتِهِ أَنْ یَمْنَحَ الْقَوْمَ سَبَّتَهُ أَمَا وَ اللَّهِ إِنِّی لَیَمْنَعُنِی مِنَ اللَّعِبِ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ إِنَّهُ لَیَمْنَعُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ نِسْیَانُ الْآخِرَةِ إِنَّهُ لَمْ یُبَایِعْ مُعَاوِیَةَ حَتَّى شَرَطَ لَهُ أَنْ یُؤْتِیَهُ أَتِیَّةً وَ یَرْضَخَ لَهُ عَلَى تَرْكِ الدِّینِ رَضِیخَةً

   


نظرات()  
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  02:42 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نهج البلاغه ،

خطبه 84

1 خدا شناسی

و گواهی می‏دهم كه خدایی نیست جز خدای یكتا، آغاز، اوست كه پیش از او چیزی نیست، و پایان همه اوست كه بی نهایت است.پندارها برای او صفتی نمی‏توانند فراهم آورند، و عقل‏ها از درك كیفیّت او درمانده‏اند، نه جزئی برای او می‏تواند تصوّر كرد و نه تبعیض پذیر است، و نه چشم‏ها و قلب‏ها می‏توانند او را به درستی فرا گیرند.

2 ضرورت پند پذیری

ای بندگان خدا از عبرت‏های سودمند پند پذیرید، و از آیات روشنگر عبرت آموزید.و از آنچه با بیان رسا شما را ترسانده‏اند، بپرهیزید، و از یاد آوری‏ها و اندرزها سود ببرید، آن چنان كه گویا چنگال مرگ در پیكر شما فرو رفته، و رشته آرزوها و دلبستگی‏ها قطع گردیده و سختی‏های مرگ و آغاز حركت به سوی قیامت به شما هجوم آورده است.آن روز كه «همراه هر كسی گواه و سوق دهنده‏ای است»، سوق دهنده‏ای كه تا صحنه رستاخیز او را می‏كشاند، و شاهدی كه بر اعمال او گواهی می‏دهد.

- و قسمتی از این خطبه -

3 وصف بهشت

در بهشت، درجاتی از یكدیگر برتر، و جایگاه‏هایی گوناگون و متفاوت وجود دارد كه نعمت‏هایش پایان ندارد، و ساكنان آن هرگز خارج نگردند، ساكنان بهشت جاوید، هرگز پیر و فرسوده نگردند، و گرفتار شدائد و سختی ها نخواهند شد.

خطبه (84)

و من خطبة له علیه السلام

وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیكَ لَهُ الْأَوَّلُ لَا شَیْ‏ءَ قَبْلَهُ وَ الْآخِرُ لَا غَایَةَ لَهُ لَا تَقَعُ الْأَوْهَامُ لَهُ عَلَى صِفَةٍ وَ لَا تَعْقِدُ الْقُلُوبُ مِنْهُ عَلَى كَیْفِیَّةٍ وَ لَا تَنَالُهُ التَّجْزِئَةُ وَ التَّبْعِیضُ وَ لَا تُحِیطُ بِهِ الْأَبْصَارُ وَ الْقُلُوبُ

منها فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اللَّهِ بِالْعِبَرِ النَّوَافِعِ وَ اعْتَبِرُوا بِالْآیِ السَّوَاطِعِ وَ ازْدَجِرُوا بِالنُّذُرِ الْبَوَالِغِ وَ انْتَفِعُوا بِالذِّكْرِ وَ الْمَوَاعِظِ فَكَأَنْ قَدْ عَلِقَتْكُمْ مَخَالِبُ الْمَنِیَّةِ وَ انْقَطَعَتْ مِنْكُمْ عَلَائِقُ الْأُمْنِیَّةِ وَ دَهَمَتْكُمْ مُفْظِعَاتُ الْأُمُورِ وَ السِّیَاقَةُ إِلَى الْوِرْدِ الْمَوْرُودِ وَ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ سَائِقٌ یَسُوقُهَا إِلَى مَحْشَرِهَا وَ شَاهِدٌ یَشْهَدُ عَلَیْهَا بِعَمَلِهَا

منها فی صفة الجنة دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلَاتٌ وَ مَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ لَا یَنْقَطِعُ نَعِیمُهَا وَ لَا یَظْعَنُ مُقِیمُهَا وَ لَا یَهْرَمُ خَالِدُهَا وَ لَا یَبْأَسُ سَاكِنُهَا

   


نظرات()  
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  02:41 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نهج البلاغه ،

خطبه 85

1 علم الهی

خدا به تمام اسرار نهان آگاه و از باطن همه با خبر است، به همه چیز احاطه دارد، و بر همه چیز غالب و پیروز، و بر همه چیز تواناست.

2 پندهای ارزشمند

هر كس از شما در روزگارانی كه مهلت دارد به اعمال نیكو بپردازد پیش از آن كه مرگ فرا رسد، و در ایّام فراغت پاك باشد، پیش از آن كه گرفتار شود، و در ایّام رهایی نیكوكار باشد، پیش از آن كه مرگ گلوگاه او را بفشارد، پس برای خود و جایی كه می‏رود آماده باشد، و در این دنیا كه محل كوچ كردن است برای منزلگاه ابدی، توشه‏ای بردارد.پس ای مردم خدا را پروا كنید، برای حفظ قرآن، كه از شما خواسته، و حقوقی كه نزد شما سپرده است، پس همانا خدای سبحان شما را بیهوده نیافرید، و به حال خود وا نگذاشت، و در گمراهی و كوری رها نساخته است، كردارتان را بیان فرموده، و از اعمال شما با خبر است و سر آمد زندگی شما را مشخّص كرد و «كتابی بر شما نازل كرد كه روشنگر همه چیز است» پیامبرش را مدّتی در میان شما قرار داد تا برای او و شما، دین را به اكمال رساند، و آنچه در قرآن نازل شد و مایه رضای الهی است تحقّق بخشد.و با زبان پیامبرش، كارهای خوشایند و ناخوشایند، بایدها و نبایدها را ابلاغ كرد، و اوامر و نواهی را آموزش داد، و راه عذر را بر شما بست و حجّت را تمام كرد.پیش از كیفر، شما را تهدید كرد، و از عذاب‏های سختی كه در پیش روی دارید ترساند.پس باز مانده ایّام خویش را دریابید، و صبر و بردباری در برابر ناروایی‏ها پیشه كنید، چرا كه عمر باقی مانده برابر روزهای زیادی كه به غفلت گذراندید و روی گردان از پندها بودید، بسیار كم است.به خودش بیش از اندازه آزادی ندهید، كه شما را به ستمگری می‏كشاند، و با نفس سازشكاری و سستی روا مدارید كه ناگهان در درون گناه سقوط می‏كنید.

3 یاد آوری ارزش‏های اخلاقی

ای بندگان خدا آن كس كه نسبت به خود خیر خواهی او بیشتر است، در برابر خدا، از همه كس فرمانبردارتر است، و آن كس كه خویشتن را بیشتر می‏فریبد، نزد خدا گناه كارترین انسان‏ها است، زیانكار واقعی كسی است كه خود را بفریبد.و آن كس مورد غبطه است و بر او رشك می‏برند كه دین او سالم باشد.سعادتمند كسی است كه از زندگی دیگران عبرت آموزد، و شقاوتمند كسی است كه فریب هوا و هوس‏ها را بخورد.آگاه باشید ریاكاری و تظاهر، و هر چند اندك باشد شرك است، و همنشینی با هوا پرستان ایمان را به دست فراموشی می‏سپارد، و شیطان را حاضر می‏كند.از دروغ بر كنار باشید كه با ایمان فاصله دارد.راستگو در راه نجات و بزرگواری است، اما دروغگو بر لب پرتگاه هلاك و خواری است، حسد نورزید كه حسد ایمان را چونان آتشی كه هیزم را خاكستر كند، نابود می‏سازد.با یكدیگر دشمنی و كینه توزی نداشته باشید كه نابود كننده هر چیزی است.بدانید كه آرزوهای دور و دراز عقل را غافل و یاد خدا را به فراموشی می‏سپارد.آرزوهای ناروا را دروغ انگارید كه آرزوها فریبنده‏اند و صاحبش فریب خورده.

 

 

خطبه (85)

و من خطبة له علیه السلام

قَدْ عَلِمَ السَّرَائِرَ وَ خَبَرَ الضَّمَائِرَ لَهُ الْإِحَاطَةُ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ الْغَلَبَةُ لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ الْقُوَّةُ عَلَى كُلِّ شَیْ‏ءٍ فَلْیَعْمَلِ الْعَامِلُ مِنْكُمْ فِی أَیَّامِ مَهَلِهِ قَبْلَ إِرْهَاقِ أَجَلِهِ وَ فِی فَرَاغِهِ قَبْلَ أَوَانِ شُغْلِهِ وَ فِی مُتَنَفَّسِهِ قَبْلَ أَنْ یُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ وَ لْیُمَهِّدْ لِنَفْسِهِ وَ قَدَمِهِ وَ لْیَتَزَوَّدْ مِنْ دَارِ ظَعْنِهِ لِدَارِ إِقَامَتِهِ فَاللَّهَ اللَّهَ أَیُّهَا النَّاسُ فِیمَا اسْتَحْفَظَكُمْ مِنْ كِتَابِهِ وَ اسْتَوْدَعَكُمْ مِنْ حُقُوقِهِ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ یَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَ لَمْ یَتْرُكْكُمْ سُدًى وَ لَمْ یَدَعْكُمْ فِی جَهَالَةٍ وَ لَا عَمًى قَدْ سَمَّى آثَارَكُمْ وَ عَلِمَ أَعْمَالَكُمْ وَ كَتَبَ آجَالَكُمْ وَ أَنْزَلَ عَلَیْكُمُ الْكِتَابَ تِبْیاناً (لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ) وَ عَمَّرَ فِیكُمْ نَبِیَّهُ أَزْمَاناً حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ وَ لَكُمْ فِیمَا أَنْزَلَ مِنْ كِتَابِهِ دِینَهُ الَّذِی رَضِیَ لِنَفْسِهِ وَ أَنْهَى إِلَیْكُمْ عَلَى لِسَانِهِ مَحَابَّهُ مِنَ الْأَعْمَالِ وَ مَكَارِهَهُ وَ نَوَاهِیَهُ وَ أَوَامِرَهُ‏ فَأَلْقَى إِلَیْكُمُ الْمَعْذِرَةَ وَ اتَّخَذَ عَلَیْكُمُ الْحُجَّةَ وَ قَدَّمَ إِلَیْكُمْ بِالْوَعِیدِ وَ أَنْذَرَكُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدِیدٍ فَاسْتَدْرِكُوا بَقِیَّةَ أَیَّامِكُمْ وَ اصْبِرُوا لَهَا أَنْفُسَكُمْ فَإِنَّهَا قَلِیلٌ فِی كَثِیرِ الْأَیَّامِ الَّتِی تَكُونُ مِنْكُمْ فِیهَا الْغَفْلَةُ وَ التَّشَاغُلُ عَنِ الْمَوْعِظَةِ وَ لَا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتَذْهَبَ بِكُمُ الرُّخَصُ مَذَاهِبَ الظَّلَمَةِ وَ لَا تُدَاهِنُوا فَیَهْجُمَ بِكُمُ الْإِدْهَانُ عَلَى الْمَعْصِیَةِ عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ أَنْصَحَ النَّاسِ لِنَفْسِهِ أَطْوَعُهُمْ لِرَبِّهِ وَ إِنَّ أَغَشَّهُمْ لِنَفْسِهِ أَعْصَاهُمْ لِرَبِّهِ وَ الْمَغْبُونُ مَنْ غَبَنَ نَفْسَهُ وَ الْمَغْبُوطُ مَنْ سَلِمَ لَهُ دِینُهُ وَ السَّعِیدُ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِهِ وَ الشَّقِیُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَوَاهُ (وَ غُرُورِهِ) وَ اعْلَمُوا أَنَّ یَسِیرَ الرِّیَاءِ شِرْكٌ وَ مُجَالَسَةَ أَهْلِ الْهَوَى مَنْسَاةٌ لِلْإِیمَانِ وَ مَحْضَرَةٌ لِلشَّیْطَانِ جَانِبُوا الْكَذِبَ فَإِنَّهُ مُجَانِبٌ لِلْإِیمَانِ الصَّادِقُ عَلَى شَفَا مَنْجَاةٍ وَ كَرَامَةٍ وَ الْكَاذِبُ عَلَى شَرَفِ مَهْوَاةٍ وَ مَهَانَةٍ وَ لَا تَحَاسَدُوا فَإِنَّ الْحَسَدَ یَأْكُلُ الْإِیمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ وَ لَا تَبَاغَضُوا فَإِنَّهَا الْحَالِقَةُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْأَمَلَ یُسْهِی الْعَقْلَ وَ یُنْسِی الذِّكْرَ فَأَكْذِبُوا الْأَمَلَ فَإِنَّهُ غُرُورٌ وَ صَاحِبُهُ مَغْرُورٌ

   


نظرات()  
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  02:39 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نهج البلاغه ،

خطبه 86

- برخی از شارحان گفتند كه این خطبه در شهر كوفه ایراد شد -

1 معرّفی بهترین بنده خدا - الگوی انسان كامل -

ای بندگان خدا همانا بهترین و محبوب‏ترین بنده نزد خدا، بنده‏ای است كه خدا او را در پیكار با نفس یاری داده است، آن كس كه جامعه زیرین او اندوه، و لباس رویین او ترس از خداست، چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسائل لازم برای روزی او فراهم آمده و دوری‏ها و دشواری‏ها را بر خود نزدیك و آسان ساخته است.حقایق دنیا را با چشم دل نگریسته، همواره به یاد خدا بوده و اعمال نیكو، فراوان انجام داده است.از چشمه گوارای حق سیراب گشته، چشمه‏ای كه به آسانی به آن رسید و از آن نوشیده سیراب گردید.راه هموار و راست قدم برداشته، پیراهن شهوات را از تن بیرون كرده، و جز یك غم، از تمام غم‏ها خود را می‏رهاند، و از صف كور دلان و مشاركت با هواپرستان خارج شد، كلید باز كننده درهای هدایت شد و قفل درهای گمراهی و خواری گردید.راه هدایت را با روشن دلی دید، و از همان راه رفت، و نشانه‏های آن را شناخت و از امواج سركش شهوات گذشت.به استوارترین دستاویزها و محكم‏ترین طناب‏ها چنگ انداخت، چنان به یقین و حقیقت رسید كه گویی نور خورشید بر او تابید، در برابر خداوند خود را به گونه‏ای تسلیم كرد كه هر فرمان او را انجام می‏دهد و هر فرعی را به اصلش باز می‏گرداند.چراغ تاریكی‏ها، و روشنی بخش تیرگی‏ها، كلید درهای بسته و بر طرف كننده دشواری‏ها، و راهنمای گمراهان در بیابان‏های سرگردانی است.سخن می‏گوید، خوب می‏فهماند، سكوت كرده به سلامت می‏گذرد، برای خدا اعمال خویش را خالص كرده آن چنان كه خدا پذیرفته است، از گنجینه‏های آیین خدا و اركان زمین است.خود را به عدالت واداشته و آغاز عدالت او آن كه هوای نفس را از دل بیرون رانده است، حق را می‏شناساند و به آن عمل می‏كند.كار خیری نیست مگر كه به آن قیام می‏كند، و در هیچ جا گمان خیری نبرده جز آن كه به سوی آن شتافته.اختیار خود را به قرآن سپرده، و قرآن را راهبر و پیشوای خود قرار داده است، هر جا كه قرآن بار اندازد فرود آید، و هر جا كه قرآن جای گیرد مسكن گزیند.

2 وصف زشت‏ترین انسان «عالم نمایان»

و دیگری كه او را دانشمند نامند امّا از دانش بی‏بهره است، یك دسته از نادانی‏ها را از جمعی نادان فرا گرفته، و مطالب گمراه كننده را از گمراهان آموخته، و به هم بافته، و دام‏هایی از طناب‏های غرور و گفته‏های دروغین بر سر راه مردم افكنده، قرآن را بر امیال و خواسته‏های خود تطبیق می‏دهد، و حق را به هوس‏های خود تفسیر می‏كند.

مردم را از گناهان بزرگ ایمن می‏سازد، و جرائم بزرگ را سبك جلوه می‏دهد.ادّعا می‏كند از ارتكاب شبهات پرهیز دارد امّا در آنها غوطه می‏خورد.می‏گوید:از بدعت‏ها دورم، ولی در آنها غرق شده است.چهره ظاهر او چهره انسان، و قلبش قلب حیوان درنده است، راه هدایت را نمی‏شناسد كه از آن سو برود، و راه خطا و باطل را نمی‏داند كه از آن بپرهیزد، پس مرده‏ای است در میان زندگان.

3 شناساندن عترت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و امامان راستین علیه السّلام

مردم كجا می‏روید چرا از حق منحرف می‏شوید پرچم‏های حق بر و نشانه‏های آن آشكار است، با اینكه چراغهای هدایت روشنگر راهند، چون گمراهان به كجا می‏روید چرا سرگردانید در حالی كه عترت پیامبر شما در میان شماست، آنها زمامداران حق و یقینند، پیشوایان دین، و زبان‏های راستی و راستگویانند، پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید و همانند تشنگانی كه به سوی آب شتابانند، به سویشان هجوم ببرید.ای مردم این حقیقت را از خاتم پیامبران بیاموزید كه فرمود:هر كه از ما می‏میرد، در حقیقت نمرده است و چیزی از ما كهنه نمی‏شود.پس آنچه نمی‏دانید، نگویید، زیرا بسیاری از حقایق در اموری است كه نا آگاهانه انكار می‏كنید.

4 ویژگی‏های امام علی علیه السّلام

مردم عذر خواهی كنید از كسی كه دلیلی بر ضدّ او ندارید، و آن كس من می‏باشم، مگر من در میان شما بر اساس «ثقل اكبر» كه قرآن است عمل نكردم و ثقل اصغر «عترت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم» را در میان شما باقی نگذاردم مگر من پرچم ایمان را در بین شما استوار نساختم و از حدود و مرز حلال و حرام آگاهیتان ندادم مگر پیراهن عافیت را با عدل خود به اندام شما نپوشاندم و نیكی‏ها را با اعمال و گفتار خود در میان شما رواج ندادم و ملكات اخلاق انسانی را به شما نشان ندادم پس وهم و گمان خود را در آنجا كه چشم دل ژرفای آن را مشاهده نمی‏كند، و فكرتان توانایی تاختن در آن راه ندارد، به كار نگیرید، برخی از همین خطبه است:

5 اخبار غیبی نسبت به آینده بنی امیّه

تا آن كه برخی از شما گمان می‏برند كه دنیا به كام بنی امیّه شد، و همه خوبی‏ها را افزون به آنها سپرده و آنها را از سرچشمه خود سیراب كرده، و تازیانه و شمشیرشان از سر این امّت كنار نخواهد رفت.كسانی كه چنین می‏اندیشند در اشتباهند، زیرا سهم بنی امیّه تنها جرعه‏ای از زندگی لذّت بخش است كه مدّتی آن را می‏مكند سپس همه آنچه را كه نوشیدند بیرون می‏ریزند.

 

خطبه (86)

و من خطبة له علیه السلام

عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَیْهِ عَبْداً أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ وَ تَجَلْبَبَ الْخَوْفَ فَزَهَرَ مِصْبَاحُ الْهُدَى فِی قَلْبِهِ وَ أَعَدَّ الْقِرَى لِیَوْمِهِ النَّازِلِ بِهِ فَقَرَّبَ عَلَى نَفْسِهِ الْبَعِیدَ وَ هَوَّنَ الشَّدِیدَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ ذَكَرَ فَاسْتَكْثَرَ وَ ارْتَوَى مِنْ عَذْبٍ فُرَاتٍ سُهِّلَتْ لَهُ مَوَارِدُهُ فَشَرِبَ نَهَلًا وَ سَلَكَ سَبِیلًا جَدَداً قَدْ خَلَعَ سَرَابِیلَ الشَّهَوَاتِ وَ تَخَلَّى مِنَ الْهُمُومِ إِلَّا هَمّاً وَاحِداً انْفَرَدَ بِهِ فَخَرَجَ مِنْ صِفَةِ الْعَمَى وَ مُشَارَكَةِ أَهْلِ الْهَوَى وَ صَارَ مِنْ مَفَاتِیحِ أَبْوَابِ الْهُدَى وَ مَغَالِیقِ أَبْوَابِ الرَّدَى قَدْ أَبْصَرَ طَرِیقَهُ وَ سَلَكَ سَبِیلَهُ وَ عَرَفَ مَنَارَهُ وَ قَطَعَ غِمَارَهُ وَ اسْتَمْسَكَ مِنَ الْعُرَى بِأَوْثَقِهَا وَ مِنَ الْحِبَالِ بِأَمْتَنِهَا فَهُوَ مِنَ الْیَقِینِ عَلَى مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ قَدْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ فِی أَرْفَعِ الْأُمُورِ مِنْ إِصْدَارِ كُلِّ وَارِدٍ عَلَیْهِ وَ تَصْیِیرِ كُلِّ فَرْعٍ إِلَى أَصْلِهِ مِصْبَاحُ ظُلُمَاتٍ كَشَّافُ عَشَوَاتٍ مِفْتَاحُ مُبْهَمَاتٍ دَفَّاعُ مُعْضِلَاتٍ دَلِیلُ فَلَوَاتٍ یَقُولُ فَیُفْهِمُ وَ یَسْكُتُ فَیَسْلَمُ قَدْ أَخْلَصَ لِلَّهِ فَاسْتَخْلَصَهُ فَهُوَ مِنْ مَعَادِنِ دِینِهِ وَ أَوْتَادِ أَرْضِهِ قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ فَكَانَ أَوَّلُ عَدْلِهِ نَفْیَ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ یَصِفُ الْحَقَّ وَ یَعْمَلُ بِهِ لَا یَدَعُ لِلْخَیْرِ غَایَةً إِلَّا أَمَّهَا وَ لَا مَظِنَّةً إِلَّا قَصَدَهَا قَدْ أَمْكَنَ الْكِتَابَ مِنْ زِمَامِهِ فَهُوَ قَائِدُهُ وَ إِمَامُهُ‏ یَحُلُّ حَیْثُ حَلَّ ثَقَلُهُ وَ یَنْزِلُ حَیْثُ كَانَ مَنْزِلُهُ وَ آخَرُ قَدْ تَسَمَّى عَالِماً وَ لَیْسَ بِهِ فَاقْتَبَسَ جَهَائِلَ مِنْ جُهَّالٍ وَ أَضَالِیلَ مِنْ ضُلَّالٍ وَ نَصَبَ لِلنَّاسِ أَشْرَاكاً مِنْ حَبَائِلِ غُرُورٍ وَ قَوْلٍ زُورٍ قَدْ حَمَلَ الْكِتَابَ عَلَى آرَائِهِ وَ عَطَفَ الْحَقَّ عَلَى أَهْوَائِهِ یُؤَمِّنُ (النَّاسَ) مِنَ الْعَظَائِمِ وَ یُهَوِّنُ كَبِیرَ الْجَرَائِمِ یَقُولُ أَقِفُ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ وَ فِیهَا وَقَعَ وَ یَقُولُ أَعْتَزِلُ الْبِدَعَ وَ بَیْنَهَا اضْطَجَعَ فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوَانٍ لَا یَعْرِفُ بَابَ الْهُدَى فَیَتَّبِعَهُ وَ لَا بَابَ الْعَمَى فَیَصُدَّ عَنْهُ وَ ذَلِكَ مَیِّتُ الْأَحْیَاءِ فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ وَ أَنَّى تُؤْفَكُونَ وَ الْأَعْلَامُ قَائِمَةٌ وَ الْآیَاتُ وَاضِحَةٌ وَ الْمَنَارُ مَنْصُوبَةٌ فَأَیْنَ یُتَاهُ بِكُمْ بَلْ كَیْفَ تَعْمَهُونَ وَ بَیْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِیِّكُمْ وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ (وَ أَعْلَامُ الدِّینِ) وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ وَ رِدُوهُمْ وُرُودَ الْهِیمِ الْعِطَاشِ أَیُّهَا النَّاسُ خُذُوهَا عَنْ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ صلى الله علیه واله و سلم إِنَّهُ یَمُوتُ مَنْ مَاتَ مِنَّا وَ لَیْسَ بِمَیِّتٍ وَ یَبْلَى مَنْ بَلِیَ مِنَّا وَ لَیْسَ بِبَالٍ فَلَا تَقُولُوا بِمَا لَا تَعْرِفُونَ فَإِنَّ أَكْثَرَ الْحَقِّ فِیمَا تُنْكِرُونَ وَ اعْذِرُوا مَنْ لَا حُجَّةَ لَكُمْ عَلَیْهِ وَ أَنَا هُوَ أَ لَمْ أَعْمَلْ فِیكُمْ بِالثَّقَلِ الْأَكْبَرِ وَ أَتْرُكْ فِیكُمُ الثَّقَلَ الْأَصْغَرَ وَ رَكَزْتُ فِیكُمْ رَایَةَ الْإِیمَانِ وَ وَقَفْتُكُمْ عَلَى حُدُودِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ أَلْبَسْتُكُمُ الْعَافِیَةَ مِنْ عَدْلِی وَ فَرَشْتُكُمُ الْمَعْرُوفَ مِنْ قَوْلِی وَ فِعْلِی‏ وَ أَرَیْتُكُمْ كَرَائِمَ الْأَخْلَاقِ مِنْ نَفْسِی فَلَا تَسْتَعْمِلُوا الرَّأْیَ فِیمَا لَا یُدْرِكُ قَعْرَهُ الْبَصَرُ وَ لَا یَتَغَلْغَلُ إِلَیْهِ الفكر

و منها حَتَّى یَظُنَّ الظَّانُّ أَنَّ الدُّنْیَا مَعْقُولَةٌ عَلَى بَنِی أُمَیَّةَ تَمْنَحُهُمْ دَرَّهَا وَ تُورِدُهُمْ صَفْوَهَا وَ لَا یُرْفَعُ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ سَوْطُهَا وَ لَا سَیْفُهَا وَ كَذَبَ الظَّانُّ لِذَلِكَ بَلْ هِیَ مَجَّةٌ مِنْ لَذِیذِ الْعَیْشِ یَتَطَعَّمُونَهَا بُرْهَةً ثُمَّ یَلْفِظُونَهَا جُمْلَةً

   


نظرات()  
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  02:38 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 02:54 ب.ظ
نوع مطلب: نهج البلاغه ،

  خطبه هشتاد و هفتم نهج البلاغه امام علی (ع)

اما بعد. خداوند سبحان ، جباران روزگار را در هم نشكست ، مگر آنگاه كه مهلتشان داد كه روزگارى در آسایش و شادخوارى بگذرانند. و استخوان شكسته هیچ ملتى را نبست مگر بعد از بلاها و سختیهایى كه به آنها رسید. در آن دشواریها كه به آنها روى نهاده اید و آن رنجها و بلاها كه از آنها پشت گردانیده اید شما را پند و عبرت است . نه هر كه دلى در سینه دارد خردمند است و نه هر كه گوشى براى شنیدن دارد شنوا است و نه هر كه چشمى براى دیدن دارد بیناست . در شگفتم ، و چرا در شگفت نباشم از خطاهاى این فرقه هاى گوناگون كه هر یك را هم در دین خود حجّت و دلیلى دیگر است .
از هیچ پیامبرى پیروى نمى كنند و به هیچ وصى پیامبرى اقتدا نمى نمایند و به غیب ایمان ندارند و از عیب نمى پرهیزند. اعمالشان شهبت آمیز است و در طریق امیال و هواهاى نفسانى خود گام مى زنند. هر چه را كه خود پسندند نیكش دارند و هر چه را كه ناخوش دارند منكر شمارند.
در مشكلات به افكار و اندیشه هاى خود پناه مى برند و در مبهمات به آراى خود تكیه دارند. هر یك از آنها گویى كه خود پیشواى خود است و چنان پندارد كه خود محكم ترین دستگیره ها و استوارترین وسیله هاست .

خطبه هشتادو هفتم 87

 وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ  

اءَمَّا بَعْدُ فَإ نَّ اللَّهَ لَمْ یَقْصِمْ جَبَّارِى دَهْرٍ قَطُّ إ لّا بَعْدَ تَمْهِیلٍ وَ رَخَاءٍ، وَ لَمْ یَجْبُرْ عَظْمَ اءَحَدٍ مِنَ الْاءُمَمِ إ لا بَعْدَ اءَزْلٍ وَ بَلاءٍ وَ فِى دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْبٍ وَ مَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَرٌ وَ ما كُلُّ ذِى قَلْبٍ بِلَبِیبٍ وَ لا كُلُّ ذِى سَمْعٍ بِسَمِیعٍ وَ لا كُلُّ ذِى نَاظِرٍ بِبَصِیرٍ.
فَیَا عَجَبا وَ ما لِىَ لا اءَعْجَبُ مِنْ خَطَإِ هَذِهِ الْفِرَقِ عَلَى اخْتِلاَفِ حُجَجِهَا فِى دِینِها لا یَقْتَصُّونَ اءَثَرَ نَبِىِّ وَ لا یَقْتَدُونَ بِعَمَلِ وَصِىِّ وَ لا یُؤْمِنُونَ بِغَیْبٍ وَ لا یَعِفُّونَ عَنْ عَیْبٍ یَعْمَلُونَ فِى الشُّبُهَاتِ وَ یَسِیرُونَ فِى الشَّهَوَاتِ الْمَعْرُوفُ فِیهِمْ ما عَرَفُوا، وَ الْمُنْكَرُ عِنْدَهُمْ مَا اءَنْكَرُوا مَفْزَعُهُمْ فِى الْمُعْضِلاَتِ إ لَى اءَنْفُسِهِمْ وَ تَعْوِیلُهُمْ فِى الْمُبَهَّماتِ عَلَى آرَائِهِمْ كَاءَنَّ كُلَّ امْرِئٍ مِنْهُمْ إ مامُ نَفْسِهِ قَدْ اءَخَذَ مِنْها فِیما یَرَى بِعُرًى ثِقاتٍ وَ اءَسْب

   


نظرات()  
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  02:36 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نهج البلاغه ،

خطبه 88

- این خطبه طبق نقل برخی از شارحان در شهر كوفه ایراد شد -

1 وصف روزگاران بعثت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم

خدا پیامبر اسلام را هنگامی مبعوث فرمود كه از زمان بعثت پیامبران پیشین مدّت‏ها گذشته، و ملّت‏ها در خواب عمیقی فرو خفته بودند.فتنه و فساد جهان را فرا گرفته و اعمال زشت رواج یافته بود.آتش جنگ همه جا زبانه می‏كشید و دنیا، بی‏نور و پر از مكر و فریب گشته بود.برگ‏های درخت زندگی به زردی گراییده و از میوه آن خبری نبود، آب حیات فروخشكیده و نشانه‏های هدایت كهنه و ویران شده بود.پرچم‏های هلاكت و گمراهی آشكار و دنیا با قیافه زشتی به مردم می‏نگریست، و با چهره‏ای عبوس و غم آلود با اهل دنیا روبرو می‏گشت.میوه درخت دنیا در جاهلیّت فتنه، و خوراكش مردار بود، در درونش وحشت و اضطراب، و بر بیرون شمشیرهای ستم حكومت داشت.

2 عبرت آموزی از روزگار جاهلیّت

ای بندگان خدا عبرت گیرید، و همواره به یاد زندگانی پدران و برادران خود در جاهلیّت باشید، كه از این جهان رفتند و در گرو اعمال خود بوده، برابر آن محاسبه می‏گردند.به جان خودم سوگند پیمانی برای زندگی و مرگ و نجات از مجازات الهی بین شما و آنها بسته نشده است، و هنوز روزگار زیادی نگذشته، و از آن روزگارانی كه در پشت پدران خود بودید زیاد دور نیست.به خدا سوگند، پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله و سلّم چیزی به آنها گوشزد نكرد جز آن كه من همان را به شما می‏گویم، شنوایی امروز شما از شنوایی آنها كمتر نیست، همان چشم‏ها و قلب‏هایی كه به پدرانتان دادند به شما نیز بخشیدند.به خدا سوگند، شما پس از آنها مطلبی را ندیده‏اید كه آنها نمی‏شناختند، و شما به چیزی اختصاص داده نشدید كه آنها محروم باشند، راستی حوادثی به شما روی آورده مانند شتری كه مهار كردنش مشكل است، و میان بندش سست و سواری بر آن دشوار است.مبادا آنچه كه مردم دنیا را فریفت شما را بفریبد كه دنیا - دامی است مانند سایه‏ای گسترده و كوتاه، كه تا سر انجامی روشن و معیّن - یعنی مرگ آدمیان را رها نمی‏كند.

 

خطبه (88)

و من خطبة له علیه السلام

أَرْسَلَهُ عَلَى حِینِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَمِ وَ اعْتِرَامٍ مِنَ الْفِتَنِ وَ انْتِشَارٍ مِنَ الْأُمُورِ وَ تَلَظٍّ مِنَ الْحُرُوبِ وَ الدُّنْیَا كَاسِفَةُ النُّورِ ظَاهِرَةُ الْغُرُورِ عَلَى حِینِ اصْفِرَارٍ مِنْ وَرَقِهَا وَ إِیَاسٍ مِنْ ثَمَرِهَا وَ اغْوِرَارٍ مِنْ مَائِهَا قَدْ دَرَسَتْ أَعْلَامُ الْهُدَى وَ ظَهَرَتْ أَعْلَامُ الرَّدَى فَهِیَ مُتَجَهِّمَةٌ لِأَهْلِهَا عَابِسَةٌ فِی وَجْهِ طَالِبِهَا ثَمَرُهَا الْفِتْنَةُ وَ طَعَامُهَا الْجِیفَةُ وَ شِعَارُهَا الْخَوْفُ وَ دِثَارُهَا السَّیْفُ فَاعْتَبِرُوا عِبَادَ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا تِیكَ الَّتِی آبَاؤُكُمْ وَ إِخْوَانُكُمْ بِهَا مُرْتَهَنُونَ وَ عَلَیْهَا مُحَاسَبُونَ وَ لَعَمْرِی مَا تَقَادَمَتْ بِكُمْ وَ لَا بِهِمُ الْعُهُودُ وَ لَا خَلَتْ فِیمَا بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَهُمُ الْأَحْقَابُ وَ الْقُرُونُ وَ مَا أَنْتُمُ الْیَوْمَ مِنْ یَوْمِ‏ كُنْتُمْ فِی أَصْلَابِهِمْ بِبَعِیدٍ وَ اللَّهِ مَا أَسْمَعَهُمُ الرَّسُولُ شَیْئاً إِلَّا وَ هَا أَنَا ذَا الْیَوْمَ مُسْمِعُكُمُوهُ وَ مَا أَسْمَاعُكُمُ الْیَوْمَ بِدُونِ أَسْمَاعِهِمْ بِالْأَمْسِ وَ لَا شُقَّتْ لَهُمُ الْأَبْصَارُ وَ لَا جُعِلَتْ لَهُمُ الْأَفْئِدَةُ فِی ذَلِكَ الْأَوَانِ إِلَّا وَ قَدْ أُعْطِیتُمْ مِثْلَهَا فِی هَذَا الزَّمَانِ وَ وَ اللَّهِ مَا بُصَرْتُمْ بَعْدَهُمْ شَیْئاً جَهِلُوهُ وَ لَا أُصْفِیتُمْ بِهِ وَ حُرِمُوهُ وَ لَقَدْ نَزَلَتْ بِكُمُ الْبَلِیَّةُ جَائِلًا خِطَامُهَا رِخْواً بِطَانُهَا فَلَا یَغُرَّنَّكُمْ مَا أَصْبَحَ فِیهِ أَهْلُ الْغُرُورِ فَإِنَّمَا هُوَ ظِلٌّ مَمْدُودٌ إِلَى أَجَلٍ مَعْدُودٍ

   


نظرات()  
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  02:35 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نهج البلاغه ،


خطبه 89

1 - خدا شناسی

سپاس خداوندی را، كه بی آن كه دیده شود شناخته شده، و بی آنكه اندیشه‏ای به كار گیرد آفریننده است، خدایی كه همیشه بوده و تا ابد خواهد بود، آنجا كه نه از آسمان دارای برج‏های زیبا خبری بود، و نه از پرده‏های فرو افتاده اثری به چشم می‏خورد، نه شبی تاریك و نه دریایی آرام، نه كوهی با راه‏های گشوده، نه درّه‏ای پر پیچ و خم، نه زمین گسترده، و نه آفریده‏های پراكنده وجود داشت.خدا پدید آورنده پدیده‏ها و وارث همگان است، خدای آنان و روزی دهنده ایشان است، آفتاب و ماه به رضایت او می‏گردند كه هر تازه‏ای را كهنه، و هر دوری را نزدیك می‏گردانند، خدا، روزی مخلوقات را تقسیم كرد، و كردار و رفتارشان را بر شمرد، از نفس‏ها كه می‏زنند، و نگاه‏های دزدیده كه دارند، و رازهایی كه در سینه‏ها پنهان كردند.و جایگاه پدیده‏ها را در شكم مادران و پشت پدران تا روز تولد و سر آمد زندگی و مرگ، همه را می‏داند.اوست خدایی كه با همه وسعتی كه رحمتش دارد، كیفرش بر دشمنان سخت است و با سختگیری كه دارد، رحمتش همه دوستان را فرا گرفته است، هر كس كه با او به مبارزه بر خیزد بر او غلبه می‏كند، و هر كس دشمنی ورزد هلاكش می‏سازد، هر كس با او كینه و دشمنی ورزد تیره روزش كند، و بر دشمنانش پیروز است، هر كس به او توكّل نماید او را كفایت كند، و هر كس از او بخواهد، می‏پردازد، و هر كس برای خدا به محتاجان قرض دهد وامش را بپردازد، و هر كه او را سپاس گوید، پاداش نیكو دهد.

2 - اندرزهای حكیمانه

بندگان خدا خود را بسنجید قبل از آن كه مورد سنجش قرار گیرید، پیش از آن كه حسابتان را برسند حساب خود را برسید، و پیش از آن كه راه گلو گرفته شود نفس راحت بكشید، و پیش از آن كه با زور شما را به اطاعت وادارند، فرمانبردار باشید.بدانید همانا آن كس كه خود را یاری نكند و پند دهنده و هشدار دهنده خویش نباشد، دیگری هشدار دهنده و پند دهنده او نخواهد بود.

خطبه (89)

و من خطبة له علیه السلام

(الْحَمْدُ لِلَّهِ) الْمَعْرُوفِ مِنْ غَیْرِ رُؤْیَةٍ وَ الْخَالِقِ مِنْ غَیْرِ رَوِیَّةٍ الَّذِی لَمْ یَزَلْ قَائِماً دَائِماً إِذْ لَا سَمَاءٌ ذَاتُ أَبْرَاجٍ وَ لَا حُجُبٌ ذَاتُ أَرْتَاجٍ وَ لَا لَیْلٌ دَاجٍ وَ لَا بَحْرٌ سَاجٍ وَ لَا جَبَلٌ ذُو فِجَاجٍ وَ لَا فَجٍّ ذُو اعْوِجَاجٍ وَ لَا أَرْضٌ ذَاتُ مِهَادٍ وَ لَا خَلْقٌ ذُو اعْتِمَادٍ ذَلِكَ مُبْتَدِعُ الْخَلْقِ وَ وَارِثُهُ وَ إِلَهُ الْخَلْقِ وَ رَازِقُهُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ دَائِبَانِ فِی مَرْضَاتِهِ یُبْلِیَانِ كُلَّ جَدِیدٍ وَ یُقَرِّبَانِ كُلَّ بَعِیدٍ قَسَمَ أَرْزَاقَهُمْ وَ أَحْصَى آثَارَهُمْ وَ أَعْمَالَهُمْ وَ عَدَدَ أَنْفَاسِهِمْ وَ خَائِنَةَ أَعْیُنِهِم‏ وَ مَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ مِنَ الضَّمِیرِ وَ مُسْتَقَرَّهُمْ وَ مُسْتَوْدَعَهُمْ مِنَ الْأَرْحَامِ وَ الظُّهُورِ إِلَى أَنْ تَتَنَاهَى بِهِمُ الْغَایَاتُ هُوَ الَّذِی اشْتَدَّتْ نِقْمَتُهُ عَلَى أَعْدَائِهِ فِی سَعَةِ رَحْمَتِهِ وَ اتَّسَعَتْ رَحْمَتُهُ لِأَوْلِیَائِهِ فِی شِدَّةِ نِقْمَتِهِ قَاهِرُ مَنْ عَازَّهُ وَ مُدَمِّرُ مَنْ شَاقَّهُ وَ مُذِلُّ مَنْ نَاوَاهُ وَ غَالِبُ مَنْ عَادَاهُ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَیْهِ كَفَاهُ وَ مَنْ سَأَلَهُ أَعْطَاهُ وَ مَنْ أَقْرَضَهُ قَضَاهُ وَ مَنْ شَكَرَهُ جَزَاهُ عِبَادَ اللَّهِ زِنُوا أَنْفُسَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُوزَنُوا وَ حَاسِبُوهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تُحَاسَبُوا وَ تَنَفَّسُوا قَبْلَ ضِیقِ الْخِنَاقِ وَ انْقَادُوا قَبْلَ عُنْفِ السِّیَاقِ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ لَمْ یُعَنْ عَلَى نَفْسِهِ حَتَّى یَكُونَ لَهُ مِنْهَا وَاعِظٌ وَ زَاجِرٌ لَمْ یَكُنْ لَهُ مِنْ غَیْرِهَا زَاجِرٌ وَ لَا وَاعِظٌ

   


نظرات()  
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  02:30 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نهج البلاغه ،


خطبه 90

«خطبه اشباح» - مسعدة بن صدقه از امام صادق علیه السّلام نقل كرد، روزی در مسجد كوفه شخصی به امام علی علیه السّلام گفت خدا را آنگونه توصیف كن كه گویا با چشم سر او را دیده‏ایم، امام به خطابه برخاست، مسجد پر از مردم شد، در حالی كه خشمناك بود و رنگ صورت امام تغییر كرده بود فرمود -

1 خدا شناسی

ستایش خدایی را سزاست كه نبخشیدن بر مال او نیفزاید، و بخشش او را فقیر نسازد، زیرا هر بخشنده‏ای جز او، اموالش كاهش یابد، و جز او هر كس از بخشش دست كشد مورد نكوهش قرار گیرد.اوست بخشنده انواع نعمت‏ها و بهره‏های فزاینده و تقسیم كننده روزی پدیده‏ها، مخلوقات همه جیره خوار سفره اویند، كه روزی همه را تضمین، و اندازه‏اش را تعیین فرمود.به مشتاقان خویش و خواستاران آنچه در نزد اوست راه روشن را نشان داد، سخاوت او را در آنجا كه از او بخواهند، با آنجا كه از او درخواست نكنند، بیشتر نیست.خدا اوّلی است كه آغاز ندارد، تا پیش از او چیزی بوده باشد، و آخری است كه پایان ندارد تا چیزی پس از او وجود داشته باشد.مردمك چشم‏ها را از مشاهده خود باز داشته است.زمان بر او نمی‏گذرد تا دچار دگرگونی گردد، و در مكانی قرار ندارد تا پندار جابجایی نسبت به او روا باشد.اگر آنچه از درون معادن كوه‏ها بیرون می‏آید، و یا آنچه از لبان پر از خنده صدف‏های دریا خارج می‏شود، از نقره‏های خالص، و طلاهای ناب، درهای غلطان، و مرجان‏های دست چین، همه را ببخشد، در سخاوت او كمتر اثری نخواهد گذاشت، و گستردگی نعمت‏هایش را پایان نخواهد داد، در پیش او آنقدر از نعمت‏ها وجود دارد كه هر چه انسان‏ها درخواست كنند تمامی نپذیرد، چون او بخشنده‏ای است كه درخواست نیازمندان چشمه جود او را نمی‏خشكاند، و اصرار و درخواست‏های پیاپی او را به بخل ورزیدن نمی‏كشاند.

2 صفات خدا در قرآن

ای پرسش كننده، درست بنگر، آنچه را كه قرآن از صفات خدا بیان می‏دارد، به آن اعتماد كن، و از نور هدایتش بهره گیر، و آنچه را كه شیطان تو را به دانستن آن وامی‏دارد، و كتاب خدا آن را بر تو واجب نكرده، و در سنّت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و امامان هدایتگر علیه السّلام نیامده، رها كن و علم آن را به خدا واگذار، كه این نهایت حقّ پروردگار بر تو است.بدان، آنها كه در علم دین استوارند، خدا آنها را از فرو رفتن در آنچه كه بر آنها پوشیده است و تفسیر آن را نمی‏دانند، و از فرو رفتن در اسرار نهان بی نیاز ساخته است، و آنان را از این رو كه به عجز و ناتوانی خود در برابر غیب و آنچه كه تفسیر آن را نمی‏دانند اعتراف می‏كنند، ستایش فرمود، و ترك ژرف نگری آنان در آنچه كه خدا بر آنان واجب نساخته را راسخ بودن در علم شناسانده است.پس به همین مقدار بسنده كن و خدا را با میزان عقل خود ارزیابی مكن، تا از تباه شدگان نباشی.اوست خدای توانایی كه اگر وهم و خیال انسانها بخواهد برای درك اندازه قدرتش تلاش كند، و افكار بلند و دور از وسوسه‏های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملكوتش را در نوردد، و قلب‏های سراسر عشق مشتاقان، برای درك كیفیّت صفات او كوشش نماید، و عقل‏ها با تلاش وصف ناپذیر از راه‏های بسیار ظریف و باریك بخواهند ذات او را درك كنند، دست قدرت بر سینه همه نواخته بازگرداند، در حالی كه در تاریكی‏های غیب برای رهایی خود به خدای سبحان پناه می‏برند و با نا امیدی و اعتراف به عجز از معرفت ذات خدا، باز می‏گردند، كه با فكر و عقل نارسای بشری نمی‏توان او را درك كرد، و اندازه جلال و عزّت او در قلب اندیشمندان راه نمی‏یابد.خدایی كه پدیده‏ها را از هیچ آفرید، نمونه‏ای در آفرینش نداشت تا از آن استفاده كند، و یا نقشه‏ای از آفریننده‏ای پیش از خود، كه از آن در آفریدن موجودات بهره گیرد، و نمونه‏های فراوان از ملكوت قدرت خویش، و شگفتی‏های آثار رحمت خود، كه همه با زبان گویا به وجود پروردگار گواهی می‏دهند را به ما نشان داده كه بی اختیار ما را به شناخت پروردگار می‏خوانند.در آنچه آفریده آثار صنعت و نشانه‏های حكمت او پدیدار است، كه هر یك از پدیده‏ها حجّت و برهانی بر وجود او می‏باشند، گرچه برخی مخلوقات، به ظاهر ساكت‏اند، ولی بر تدبیر خداوندی گویا، و نشانه‏های روشنی بر قدرت و حكمت اویند خداوندا گواهی می‏دهم، آن كس كه تو را به اعضای گوناگون پدیده‏ها و مفاصل به هم پیوسته‏ كه به فرمان حكیمانه تو در لابلای عضلات پدید آمده، تشبیه می‏كند، هرگز در ژرفای ضمیر خود تو را نشناخته، و قلب او با یقین انس نگرفته است، و نمی‏داند كه هرگز برای تو همانندی نیست.و گویا بیزاری پیروان گمراه از رهبران فاسد خود را نشنیده‏اند كه می‏گویند:«به خدا سوگند ما در گمراهی آشكار بودیم.كه شما را با خدای جهانیان مساوی پنداشتیم» دروغ گفتند مشركان كه تو را با بت‏های خود همانند پنداشتند، و با وهم و خیال خود گفتند پیكری چون بتهای ما دارد، و با پندار نادرست تو را تجزیه كرده، و با اعضای گوناگون مخلوقات تشبیه كردند.خدایا گواهی می‏دهم آنان كه تو را با چیزی از آفریده‏های تو مساوی شمارند از تو روی بر تافته‏اند و آن كه از تو روی گردان شود بر اساس آیات محكم قرآن، و گواهی براهین روشن تو، كافر است.تو همان خدای نامحدودی هستی كه در اندیشه‏ها نگنجی تا چگونگی ذات تو را درك كنند، و در خیال و وهم نیایی تا تو را محدود و دارای حالات گوناگون پندارند.

3 وصف پروردگار در آفرینش موجودات گوناگون

آنچه را آفرید با اندازه گیری دقیقی استوار كرد، و با لطف و مهربانی نظمشان داد، و به خوبی تدبیر كرد.هر پدیده را برای همان جهت كه آفریده شد به حركت در آورد، چنانكه نه از حد و مرز خویش تجاوز نماید و نه در رسیدن به مراحل رشد خود كوتاهی كند، و این حركت حساب شده را بدون دشواری به سامان رساند تا بر اساس اراده او زندگی كند.پس چگونه ممكن است سرپیچی كند در حالی كه همه موجودات از اراده خدا سرچشمه می‏گیرند، خدایی كه پدید آورنده موجودات گوناگون است، بدون احتیاج به اندیشه و فكری كه به آن روی آورد، یا غریزه‏ای كه در درون پنهان داشته باشد، و بدون تجربه از حوادث گذشته، و بدون شریكی كه در ایجاد امور شگفت انگیز یاریش كند، موجودات را آفرید، پس آفرینش كامل گشت و به عبادت و اطاعت او پرداختند، دعوت او را پذیرفتند و در برابر فرمان الهی سستی و درنگ نكردند و در اجرای فرمان الهی توقف نپذیرفتند.پس كجی‏های هر چیزی را راست، و مرزهای هر یك را روشن ساخت، و با قدرت خداوندی بین اشیاء متضاد هماهنگی ایجاد كرد، و وسایل ارتباط آنان را فراهم ساخت، و موجودات را از نظر حدود، اندازه، و غرائز، و شكل‏ها، و قالب‏ها، و هیأتهای گوناگون، تقسیم و استوار فرمود، و با حكمت و تدبیر خویش هر یكی را به سرشتی كه خود خواست در آورد.

4 چگونگی آفرینش آسمان‏ها

فضای باز و پستی و بلندی و فاصله‏های وسیع آسمان‏ها را بدون اینكه بر چیزی تكیه كند، نظام بخشید و شكاف‏های آن را به هم آورد، و هر یك را با آنچه كه تناسب داشت و جفت بود پیوند داد، و دشواری فرود آمدن و برخاستن را بر فرشتگانی كه فرمان او را به خلق رسانند یا اعمال بندگان را بالا برند آسان كرد.در حالی كه آسمان را به صورت دود و بخار بود به آن فرمان داد، پس رابطه‏های آن را بر قرار ساخت، سپس آنها را از هم جدا كرد و بین آنها فاصله انداخت، و بر هر راهی و شكافی از آسمان، نگهبانی از شهاب‏های روشن گماشت، و با دست قدرت آنها را از حركت ناموزون در فضا نگهداشت، و دستور فرمود تا برابر فرمانش تسلیم باشند.و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را، با نوری كم رنگ برای تاریكی شب‏ها قرار داد، و آن دو را در مسیر حركت خویش به حركت در آورد، و حركت آن دو را دقیق اندازه گیری كرد تا در درجات تعیین شده حركت كنند كه بین شب و روز تفاوت باشد، و قابل تشخیص شود، و با رفت و آمد آن‏ها شماره سالها، و اندازه گیری زمان ممكن باشد.پس در فضای هر آسمان فلك آن را آفرید، و زینتی از گوهرهای تابنده و ستارگان درخشنده بیاراست، و آنان را كه خواستند اسرار آسمان‏ها را دزدانه دریابند، با شهاب‏های درخشنده سوزان تیر باران كرد، و تمامی ستارگان از ثابت و استوار، و گردنده و بی قرار، فرود آینده و بالا رونده، و نگران كننده و شادی آفرین را، تسلیم اوامر خود فرمود.

5 ویژگی‏های فرشتگان

سپس، خداوند سبحان برای سكونت بخشیدن در آسمان‏ها، و آباد ساختن بالاترین قسمت از ملكوت خویش، فرشتگانی شگفت آفرید، و تمام شكاف‏ها و راه‏های گشاده آسمان‏ها را با فرشتگان پر كرد، و فاصله جوّ آسمان را از آنها گستراند، كه هم اكنون صدای تسبیح آنها فضای آسمان‏ها را پر كرده:در بارگاه قدس، درون پرده‏های حجاب و صحنه‏های مجد و عظمت پروردگار، طنین انداز است.در ما ورای آنها زلزله‏هایی است كه گوش‏ها را كر می‏كند و شعاع‏های خیره كننده نور، كه چشم‏ها را از دیدن باز می‏دارد، و ناچار خیره بر جای خویش می‏ماند.خدا فرشتگان را در صورت‏های مختلف و اندازه‏های گوناگون آفرید، و بال و پرهایی برای آنها قرار داد، آنها كه همواره در تسبیح جلال و عزّت پروردگار به سر می‏برند، و چیزی از شگفتی‏های آفرینش پدیده‏ها را به خود نسبت نمی‏دهند و در آنچه از آفرینش پدیده‏ها كه خاص خداست، ادّعایی ندارند:

«بلكه بندگانی بزرگوارند، كه در سخن گفتن از او پیشی نمی‏گیرند و به فرمان الهی عمل می‏كنند» خدا فرشتگان را امین وحی خود قرار داد، و برای رساندن پیمان امر و نهی خود به پیامبران، از آنها استفاده كرد، و روانه زمین كرده، آنها را از تردید شبهات مصونیّت بخشید، كه هیچ كدام از فرشتگان از راه رضای حق منحرف نمی‏گردند.آنها را از یاری خویش بهرمند ساخت، و دل‏هایشان را در پوششی از تواضع و فروتنی و خشوع و آرامش در آورد، درهای آسمان را بر رویشان گشود تا خدا را به بزرگی بستایند، و برای آنها نشانه‏های روشن قرار داد تا به توحید او بال گشایند.سنگینی‏های گناهان هرگز آنها را در انجام وظیفه دل سرد نساخت، و گذشت شب و روز آنها را به سوی مرگ سوق نداد، تیرهای شك و تردید خلل در ایمانشان ایجاد نكرد، و شك و گمان در پایگاه یقین آنها راه نیافت، و آتش كینه در دل‏هایشان شعله‏ور نگردید، حیرت و سرگردانی آنها را از ایمانی كه دارند و آنچه از هیبت و جلال خداوندی كه در دل نهادند جدا نساخت و وسوسه‏ها در آنها راه نیافته، تا شك و تردید بر آنها تسلط یابد.

6 اقسام فرشتگان

گروهی از فرشتگان در آفرینش ابرهای پر آب، و در آفرینش كوه‏های عظیم و سر بلند، و خلقت ظلمت و تاریكی‏ها نقش دارند، و گروهی دیگر، قدم‏هایشان تا ژرفای زمین پایین رفته، و چونان پرچمهای سفیدی دل فضا را شكافته‏اند، و در زیر آن بادهایی است كه به نرمی حركت كرده و در مرزهای مشخّصی نگاهش می‏دارد.

7 صفات والای فرشتگان

اشتغال به عبادت پروردگار، فرشتگان را از دیگر كارها باز داشته، و حقیقت ایمان میان آنها و معرفت حق، پیوند لازم ایجاد كرد، نعمت یقین آنها را شیدای حق گردانید كه به غیر خدا هیچ علاقه‏ای ندارند.شیرینی معرفت خدا را چشیده و از جام محبّت پروردگار سیراب شدند، ترس و خوف الهی در ژرفای جان فرشتگان راه یافته، و از فراوانی عبادت قامتشان خمیده و شوق و رغبت فراوان، از زاری و گریه‏شان نكاسته است.مقام والای فرشتگان، از خشوع و فروتنی آنان كم نكرد، و غرور و خود بینی دامنگیرشان نگردید، تا اعمال نیكوی گذشته را شماره كنند، و سهمی از بزرگی و بزرگواری برای خود تصوّر نمایند.گذشت زمان آنان را از انجام وظائف پیاپی نرنجانده و از شوق و رغبتشان نكاسته تا از پروردگار خویش نا امید گردند.از مناجات‏های طولانی، خسته نشده، و اشتغال به غیر خدا آنها را تحت تسلط خود در نیاورده است، و از فریاد استغاثه و زاری آنها فروكش نكرده و در مقام عبادت و نیایش دوش به دوش هم همواره ایستاده‏اند، راحت طلبی آنها را به كوتاهی در انجام دستوراتش وادار نساخته، و كودنی و غفلت و فراموشی بر تلاش و كوشش و عزم راسخ فرشتگان راه نمی‏یابد، و فریب‏های شهوت، همّت‏های بلندشان را تیرباران نمی‏كند.فرشتگان، ایمان به خدای صاحب عرش را ذخیره روز بی نوایی خود قرار داده و آن هنگام كه خلق به غیر خدا روی می‏آورد آنها تنها متوجّه پروردگار خویشند، هیچ گاه عبادت خدا را پایان نمی‏دهند، و شوق و علاقه خود را از انجام اوامر الهی و اطاعت پروردگار سست نمی‏كنند، آنچه آنان را شیفته اطاعت خدا كرده بذر محبّت است كه در دل می‏پرورانند، و هیچ گاه دل از بیم و امید او بر نمی‏دارند.عوامل ترس آنها را از مسؤولیت باز نمی‏دارد تا در انجام وظیفه سستی ورزند، طمع‏ها به آنان شبیخون نزده تا تلاش دنیا را بر كار آخرت مقدّم دارند، اعمال گذشته خود را بزرگ نمی‏شمارند، و اگر بزرگ بشمارند امیدوارند، و امید فراوان نمی‏گذارد تا از پروردگار ترسی در دل داشته باشند.

8 پاك بودن فرشتگان از رذایل اخلاقی

فرشتگان در باره پروردگار خویش به جهت وسوسه‏های شیطانی اختلاف نكرده‏اند، و برخوردهای بد با هم نداشته و راه جدایی نگیرند.كینه‏ها و حسادت‏ها در دلشان راه نداشته و عوامل شك و تردید و خواهش‏های نفسانی، آنها را از هم جدا نساخته، و افكار گوناگون آنان را به تفرقه نكشانده است.فرشتگان بندگان ایمانند، و طوق بندگی به گردن افكنده و هیچ گاه با شك و تردید و سستی، آن را بر زمین نمی‏گذارند.در تمام آسمان‏ها جای پوستینی خالی نمی‏توان یافت مگر آن كه فرشته‏ای به سجده افتاده، یا در كار و تلاش است.اطاعت فراوان آنها بر یقین و معرفتشان نسبت به پروردگار می‏افزاید، و عزّت خداوند عظمت او را در قلبشان بیشتر می‏نماید.

9 چگونگی آفرینش زمین

زمین را به موج‏های پر خروش، و دریاهای موّاج فرو پوشاند، موج‏هایی كه بالای آن‏ها به هم می‏خورد و در تلاطمی سخت، هر یك دیگری را واپس می‏زد، چونان شتران نر مست، فریاد كنان و كف بر لب، به هر سوی روان بودند.پس، قسمت‏های سركش آب از سنگینی زمین فرو نشست و هیجان آنها بر اثر تماس با سینه زمین آرام گرفت.زیرا زمین با پشت بر آن می‏غلطید و آن همه سر و صدای امواج ساكن و آرام شده، چون اسب افسار شده رام گردید.خشكی‏های زمین در دل امواج، گسترد، و آب را از كبر و غرور و سركشی و خروش باز داشت، و از شدّت حركتش كاسته شد، و بعد از آن همه حركت‏های تند ساكت شد، و پس از آن همه خروش و سركشی متكبّرانه به جای خویش ایستاد.پس هنگامی كه هیجان آب در اطراف زمین فرو نشست، و كوه‏های سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل كرد، چشمه‏های آب از فراز كوه‏ها بیرون آورد و آب‏ها را در شكاف بیابان‏ها و زمین‏های هموار روان كرد، و حركت زمین را با صخره‏های عظیم و قلّه كوه‏های بلند نظم داد، و زمین به جهت نفوذ كوه‏ها در سطح آن، فرو رفتن ریشه كوه‏ها در شكاف‏های آن و سوار شدن بر پشت دشت‏ها و صحراها، از لرزش و اضطراب باز ایستاد.

10 نقش پدیده‏های جوی در زمین

و بین زمین و جو فاصله افكند، و وزش بادها را برای ساكنان آن آماده ساخت، تمام نیازمندیها و وسائل زندگی را برای اهل زمین استخراج و مهیّا فرمود، آنگاه هیچ بلندی از بلندی‏های زمین را كه آب چشمه‏ها و نهرها به آن راه ندارد وانگذاشت، بلكه ابرهایی را آفرید تا قسمت‏های مرده آن احیا شود، و گیاهان رنگارنگ برویند.قطعات بزرگ و پراكنده ابرها را به هم پیوست تا سخت به حركت در آمدند، و با به هم خوردن ابرها، برق‏ها درخشیدن گرفت، و از درخشندگی ابرهای سفید كوه پیكر، و متراكم چیزی كاسته نشد.ابرها را پی در پی فرستاد تا زمین را احاطه كردند، و بادها شیر باران را از ابرها دوشیدند، و به شدّت به زمین فرو ریختند، ابرها پایین آمده سینه بر زمین ساییدند، و آنچه بر پشت داشتند فرو ریختند كه در بخش‏های بی گیاه زمین انواع گیاهان روییدن گرفت، و در دامن كوه‏ها، سبزه‏ها پدید آمد.

11 زیبایی‏های زمین

پس زمین به وسیله باغ‏های زیبا، همگان را به سرور و شادی دعوت كرده، با لباس نازك گل برگ‏ها كه بر خود پوشید، هر بیننده‏ای را به شگفتی واداشت.و با زینت و زیوری كه از گلو بند گل‏های گوناگون، فخر كنان خود را آراست، هر بیننده‏ای را به وجد آورد، كه فرآورده‏های نباتی را، توشه و غذای انسان، و روزی حیوانات قرار داد.در گوشه و كنار آن درّه‏های عمیق آفرید، و راه‏ها و نشانه‏ها برای آنان كه بخواهند از جادّه‏های وسیع آن عبور كنند، تعیین كرد.

12 داستان زندگی آغازین آدم علیه السّلام و اعزام پیامبران علیهم السّلام

هنگامی كه خدا زمین را آماده زندگی انسان ساخت و فرمان خود را صادر فرمود، آدم علیه السّلام را از میان مخلوقاتش برگزید، و او را نخستین و برترین مخلوق خود در زمین قرار داد.ابتدا آدم را در بهشت جای داده و خوراكی‏های گوارا به او بخشید و از آنچه كه او را منع كرد پرهیز داد و آگاهش ساخت كه اقدام بر آن، نافرمانی بوده و مقام و ارزش او را به خطر خواهد افكند.امّا آدم علیه السّلام به آنچه نهی شد، اقدام كرد و علم خداوند در باره او تحقّق یافت، تا آن كه پس از توبه، او را از بهشت به سوی زمین فرستاد، تا با نسل خود زمین را آباد كند، و بدین وسیله حجت را بر بندگان تمام كرد، و پس از وفات آدم علیه السّلام زمین را از حجّت خالی نگذاشت و میان فرزندان آدم علیه السّلام و خود، پیوند شناسایی برقرار فرمود، و قرن به قرن، حجّت‏ها و دلیل‏ها را بر زبان پیامبران برگزیده آسمانی و حاملان رسالت خویش جاری ساخت، تا اینكه سلسله انبیاء با پیامبر اسلام، حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به اتمام رسید و بیان احكام و انذار و بشارت الهی به سر منزل نهایی راه یافت.

13 آفرینش امكانات زندگی

روزی انسان‏ها را اندازه گیری و مقدّر فرمود، گاهی كم و زمانی زیاد، و به تنگی و وسعت به گونه‏ای عادلانه تقسیم كرد تا هر كس را كه بخواهد با تنگی روزی یا وسعت آن بیازماید، و با شكر و صبر، غنی و فقیر را مورد آزمایش قرار دهد.پس روزی گسترده را با فقر و بیچارگی در آمیخت، و تندرستی را با حوادث دردناك پیوند داد، دوران شادی و سرور را با غصّه و اندوه نزدیك ساخت، اجل و سر آمد زندگی را مشخّص كرد، آن را گاهی طولانی و زمانی كوتاه قرار داد، مقدّم یا مؤخّر داشت، و برای مرگ، اسباب و وسائلی فراهم ساخت، و با مرگ، رشته‏های زندگی را در هم پیچید و پیوندهای خویشاوندی را از هم گسست تا آزمایش گردند.

14 تعریف علم خداوند

خداوند از اسرار پنهانی مردم و از نجوای آنان كه آهسته سخن می‏گویند و از آنچه كه در فكرها بواسطه گمان خطور می‏كند، و تصمیم‏هایی كه به یقین می‏پیوندد، و از نگاه‏های رمزی چشم كه از لابلای پلك‏ها خارج می‏گردد، آگاه است.خدا از آنچه در مخفی گاه‏های دل‏ها قرار دارد، و از اموری كه پشت پرده غیب پنهان است، و آنچه را كه پرده‏های گوش مخفیانه می‏شنود، و از اندرون لانه‏های تابستانی مورچگان، و خانه‏های زمستانی حشرات، از آهنگ اندوهبار زنان غم دیده و صدای آهسته قدم‏ها، آگاهی دارد.خدای سبحان از جایگاه پرورش میوه در درون پرده‏های شكوفه‏ها، و از مخفی‏گاه غارهای حیوانات وحشی در دل كوه‏ها، و اعماق درّه‏ها، از نهانگاه پشّه‏ها بین ساقه‏ها و پوست درختان، از محل پیوستگی برگ‏ها به شاخسارها، و از جایگاه نطفه‏ها در پشت پدران، آگاه است.خدا از آنچه پرده ابر را به وجود می‏آورد و به هم می‏پیوندند، و از قطرات بارانی كه از ابرهای متراكم می‏بارند، و از آنچه كه گرد بادها از روی زمین برمی‏دارند، و باران‏ها با سیلاب آن را فرو می‏نشانند و نابود می‏كنند، از ریشه گیاهان زمین كه میان انبوه شن و ماسه پنهان شده است، از لانه پرندگانی كه در قلّه بلند كوه‏ها جای گرفته، و از نغمه‏های مرغان در آشیانه‏های تاریك، از لؤلؤهایی كه در دل صدف‏ها پنهان است، و امواج دریاهایی كه آنها را در دامن خویش پروراندند آگاهی دارد.خدا از آنچه كه تاریكی شب آن را فرا گرفته، و یا نور خورشید بر آن تافته، و آنچه تاریكی‏ها و امواج نور، پیاپی آن را در بر می‏گیرد، از اثر هر قدمی، از احساس هر حركتی، و آهنگ هر سخنی، و جنبش هر لبی، و مكان هر موجود زنده‏ای، و وزن هر ذرّه‏ای، و ناله هر صاحب اندوهی اطلاع دارد.خدا هر آنچه از میوه شاخسار درختان و برگ‏هایی كه روی زمین ریخته و از قرارگاه نطفه و بسته شدن خون و جنین كه به شكل پاره‏ای گوشت است، و پرورش دهنده انسان و نطفه آگاهی دارد، و برای این همه آگاهی، هیچ گونه زحمت و دشواری برای او وجود ندارد و برای نگهداری این همه از مخلوقات رنگارنگ كه پدید آورده دچار نگرانی نمی‏شود، و در تدبیر امور مخلوقات، سستی و ملالی در او راه نمی‏یابد، بلكه علم پروردگار در آنها نفوذ یافته و همه آنها را شماره كرده است، و عدالتش همه را در بر گرفته و با كوتاهی كردن مخلوقات در ستایش او، باز فضل و كرمش تداوم یافته است.

15 نیایش امیر المؤمنین علیه السّلام

خدایا تویی سزاوار ستایش‏های نیكو، و بسیار و بی شمار تو را ستودن اگر تو را آرزو كنند پس بهترین آرزویی، و اگر به تو امید بندند، بهترین امیدی.خدایا درهای نعمت بر من گشودی كه زبان به مدح غیر تو نگشایم.و بر این نعمت‏ها غیر از تو را ستایش نكنم، و زبان را در مدح نومید كنندگان، و آنان كه مورد اعتماد نیستند باز نكنم.خداوندا هر ثناگویی از سوی ستایش شده پاداشی دارد، به تو امید به ستم كه مرا به سوی ذخائر رحمت و گنج‏های آمرزش آشنا كنی.خدایا این بنده توست كه تو را یگانه می‏خواند، و توحید و یگانگی تو را سزاست، و جز تو كسی را سزاوار این ستایش‏ها نمی‏داند.خدایا مرا به درگاه تو نیازی است كه جز فضل تو جبران نكند، و آن نیازمندی را جز عطا و بخشش تو به توانگری مبدّل نگرداند، پس در این مقام رضای خود را به ما عطا فرما، و دست نیاز ما را از دامن غیر خود كوتاه گردان كه «تو بر هر چیزی توانایی»


   


نظرات()  
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  02:29 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نهج البلاغه ،

خطبه 91

- پس از قتل عثمان آنگاه كه مردم هجوم آوردند تا با امام علی علیه السّلام بیعت كنند، در روز جمعه 25 ذی الحجّه سال 35 هجری در مدینه فرمود -

علل نپذیرفتن خلافت

مرا واگذارید و دیگری را به دست آرید، زیرا ما به استقبال حوادث و اموری می‏رویم كه رنگارنگ و فتنه آمیز است، و چهره‏های گوناگون دارد و دل‏ها بر این بیعت ثابت و عقل‏ها بر این پیمان استوار نمی‏ماند، چهره افق حقیقت را - در دوران خلافت سه خلیفه - ابرهای تیره فساد گرفته، و راه مستقیم حق ناشناخته ماند.آگاه باشید، اگر دعوت شما را بپذیرم، بر أساس آنچه كه می‏دانم با شما رفتار می‏كنم و به گفتار این و آن، و سر زنش سرزنش كنندگان گوش فرا نمی‏دهم.اگر مرا رها كنید چون یكی از شما هستم كه شاید شنواتر، و مطیع‏تر از شما نسبت به رییس حكومت باشم، در حالی كه من وزیر و مشاورتان باشم بهتر است كه امیر و رهبر شما گردم.

خطبه (91)

و من كلام له علیه السلام لما أرید على البیعة بعد قتل عثمان

دَعُونِی وَ الْتَمِسُوا غَیْرِی فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ وَ لَا تَثْبُتُ عَلَیْهِ الْعُقُولُ وَ إِنَّ الْآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ وَ الْمَحَجَّةَ قَدْ تَنَكَّرَتْ وَ اعْلَمُوا أَنِّی إِنْ أَجَبْتُكُمْ رَكِبْتُ بِكُمْ مَا أَعْلَمُ وَ لَمْ أُصْغِ إِلَى قَوْلِ الْقَائِلِ وَ عَتْبِ الْعَاتِبِ وَ إِنْ تَرَكْتُمُونِی فَأَنَا كَأَحَدِكُمْ وَ لَعَلِّی أَسْمَعُكُمْ وَ أَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّیْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ وَ أَنَا لَكُمْ وَزِیراً خَیْرٌ لَكُمْ مِنِّی أَمِیراً

   


نظرات()  

وبلاگ آشـــــــــوب

همــــــه چـــــی بــــرای همــــــه چـــــی