تبلیغات
وبلاگ آشـــــــــوب - مطالب صحیفه سجادیه
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390  01:26 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

نیایش آن حضرت برای روز عید فطر و جمعه

ای آن كه رحمت می‌آوری بر آن كس كه بندگانت به او رحم نمی‌كنند.
ای آن كه انسانِ رانده از هر شهر و دیار را پذیرایی.
ای آن كه نیازمندان خود را خفیف و خوار نمی‌گردانی.
ای آن كه گستاخانِ درگاه خود را ناامید نمی‌سازی.
ای آن كه دست ردّ بر سینه‌ی بندگان پر توقّع خود نمی‌زنی.
ای آن كه هر تحفه‌ی ناچیزی تقدیمت كنند، می‌پذیری، و هر اندك عملی برایت انجام دهند، جزا می‌بخشی.
ای آن كه كارِ بی‌ارزش را به لطف می‌پذیری و در برابر آن پاداش بزرگ می‌دهی.
ای آن كه نزدیك می‌شوی به هر كس كه به تو تقرّب جوید.
ای آن كه به سوی خود می‌خوانی هر كه را كه از تو روی برگرداند.
ای آن كه نعمت خود را دگرگون نمی‌سازی و به كیفر دادنِ ما شتاب نمی‌ورزی.
ای آن كه نهال كار نیك می‌پروری تا آن را به ثمر نشانی و انبوه كُنی، و از كار بد چشم خود می‌پوشی تا آن را از ریشه بركَنی.
آرزوها پیش از رسیدن به منتهای كرم تو، با نیازهای برآورده باز آمدند، و كاسه‌های گدایی محتاجان، از بخششِ بسیار تو لبالب گردیدند، و صفت‌ها پیش از آن كه حقیقت نعمت تو را دریابند، از هم گسیخته شدند. اینك تو را سزاست آن برترین كمال كه برتر از هر كمالی است، و آن والاترین شكوه كه از هر شكوهی والاتر است.
هر بزرگی در برابر تو كوچك است، و هر شریفی در كنار شرف تو بی‌مقدار. آنان كه به سوی غیر تو رو كردند، نومید شدند، و آنان كه نیاز خود پیش دیگری بردند، زیان دیدند، و آنان كه بر آستانِ غیر تو فرود آمدند، تباه گردیدند، و آنان كه در جایی جز وادی فضل تو رزق و روزی جُستند، به قحطی درآمدند.
درگاه نعمتت به روی خواهندگان باز است، و بخششت در حق نیازمندان روا، و فریاد رسی‌ات به دادخواهان نزدیك.
امیدواران از تو ناامید نشوند، و آنان كه نیاز خود نزد تو آورند، از عطای تو مأیوس نگردند، و آمرزش خواهان با عذاب تو به تیره روزی نیفتند.
خوانِ روزی‌ات برای كسی كه نافرمانی‌ات كند گسترده است، و بردباری‌ات برای آن كه با تو دشمنی ورزد، آماده. شیوه‌ی پروردگاری تو، نیكی كردن به بدكاران است و طریقتت مهربان بودن با تجاوزكاران؛ تا آن جا كه مدارا كردن تو آنا را می‌فریبد كه توبه نكنند، و مهلت دادنت بازشان می‌دارد كه از گناه دوری گزینند.
اما تو در كیفر دادنِ ایشان شتاب نكرده‌ای تا مگر به فرمانت گردن نهند، و مهلت‌شان داده‌ای، چون به پایداری مُلك خود مطمئن بودی. پس هر كه سزاوار نیك‌بختی بوده، عمرش را به نیك‌بختی فرجام داده‌ای، و آن كه سزاوار تیره‌بختی بوده، او را به تیره‌بختی‌اش خوار كرده‌ای.
سرانجامِ كار همه چنان شود كه تو خواهی، و بازگشت امورشان به سوی تو باشد. هر چه عمرشان به درازا كشد، پایه‌های فرمانروایی تو سست نگردد، و چون در كیفر دادنشان درنگ كنی، حجّت آشكار تو باطل نشود.
حجّت تو پایدار و باطل نشدنی، و فرمانروایی‌ات جاودان و زائل نگشتنی است. پس عذاب سخت و دائم نصیب كسی است كه از تو روی برتافته، و ناامیدیِ بیچاره كننده آن راست كه از درگاه تو دست خالی برگشته، و بدترین تیره‌بختی از آنِ كسی است كه به مهلت دادنت گول خورده است.
این چنین كسی، در آتش عذاب تو چه بسیار دست و پا خواهد زد، و روزگار سرگشتگی‌اش در وادی عقاب تو چه طولانی خواهد بود، و چه دور است كه اندوهش به پایان رسد، و بسی ناامید است از این كه راه رهایی‌اش گشوده شود. این همه، بر پایه‌ی حكم عادلانه و منصفانه‌ی توست كه در آن بر كسی جور و ستم روا نمی‌داری.
خدایا، تو دلیل آشكار خود را فراوان و پی در پی فرستاده‌ای، و پیش از این، حجّت‌های خود را بیان داشته‌ای، و ما را از عذاب خود بیم داده‌ای، و از سَرِ لطف و مهربانی تشویق كرده‌ای، و مَثَل‌ها زده‌ای، و مهلت را طولانی ساخته‌ای، و عذاب را به تأخیر افكنده‌ای، حال آن كه می‌توانستی در آن عجله كنی؛ و درنگ ورزیده‌ای، حال آن كه بر شتاب كردن توانا بودی.
درنگ تو در عقاب ما نه از روی بی‌قدرتی، و مهلت دادنت نه از روی سستی، و خودداری‌ات از مؤاخذه نه از روی غفلت، و به تأخیر افكندن عذابت نه از روی مداراست، بلكه تا دلیل تو رساتر، و كرم تو در حقّ ما كامل‌تر، و احسانت تمام‌تر گردد، و نعمتت به نهایت حدّ خود رسد. همه‌ی این امور، پیش از این بوده، و اكنون هست، و تا همیشه خواهد بود.
دلیل تو برتر از آن است كه جملگی به وصف درآید، و بزرگواری تو بالاتر از آن كه دستِ اندیشه به بلندایش رسد، و نعمت تو بیش از آن است كه یك به یك در شمار آید، و احسان تو افزون‌تر از آن كه بر كمترینِ آن سپاست گویند.
بی‌زبانی، مرا از حمد و ستایش تو ناتوان می‌دارد، و درماندگی از بزرگداشت تو، زبان مرا می‌بندد، و نهایت كوشش من این تواند بود كه به ضعف و درماندگی خود اعتراف كنم؛ و این ـ ای معبود من ـ نه از سَرِ بی‌رغبتی، كه از ناتوانی من است.
اینك این منم كه آهنگِ آستان تو كرده‌ام و بخشش‌های نیك از تو می‌خواهم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و خواهش پنهانی مرا اجابت كن، و چون تو را بخوانم، مرا پاسخگو، و روز مرا به ناامیدی پایان مده، و در آنچه از تو خواسته‌ام، دست رد بر سینه‌ام مزن. چون از پیشِ تو بازگردم یا نزدت آیم، در هر دو حالت، مرا گرامی بدار، كه تو در عمل به خواسته‌ی خود دچار سختی نشوی، و در اجابتِ آنچه از تو خواهند عاجز نمانی، و تو بر هر كار توانایی، و هیچ جنبش و نیروی كاری نیست جز به خواستِ خدا، آن والا مرتبه‌ی بزرگ.

 

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی یَوْمِ الْفِطْرِ إِذَا انْصَرَفَ مِنْ صَلَاتِهِ قَامَ قَائِماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ، وَ فِی یَوْمِ الْجُمُعَةِ، فَقَال

یَا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لَا یَرْحَمُهُ الْعِبَادُ وَ یَا مَنْ یَقْبَلُ مَنْ لَا تَقْبَلُهُ الْبِلَادُ وَ یَا مَنْ لَا یَحْتَقِرُ أَهْلَ الْحَاجَةِ إِلَیْهِ وَ یَا مَنْ لَا یُخَیِّبُ الْمُلِحِّینَ عَلَیْهِ. وَ یَا مَنْ لَا یَجْبَهُ بِالرَّدِّ أَهْلَ الدَّالَّةِ عَلَیْهِ وَ یَا مَنْ یَجْتَبِی صَغِیرَ مَا یُتْحَفُ بِهِ، وَ یَشْكُرُ یَسِیرَ مَا یُعْمَلُ لَهُ. وَ یَا مَنْ یَشْكُرُ عَلَى الْقَلِیلِ وَ یُجَازِی بِالْجَلِیلِ وَ یَا مَنْ یَدْنُو إِلَى مَنْ دَنَا مِنْهُ. وَ یَا مَنْ یَدْعُو إِلَى نَفْسِهِ مَنْ أَدْبَرَ عَنْهُ. وَ یَا مَنْ لَا یُغَیِّرُ النِّعْمَةَ، وَ لَا یُبَادِرُ بِالنَّقِمَةِ. وَ یَا مَنْ یُثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتَّى یُنْمِیَهَا، وَ یَتَجَاوَزُ عَنِ السَّیِّئَةِ حَتَّى یُعَفِّیَهَا. انْصَرَفَتِ الْآمَالُ دُونَ مَدَى كَرَمِكَ بِالْحَاجَاتِ، وَ امْتَلَأَتْ بِفَیْضِ جُودِكَ أَوْعِیَةُ الطَّلِبَاتِ، وَ تَفَسَّخَتْ دُونَ بُلُوغِ نَعْتِكَ الصِّفَاتُ، فَلَكَ الْعُلُوُّ الْأَعْلَى فَوْقَ كُلِّ عَالٍ، وَ الْجَلَالُ الْأَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلَالٍ. كُلُّ جَلِیلٍ عِنْدَكَ صَغِیرٌ، وَ كُلُّ شَرِیفٍ فِی جَنْبِ شَرَفِكَ حَقِیرٌ، خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ، وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَكَ، وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلَّا بِكَ، وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلَّا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ، وَ جُودُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ، وَ إِغَاثَتُكَ قَرِیبَةٌ مِنَ الْمُسْتَغِیثِینَ. لَا یَخِیبُ مِنْكَ الْآمِلُونَ، وَ لَا یَیْأَسُ مِنْ عَطَائِكَ الْمُتَعَرِّضُونَ، وَ لا یَشْقَى بِنَقِمَتِكَ الْمُسْتَغْفِرُونَ. رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ، وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ، عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ، وَ سُنَّتُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ حَتَّى لَقَدْ غَرَّتْهُمْ أَنَاتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ، وَ صَدَّهُمْ إِمْهَالُكَ عَنِ النُّزُوعِ. وَ إِنَّمَا تَأَنَّیْتَ بِهِمْ لِیَفِیئُوا إِلَى أَمْرِكَ، وَ أَمْهَلْتَهُمْ ثِقَةً بِدَوَامِ مُلْكِكَ، فَمَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ السَّعَادَةِ خَتَمْتَ لَهُ بِهَا، وَ مَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الشَّقَاوَةِ خَذَلْتَهُ لَهَا. كُلُّهُمْ صَائِرُونَ، إِلَى حُكْمِكَ، وَ أَمُورُهُمْ آئِلَةٌ إِلَى أَمْرِكَ، لَمْ یَهِنْ عَلَى طُولِ مُدَّتِهِمْ سُلْطَانُكَ، وَ لَمْ یَدْحَضْ لِتَرْكِ مُعَاجَلَتِهِمْ بُرْهَانُكَ. حُجَّتُكَ قَائِمَةٌ لَا تُدْحَضُ، وَ سُلْطَانُكَ ثَابِتٌ لَا یَزُولُ، فَالْوَیْلُ الدَّائِمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنْكَ، وَ الْخَیْبَةُ الْخَاذِلَةُ لِمَنْ خَابَ مِنْكَ، وَ الشَّقَاءُ الْأَشْقَى لِمَنِ اغْتَرَّ بِكَ. مَا أَكْثَرَ تَصَرُّفَهُ فِی عَذَابِكَ، وَ مَا أَطْوَلَ تَرَدُّدَهُ فِی عِقَابِكَ، وَ مَا أَبْعَدَ غَایَتَهُ مِنَ الْفَرَجِ، وَ مَا أَقْنَطَهُ مِنْ سُهُولَةِ الْمَخْرَجِ عَدْلًا مِنْ قَضَائِكَ لَا تَجُورُ فِیهِ، وَ إِنْصَافاً مِنْ حُكْمِكَ لَا تَحِیفُ عَلَیْهِ. فَقَدْ ظَاهَرْتَ الْحُجَجَ، وَ أَبْلَیْتَ الْأَعْذَارَ، وَ قَدْ تَقَدَّمْتَ بِالْوَعِیدِ، وَ تَلَطَّفْتَ فِی التَّرْغِیبِ، وَ ضَرَبْتَ الْأَمْثَالَ، وَ أَطَلْتَ الْإِمْهَالَ، وَ أَخَّرْتَ وَ أَنْتَ مُسْتَطِیعٌ لِلمُعَاجَلَةِ، وَ تَأَنَّیْتَ وَ أَنْتَ مَلِی‏ءٌ بِالْمُبَادَرَةِ لَمْ تَكُنْ أَنَاتُكَ عَجْزاً، وَ لَا إِمْهَالُكَ وَهْناً، وَ لَا إِمْسَاكُكَ غَفْلَةً، وَ لَا انْتِظَارُكَ مُدَارَاةً، بَلْ لِتَكُونَ حُجَّتُكَ أَبْلَغَ، وَ كَرَمُكَ أَكْمَلَ، وَ إِحْسَانُكَ أَوْفَى، وَ نِعْمَتُكَ أَتَمَّ، كُلُّ ذَلِكَ كَانَ وَ لَمْ تَزَلْ، وَ هُوَ كَائِنٌ وَ لَا تَزَالُ. حُجَّتُكَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ تُوصَفَ بِكُلِّهَا، وَ مَجْدُكَ أَرْفَعُ مِنْ أَنْ یُحَدَّ بِكُنْهِهِ، وَ نِعْمَتُكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُحْصَى بِأَسْرِهَا، وَ إِحْسَانُكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُشْكَرَ عَلَى أَقَلِّهِ وَ قَدْ قَصَّرَ بِیَ السُّكُوتُ عَنْ تَحْمِیدِكَ، وَ فَهَّهَنِیَ الْإِمْسَاكُ عَنْ تَمْجِیدِكَ، وَ قُصَارَایَ الْإِقْرَارُ بِالْحُسُورِ، لَا رَغْبَةً یَا إِلَهِی بَلْ عَجْزاً. فَهَا أَنَا ذَا أَؤُمُّكَ بِالْوِفَادَةِ، وَ أَسْأَلُكَ حُسْنَ الرِّفَادَةِ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اسْمَعْ نَجْوَایَ، وَ اسْتَجِبْ دُعَائِی، وَ لَا تَخْتِمْ یَوْمِی بِخَیْبَتِی، وَ لَا تَجْبَهْنِی بِالرَّدِّ فِی مَسْأَلَتِی، وَ أَكْرِمْ مِنْ عِنْدِكَ مُنْصَرَفِی، وَ إِلَیْكَ مُنْقَلَبِی، إِنَّكَ غَیْرُ ضَائِقٍ بِمَا تُرِیدُ، وَ لَا عَاجِزٍ عَمَّا تُسْأَلُ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ، وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم.ِ

 


   


نظرات()  
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390  01:24 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

نیایش آن حضرت در روز عرفه

ستایش برای خداست، پروردگار هستی‌ها.
خدایا ستایش برای توست كه آسمان‌ها و زمین را بی‌مثال آفریدی، ای صاحب بزرگیِ تام و احسانِ تمام، مهتر مهتران، معبود هر معبود، آفریدگار هر آفریده، میراث بَرنده‌ی هر چه هست. هیچ كس به تو نمانَد و علم به هیچ موجودی از دسترست به دور نباشد. بر همه چیز احاطه داری، و همه را نگاهبانی.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن یكتایِ تنهایِ بی‌همتای بدل ناپذیر.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن بخشنده‌ی در اوج بخشندگی، آن بزرگِ در بزرگی بی‌همتا، و آن برترین، كه همه چیز در برابرش حقیر و ناچیز است.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست، آن بلند مرتبه كه به قدرت خود بر همه استیلا دارد، و سخت انتقام گیرنده است.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست، آن بخشاینده‌ی مهربان و دانای كل كه هر چیز را از روی دانش و به استواری آفرید.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن شنوایِ بینا كه وجودش بی‌سبب، و خود بر همه چیز آگاه است.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن بخشنده‌ی در بخشش از همه پیش، و پاینده‌ی تا همیشه پا برجا.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن نخستین كه پیش از همه بوده است، و آن واپسین كه پس از همه خواهد بود.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ آن كه در اوج بلند مرتبگی، نزدیك است، و در عین نزدیكی، بلند مرتبه است.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ صاحب شكوه و عظمت و بزرگواری، و سزاوار سپاس.
تو آن خدایی كه جز تو معبودی نیست؛ پدیده‌ها را بی‌اصل و مایه پدید آورده‌ای، و صورت‌ها را بی‌مثال و نمونه نقش بسته‌ای، و آفریده‌ها را بی‌پیروی از دیگران هستی بخشیده‌ای.
تویی كه با حكمت خود، هر چیز را كمالی بسزا بخشیده‌ای، و هر چیز را برای انجام دادن وظیفه‌ای آماده ساخته‌ای، و هر چه غیر خود را به نیكی سامان داده‌ای.
تویی كه در آفرینش، هیچ شریكی یاری‌ات نكرده، و هیچ وزیری دستیار تو نشده، و هیچ كس تو را ندیده، و برای تو مثل و مانندی نبوده است.
تویی كه چون اراده كنی، هر چه خواهی همان شود، و چون حكم برانی، حكم تو عین عدالت است، و چون داوری كنی، داوری كردنت بر اساس انصاف است.
تویی كه هیچ مكانی گنجایشت را ندارد، و هیچ قدرتی اقتدار تو را تحمل نتواند، و هیچ برهانی و بیانی تو را درمانده نكند.
تویی كه همه چیز را یك به یك به شمار آورده‌ای، و برای هر چیز پایانی گذاشته‌ای، و به مقتضای حكمت، اندازه معین كرده‌ای.
تویی كه دستِ درازِ اوهام از رسیدن به او ج ذاتت كوتاه است، پای اندیشه‌ها را به چگونگی تو راهی نیست، و دیده‌ها كجاییِ تو را در نیابند.
تویی كه چون به پایان نمی‌رسی، محدود نیستی، و چون به صورتی مجسّم نمی‌شوی، به ادراك در نیایی، و چون فرزند نمی‌زایی، زاییده نشده‌ای.
تویی كه رقیبی نداری تا با تو رقابت كند، و همتایی كه بر تو برتری یابد، و همانندی كه پیش تو عرضِ اندام نماید.
تویی كه بی‌پیروی از كسی، آفرینش را بنیاد نهادی، و از هیچ، همه را آفریدی، و بی‌هیچ سابقه‌ای پدید آوردی، و بی‌هیچ وسیله‌ای جهان را ساختی، و هر نقشی كه بستی، همه نیكو بستی.
پاك و منزّهی تو، و چه والا مرتبه‌ای تو، و چه بلند است جایگاه تو، و چه خوب آشكار كرده است حق را «فرقان» تو.
پاك و منزّهی تو، ای خدای لطیف، چه بسیار است لطفِ تو؛ ای خدای مهربان، چه فراوان است مهربانیِ تو؛ ای خدای حكیم، چه اندازه است داناییِ تو.
پاك و منزّهی تو، ای فرمانروا، چه نفوذ ناپذیر است قدرتِ تو؛ ای بخشنده، چه گسترده است خوانِ بخشش تو؛ ای بلند پایه، چه رفیع است شأن و مقام تو. تویی كه شكوه و جلال و بزرگی داری و سزاوار حمد و سپاسی.
پاك و منزّهی تو، كه به نیكی‌ها دست خود گشوده‌ای، و هدایت همه از جانب توست، و تو آن را به ما آموخته‌ای. پس هر كه برای دین یا دنیای خود از تو چیزی خواست، لطف و احسان تو را دریافت.
پاك و منزّهی تو، كه هر چه در وادی علم تو وارد شده، سر به فرمان تو فرود آورده، و هر چه زیر عرش توست، در برابر عظمتت فرو تن گشته، و هر آفریده تسلیم حُكم تو شده است.
پاك و منزّهی تو، با هیچ یك از حواس بیرونی و درونی تو را درنیابند، و با سودنِ دست و لمس احساست نكنند. نتوانند با تو حیله‌گری كنند و از خویش دورت سازند و با تو دشمنی نمایند و به مخالفت برخیزند و بر تو چیره شوند و فریبت دهند و با تو نیرنگ بازند.
پاك و منزّهی تو، راه تو مستقیم و هموار است، و طریقت تو بر پایه‌ی حق استوار، و تو زنده‌ای هستی كه همه نیاز خواه تواَند.
پاك و منزّهی تو، سخنت حِكمت، فرمانت لازم، و اراده‌ات پا برجاست.
پاك و منزّهی تو، هیچ كس نتواند مشیتّت را باز گرداند و كلماتت را دگرگون سازد.
پاك و منزّهی تو، نشانه‌های تو آشكار است، ای خدایی كه پدید آورنده‌ی آسمان‌ها و آفریدگار جان‌هایی.
ستایش برای توست، ستایشی كه با جاودانگی تو جاودانه شود.
ستایش برای توست، ستایشی كه با دوام نعمت تو تا همیشه باقی مانَد.
ستایش برای توست، ستایشی كه همسنگ احسان تو باشد.
ستایش برای توست، ستایشی كه بر خشنودی‌ات بیفزاید.
ستایش برای توست، ستایشی كه با ستایش دیگر ستایشگران همراهی كند، و سپاسی كه دستِ سپاس دیگر سپاسگزاران بدان نرسد؛
ستایشی كه تنها سزاوار توست، و با آن، جز تقرّب به درگاه تو را نتوان جست؛
ستایشی كه سپاس نخستین را تداوم بخشد و سپاس واپسین را در پی آورَد؛
ستایشی كه در گردش روزگاران فزونی یابد و پیوسته و پی در پی دو چندان گردد؛
ستایشی كه فرشتگانِ حسابگر شمارش آن نتوانند، و از آنچه فرشتگان كتابت در لوح محفوظ تو می‌نویسند، افزون‌تر باشد؛
ستایشی كه با عرش بزرگ تو هم‌طراز، و با كرسی رفیع تو هم اندازه شود؛
ستایشی كه پاداش آن نزد تو به كمال رسد، و پاداش آن تمام جزاها را در برگیرد؛
ستایشی كه پیدا و پنهانِ آن یكی باشد، و پنهانش توأم با نیّتِ راست؛
ستایشی كه هیچ آفریده‌ای تو را مثل آن ستایش نكند، و هیچ كس جز تو به كمالِ آن پی نبَرد؛
ستایشی كه هر كس در شمارش آن بكوشد، نیازمند یاری شود، و هر كس در به جای آوردن حقِ آن سعی بلیغ كند، نیروی بیشتری خواهد؛
ستایشی كه هر ستایش دیگر را كه آفریده‌ای گرد هم آورَد، و هر ستایشی را كه پس از آن بیافرینی، در بر گیرد؛
ستایشی كه نزدیك‌تر از آن به سخن تو هیچ نباشد، و بیش از آن كس كه تو را با آن می‌ستاید، كسی تو را نستاید؛
ستایشی كه با بخشش تو موجب افزونی نعمت و فراوانی آن شود، و تو با احسان خود، پیوسته آن را بیفزایی؛
ستایشی كه زیبنده‌ی بزرگیِ ذات تو باشد، و با عزّتِ جلال و عظمتت برابر گردد.
پروردگار من، درود فرست بر محمد و خاندان محمد، آن انسان برگزیده‌ی پسندیده‌ی گرامیِ مقربِ درگاهت. برترین درودهای خود را، و كامل‌ترین بركات خود را نثارش كن، و پُر بهره‌ترین رحمت‌های خود را نصیب او گردان.
ای پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی فزاینده كه فزاینده‌تر از آن نباشد. و درود فرست بر او؛ درودی فراوان كه فراوان‌تر از آن به دست نیاید. و درود فرست بر او؛ درودی خشنود كننده كه برتر از آن صورت نبندد.
ای پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی كه او را خرسند كند و خرسندی‌اش را فزونی دهد. و درود فرست بر او؛ درودی كه تو را خشنود گردانَد و بر خشنودی‌ات بیفزاید. و درود فرست بر او؛ درودی كه جز آن را برای او نپسندی و دیگری را شایسته‌ی آن ندانی.
پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی كه از مرز خشنودی تو فراتر رود و به جاودانگی تو پیوند خورَد و به پایان نرسد؛ آن سان كه كلمات تو را پایانی نیست.
پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی كه درود فرشتگان و پیامبران و فرستادگان و اهل طاعت تو را در بر گیرد، و درود بندگان جنّی و اِنسی و دعوت پذیران تو را شامل شود، و درود هر یك از اصناف آفریدگانت كه آنان را آفریده‌ای و در زمین پراكنده‌ای، گردِ هم آورَد.
پروردگار من، بر او خاندانش درود فرست؛ درودی كه بر هر درودِ پیش از آن و پس از آن احاطه یابد. و بر او و خاندانش درود فرست؛ درودی كه تو و دیگران را پسند آید، و با آن درودهایی پدید آوری كه درودهای پیشین را با آن چندین برابر كنی، و در گردش روزگاران بارها بر آن بیفزایی، چندان كه جز تو هیچ كس آن را شمردن نتواند.
پروردگار من، درود فرست بر اهل‌بیت او كه پاك‌ترین‌اند، و تو آنان را برای انجام دادن كار مهمِ خود برگزیدی، و ایشان را نگهبانان علم خود و نگه‌داران دین خود و جانشینانت در زمین، و حجّت‌های خود بر بندگانت قرار دادی، و به خواستِ خود از هر گناه و آلودگی پاك كردی، و آنان را چنان آفریدی كه وسیله‌ی رسیدن به تو و راه درآمدن به بهشت تو باشند.
پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی كه با آن، عطا و كرامت خود را بر آنان وسیع گردانی، و هر گونه بخشش و احسان را در حقّ‌شان به كمال رسانی، و بهره‌ی ایشان را از هدیّه ها و سودهای خود سرشار كنی.
پروردگار من، بر او و بر ایشان درود فرست؛ درودی كه آغازش حد و مرز ندارد، و مدتش بی‌پایان است، و انجامش را نهایت نیست.
پروردگار من، بر آنان درود فرست؛ همسنگ عرش خود و آنچه زیر آن است، و هموزن آنچه آسمان‌های تو و بالاتر از آن را پُر ساخته، و به شمار زمین‌های تو و هر چه در زیر و در میان آنهاست؛ درودی كه ایشان را به تو نزدیك نماید، و خشنودی تو و ایشان را فراهم سازد، و تا همیشه درودهایی چنین در پی داشته باشد.
خدایا، تو در هر زمان دین خود را به وسیله‌ی پیشوایی نیرو بخشیده‌ای كه او را چونان نشانِ هدایت پیش چشم بندگانت به پا داشته‌ای و در سرزمین‌های خود عَلَمِ راه قرارش داده‌ای، پس از آن كه رشته‌ی وجود او را به رشته‌ی وجود خود گره زده‌ای، و او را وسیله‌ی خشنودی خود ساخته‌ای، و پیروی‌اش را لازم گردانده‌ای، و از نافرمانی‌اش بر حذر داشته‌ای، و به اطاعت فرمان‌هایش و پرهیز از نهی‌هایش امر كرده‌ای، و فرموده‌ای كه هیچ كس نباید بر او پیشی گیرد یا از او واپس مانَد، و اوست كه پناه‌جویان را در پناه خود نگه می‌دارد، و پناهگاه مؤمنان است، و رشته‌ی نجاتِ آویختگان، و حُسنِ جمالِ هستی‌ها.
خدایا، به ولّی خود شكرانه‌ی نعمتی را كه به او داده‌ای، الهام نما، و مانند آن شكرانه را به ما نیز الهام كن تا نعمت وجود او را سپاس گوییم. او را از جانب خود سلطه‌ای یاری دهنده عطا كن، و راه‌های سخت را به آسانی پیش پای او بگشای، و او را به نیرومندترین تكیه‌گاه خود یاری فرما. پشت وی را محكم، و بازویش را توانا گردان، و چشم عنایت خود را از او برمدار، و به نگه‌داری خود حمایتش فرما، و با فرشتگانت مددكار او باش، و با برترین سپاه پیروز خود نیرومندش ساز.
به دست او كتاب و احكام و راه‌های هدایت خود و سنت‌های پیامبر خود را ـ كه درودهای تو ای خدا بر او و خاندانش باد ـ بر پای دار، و آن نشانه‌های دین تو را كه ستمگران میرانده‌اند، دوباره زنده ساز، و گرد و غبار ستم را از جادّ‌ه‌ی شریعت خود بزدای، و دشواری‌های راه خویش را برطرف نمای، و به یُمن وجود او منحرفان از دین خود را از میان بردار، و آنان را كه راه مستقیم تو را كج می‌خواهند، نیست گردان.
او را با دوستان خود نرمخو گردان، و بر دشمنانت مسلط ساز، و مهربانی و رحمت و دلسوزی و مهرورزی او را به ما ارزانی كن، و ما را بر آن دار كه شنوندگانِ سخن و فرمانبران دستور او شویم، و در راه خشنودی‌اش بكوشیم، و در یاری و دفاع از او، مددكار وی باشیم، و بدین وسیله، به تو و پیامبرت ـ كه درود تو ای خدا بر او و خاندانش باد ـ تقرب جوییم.
خدایا، بر دوستدارنِ این خاندان درود فرست، كه به مقام و منزلت ایشان معترف‌اند، و به راه روشن آنان می‌روند، و نشانه‌های‌شان را دنبال می‌كنند، و به رشته‌ی محبّت‌شان چنگ می‌زنند، و به ولایت‌شان تمسك می‌جویند، و امامت و پیشوایی‌شان را می‌پذیرند، و به فرمان‌شان گردن می‌نهند، و در اطاعت‌شان می‌كوشند، و روزگار دولت ایشان را منتظرند، و چشم امیدشان به آنا دوخته شده است؛ درودهای فرخنده و پاكیزه و فزاینده در هر بامداد و شامگاه.
بر آنها و جان‌هایشان سلام فرست و كارشان را بر اساس تقوا سامان بخش، و حال و روزشان را نیكو گردان، و توبه‌شان را پذیرا شو، كه تویی بسیار توبه‌پذیرِ مهربان و بهترینِ آمرزگاران، و به رحمتِ خود ما را در جوار ایشان در سرای سلامت وارد كن، ای مهربان‌ترین مهربانان.
خدایی، امروز روز عرفه است؛ روزی كه تو آن را شرافت داده‌ای و كرامت بخشیده‌ای و بزرگ داشته‌ای، و در چنین روزی رحمت خود را بر ما گسترده‌ای، و به عفوت بر ما منّت نهاده‌ای، و بخشش خود را فراوان ساخته‌ای، و به یُمن آن، بیش از پیش، بر بندگانت نعمت ارزانی كرده‌ای.
خدایا، من همان بنده‌ی تواَم كه پیش از آن كه روح خود را در او بدمی، و پس از آن كه او را آفریدی، از نعمت خویش برخوردارش كردی، و سپس در زمره‌ی كسانی قرارش دادی كه آنان را به دین خود راه نموده‌ای، و به ادای حقِ خود كام‌یاب ساخته‌ای، و به رشته‌ی محبت خود از آتش در امان داشته‌ای، و در حزب خود وارد كرده‌ای، و به آنان راه دوستی ورزیدن با دوستانت، و دشمنی كردن با دشمنانت را نشان داده‌ای؛
همان بنده‌ای كه چون فرمانش دادی، آن را زمینی گذاشت، و چون منعش كردی، دست بر نداشت، و چون از نافرمانی خود بر حذرش داشتی، با آن مخالفت كرد و مرتكب نهی تو شد، اما نه از روی دشمنی با تو و نه از سَرِ گردن‌كشی در برابر تو، بلكه خواهشِ نفسانی، او را به كارهایی برانگیخت كه از آنها دورش كرده بودی و ترسانده بودی‌اش. در این میان، دشمن تو و دشمن او، شیطان، تا آن جا وسوسه‌اش كرد كه با این كه از تهدید تو با خبر بود و به عفو و گذشت تو امید و اطمینان داشت، از فرمان تو سرپیچی نمود؛ در حالی كه با این همه بخشش كه تو در حق او روا داشته‌ای، از دیگران به گناه نكردن شایسته‌تر بود.
اینك این منم، افتاده در برابر تو، خوار و ذلیل و سرافكنده و فروتن و ترسان، و معترف به گناهان بزرگ كه مرتكب شده‌ام و خطاهای سنگینی كه انجام داده‌ام؛ در حالی كه از عفو تو امید امنیّت دارم و از رحمتت پناه می‌خواهم، و به یقین می‌دانم كه هیچ كس مرا از تو در امان نخواهد داشت، و در برابر عذابت از من حمایت نخواهد كرد.
پس بر من تفضّل كن و همچنان كه گنهكاران را به احسان خود می‌نوازی و بر گناهان‌شان پرده می‌اندازی، با من و گناهانم نیز چنین كن، و آنسان كه عفو خود را نصیب كسی می‌كنی كه به اختیار خودش تسلیم تو شده، مرا هم از بخشش خود نصیبی عطا فرما، و به آمرزش خود ـ كه چون آن را به آرزومندش ارزانی كنی، در نظرت بزرگ نیاید ـ بر من نیز منّت گذار.
در این روز، برای من نصیبی قرار ده كه با آن از خشنودی تو بهره‌مند شوم، و مرا از آنچه بندگان كوشای تو از درگاهت به ارمغان می‌آورند، دست تهی بر مگردان.
من از كارهای نیكی كه ایشان كرده‌اند، با خود هیچ ندارم، اما پیش از این، به یگانگی تو و نفی اضداد و امثال و همانند از تو معتقد بوده‌ام، و از درهایی به سوی تو آمده‌ام كه خود فرموده‌ای از آن درها بر تو وارد شویم، و با چیزی به درگاه تو تقرّب جسته‌ام كه هرگز كسی جز با آن به درگاه تو تقرّب نتواند جست.
سپس در پی این حالت، با توبه و اخلاص به سویت آمده‌ام؛ با خواری و زاری به درگاه تو، و با گمان نیك به تو، و اطمینان به رحمت تو در دو جهان. و امید به تو را ضمیمه‌ی آن كرده‌ام؛ امیدی كه آرزومندانت از آن بی‌نصیب نمی‌مانند.
و همچون بنده‌ی حقیر خوار بینوای فقیر ترسانی كه به تو پناه آورده است، نیاز خود را از تو خواسته‌ام؛ با ترس و تضرّع و پناه‌جویی و امان طلبی، نه از سَرِ گردن فرازیِ متكبّران به تكبّر، و نه از روی بلند پروازیِ طاعت پیشگان به گستاخی، و نه از روی دلخوشی به شفاعت شفیعان.
اینك من از هر كمی كم‌تر، و از هر خواری خوارترم؛ چنان ذرّه‌ای یا كم‌تر از آن. پس ای آن كه در كیفر بدكاران شتاب نمی‌ورزی و ناز پروردگانِ در نعمت را به ناگاه نمی‌میرانی، ای آن كه به احسان حود گنهكاران را می‌آمرزی و خطاكاران را به نیكی كردن زیاد مهلت می‌دهی،
من بنده‌ی گنهكار معترفِ خطا پیشه‌ی لغزش خورده‌ام.
من كسی هستم كه در برابر تو گستاخی ورزیده‌ام.
من كسی هستم كه به دلخواه خود تو را نافرمانی كرده‌ام.
من كسی هستم كه اعمال زشت خود را از بندگانت پوشیده‌ام و پیش تو آشكارشان ساخته‌ام.
من كسی هستم كه از بندگانت ترسیده‌ام و خود را از تو در امان دیده‌ام.
من كسی هستم كه از قهر و غلبه‌ی تو پروا نكرده‌ام و از خشم تو نهراسیده‌ام.
منم كه بر خود ستم كرده‌ام.
منم كه گروگانِ بلای خود شده‌ام.
منم كه شرم و حیای اندك دارم.
منم كه رنجی دراز و دیرینه خواهم داشت.
خدایا، سوگندت می‌دهم به حقِ آن كس كه از میان آفریدگانت او را برگزیده‌ای، به آن كه او را برای خود پسندیده‌ای، به حقِ آن كه اطاعت او را به اطاعت خود پیوسته‌ای، به آن كه نافرمانی او را نافرمانی خود شمرده‌ای، به حق آن كه دوستی او را با دوستی خود قرین ساخته‌ای، به آن كه دشمنی او را در شمار دشمنی خود آورده‌ای، در این روز، مرا مثل كسانی كه بیزار از گناه در پیشگاه تو زاری می‌كنند و توبه‌كنان به آمرزشت پناه می‌آورند و تو آنان را می‌آمرزی، جامه‌ی رحمت و بخشایش بپوشان.
و كار مرا سامان ده، به آن چیزی كه كار طاعت پیشگان و مقرّبان و منزلت‌داران خود را با آن به اصلاح می‌آوری.
و خود به تنهایی مرا سرپرستی كن؛ آن سان كه خود به تنهایی از كسانی سرپرستی می‌كنی كه به عهد تو وفا كرده‌اند و خود را در اطاعت از تو به رنج افكنده‌اند و در طلب خشنودی‌ات به سختی كوشیده‌اند.
مرا به سبب این كه در جلب ثوابت كوتاهی كرده‌ام و در محرّماتت پای از حدّ خود فراتر نهاده‌ام و از مرز احكامت بیرون رفته‌ام، كیفر مكن،
و با مهلت دادنِ خود، مرا به غفلت مینداز و غافلگیر مساز؛ همچون كسی كه خیر خود را از من دریغ كرد و چنین پنداشت كه رساندنِ آن خیر به من، تنها به دست اوست، و حتی در نعمت بخشی خود تو را شریك ندانست.
از خوابِ بی‌خبران و ناهشیاریِ اسرافكاران و خواب آلودگیِ به خود رها شدگان بیدارم كن،
و قلب مرا به كاری بر گمار كه طاعت پیشگان را بدان گماشته‌ای، و اهل عبادت را بدان واداشته‌ای، و با آن، مردم سست و كاهل را از آتش رها ساخته‌ای.
مرا از چیزهایی كه از تو دورم می‌سازند و میان من و بهره‌ام از تو فاصله می‌شوند و مرا از درخواست خود باز می‌دارند، در پناه خود آور،
و چنان كن كه من به آسانی راه نیكی‌ها را به سوی تو بپیمایم، و از همان راه كه تو فرموده‌ای، در رسیدن به نیكی‌ها شتاب نمایم، و بدان گونه كه خود خواسته‌ای، در انجام دادن آنها حریصانه بكوشم.
مرا با كسانی كه تهدید تو را به هیچ نمی‌گیرند، هلاك مفرما،
و با آنان كه خود را در معرض خشم سنگین تو قرار می‌دهند، نابود مگردان،
و با آنان كه از راه تو منحرف شده‌اند، در هم مشكن،
و مرا از ناگواری‌های بلا و فتنه رهایی بخش، و از تنگناهای آشوب بیرون آور، و به مهلت دادنِ خود غافلگیر مساز،
و حائل شو میان من و دشمنی كه گمراهم سازد، و خواهش نفسانی كه در هلاكم اندازد، و زیانی كه به من روی آورَد.
از من رو مگردان همچون رویگردان شدنت از كسی كه بر او خشم گرفته‌ای و دیگر از او خشنود نگشته‌ای،
و مرا از دل بستن به امید خود مأیوس مكن، چندان كه ناامیدی از رحمتت بر من غالب شود،
و مرا به نعمتی كه تاب آن ندارم میازمای كه بار محبتت بر شانه‌هایم سنگینی كند و از پای درآیم،
و مرا مانند كسی كه در او هیچ خبری نیست و تو را با او كاری نبوَد و بازگشتش به سوی تو ممكن نباشد، از دست فرو مگذار،
و مثل كسی كه از چشم عنایت تو افتاده و دست تو جامه‌ی شوربختی بر تنش پوشانده است، از درگاه خود دور مساز، بلكه دستم را بگیر و از افتادنِ فرو افتادگان و دلهره‌ی گمراهان و لغزشِ فریب خوردگان و گردابِ مرگِ هلاك شدگان، نجاتم ده.
و مرا از امتحانی كه غلامان و كنیزان خود را بدان می‌آزمایی، به سلامت دار، و به مقام و مرتبه‌ی كسانی رسان كه به آنان توجه داری و نعمت‌شان داده‌ای و از ایشان خشنود بوده‌ای و آنان را زندگیِ پسندیده عطا كرده‌ای و با سعادت میرانده‌ای.
چنان كن كه فكرِ دل بركندن از هر چه نیكی‌هایم را نابود می‌كند و بركاتم را به باد می‌دهد، هرگز از من جدا نشود، و همانند گردنبندی، پیوسته بر گردنم باشد،
و قلب من، خود را در جامه‌ی تنفّر از زشتی‌های خطا و رسوایی‌های گناه بپوشاند.
مرا به كاری كه جز با عنایت تو بدان دست نمی‌یابم، سرگرم مكن، تا از كاری كه جز با آن به خشنودی‌ات نمی‌رسم، وانمانم،
و از دلِ من محبت این دنیای بی‌قدر و منزلت را ریشه‌كن ساز؛ دنیایی كه مرا از آنچه نزد توست باز می‌دارد، و مانع می‌شود كه وسیله‌ای برای رسیدن به تو فراهم آورم، و مرا از تقرّب جستن به تو غافل می‌گردانَد.
زیبایی‌های تنها بودن در شب و روز، و راز و نیاز با خود را به چشمم بیارای،
و مرا عصمتی بخش كه به ترس از تو نزدیكم سازد، و میان من و ارتكاب گناهان جدایی اندازد، و مرا از كمند معاصیِ بزرگ وارهانَد.
از آلودگیِ نافرمانی پاكیزه‌ام گردان، و ناپاكی خطاها را از من بزدای، و مرا با جامه‌ی سلامت بپوشان، و تن پوش عافیت بر تنم كن، و با نعمت گسترده‌ی خود مرا در بر گیر، و فضل و احسان خود را پی در پی به من برسان.
به توفیق و راهنمایی خود مرا نیرو بخش، و بر نیّت شایسته و گفتار پسندیده و كردار نیكو یاری‌ام فرما، و بی‌قوّت و قدرت خود، به قدرت و قوّت خویشم وامگذار،
و در آن روز كه مرا برای دیدار خود می‌برانگیزی، خوار و شرمنده‌ام مساز، و نزد دوستداران خود رسوایم مكن، و یادت را از خاطرم مبَر، و توفیق سپاسگزاری خود را از من دریغ مدار، و هنگام غفلت و بی‌خبری كه نادانان شكر نعمت‌هایت را از یاد می‌برند، پیوسته آن را بر زبانم جاری كن، و به من الهام فرما كه در برابر آنچه عطایم كرده‌ای، تو را ثنا گویم، و به آن خوبی‌ها كه در حقِ من روا داشته‌ای، اعتراف كنم.
چنان كن كه اشتیاق من به تو، از اشتیاق دیگران فراتر باشد، و ستایش من درباره‌ی تو، بالاتر از ستایش دیگران قرار گیرد.
آن دم كه حاجت خود پیش تو آورم، مرا وامگذار، و به كارهای نیكی كه خود پسندی‌ام را سبب گردیده، در عذابم میفكن، و آن دست رد كه بر سینة‌ی دشمنانت می‌زنی، بر سینه‌ی من مزن. گوش من به فرمان توست، و می‌دانم كه دلیل و برهانِ تو راست است و تو به فضل و بخشش سزاوارتر، و به نیكی و احسان خوكرده‌تری. تو شایسته‌ی آنی كه از كیفرت بیم نمایند، و آنان را كه طاعت پیشه كرده‌اند، بیامرزی. عفو از تو زیبنده‌تر است تا عقوبت كردن، و تو به پرده پوشی نزدیك‌تری تا پرده دری.
مرا به زندگی‌ای پاكیزه زنده بدار كه با آنچه دلخواه من است توأم گردد، و به آنچه دوست می‌دارم پایان یابد، و در این میان، كاری كه تو ناپسند می‌داری، انجام ندهم، و چیزی را كه نهی فرموده‌ای، مرتكب نشوم، و مرا همچون كسی بمیران كه نورش در پیش رو و از سمت راستش در حركت است.
مرا در پیشگاه خودت خوار گردان و پیش آفریدگانت بزرگوار. چون با تو خلوت كنم، مرا سرافكنده ساز، و در بین بندگانت سرافراز. از كسی كه به من نیاز ندارد، بی‌نیازم كن، و نیاز من به خودت را فزونی بخش.
مرا از سرزنش دشمنان و پیش آمدنِ بلاها و خواری و گرفتاری در پناه آور، و گناهانم را كه از آنها خبر داری، بپوشان؛ مانند كسی كه اگر بردباریِ او مانع نشود، بر انتقام گرفتن قدرت دارد، و اگر مدارای او نباشد، گناهان را كیفر می‌دهد.
آنگاه كه بخواهی گروهی را به فتنه و پیشامد بَد دچار كنی، چون به تو پناه آورم، مرا از آن میان رهایی ده، و چنان كه در این جهان رسوایم نخواسته‌ای، در آن جهان نیز رسوایم مخواه،
و در حقِ من، رشته‌ی نعمت‌های این جهان و نعمت‌های آن جهان و رشته‌ی فواید دیرینه و تازه را پیوسته گردان، و چندان عمرِ مرا دراز مكن كه به سبب آن سنگدل شوم، و مرا چندان به سختی و ناگواری دچار مكن كه بزرگی و خوشی و سر زندگی‌ام را از میان ببَرد، و مرا به حقارتی كه قدر و منزلتم را بكاهد، یا به عیب و نقصی كه با آن جایگاه خود را نشناسم، گرفتار مساز.
مرا آن گونه مترسان كه از نومیدی و غم خاموشی گزینم، و چندان بیم مده كه به وحشت افتم. چنان كن كه تنها از تهدیدهای تو بترسم، و تنها از مهلت دادن و هشدارهای تو بپرهیزم، و تنها هنگام خواندن كتاب تو بیمناك شوم.
شبم را آباد گردان با بیداری‌ام برای عبادت تو، و تنها شب زنده‌داری كردنم برای تو، و مردم گریزی و مأنوس شدنم با تو، و فرود آوردن بار نیاز خود بر درگاه تو، و پی در پی خواهش كردنم برای رهایی از آتش دوزخ، و پناه بردنم به تو از عذابی كه اهلش در آن گرفتارند.
مرا سرگشته در وادی طغیان رها مكن، و تا دم مرگ در گرداب جهل و بی‌خبری مگذار، و مایه‌ی پند و عبرت دیگران مخواه، و موجب گمراهی آن كس كه به من می‌نگرد مساز، و با من مثل كسانی كه با سلامت و نعمت مهلتشان داده‌ای، رفتار مكن، و دیگری را به جای من برمگزین، و نام مرا از دفتر نیكان مزدای، و پیكر مرا به آفت‌های این جهانی و آتش آن جهانی دگرگون مساز، و مرا مضحكه‌ی آفریدگان و مسخره‌ی درگاه خود مكن، و چنان كن كه جز در پیِ خشنودی تو نروم، و جز برای انتقام گرفتن از دشمنان تو، خود را به رنج نیفكنم.
لذتِ بخششت را، شیرینی رحمتت را، آسودگی و رزق و روزی‌ات را، و بهشت پُر نعمتت را به من ارزانی كن، و با بی‌نیازی خود، طعم آسوده خیالی و مشغول شدن به آنچه را تو دوست می‌داری، و طعم كوشش در آنچه را موجب تقرّب به درگاه توست، به من بچشان، و تحفه‌ای از تحفه‌های خود را برای من بفرست.
تجارتم را پُر سود، و بازگشتم را بی‌زیان قرار ده، و چنان كن كه از روزِ ایستادن در برابر تو و حساب پس دادن بترسم، و هم آرزومند دیدرات باشم. مرا به توبه‌ای بی‌بازگشت و خالص كامیاب ساز كه پس از آن، هر گناه كوچك و بزرگ، و هر گناه آشكار و پنهان را نابود كنی.
كینه‌ی مؤمنان را از دلِ من ریشه كن ساز، و قلبم را با فروتنان مهربان گردان، و با من چنان باش كه با نیكان هستی، و مرا به جامه‌ی پرهیزگاران بیارای، و برای من در میان آیندگان نام نیكو گذار و در میان معاصران آوازه‌ی بلند، و در روز رستاخیز مرا در زمره‌ی كسانی درآور كه در اطاعت و ایمان، نخستین كسان بودند.
گستردگیِ نعمتت بر من را به حدّ كمال رسان، و بهترین‌هایش را در حقِّ من پی در پی ساز. دستان مرا از عطایای خود بیاكَن، و بخشش‌های بزرگ خود را به سوی من روان گردان، و مرا در باغ‌هایی كه در بهشت برای برگزیدگانت آراسته‌ای، با خوب‌ترین دوستان خود همسایه كن، و در مقاماتی كه برای محبان خود فراهم آورده‌ای، مرا خلعت عطایای بی‌عوض بپوشان.
برای من نزد خود مكانی مطمئن قرار ده كه در آن آرامش یابم، و منزلی كه در آن فرود آیم و مَسكن گیرم و چشمم بدان روشن شود. كیفر مرا به اندازه‌ی گناهان بزرگی كه كرده‌ام قرار مده. در آن روز كه هر نهانی آشكار شود، هلاكم مكن، و هر شبهه‌ای را از دلم بزدای، و از هر رحمتی برای من راهی به سوی حق بگشای، و بهره‌های بخشش خود را در حقِ من فراوان ساز، و به فضل خود نصیب مرا از احسانت افزون گردان.
چنان كن كه دلم به آنچه نزد توست مطمئن گردد، و همه‌ی همّت من در عبادت تو به كار افتد. مرا به كاری وادار كه بندگان خالص خود را بدان وا می‌داری، و هنگام غفلتِ عقل و خرد، دل مرا با طاعت خود درهم آمیز، و بی‌نیازی و پاك دامنی و آسایش و تن درستی و وسعت روزی و آرامش و عافیت را برای من فراهم ساز.
كارهای نیك مرا با گناهانی كه به آن درآمیزد، تباه مساز، و خلوت‌هایم را به نعمت یا محنتی كه برای آزمایش من می‌فرستی، آشفته مكن، و آبرویم را از گزند نیازخواهی از آفریدگانت نگاه دار، و مرا از درخواست آنچه نزد بدكاران است، باز دار.
مددكار ستمگران قرارم مده، و مگذار كه در نابود كردن كتاب تو با آنان همدست شوم. مرا آن گونه حفظ و حمایت كن كه خود نمی‌دانم، و با آن، از هر بدی در امان می‌مانم. درهای توبه و رحمت و مهربانی و روزیِ فراوان خود را به روی من بگشای كه من از روی آورندگان به درگاه تواَم. نعمت دادنت به من را به حدّ كمال رسان، كه تو بهترینِ نعمت دهندگانی.
ای پروردگار هستی‌ها، چنان كن كه مانده‌ی عمر من، برای جلب خشنودی تو، در كار حج و عمره سپری شود. خدای تعالی درود فرستد بر محمد و خاندان پاك و پاكیزه‌ی او، و سلام و تهیّت بر ایشان، تا ابد.

   


نظرات()  
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390  01:18 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

نیایش آن حضرت در روز عید قربان و جمعه

خدایا، امروز روزی مبارك و فرخنده است و مسلمانان در هر گوشه و كنار زمین، گرد هم آمده‌اند؛ گروهی به نیاز خواهی از تو، عدّه‌ای در طلب نعمت‌هایت، جمعی امیدوار، و دسته‌ای با ترس و لرز، و تو نیازهای ایشان را می‌بینی. حال از تو می‌خواهم كه به لطف و كرم خود، و به آسان بودن خواهش من نزد تو، بر محمد و خاندانش درود فرستی.
خدایا، ای پرودرگار ما، از آنجا كه فرمانرواییِ هستی از آنِ تو، و حمد و ستایش برای توست، و جز تو هیچ خدایی نیست، و تویی آن خداوند بردبارِ بزرگوارِ مهربانِ بخشنده‌ی نعمت و صاحب شكوه و بزرگی و پدید آورنده‌ی آسمان‌ها و زمین، از تو می‌خواهم كه هرگاه میان بندگانِ مؤمن خود نیكی و تن درستی و بركت و هدایت و توفیقِ بندگی را تقسیم كنی، یا به كار خیری بر آنان منّت نهی و به وسیله‌ی آن به سوی خود هدایت‌شان فرمایی، یا آنان را نزد خود والا مرتبه گردانی، و یا از خوبی‌های دنیا و آخرت چیزی به آنان عطا كنی، نصیب و بهره‌ی من از این بخشش‌ها را بیفزایی.
خدایا، از آن جا كه فرمانروایی هستی از آنِ تو، و حمد و ستایش برای توست، و جز تو هیچ خدایی نیست، از تو می‌خواهم كه بر محمد ـ كه بنده و فرستاده و حبیب و برگزیده‌ی تو از میان آفریدگان است ـ و خاندان محمد ـ كه نیكان و پاكان و خیرخواهان‌اند ـ درود فرستی؛ درودی كه تنها خود شمارش آن توانی كرد. و ما را در دعاهای شایسته‌ی بندگان مؤمنت كه در این روز تو را می‌خوانند، شریك گردانی، ای پروردگار هستی‌ها، و ما و ایشان را بیامرزی، كه تو بر هر كار توانایی.
خدایا، من با نیاز خود به سوی تو آمده‌ام، و بارِ فقر و احتیاج و تهی دستیِ خود را بر درگاه تو فرود آورده‌ام، در حلای كه اطمینان من به آمرزش و رحمت تو بیش از اطمینانم به كارهایی است كه انجام داده‌ام؛ زیرا عرصه‌ی آمرزش و رحمت تو بسی پهناورتر از محدوده‌ی گناهان من است. پس بر محمد و خاندان محمد درود فرست و خودت هر نیاز مرا برآورده ساز، كه تو بر این كار قدرت داری، و این بر تو آسان است، و من فقیر درگاه تواَم و تو از من بی‌نیازی؛ زیرا به هر خیری كه رسیده‌ام، به لطف تو بوده است، و جز تو كسی بدی‌ها را از من دور نكرده است، و من در كارِ این جهان و آن جهانِ خود، به غیر تو امید ندارم.
خدایا، كسانی آماده و مهیّا شده‌اند كه به امید عطاها و بخشش‌های مخلوقِ تو و رسیدن به صله‌ها و جایزه‌هایش، آهنگِ رفتن به سوی او كنند، اما من، ای خدای نعمت دهنده، امروز خود را مهیّا و آماده كرده‌ام كه به امید آمرزش و احسان تو ساز و برگ سفر بربندم و در طلب عطایا و جایزه‌هایت به سوی تو آیم.
خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و امروز آن امید مرا به ناامیدی بدل مكن، ای آن كه اصرارِ خواهندگان تو را به زحمت نیندازد و عطایت از تو هیچ نكاهد. من نه به دلگرمیِ كار شایسته‌ی خود به سوی تو آمده‌ام، و نه به امید شفاعت هیچ آفریده‌ای، مگر شفاعت محمد و اهل‌بیت او، كه سلام تو بر او و آنان باد.
به درگاهت آمده‌ام، با اقرار به گناه خود و ستمی كه بر خود روا داشته‌ام. آمده‌ام در حالی كه امیدم به آمرزش بزرگ توست كه با آن از خطاكاران درگذشته‌ای، و سرگرمی دراز مدت ایشان به گناه بزرگ، مانع نمی‌شود كه تو همچنان مِهر و مغفرت خود را نصیب آنان فرمایی.
ای آن كه دامنه‌ی رحمتت بسی گسترده، و مجال عفو و بخششت بسیار است. ای خدای بزرگ، ای خدای بزرگ، ای خدای كریم، ای خدای كریم، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و باز هم رحمت خود را به من كرامت كن، و به فضل خود مرا بنواز، و با آمرزش خود مرا احاطه نما.
خدایا، این جایگاه برای جانشینان و برگزیدگان تو، و مكان امانتداران توست در آن درجات متعالی كه مخصوص ایشان گردانیده‌ای، ولی دیگران به ناحق آن را ربوده‌اند؛ و این، تقدیر تو بوده است. فرمان تو چیرگی ناپذیر است، و از تدبیر ناگزیر تو، هر گونه و هر جا كه اراده كنی، گریزی نیست. از آنجا كه تو به مقتضای حكمت خود از همه داناتری، درباره‌ی آفرینش و اراده‌ی خود متهم نیستی؛ تا این كه برگزیدگان و جانشینانت شكست خوردند و حقّ‌شان از دست برفت، و اینك می‌نگرند كه فرمان تو دگرگون شده، و كتابت به گوشه‌ای افتاده، و واجبات تو از سمت و سویی كه خود مقرّر فرموده‌ای منحرف گردیده، و سنت‌های پیامبرت در حال خود رها شده است.
خدایا، دشمنان ایشان، از پیشینیان و پسینیان، را لعنت فرست، و كسانی را كه به كارهای آنان راضی بوده‌اند، و نیز یاران و پیروان‌شان را لعنت كن.
خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، كه تو ستوده خصال و بزرگواری؛ همچون درودها و بركات و سلام‌هایت كه بر بندگان برگزیده‌ی خود، ابراهیم و خاندان ابراهیم، فرستاده‌ای. و در گشایش و آسایش و یاری كردن و قدرت بخشیدن و حمایت ایشان تعجیل فرما.
خدایا، مرا از كسانی قرار ده كه تو را یگانه می‌دانند، و حق را پذیرفته‌اند، و فرستاده‌ات را تصدیق كرده‌اند. و پیشوایانی را كه طاعت آنان را لازم گردانده‌ای و برنامه‌ی توحید و ایمان به تو به وسیله و به دست ایشان اجرا می‌شود، از جان و دل پذیرا شده‌اند. چنین باد ای پروردگار هستی‌ها.
خدایا، خشم تو را جز بردباری‌ات فرو نمی‌نشاند، و شدت خشمت را جز بخشش تو مانع نمی‌شود، و در برابر عذاب تو جز رحمتت پناهگاهی نیست، و جز زاری در پیشگاه تو، چیزی مرا از عقابت نجات نمی‌بخشد. پس بر محمد و خاندان محمد درود فرست. و ای معبود من، تنها با قدرت خود، كه با آن بندگانِ بی‌جان خود را زنده می‌كنی و سرزمین‌های مرده را حیات می‌بخشی، در كار ما گشایشی حاصل كن.
ای معبود من، مرا به اندوه و غم نمیران تا این كه خواهشم را برآوری و اجابت دعایم را به من بنمایی و طعم تن درستی را تا زنده‌ام به من بچشانی. مرا دشمن شاد مگردان، و او را بر گردن من سوار مكن، و بر من چیره‌اش مساز.
معبود من، اگر تو مرا بلند مرتبه گردانی، چه كسی خوار و ذلیلم تواند كرد؟ اگر تو مرا حقیر سازی، كیست كه سربلندم نماید؟ اگر تو مرا گرامی بداری، چه كسی حقیر و ناچیزم تواند شمرد؟ اگر تو مرا به حقارت درافكنی، دیگر چه كسی گرامی‌ام تواند داشت؟ اگر تو مرا عذاب كنی، كیست كه بر من رحمت آورَد؟ و اگر هلاكم سازی، چه كسی می‌تواند به اعتراض در برابرت بایستد یا از كارِ تو پرسش نماید؟ نیك دانسته‌ام كه حكم تو را ستمی در پی نیست، و تو در انتقام گرفتن شتاب نمی‌ورزی؛ زیرا كسی شتاب می‌كند كه می‌ترسد چیزی را از دست بدهد، و كسی محتاج ستم است كه ناتوان باشد؛ حال آن كه تو ـ ای معبود من ـ از این چگونگی‌ها، برتری و والاتر.
خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا هدف تیرهای بلا، و در برابر طوفانِ خشم خود قرار مده. مهلتم ده و اندوهم را ببَر. دستم را بگیرد و از لغزش نگاه دار و با بلاهای پی در پی میازمای، كه تو ناتوانی و بیچارگی و زاریِ مرا به درگاه خود می‌بینی.
خدایا، من امروز از خشم تو به خودت پناه می‌آورم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا در پناه خود گیر.
از شدت خشمت از تو امان می‌طلبم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا در امان دار.
از تو می‌خواهم كه مرا از عذاب خود ایمنی بخشی. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا ایمن گردان.
از تو هدایت می‌جویم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا به راه راست ببَر.
از تو می‌خواهم كه یاری‌ام كنی. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا مدد فرما.
از تو رحمت و بخشش می‌طلبم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و بر من رحمت آور.
از تو می‌خواهم كه مرا كفایت كنی. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و خود مرا كفایت كن.
رزق و روزیِ خود را از تو می‌خواهم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و روزی‌ام را برسان.
از تو یاری و كمك می‌خواهم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا یاری ده.
از تو می‌خواهم كه گناهان پیشین مرا بیامرزی. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا بیامرز.
از تو می‌خواهم كه مرا از گناه نگه داری. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا نگاه دار، كه اگر تو بخواهی، من هرگز به كاری كه ناپسند تو باشد، باز نخواهم گشت.
ای پروردگار من، ای پرودرگار من، ای مهربان، ای بخشنده، ای صاحب بزرگی و احسانِ تمام، بر محمد و خاندانش درود فرست و همه‌ی آنچه را از تو خواسته‌ام و طلب كرده‌ام و با آن به تو روی آورده‌ام، به من ارزانی كن. آن را برای من بخواه و مقدّر نمای، و به مقتضای آن فرمان بِران و آن را روا بدار. و در آن خواسته‌ها كه بر می‌آوری، خیر ما قرار ده، و آن را برای من پُر بركت ساز، و با آن بر من تفضّل فرما. و با آنچه به من عطا می‌كنی، نیك بختم گردان، و از فضل خود و نیكی‌های گسترده كه نزد توست بر من بیفزا، كه تو توانگر و بخشنده‌ای، و آن را به نیكی و نعمت‌های آخرت پیوند بزن، ای مهربان‌ترینِ مهربانان.

 

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَوْمَ الْأَضْحَى وَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ :

اللَّهُمَّ هَذَا یَوْمٌ مُبَارَكٌ مَیْمُونٌ، وَ الْمُسْلِمُونَ فِیهِ مُجْتَمِعُونَ فِی أَقْطَارِ أَرْضِكَ، یَشْهَدُ السَّائِلُ مِنْهُمْ وَ الطَّالِبُ وَ الرَّاغِبُ وَ الرَّاهِبُ وَ أَنْتَ النَّاظِرُ فِی حَوَائِجِهِمْ، فَأَسْأَلُكَ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ هَوَانِ مَا سَأَلْتُكَ عَلَیْكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ. وَ أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا بِأَنَّ لَكَ الْمُلْكَ، وَ لَكَ الْحَمْدَ، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، الْحَلِیمُ الْكَرِیمُ الْحَنَّانُ الْمَنَّانُ ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ، بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، مَهْمَا قَسَمْتَ بَیْنَ عِبَادِكَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ خَیْرٍ أَوْ عَافِیَةٍ أَوْ بَرَكَةٍ أَوْ هُدًى أَوْ عَمَلٍ بِطَاعَتِكَ، أَوْ خَیْرٍ تَمُنُّ بِهِ عَلَیْهِمْ تَهْدِیهِمْ بِهِ إِلَیْكَ، أَوْ تَرْفَعُ لَهُمْ عِنْدَكَ دَرَجَةً، أَوْ تُعْطِیهِمْ بِهِ خَیْراً مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ أَنْ تُوَفِّرَ حَظِّی وَ نَصِیبِی مِنْهُ. وَ أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ بِأَنَّ لَكَ الْمُلْكَ وَ الْحَمْدَ، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ حَبِیبِكَ وَ صِفْوَتِكَ وَ خِیَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ الْأَبْرَارِ الطَّاهِرِینَ الْأَخْیَارِ صَلَاةً لَا یَقْوَى عَلَى إِحْصَائِهَا إِلَّا أَنْتَ، وَ أَنْ تُشْرِكَنَا فِی صَالِحِ مَنْ دَعَاكَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ عِبَادِكَ الْمُؤْمِنِینَ، یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ، وَ أَنْ تَغْفِرَ لَنَا وَ لَهُمْ، إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ. اللَّهُمَّ إِلَیْكَ تَعَمَّدْتُ بِحَاجَتِی، وَ بِكَ أَنْزَلْتُ الْیَوْمَ فَقْرِی وَ فَاقَتِی وَ مَسْكَنَتِی، وَ إِنِّی بِمَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ أَوْثَقُ مِنِّی بِعَمَلِی، وَ لَمَغْفِرَتُكَ وَ رَحْمَتُكَ أَوْسَعُ مِنْ ذُنُوبِی، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ تَوَلَّ قَضَاءَ كُلِّ حَاجَةٍ هِیَ لِی بِقُدْرَتِكَ عَلَیْهَا، وَ تَیْسِیرِ ذَلِكَ عَلَیْكَ، وَ بِفَقْرِی إِلَیْكَ، وَ غِنَاكَ عَنِّی، فَإِنِّی لَمْ أُصِبْ خَیْراً قَطُّ إِلَّا مِنْكَ، وَ لَمْ یَصْرِفْ عَنِّی سُوءاً قَطُّ أَحَدٌ غَیْرُكَ، وَ لَا أَرْجُو لِأَمْرِ آخِرَتِی وَ دُنْیَایَ سِوَاكَ. اللَّهُمَّ مَنْ تَهَیَّأَ وَ تَعَبَّأَ وَ أَعَدَّ وَ اسْتَعَدَّ لِوِفَادَةٍ إِلَى مَخْلُوقٍ رَجَاءَ رِفْدِهِ وَ نَوَافِلِهِ وَ طَلَبَ نَیْلِهِ وَ جَائِزَتِهِ، فَإِلَیْكَ یَا مَوْلَایَ كَانَتِ الْیَوْمَ تَهْیِئَتِی وَ تَعْبِئَتِی وَ إِعْدَادِی وَ اسْتِعْدَادِی رَجَاءَ عَفْوِكَ وَ رِفْدِكَ وَ طَلَبَ نَیْلِكَ وَ جَائِزَتِكَ. اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ لَا تُخَیِّبِ الْیَوْمَ ذَلِكَ مِنْ رَجَائِی، یَا مَنْ لَا یُحْفِیهِ سَائِلٌ وَ لَا یَنْقُصُهُ نَائِلٌ، فَإِنِّی لَمْ آتِكَ ثِقَةً مِنِّی بِعَمَلٍ صَالِحٍ قَدَّمْتُهُ، وَ لَا شَفَاعَةِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ إِلَّا شَفَاعَةَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ سَلَامُكَ. أَتَیْتُكَ مُقِرّاً بِالْجُرْمِ وَ الْإِسَاءَةِ إِلَى نَفْسِی، أَتَیْتُكَ أَرْجُو عَظِیمَ عَفْوِكَ الَّذِی عَفَوْتَ بِهِ عَنِ الْخَاطِئِینَ، ثُمَّ لَمْ یَمْنَعْكَ طُولُ عُكُوفِهِمْ عَلَى عَظِیمِ الْجُرْمِ أَنْ عُدْتَ عَلَیْهِمْ بِالرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ. فَیَا مَنْ رَحْمَتُهُ وَاسِعَةٌ، وَ عَفْوُهُ عَظِیمٌ، یَا عَظِیمُ یَا عَظِیمُ، یَا كَرِیمُ یَا كَرِیمُ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عُدْ عَلَیَّ بِرَحْمَتِكَ وَ تَعَطَّفْ عَلَیَّ بِفَضْلِكَ وَ تَوَسَّعْ عَلَیَّ بِمَغْفِرَتِكَ. اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِیَائِكَ وَ مَوَاضِعَ أُمَنَائِكَ فِی الدَّرَجَةِ الرَّفِیعَةِ الَّتِی اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا، وَ أَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذَلِكَ، لَا یُغَالَبُ أَمْرُكَ، وَ لَا یُجَاوَزُ الْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبِیرِكَ كَیْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ، وَ لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَیْرُ مُتَّهَمٍ عَلَى خَلْقِكَ وَ لَا لِإِرَادَتِكَ حَتَّى عَادَ صِفْوَتُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ مَغْلُوبِینَ مَقْهُورِینَ مُبْتَزِّینَ، یَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلًا، وَ كِتَابَكَ مَنْبُوذاً، وَ فَرَائِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهَاتِ أَشْرَاعِكَ، وَ سُنَنَ نَبِیِّكَ مَتْرُوكَةً. اللَّهُمَّ الْعَنْ أَعْدَاءَهُمْ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ، وَ مَنْ رَضِیَ بِفِعَالِهِمْ وَ أَشْیَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُمْ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، إِنَّكَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ، كَصَلَوَاتِكَ وَ بَرَكَاتِكَ وَ تَحِیَّاتِكَ عَلَى أَصْفِیَائِكَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ، وَ عَجِّلِ الْفَرَجَ وَ الرَّوْحَ وَ النُّصْرَةَ وَ التَّمْكِینَ وَ التَّأْیِیدَ لَهُمْ. اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ التَّوْحِیدِ وَ الْإِیمَانِ بِكَ، وَ التَّصْدِیقِ بِرَسُولِكَ، وَ الْأَئِمَّةِ الَّذِینَ حَتَمْتَ طَاعَتَهُمْ مِمَّنْ یَجْرِی ذَلِكَ بِهِ وَ عَلَى یَدَیْهِ، آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ. اللَّهُمَّ لَیْسَ یَرُدُّ غَضَبَكَ إِلَّا حِلْمُكَ، وَ لَا یَرُدُّ سَخَطَكَ إِلَّا عَفْوُكَ، وَ لا یُجِیرُ مِنْ عِقَابِكَ إِلَّا رَحْمَتُكَ، وَ لَا یُنْجِینِی مِنْكَ إِلَّا التَّضَرُّعُ إِلَیْكَ وَ بَیْنَ یَدَیْكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ هَبْ لَنَا یَا إِلَهِی مِنْ لَدُنْكَ فَرَجاً بِالْقُدْرَةِ الَّتِی بِهَا تُحْیِی أَمْوَاتَ الْعِبَادِ، وَ بِهَا تَنْشُرُ مَیْتَ الْبِلَادِ. وَ لَا تُهْلِكْنِی یَا إِلَهِی غَمّاً حَتَّى تَسْتَجِیبَ لِی، وَ تُعَرِّفَنِی الْإِجَابَةَ فِی دُعَائِی، وَ أَذِقْنِی طَعْمَ الْعَافِیَةِ إِلَى مُنْتَهَى أَجَلِی، وَ لَا تُشْمِتْ بِی عَدُوِّی، وَ لَا تُمَكِّنْهُ مِنْ عُنُقِی، وَ لَا تُسَلِّطْهُ عَلَیَّ إِلَهِی إِنْ رَفَعْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَضَعُنِی، وَ إِنْ وَضَعْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْفَعُنِی، وَ إِنْ أَكْرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یُهِینُنِی، وَ إِنْ أَهَنْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یُكْرِمُنِی، وَ إِنْ عَذَّبْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْحَمُنِی، وَ إِنْ أَهْلَكْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَعْرِضُ لَكَ فِی عَبْدِكَ، أَوْ یَسْأَلُكَ عَنْ أَمْرِهِ، وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّهُ لَیْسَ فِی حُكْمِكَ ظُلْمٌ، وَ لَا فِی نَقِمَتِكَ عَجَلَةٌ، وَ إِنَّمَا یَعْجَلُ مَنْ یَخَافُ الْفَوْتَ، وَ إِنَّمَا یَحْتَاجُ إِلَى الظُّلْمِ الضَّعِیفُ، وَ قَدْ تَعَالَیْتَ یَا إِلَهِی عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبِیراً. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ لَا تَجْعَلْنِی لِلْبَلَاءِ غَرَضاً، وَ لَا لِنَقِمَتِكَ نَصَباً، وَ مَهِّلْنِی، وَ نَفِّسْنِی، وَ أَقِلْنِی عَثْرَتِی، وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِبَلَاءٍ عَلَى أَثَرِ بَلَاءٍ، فَقَدْ تَرَى ضَعْفِی وَ قِلَّةَ حِیلَتِی وَ تَضَرُّعِی إِلَیْكَ. أَعُوذُ بِكَ اللَّهُمَّ الْیَوْمَ مِنْ غَضَبِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعِذْنِی. وَ أَسْتَجِیرُ بِكَ الْیَوْمَ مِنْ سَخَطِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَجِرْنِی وَ أَسْأَلُكَ أَمْناً مِنْ عَذَابِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ آمِنِّی. وَ أَسْتَهْدِیكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اهْدِنِی وَ أَسْتَنْصِرُكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ انْصُرْنِی. وَ أَسْتَرْحِمُكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْحَمْنِی وَ أَسْتَكْفِیكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اكْفِنِی وَ أَسْتَرْزِقُكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِی وَ أَسْتَعِینُكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعِنِّی. وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِمَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِی، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اغْفِرْ لِی. وَ أَسْتَعْصِمُكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اعْصِمْنِی، فَإِنِّی لَنْ أَعُودَ لِشَیْ‏ءٍ كَرِهْتَهُ مِنِّی إِنْ شِئْتَ ذَلِكَ. یَا رَبِّ یَا رَبِّ، یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ، یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اسْتَجِبْ لِی جَمِیعَ مَا سَأَلْتُكَ وَ طَلَبْتُ إِلَیْكَ وَ رَغِبْتُ فِیهِ إِلَیْكَ، وَ أَرِدْهُ وَ قَدِّرْهُ وَ اقْضِهِ وَ أَمْضِهِ، وَ خِرْ لِی فِیمَا تَقْضِی مِنْهُ، وَ بَارِكْ لِی فِی ذَلِكَ، وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ بِهِ، وَ أَسْعِدْنِی بِمَا تُعْطِینِی مِنْهُ، وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِكَ وَ سَعَةِ مَا عِنْدَكَ، فَإِنَّكَ وَاسِعٌ كَرِیمٌ، وَ صِلْ ذَلِكَ بِخَیْرِ الْآخِرَةِ وَ نَعِیمِهَا، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. ثُمَّ تَدْعُو بِمَا بَدَا لَكَ، وَ تُصَلِّی عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَلْفَ مَرَّةٍ هَكَذَا كَانَ یَفْعَلُ عَلَیْهِ السَّلَامُ.

   


نظرات()  
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390  01:17 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

نیایش آن حضرت برای دفع حیله‌ی دشمنان

خدایا، تو مرا راه نمودی و من بیهودگی را پیشه ساختم؛ پندم دادی و من سنگدلی ورزیدم؛ عطایای نیك دادی و من نافرمانی كردم. آن گاه چون آنچه مرا از آن باز داشته بودی، به من شناساندی و من بدان آگاه شدم، آمرزش طلبیدم و تو مرا بخشودی. سپس دوباره خود را به گناه آلودم تو پرده پوشی كردی. پس حمد و ستایش تو را سزد ای معبود من.
خود را به درّه‌های نیستی درافكندم، و به كوره راه‌های نابودی درآمدم، و در آن میان، خود را با تندباهای خشم تو روبرو كردم، و با شعله‌های عذابت مواجه گردیدیم.
با این همه، تنها دستاویز من برای رسیدن به تو، یگانه دانستنِ توست، و تنها وسیله‌ی من این است كه هرگز چیزی را در خدایی با تو شریك ندانسته‌ام، و با وجود تو، معبود دیگری نگرفته‌ام، و اینك خود به سویت آمده‌ام، كه تو گریزگاه بدكارانی، و پناهگاه آن كس كه بهره‌ی خود را تباه كرده و به تو پناه آورده است.
چه بسا دشمنی كه شمشیر دشمنی‌اش را بر من آخت، و لبه ی خنجرش را برای كشتن من تیز و برّان ساخت، و دم برنده‌ی آن را به قصد جان من پرداخت، و زهرهای كُشنده را با آبِ خوردن من درهم آمیخت، و تیرهای بی‌خطای خود را به سوی من نشانه رفت، و چشمان مراقبش یك لحظه از من غافل نگردید و در خواب نشد، و در دل آورد كه مرا گزندی رسانَد و تلخاب دشمنی‌اش را به كام من ریزد.
و تو ای معبود من، دیدی كه من از برداشتن بار سنگین رنج‌ها ناتوانم، و از انتقام آن كه قصدش جنگیدن با من است درمانده‌م، و در میان دشمنانِ بسیار خود تنهایم؛ همانان كه در كمین‌اند تا مرا آن گونه آسیبی رسانند كه هرگز بدان نیندیشیده‌ام.
سپس، پیش از آن كه بخواهم، تو یاری‌ام كردن و به قصد خود پشت مرا محكم ساختی. برّانی شمشیرش را بی‌اثر كردی، و او را با آن همه یارانِ بی‌شمارَش تنها گذاشتی، و مرا بر او پیروز نمودی، و تیرهایی را كه به قصد جان من رها كرده بود، به سوی خودش بازگرداندی، و بی‌آن كه باد خشمش را فرو نشانَد و سوز كینه‌اش را تسكین دهد، او را به عقب راندی، و در آن حال كه یاران و سپاهیانش به وعده‌ی خود وفا نكردند، سرانگشت خود را با دندان گَزید و پشت به میدان جنگ كرد و گریخت.
و چه بسا ستمكارای كه با فریب و نیرنگ خود بر من دست گشود، و دام‌های خویش بر سَرِ راه من بگسترد، و به جستجوی من همّت گماشت، و همچون درّنده‌ای كه در كمین صید گریخته‌ی خود نشسته، در كمین من بنشست؛ در انتظار فرصتی كه شكار خود را به چنگ آورَد. و در حالی كه با چاپلوسی به من روی خوش نشان می‌داد، مرا با نگاهی كینه‌توزانه می‌نگریست.
آن گاه كه تو، ای معبود من ـ كه نامت بلند و فرخنده باد ـ فسادِ باطن و زشتیِ نهانش را دیدی، او را با سر در همان گودالی افكندی كه برای به دام انداختن من فراهم كرده بود، و در آن سرنگونش ساختی، تا این كه پس از آن همه سركشی، با ذلّت و خواری به همان دامی درافتاد كه می‌اندیشید مرا گرفتار آن سازد. و اگر نبود رحمت تو، نزدیك بود كه هر چه بر سَرِ او آمد، بر سَرِ من نیز بیاید.
و چه بسا حسودی كه آسایش من سبب شد غصه راه گلویش را ببندد و خشم چون استخوانی حلقومش را بخراشد، پس به زبان تیز خود مرا آزرد، و با تهمت عیب و نقص خود را بر من نهاد، و آبروی مرا آماج تیرهای كینه‌ی خود ساخت، و خصلت‌های زشتی را كه خود یكدم از آنها جدا نبودم، بر من بست، و با مكر خود مرا به خشم آورد، و با نیرنگ خود قصد جانم كرد.
پس ای معبود من، تو را ندا دادم، در حالی كه از تو می‌خواستم به فریادم رسی، و مطمئن بودم كه به زودی مرا پاسخ می‌دهی، و می‌دانستم كه هر كس در سایه‌ی لطف و حمایتت پناه گیرد، ستم دیده نشود، و هر كه خود را به سنگر انتقامت رسانَد، بیم و هراسش نباشد. پس تو مرا به قدرت خود، از بی‌رحمیِ او پناه دادی.
و چه بسا ابرهای بلا را كه از فراز سرم پراكندی، و چه بسا ابرهای پُر نعمت را كه بر من باراندی، و جویبارهای رحمت را كه برای من جاری كردی، و جامه‌های تن درستی را كه بر تنِ من پوشاندی. چه بسا چشم‌های حوادث كه مرا می‌پایید و تو كورشان كردی،و چه بسا پرده‌های تاریكِ غم كه آنها را كنار زدی.
چه بسا گمانِ نیكو كه در حقّ من به واقعیت رسانیدی. چه بسا تهی‌دستیِ مرا كه با توانگری جبران كردی. چه بسا كه در سختی‌ها از پا فتادم و تو مرا بر سَرِ پا آوردی. چه بسا بیچارگی‌ای كه تو یكباره آن را دگرگون كردی.
اینها همه انعام و احسان تو بود، و من همچنان در نافرمانی تو سخت می‌كوشیدم، ولی بدكرداری من مانع نشد كه احسان خود را در حق من به كمال رسانی، و نیك رفتاری تو با من سبب نگردید كه از كارهایی كه موجب خشم توست، بپرهیزم. آری، تو درباره‌ی آنچه می‌كنی بازخواست نشوی.
به خدا سوگند كه چون چیزی از تو خواستند، بخشیدی، و بی آن كه بخواهند، نیز عطا كردی، وچون فضل تو را طلب كردند، بخل نورزیدی. ای مولای من، تو از هر چه اِبا كنی، احسان و نعمت بخشیدن و نیكی انعام را دریغ نخواهی كرد، و من از هر چه دوری كنم، از انجام دادن محرّمات و پا فراتر نهادن از حدود احكامت و غفلت نمودن از بیم‌دادن‌هایت خود را نگاه نخواهم داشت. پس حمد و ستایش تو را سزد ای معبود من، ای مقتدری كه شكست ناپذیری، و ای مهلت دهنده‌ای كه شتاب نمی‌ورزی.
این جایگاه كسی است كه به نعمت‌های بسیار تو معترف است، ولی آنها را با كوتاهی در سپاسگزاری تو، پاسخ گفته و اینك علیه خود گواهی می‌دهد كه احكام و حدودت را تباه كرده است.
خدایا، من با تمسّك به مقام بلند محمد و راه روشن علی به تو تقرّب می‌جویم، و به واسطه‌ی آن دو به تو روی می‌آوم، بدان امید كه مرا از گزند بدی‌هایی كه خود می‌دانی پناه دهی، كه این كار با وجود توانگری‌ات تو را به سختی نیندازد، و پیش قدرتت مشكل ننماید، كه تو بر هر كار توانایی.
پس ای معبود من، رحمت و دوام توفیق خود را به من ارزانی كن تا آن را نردبانی سازم برای بالا رفتن به سوی خشنودی تو و ایمن شدن از عقوبت تو، ای مهربان‌ترینِ مهربانان.

 

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی دِفَاعِ كَیْدِ الْأَعْدَاءِ، وَ رَدِّ بَأْسِهِمْ :

إِلَهِی هَدَیْتَنِی فَلَهَوْتُ، وَ وَعَظْتَ فَقَسَوْتُ، وَ أَبْلَیْتَ الْجَمِیلَ فَعَصَیْتُ، ثُمَّ عَرَفْتُ مَا أَصْدَرْتَ إِذْ عَرَّفْتَنِیهِ، فَاسْتَغْفَرْتُ فَأَقَلْتَ، فَعُدْتُ فَسَتَرْتَ، فَلَكَ إِلَهِی الْحَمْدُ. تَقَحَّمْتُ أَوْدِیَةَ الْهَلَاكِ، وَ حَلَلْتُ شِعَابَ تَلَفٍ، تَعَرَّضْتُ فِیهَا لِسَطَوَاتِكَ وَ بِحُلُولِهَا عُقُوبَاتِكَ. وَ وَسِیلَتِی إِلَیْكَ التَّوْحِیدُ، وَ ذَرِیعَتِی أَنِّی لَمْ أُشْرِكْ بِكَ شَیْئاً، وَ لَمْ أَتَّخِذْ مَعَكَ إِلَهاً، وَ قَدْ فَرَرْتُ إِلَیْكَ بِنَفْسِی، وَ إِلَیْكَ مَفَرُّ الْمُسی‏ءِ، وَ مَفْزَعُ الْمُضَیِّعِ لِحَظِّ نَفْسِهِ الْمُلْتَجِئِ. فَكَمْ مِنْ عَدُوٍّ انْتَضَى عَلَیَّ سَیْفَ عَدَاوَتِهِ، وَ شَحَذَ لِی ظُبَةَ مُدْیَتِهِ، وَ أَرْهَفَ لِی شَبَا حَدِّهِ، وَ دَافَ لِی قَوَاتِلَ سُمُومِهِ، وَ سَدَّدَ نَحْوِی صَوَائِبَ سِهَامِهِ، وَ لَمْ تَنَمْ عَنِّی عَیْنُ حِرَاسَتِهِ، وَ أَضْمَرَ أَنْ یَسُومَنِی الْمَكْرُوهَ، وَ یُجَرِّعَنِی زُعَاقَ مَرَارَتِهِ. فَنَظَرْتَ یَا إِلَهِی إِلَى ضَعْفِی عَنِ احْتِمَالِ الْفَوَادِحِ، وَ عَجْزِی عَنِ الِانْتِصَارِ مِمَّنْ قَصَدَنِی بِمُحَارَبَتِهِ، وَ وَحْدَتِی فِی كَثِیرِ عَدَدِ مَنْ نَاوَانِی، وَ أَرْصَدَ لِی بِالْبَلَاءِ فِیمَا لَمْ أُعْمِلْ فِیهِ فِكْرِی. فَابْتَدَأْتَنِی بِنَصْرِكَ، وَ شَدَدْتَ أَزْرِی بِقُوَّتِكَ، ثُمَّ فَلَلْتَ لِی حَدَّهُ، وَ صَیَّرْتَهُ مِنْ بَعْدِ جَمْعٍ عَدِیدٍ وَحْدَهُ، وَ أَعْلَیْتَ كَعْبِی عَلَیْهِ، وَ جَعَلْتَ مَا سَدَّدَهُ مَرْدُوداً عَلَیْهِ، فَرَدَدْتَهُ لَمْ یَشْفِ غَیْظَهُ، وَ لَمْ یَسْكُنْ غَلِیلُهُ، قَدْ عَضَّ عَلَى شَوَاهُ وَ أَدْبَرَ مُوَلِّیاً قَدْ أَخْلَفَتْ سَرَایَاهُ. وَ كَمْ مِنْ بَاغٍ بَغَانِی بِمَكَایِدِهِ، وَ نَصَبَ لِی شَرَكَ مَصَایِدِهِ، وَ وَكَّلَ بِی تَفَقُّدَ رِعَایَتِهِ، وَ أَضْبَأَ إِلَیَّ إِضْبَاءَ السَّبُعِ لِطَرِیدَتِهِ انْتِظَاراً لِانْتِهَازِ الْفُرْصَةِ لِفَرِیسَتِهِ، وَ هُوَ یُظْهِرُ لِی بَشَاشَةَ الْمَلَقِ، وَ یَنْظُرُنِی عَلَى شِدَّةِ الْحَنَقِ. فَلَمَّا رَأَیْتَ یَا إِلَهِی تَبَاركْتَ وَ تَعَالَیْتَ دَغَلَ سَرِیرَتِهِ، وَ قُبْحَ مَا انْطَوَى عَلَیهِ، أَرْكَسْتَهُ لِأُمِّ رَأْسِهِ فِی زُبْیَتِهِ، وَ رَدَدْتَهُ فِی مَهْوَى حُفْرَتِهِ، فَانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطَالَتِهِ ذَلِیلًا فِی رِبَقِ حِبَالَتِهِ الَّتِی كَانَ یُقَدِّرُ أَنْ یَرَانِی فِیهَا، وَ قَدْ كَادَ أَنْ یَحُلَّ بِی لَوْ لَا رَحْمَتُكَ مَا حَلَّ بِسَاحَتِهِ. وَ كَمْ مِنْ حَاسِدٍ قَدْ شَرِقَ بِی بِغُصَّتِهِ، وَ شَجِیَ مِنِّی بِغَیْظِهِ، وَ سَلَقَنِی بِحَدِّ لِسَانِهِ، وَ وَحَرَنِی بِقَرْفِ عُیُوبِهِ، وَ جَعَلَ عِرْضِی غَرَضاً لِمَرَامِیهِ، وَ قَلَّدَنِی خِلَالًا لَمْ تَزَلْ فِیهِ، وَ وَحَرَنِی بِكَیْدِهِ، وَ قَصَدَنِی بِمَكِیدَتِهِ. فَنَادَیْتُكَ یَا إِلَهِی مُسْتَغِیثاً بِكَ، وَاثِقاً بِسُرْعَةِ إِجَابَتِكَ، عَالِماً أَنَّهُ لَا یُضْطَهَدُ مَنْ أَوَى إِلَى ظِلِّ كَنَفِكَ، وَ لَا یَفْزَعُ مَنْ لَجَأَ إِلَى مَعْقِلِ انْتِصَارِكَ، فَحَصَّنْتَنِی مِنْ بَأْسِهِ بِقُدْرَتِكَ. وَ كَمْ مِنْ سَحَائِبِ مَكْرُوهٍ جَلَّیْتَهَا عَنِّی، وَ سَحَائِبِ نِعَمٍ أَمْطَرْتَهَا عَلَیَّ، وَ جَدَاوِلِ رَحْمَةٍ نَشَرْتَهَا، وَ عَافِیَةٍ أَلْبَسْتَهَا، وَ أَعْیُنِ أَحْدَاثٍ طَمَسْتَهَا، وَ غَوَاشِی كُرُبَاتٍ كَشَفْتَهَا. وَ كَمْ مِنْ ظَنٍّ حَسَنٍ حَقَّقْتَ، وَ عَدَمٍ جَبَرْتَ، وَ صَرْعَةٍ أَنْعَشْتَ، وَ مَسْكَنَةٍ حَوَّلْتَ. كُلُّ ذَلِكَ إِنْعَاماً وَ تَطَوُّلًا مِنْكَ، وَ فِی جَمِیعِهِ انْهِمَاكاً مِنِّی عَلَى مَعَاصِیكَ، لَمْ تَمْنَعْكَ إِسَاءَتِی عَنْ إِتْمَامِ إِحْسَانِكَ، وَ لَا حَجَرَنِی ذَلِكَ عَنِ ارْتِكَابِ مَسَاخِطِكَ، لَا تُسْأَلُ عَمَّا تَفْعَلُ. وَ لَقَدْ سُئِلْتَ فَأَعْطَیْتَ، وَ لَمْ تُسْأَلْ فَابْتَدَأْتَ، وَ اسْتُمِیحَ فَضْلُكَ فَمَا أَكْدَیْتَ، أَبَیْتَ یَا مَوْلَایَ إِلَّا إِحْسَاناً وَ امْتِنَاناً وَ تَطَوُّلًا وَ إِنْعَاماً، وَ أَبَیْتُ إِلَّا تَقَحُّماً لِحُرُمَاتِكَ، وَ تَعَدِّیاً لِحُدُودِكَ، وَ غَفْلَةً عَنْ وَعِیدِكَ، فَلَكَ الْحَمْدُ إِلَهِی مِنْ مُقْتَدِرٍ لَا یُغْلَبُ، وَ ذِی أَنَاةٍ لَا یَعْجَلُ. هَذَا مَقَامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النِّعَمِ، وَ قَابَلَهَا بِالتَّقْصِیرِ، وَ شَهِدَ عَلَى نَفْسِهِ بِالتَّضْیِیعِ. اللَّهُمَّ فَإِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْكَ بِالْمُحَمَّدِیَّةِ الرَّفِیعَةِ، وَ الْعَلَوِیَّةِ الْبَیْضَاءِ، وَ أَتَوَجَّهُ إِلَیْكَ بِهِمَا أَنْ تُعِیذَنِی مِنْ شَرِّ كَذَا وَ كَذَا، فَإِنَّ ذَلِكَ لَا یَضِیقُ عَلَیْكَ فِی وُجْدِكَ، وَ لَا یَتَكَأَّدُكَ فِی قُدْرَتِكَ وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ فَهَبْ لِی یَا إِلَهِی مِنْ رَحْمَتِكَ وَ دَوَامِ تَوْفِیقِكَ مَا أَتَّخِذُهُ سُلَّماً أَعْرُجُ بِهِ إِلَى رِضْوَانِكَ، وَ آمَنُ بِهِ مِنْ عِقَابِكَ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین.َ

   


نظرات()  
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390  01:13 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،


نیایش آن حضرت در مقام خوف از خدای تعالی

خدایا، تو اندامم را موزون آفریدی، و مرا در خُردی پروریدی، و به اندازه روزی دادی.
خدایا، من در كتاب تو كه فرو فرستاده‌ای و با آن بندگانت را بشارت داده‌ای، یافته‌ام كه فرموده‌ای: «ای بندگان من كه بر خود ستم روا داشته‌اید، از رحمت خدا ناامید مشوید؛ زیرا خدا همه‌ی گناهان را می‌آمرزد.» و پیش از این، كارهایی از من سر زده است كه خود می‌دانی و از من بدان‌ها آگاه‌تری. پس وای بر من از این رسوایی، به سبب گناهانی كه نامه‌ی عمل من در خود ثبت كرده است.
و اگر نبود كه من به آمرزش فراگیر تو امیدوارم، خودم را به نابودی می‌افكندم، و اگر كسی را توانایی آن می‌بود كه از پروردگارش بگریزد، بی شك من به گریختن از تو سزاوارتر بودم. هیچ رازی در آسمان و زمین بر تو پوشیده نیست و آن را در قیامت آشكار می‌كنی، در حالی كه هم جزا دهنده‌ای و هم حسابگر امور.
خدایای، اگر بگریزم، مرا طلب كنی، و اگر فرار كنم، مرا دریابی. اینك این منم كه شكسته و خوار و زبون در برابرت ایستاده‌ام. اگر عذابم كنی، سزاوارم، و این كار ـ ای پروردگار من ـ از سوی تو عدل است؛ و اگر بیامرزی، چه عجب كه از گذشته‌ای دور مشمول آمرزش تو بوده‌ام و جامه‌ی عافیت بر من پوشانده‌ای.
حال ـ خدایا ـ از تو می‌خواهم كه به نام‌های پنهانت، و آن زیبایی و جمال كه در پَسِ پرده‌های عزّت و جلالت پوشیده مانده است، رحمت آوری بر این جان بی‌تاب و مشتی استخوانِ سست و بی‌شكیب كه تاب گرمای آفتابت را ندارد. پس گرمای آتش دوزخ را چگونه برتابد؟ و جانی كه طاقت بانگ رعد تو را ندارد. پس چگونه بانگ خشم تو را تاب آورَد؟
خدایا، بر من رحم كن كه مردی حقیر و بی‌مقدارم، و قدر و منزلتم اندك است. عذاب كردن من به اندازه‌ی موری حتی بر قلمرو فرمانروایی‌ات نیفزاید. و اگر چنین باشد، از تو می‌خواهم كه مرا بر آن عذاب شكیبایی دهی، و خود، آن افزونی را برای تو می‌پسندم، ولی چه كنم ـ خدایا ـ كه قلمرو فرمانروایی‌ات گسترده‌تر، و پادشاهی‌ات جاودانه‌تر از آن است كه اطاعتِ بندگانِ فرمانبردار بر آن بیفزاید و نافرمانیِ گنهكاران از آن بكاهد.
پس ای مهربان‌ترینِ مهربانان، بر من رحمت آور و از من درگذر، ای صاحب بزرگی و بخشندگی، و توبه‌ام را بپذیر كه تو توبه پذیر و مهربانی.

 

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی الرَّهْبَة :ِ

اللَّهُمَّ إِنَّكَ خَلَقْتَنِی سَوِیّاً، وَ رَبَّیْتَنِی صَغِیراً، وَ رَزَقْتَنِی مَكْفِیّاً اللَّهُمَّ إِنِّی وَجَدْتُ فِیمَا أَنْزَلْتَ مِنْ كِتَابِكَ، وَ بَشَّرْتَ بِهِ عِبَادَكَ أَنْ قُلْتَ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً، وَ قَدْ تَقَدَّمَ مِنِّی مَا قَدْ عَلِمْتَ وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی، فَیَا سَوْأَتَا مِمَّا أَحْصَاهُ عَلَیَّ كِتَابُكَ فَلَوْ لَا الْمَوَاقِفُ الَّتِی أُؤَمِّلُ مِنْ عَفْوِكَ الَّذِی شَمِلَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ لَأَلْقَیْتُ بِیَدِی، وَ لَوْ أَنَّ أَحَداً اسْتَطَاعَ الْهَرَبَ مِنْ رَبِّهِ لَكُنْتُ أَنَا أَحَقَّ بِالْهَرَبِ مِنْكَ، وَ أَنْتَ لَا تَخْفَى عَلَیْكَ خَافِیَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ لَا فِی السَّمَاءِ إِلَّا أَتَیْتَ بِهَا، وَ كَفَى بِكَ جَازِیاً، وَ كَفَى بِكَ حَسِیباً. اللَّهُمَّ إِنَّكَ طَالِبِی إِنْ أَنَا هَرَبْتُ، وَ مُدْرِكِی إِنْ أَنَا فَرَرْتُ، فَهَا أَنَا ذَا بَیْنَ یَدَیْكَ خَاضِعٌ ذَلِیلٌ رَاغِمٌ، إِنْ تُعَذِّبْنِی فَإِنِّی لِذَلِكَ أَهْلٌ، وَ هُوَ یَا رَبِّ مِنْكَ عَدْلٌ، وَ إِنْ تَعْفُ عَنِّی فَقَدِیماً شَمَلَنِی عَفْوُكَ، وَ أَلْبَسْتَنِی عَافِیَتَكَ. فَأَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ بِالْمَخْزُونِ مِنْ أَسْمَائِكَ، وَ بِمَا وَارَتْهُ الْحُجُبُ مِنْ بَهَائِكَ، إِلَّا رَحِمْتَ هَذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَةَ، وَ هَذِهِ الرِّمَّةَ الْهَلُوعَةَ، الَّتِی لَا تَسْتَطِیعُ حَرَّ شَمْسِكَ، فَكَیْفَ تَسْتَطِیعُ حَرَّ نَارِكَ، وَ الَّتِی لَا تَسْتَطِیعُ صَوْتَ رَعْدِكَ، فَكَیْفَ تَسْتَطِیعُ صَوْتَ غَضَبِكَ فَارْحَمْنِیَ اللَّهُمَّ فَإِنِّی امْرُؤٌ حَقِیرٌ، وَ خَطَرِی یَسِیرٌ، وَ لَیْسَ عَذَابِی مِمَّا یَزِیدُ فِی مُلْكِكَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ، وَ لَوْ أَنَّ عَذَابِی مِمَّا یَزِیدُ فِی مُلْكِكَ لَسَأَلْتُكَ الصَّبْرَ عَلَیْهِ، وَ أَحْبَبْتُ أَنْ یَكُونَ ذَلِكَ لَكَ، وَ لَكِنْ سُلْطَانُكَ اللَّهُمَّ أَعْظَمُ، وَ مُلْكُكَ أَدْوَمُ مِنْ أَنْ تَزِیدَ فِیهِ طَاعَةُ الْمُطِیعِینَ، أَوْ تَنْقُصَ مِنْهُ مَعْصِیَةُ الْمُذْنِبِینَ. فَارْحَمْنِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ، وَ تَجَاوَزْ عَنِّی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ، وَ تُبْ عَلَیَّ، إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ.

 

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  09:05 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

نیایش آن حضرت در تضرّع و اظهار خاكساری

ای معبود من، تو را می‌ستایم ـ و تو سزاوار هر ستایشی ـ بدان سبب كه در حقِ من نیكی‌ها كردی، و نعمت‌های فراوان به من بخشیدی، و عطایای بسیار ارزانی فرمودی، و به رحمت خود مرا بر دیگران برتری دادی، و نعمت خویش را بر من تمام گرداندی. تو درباره‌ی من چندان خوبی و احسان كرده‌ای كه دست شكر و سپاس من از آن كوتاه است.
آری، اگر نبود احسان تو و نعمت‌های بسیارت، من بهره‌ی خود را به دست نمی‌آوردم و نَفس خود را اصلاح نمی‌كردم؛ ولی تو پیش از آن كه درخواست كنم، به من احسان فرمودی، و در همه‌ی كارها از دیگران بی‌نیازم كردی، و سختیِ بلا را از من دور ساختی، و حكم سهمگین خود را از من باز داشتی.
ای معبود من، چه بسیار بلای بیش از طاقت كه از من بگرداندی، و چه بسیار نعمت كه چشم دلم را بدان روشنی بخشیدی، و چه بسیار احسان كه از روی بزرگواری در حقِ من روا داشتی.
توی كه هنگام ناچاری و بیچارگی، دعایم را به اجابت رساندی، و چون به پرتگاهِ گناه افتادم، دستم را گرفتی و مرا آمرزیدی و حقّ مرا از دشمنانم ستاندی.
ای معبود من، هرگاه از تو چیزی خواسته‌ام، بخیلت نیافته‌ام، و هرگاه آهنگِ دیدار تو كرده‌ام، گرفته و درهم نبوده‌ای، بلكه دیده‌ام دعای مرا می‌شنوی و آنچه خواسته‌ام عطا می‌كنی، و دیده‌ام در هر حالتی كه هستم، و در هر زمانی كه به سر می‌برم، نعمت‌های فراوانت بر من ارزانی شده است. از این روست كه تو نزد من در خورِ ستایشی و احسانت پیش من نیكوست.
جان و زبان و عقل من تو را ستایش كنند؛ ستایشی كه به حدّ كمال خود و حقیقتِ سپاست نایل آمده و منتهای خشنودی تو از من است. پس مرا از شدتِ خشم خود رهایی ده.
ای جان پناهِ من در آن هنگام كه راه‌های گوناگون مرا در یافتنِ راه رستگاری به رنج و سختی می‌افكنند. ای بخشنده‌ی گناه من، اگر تو زشتی‌های مرا از چشم مردم نمی‌پوشاندی، من از رسوایان بودم. ای آن كه با یاری خود مرا توانای بخشیدی، اگر یاری‌ام نمی‌كردی، از شكست خوردگان بودم. ای آن كه پادشاهان در پیشگاه تو یوغ ذلت و خواری را بر گردن نهاده‌اند و از قدرت و سختگیری‌ات هراسان‌اند. ای آن كه پرهیزگاریِ بندگانت را سزاواری، و ای آن كه نام‌های نیكو داری، از تو می‌خواهم كه مرا ببخشای و بیامرزی؛ زیرا نه بی‌گناهم كه روی عذر خواهی داشته باشم، نه نیرویی دارم كه بر تو پیروز شوم، و نه گریزگاهی كه بدان بگریزم.
از تو می‌خواهم كه از گناهانم درگذری، و از آن گناهان كه مرا در بند خود كرده و از همه سو احاطه نموده و از پرتگاه نابودی فرو افكنده است، پوزش می‌خواهم. ای پروردگار من، از گزند آن معاصی، توبه كنان به سویت گریخته‌ام، پس توبه‌ام را بپذیر. به درگاهت پناه پناه آورده‌ام، پس پناهم ده. از تو پناه می‌جویم، پس مرا خوار مساز. نیاز خواه تواَم، پس نعمت خویش را از من دریغ مدار. در تو آویخته‌ام، پس دستم را رها مكن. خواهان لطف تواَم، پس نومیدم برمگردان.
ای پروردگار من، تو را می‌خوانم، در حالی كه درویشم و نالان و ترسان و نگران و بیمناك و فقیر، و از درگاه تواَم گریزی نیست.
ای معبود من، پیش تو شكایت می‌كنم از ناتوانی‌ام در شتاب ورزیدن به سوی وعده‌هایی كه به دوستانت داده‌ای، و دوری گزیدن از چیزهایی كه دشمنانت را از آنها ترسانده‌ای، و شكایت می‌كنم به تو از فراوانی اندوه و وسوسه نَفسِ خویش.
معبودِ من، تو مرا به نیّت بَدم رسوا نساختی، و به سبب گناهانم به ورطه‌ی نیستی نینداختی. چون می‌خوانمت، پاسخم می‌گویی؛ اگر چه هنگامی كه تو مرا به سوی خود می‌خوانی، درنگ می‌ورزم. هر حاجت كه خواهم، تنها از تو خواهم، و هر جا كه باشم، راز دل با تو در میان می‌گذارم. جز تو را نمی‌خوانم و جز به تو امید نمی‌بندم.
پیوسته فرمانبردارم؛ چرا كه هر كس شكایت پیش تو آورَد، آن را می‌شنوی، و هر كس بر تو توكل كند، به او روی می‌آوری، و هر كس در تو آویزد، او را رهایی می‌بخشی، و هر كس به تو پناه آورَد، غم و اندوهش را می‌بَری.
پس معبود من، مرا به سبب اندك بودن سپاسم، از خیر آن جهان و این جهان محروم مساز، و گناهانم را كه خود از آنها آگاهی، بیامرز.
با این همه، اگر عذابم كنی، چه می‌توانم گفت، كه من ستمكارم، سهل‌انگارم، تبهكارم، گنهكارم، مقصّرم، لاابالی و غافل از بهره‌ی خویشم. اما اگر مرا بیامرزی، چه جای شگفتی، كه تو مهربان‌ترینِ مهربانانی.

 

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی التَّضَرُّعِ وَ الِاسْتِكَانَة :ِ

إِلَهِی أَحْمَدُكَ وَ أَنْتَ لِلْحَمْدِ أَهْلٌ عَلَى حُسْنِ صَنِیعِكَ إِلَیَّ، وَ سُبُوغِ نَعْمَائِكَ عَلَیَّ، وَ جَزِیلِ عَطَائِكَ عِنْدِی، وَ عَلَى مَا فَضَّلْتَنِی بِهِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ أَسْبَغْتَ عَلَیَّ مِنْ نِعْمَتِكَ، فَقَدِ اصْطَنَعْتَ عِنْدِی مَا یَعْجِزُ عَنْهُ شُكْرِی. وَ لَوْ لَا إِحْسَانُكَ إِلَیَّ وَ سُبُوغُ نَعْمَائِكَ عَلَیَّ مَا بَلَغْتُ إِحْرَازَ حَظِّی، وَ لَا إِصْلَاحَ نَفْسِی، وَ لَكِنَّكَ ابْتَدَأْتَنِی بِالْإِحْسَانِ، وَ رَزَقْتَنِی فِی أُمُورِی كُلِّهَا الْكِفَایَةَ، وَ صَرَفْتَ عَنِّی جَهْدَ الْبَلَاءِ، وَ مَنَعْتَ مِنِّی مَحْذُورَ الْقَضَاءِ. إِلَهِی فَكَمْ مِنْ بَلَاءٍ جَاهِدٍ قَدْ صَرَفْتَ عَنِّی، وَ كَمْ مِنْ نِعْمَةٍ سَابِغَةٍ أَقْرَرْتَ بِهَا عَیْنِی، وَ كَمْ مِنْ صَنِیعَةٍ كَرِیمَةٍ لَكَ عِنْدِی أَنْتَ الَّذِی أَجَبْتَ عِنْدَ الِاضْطِرَارِ دَعْوَتِی، وَ أَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثَارِ زَلَّتِی، وَ أَخَذْتَ لِی مِنَ الْأَعْدَاءِ بِظُلَامَتِی. إِلَهِی مَا وَجَدْتُكَ بَخِیلًا حِینَ سَأَلْتُكَ، وَ لَا مُنْقَبِضاً حِینَ أَرَدْتُكَ، بَلْ وَجَدْتُكَ لِدُعَائِی سَامِعاً، وَ لِمَطَالِبِی مُعْطِیاً، وَ وَجَدْتُ نُعْمَاكَ عَلَیَّ سَابِغَةً فِی كُلِّ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِی وَ كُلِّ زَمَانٍ مِنْ زَمَانِی، فَأَنْتَ عِنْدِی مَحْمُودٌ، وَ صَنِیعُكَ لَدَیَّ مَبْرُورٌ. تَحْمَدُكَ نَفْسِی وَ لِسَانِی وَ عَقْلِی، حَمْداً یَبْلُغُ الْوَفَاءَ وَ حَقِیقَةَ الشُّكْرِ، حَمْداً یَكُونُ مَبْلَغَ رِضَاكَ عَنِّی، فَنَجِّنِی مِنْ سُخْطِكَ. یَا كَهْفِی حِینَ تُعْیِینِی الْمَذَاهِبُ وَ یَا مُقِیلِی عَثْرَتِی، فَلَوْ لَا سَتْرُكَ عَوْرَتِی لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِینَ، وَ یَا مُؤَیِّدِی بِالنَّصْرِ، فَلَوْ لَا نَصْرُكَ إِیَّایَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبِینَ، وَ یَا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِیرَ الْمَذَلَّةِ عَلَى أَعْنَاقِهَا، فَهُمْ مِنْ سَطَوَاتِهِ خَائِفُونَ، وَ یَا أَهْلَ التَّقْوَى، وَ یَا مَنْ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى، أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْفُوَ عَنِّی، وَ تَغْفِرَ لِی فَلَسْتُ بَرِیئاً فَأَعْتَذِرَ، وَ لَا بِذِی قُوَّةٍ فَأَنْتَصِرَ، وَ لَا مَفَرَّ لِی فَأَفِرَّ. وَ أَسْتَقِیلُكَ عَثَرَاتِی، وَ أَتَنَصَّلُ إِلَیْكَ مِنْ ذُنُوبِیَ الَّتِی قَدْ أَوْبَقَتْنِی، وَ أَحَاطَتْ بِی فَأَهْلَكَتْنِی، مِنْهَا فَرَرْتُ إِلَیْكَ رَبِّ تَائِباً فَتُبْ عَلَیَّ، مُتَعَوِّذاً فَأَعِذْنِی، مُسْتَجِیراً فَلَا تَخْذُلْنِی، سَائِلًا فَلَا تَحْرِمْنِی مُعْتَصِماً فَلَا تُسْلِمْنِی، دَاعِیاً فَلَا تَرُدَّنِی خَائِباً. دَعَوْتُكَ یَا رَبِّ مِسْكِیناً، مُسْتَكِیناً، مُشْفِقاً، خَائِفاً، وَجِلًا، فَقِیراً، مُضْطَرّاً إِلَیْكَ. أَشْكُو إِلَیْكَ یَا إِلَهِی ضَعْفَ نَفْسِی عَنِ الْمُسَارَعَةِ فِیمَا وَعَدْتَهُ أَوْلِیَاءَكَ، وَ الْمُجَانَبَةِ عَمَّا حَذَّرْتَهُ أَعْدَاءَكَ، وَ كَثْرَةَ هُمُومِی، وَ وَسْوَسَةَ نَفْسِی. إِلَهِی لَمْ تَفْضَحْنِی بِسَرِیرَتِی، وَ لَمْ تُهْلِكْنِی بِجَرِیرَتِی، أَدْعُوكَ فَتُجِیبُنِی وَ إِنْ كُنْتُ بَطِیئاً حِینَ تَدْعُونِی، وَ أَسْأَلُكَ كُلَّمَا شِئْتُ مِنْ حَوَائِجِی، وَ حَیْثُ مَا كُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَكَ سِرِّی، فَلَا أَدْعُو سِوَاكَ، وَ لَا أَرْجُو غَیْرَكَ لَبَّیْكَ لَبَّیْكَ، تَسْمَعُ مَنْ شَكَا إِلَیْكَ، وَ تَلْقَى مَنْ تَوَكَّلَ عَلَیْكَ، وَ تُخَلِّصُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ، وَ تُفَرِّجُ عَمَّنْ لَاذَ بِكَ. إِلَهِی فَلَا تَحْرِمْنِی خَیْرَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى لِقِلَّةِ شُكْرِی، وَ اغْفِرْ لِی مَا تَعْلَمُ مِنْ ذُنُوبِی. إِنْ تُعَذِّبْ فَأَنَا الظَّالِمُ الْمُفَرِّطُ الْمُضَیِّعُ الْآثِمُ الْمُقَصِّرُ الْمُضَجِّعُ الْمُغْفِلُ حَظَّ نَفْسِی، وَ إِنْ تَغْفِرْ فَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِین.َ

 

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  09:03 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،


ای خدایی كه نه در زمین چیزی از تو پوشیده می‌ماند و نه در آسمان، و چگونه چیزی كه خود آن را آفریده‌ای، از تو پنهان تواند بود ای معبود من؟ یا چگونه چیزی را كه خود پدید آورده‌ای، شماره نتوانی كرد؟ یا چگونه چیزی كه تدبیر كارش به دست توست، از چشمت پنهان شود؟ یا چگونه می‌تواند از تو بگریزد كسی كه بی‌رزق و روزیِ تو زنده نخواهد بود؟ و یا چگونه از بندِ اراده‌ات رهایی یابد آن كس كه جز در قلمروِ فرمانروایی‌ات راهی برایش نیست.
پاك و منزّهی تو، از آفریدگانِ تو آن كس كه بیش‌تر تو را بشناسد، از تو بیش‌تر می‌ترسد، و آن كس كه طاعتش بیش از دیگران باشد، فروتنی‌اش در پیشگاه تو بیش‌تر خواهد بود، و خوارترینِ آنان كسی است كه روزی‌اش را تو می‌دهی، ولی او دیگری را پرستش می‌كند.
پاك و منزّهی تو، آن كس كه به تو شك می‌ورزد و فرستادگانت را دروغ می‌پندارد، از پادشاهی‌ات نتواند كاست. آن كس كه حكم تو را بر نمی‌تابد، نتوان از فرمان تو سرپیچد، و آن كسی كه قدرتت را منكر می‌شود، خود را از سلطه‌ی تو باز نتواند داشت، و آن كس كه جز تو را می‌پرستد، از دست تو راه گریزش نیست، و آن كس كه دیدار تو را خوش ندارد، در دنیا جاودان نخواهد زیست.
پاك و منزّهی تو، و چه بلند است مرتبه‌ات، و چه غالب است قدرتت، و چه سخت است نیرویت، و چه نافذ است فرمانت.
پاك و منزّهی تو، مرگ را برای همه‌ی آفریدگانت مقدّر كرده‌ای؛ چه آنان كه تو را به یكتایی می‌پرستد و چه آنان كه نمی‌پرستند. همگان چشنده‌ی طعم مرگ هستند، و همه رهسپار كوی تواَند. نامت بلند و فرخنده است. چز تو هیچ خدایی نیست. كتایی و انباز نداری.
به تو ایمان آوردم، و فرستادگانت را تصدیق كردم، و كتابت را پذیرفتم، و به هر معبودی جز تو كافر گردیدم، و از هر كه غیر تو را پرستید، بیزار شدم.
خدایا، روز و شبم را در حالی سپری می‌كنم كه كار نیك خود را اندك می‌بینم، و به گناه خود معترفم، و به خطای خود اقرار دارم. من چون بر خویشتن ستم كرده‌ام، ذلیل و خوارم. كردار من مرا به نابودی افكنده، و هوای نَفسِ من تباهم گردانیده، و شهوات مرا از خوبی‌ها بی‌بهره ساخته است.
ای مولای من، از تو درخواست می‌كنم؛ چونان كسی كه آرزوهای دراز او را به كارِ بیهوده سرگرم نموده، و جسمش به سبب تن درستی به غفلت افتاده، و قلبش به افزونیِ نعمت فریفته گردیده، و كم‌تر به فرجام كار خود می‌اندیشد؛
چونان كسی كه آرزوها بر او چیره شده، و خواهش نَفس به فتنه‌اش دچار كرده، و دنیا تما موجودش را به تصرّف درآورده، و مرگ بر او سایه افكنده است؛ چونان كسی كه گناهان خود را بسیار می‌بیند و به خطای خود معترف است؛ چونان كسی كه نه جز تو پروردگاری دارد و نه جز تو سرپرستی می‌شناسد. كسی او را از خشم تو نمی‌رهانَد، و او هرگز پناهگاهی نمی‌یابد كه از تو بدان پناه برد، مگر آنگاه كه به درگاه تو پناه آورَد.
معبود من، از تو می‌خواهم كه به حقِ خود كه بر همه‌ی آفریدگانت لازم گردانده‌ای، و به نام بزرگ خود كه به پیامبرت فروده‌ای با آن به تسبیح تو پردازد، و به بزرگیِ ذات بزرگوارت كه نه كهنگی می‌پذیرد، نه دگرگون می‌شود، نه تغییر حالت می‌دهد و نه از میان می‌رود، بر محمد و خاندان محمد درود فرستی و مرا با عبادت خود از هر چیز بی‌نیاز كنی، و با ترس از خود، محبت دنیا را از دلم بزدایی، و به رحمت خود مرا با دستی پر از كرامت باز گردانی؛
زیرا من تنها به سوی تو می‌گریزم، و تنها از تو می‌ترسم، و تنها از تو فریادرسی می‌خواهم، و تنها به تو امیدوارم، و تنها تو را می‌خوانم، و تنها به درگاه تو پناه می‌آورم، و اعتمادم تنها به توست، و تنها از تو یاری می‌جویم، و تنها به تو ایمان دارم، و تنها بر تو توكل می‌كنم، اتكای من تنها به جود و بخشش توست.

 

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی الْإِلْحَاحِ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى :

یَا اللَّهُ الَّذِی لَا یَخْفَى عَلَیْهِ شَیْ‏ءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لَا فِی السَّمَاءِ، وَ كَیْفَ یَخْفَى عَلَیْكَ یَا إِلَهِی مَا أَنْتَ خَلَقْتَهُ، وَ كَیْفَ لَا تُحْصِی مَا أَنْتَ صَنَعْتَهُ، أَوْ كَیْفَ یَغِیبُ عَنْكَ مَا أَنْتَ تُدَبِّرُهُ، أَوْ كَیْفَ یَسْتَطِیعُ أَنْ یَهْرُبَ مِنْكَ مَنْ لَا حَیَاةَ لَهُ إِلَّا بِرِزْقِكَ، أَوْ كَیْفَ یَنْجُو مِنْكَ مَنْ لَا مَذْهَبَ لَهُ فِی غیْرِ مُلْكِكَ. سُبْحَانَكَ أَخْشَى خَلْقِكَ لَكَ أَعْلَمُهُمْ بِكَ، وَ أَخْضَعُهُمْ لَكَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِكَ، وَ أَهْوَنُهُمْ عَلَیْكَ مَنْ أَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ یَعْبُدُ غَیْرَكَ سُبْحَانَكَ لَا یَنْقُصُ سُلْطَانَكَ مَنْ أَشْرَكَ بِكَ، وَ كَذَّبَ رُسُلَكَ، وَ لَیْسَ یَسْتَطِیعُ مَنْ كَرِهَ قَضَاءَكَ أَنْ یَرُدَّ أَمْرَكَ، وَ لَا یَمْتَنِعُ مِنْكَ مَنْ كَذَّبَ بِقُدْرَتِكَ، وَ لَا یَفُوتُكَ مَنْ عَبَدَ غَیْرَكَ، وَ لَا یُعَمَّرُ فِی الدُّنْیَا مَنْ كَرِهَ لِقَاءَكَ. سُبْحَانَكَ مَا أَعْظَمَ شَأْنَكَ، وَ أَقْهَرَ سُلْطَانَكَ، وَ أَشَدَّ قُوَّتَكَ، وَ أَنْفَذَ أَمْرَكَ سُبْحَانَكَ قَضَیْتَ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِكَ الْمَوْتَ مَنْ وَحَّدَكَ وَ مَنْ كَفَرَ بِكَ، وَ كُلٌّ ذَائِقُ الْمَوْتِ، وَ كُلٌّ صَائِرٌ إِلَیْكَ، فَتَبَارَكْتَ وَ تَعَالَیْتَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِیكَ لَكَ. آمَنْتُ بِكَ، وَ صَدَّقْتُ رُسُلَكَ، وَ قَبِلْتُ كِتَابَكَ، وَ كَفَرْتُ بِكُلِّ مَعْبُودٍ غَیْرِكَ، وَ بَرِئْتُ مِمَّنْ عَبَدَ سِوَاكَ. اللَّهُمَّ إِنِّی أُصْبِحُ وَ أُمْسِی مُسْتَقِلًّا لِعَمَلِی، مُعْتَرِفاً بِذَنْبِی، مُقِرّاً بِخَطَایَایَ، أَنَا بِإِسْرَافِی عَلَى نَفْسِی ذَلِیلٌ، عَمَلِی أَهْلَكَنِی، وَ هَوَایَ أَرْدَانِی، وَ شَهَوَاتِی حَرَمَتْنِی. فَأَسْأَلُكَ یَا مَوْلَایَ سُؤَالَ مَنْ نَفْسُهُ لَاهِیَةٌ لِطُولِ أَمَلِهِ، وَ بَدَنُهُ غَافِلٌ لِسُكُونِ عُرُوقِهِ، وَ قَلْبُهُ مَفْتُونٌ بِكَثْرَةِ النِّعَمِ عَلَیْهِ، وَ فِكْرُهُ قَلِیلٌ لِمَا هُوَ صَائِرٌ إِلَیْهِ. سُؤَالَ مَنْ قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْأَمَلُ، وَ فَتَنَهُ الْهَوَى، وَ اسْتَمْكَنَتْ مِنْهُ الدُّنْیَا، وَ أَظَلَّهُ الْأَجَلُ، سُؤَالَ مَنِ اسْتَكْثَرَ ذُنُوبَهُ، وَ اعْتَرَفَ بِخَطِیئَتِهِ، سُؤَالَ مَنْ لَا رَبَّ لَهُ غَیْرُكَ، وَ لَا وَلِیَّ لَهُ دُونَكَ، وَ لَا مُنْقِذَ لَهُ مِنْكَ، وَ لَا مَلْجَأَ لَهُ مِنْكَ، إِلَّا إِلَیْكَ. إِلَهِی أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ الْوَاجِبِ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِكَ، وَ بِاسْمِكَ الْعَظِیمِ الَّذِی أَمَرْتَ رَسُولَكَ أَنْ یُسَبِّحَكَ بِهِ، وَ بِجَلَالِ وَجْهِكَ الْكَرِیمِ، الَّذِی لَا یَبْلَى وَ لَا یَتَغَیَّرُ، وَ لَا یَحُولُ وَ لَا یَفْنَى، أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تُغْنِیَنِی عَنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ بِعِبَادَتِكَ، وَ أَنْ تُسَلِّیَ نَفْسِی عَنِ الدُّنْیَا بِمَخَافَتِكَ، وَ أَنْ تُثْنِیَنِی بِالْكَثِیرِ مِنْ كَرَامَتِكَ بِرَحْمَتِكَ. فَإِلَیْكَ أَفِرُّ، و مِنْكَ أَخَافُ، وَ بِكَ أَسْتَغِیثُ، وَ إِیَّاكَ أَرْجُو، وَ لَكَ أَدْعُو، وَ إِلَیْكَ أَلْجَأُ، وَ بِكَ أَثِقُ، وَ إِیَّاكَ أَسْتَعِینُ، وَ بِكَ أُومِنُ، وَ عَلَیْكَ أَتَوَكَّلُ، وَ عَلَى جُودِكَ وَ كَرَمِكَ أَتَّكِلُ.

 

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  09:00 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 09:07 ب.ظ
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

یایش آن حضرت در ابراز فروتنی و تواضع

پروردگار من، گناهانم زبانِ مرا بند آورده و رشته‌ی سخنم را از هم گسسته است و من عذری اقامه نتوانم كرد. پس همچنان اسیرِ گرفتاری و گروگانِ كردار خویشتنم. در میان گناهان سرگردانم، و از مقصد خود بیراه شده‌ام و دستم از چاره كوتاه است.
من خود را در جایگاه گنهكارانِ سرشكسته قرار داده‌ام؛ در جایگاه شوربختانی كه با تو گستاخی می‌ورزند و تهدیدهایت را سبك می‌شمارند.
پاك و منزّهی تو، به چه جرئتی با تو گستاخی كردم؟ و با كدامین فریب خود را به ورطه‌ی نابودی افكندم؟
ای مولای من، بر من رحمت آور كه به صورت بر زمین افتاده‌ام و از راه لغزیده‌ام. به حِلم خود از نادانی‌ام درگذر، و به احسان خود از بدكرداری‌ام، كه به گناه خود اقرار دارم و به خطای خود معترفم. اینك این دست من و این سَرِ من كه برای قصاص از خود آن را با فروتنی تسلیم كرده‌ام. بر پیری‌ام و پایان گرفتنِ روزگارم و نزدیك شدنِ مرگم و ناتوانی و درویشی و بیچارگی‌ام رحمت آور.
مولای من، به من رحم كن آن گاه كه پایم از دینا بریده شود، و یادم از خاطر آفریدگان برود، و همچون كسی كه یكباره از یاد رفته است، به جمع فراموشان درآیم.
مولای من، آن گاه كه چهره و حالتم دگرگون شود و جسمم بپوسد و اندامم پاره گردد و بندبند وجودم از هم بگسلد، بر من رحمت آور، كه وای بر غفلت من از آنچه در پیش رو دارم.
مولای من، در آن روز كه از گور خود به درآیم و زنده شوم، به من رحم كن، و در آن روز جای ایستادنِ مرا برای حساب در میان دوستدارانت قرار ده، و چنان كن كه با دوستانت به سوی میزان روانه شوم و در سایه‌ی قربِ تو منزل گزینم، ای پروردگار هستی‌ها.

 

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی التَّذَلُّلِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ :

رَبِّ أَفْحَمَتْنِی ذُنُوبِی، وَ انْقَطَعَتْ مَقَالَتِی، فَلَا حُجَّةَ لِی، فَأَنَا الْأَسِیرُ بِبَلِیَّتِی، الْمُرْتَهَنُ بِعَمَلِی، الْمُتَرَدِّدُ فِی خَطِیئَتِی، الْمُتَحَیِّرُ عَنْ قَصْدِی، الْمُنْقَطَعُ بِی. قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِی مَوْقِفَ الْأَذِلَّاءِ الْمُذْنِبِینَ، مَوْقِفَ الْأَشْقِیَاءِ الْمُتَجَرِّینَ عَلَیْكَ، الْمُسْتَخِفِّینَ بِوَعْدِكَ سُبْحَانَكَ أَیَّ جُرْأَةٍ اجْتَرَأْتُ عَلَیْكَ، وَ أَیَّ تَغْرِیرٍ غَرَّرْتُ بِنَفْسِی مَوْلَایَ ارْحَمْ كَبْوَتِی لِحُرِّ وَجْهِی وَ زَلَّةَ قَدَمِی، وَ عُدْ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِی وَ بِإِحْسَانِكَ عَلَى إِسَاءَتِی، فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِی، الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی، وَ هَذِهِ یَدِی وَ نَاصِیَتِی، أَسْتَكِینُ بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسِی، ارْحَمْ شَیْبَتِی، وَ نَفَادَ أَیَّامِی، وَ اقْتِرَابَ أَجَلِی وَ ضَعْفِی وَ مَسْكَنَتِی وَ قِلَّةَ حِیلَتِی. مَوْلَایَ وَ ارْحَمْنِی إِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْیَا أَثَرِی، وَ امَّحَى مِنَ الْمَخْلُوقِینَ ذِكْرِی، وَ كُنْتُ مِنَ الْمَنْسِیِّینَ كَمَنْ قَدْ نُسِیَ مَوْلَایَ وَ ارْحَمْنِی عِنْدَ تَغَیُّرِ صُورَتِی وَ حَالِی إِذَا بَلِیَ جِسْمِی، وَ تَفَرَّقَتْ أَعْضَائِی، وَ تَقَطَّعَتْ أَوْصَالِی، یَا غَفْلَتِی عَمَّا یُرَادُ بِی. مَوْلَایَ وَ ارْحَمْنِی فِی حَشْرِی وَ نَشْرِی، وَ اجْعَلْ فِی ذَلِكَ الْیَوْمِ مَعَ أَوْلِیَائِكَ مَوْقِفِی، وَ فِی أَحِبَّائِكَ مَصْدَرِی، وَ فِی جِوَارِكَ مَسْكَنِی، یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ.

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  08:59 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

نیایش آن حضرت در طلب از میان بردن غم‌ها

ای غمگسار و ای اندوه زدا، ای بخشنده در این جهان و آن جهان و مهربان در هر دو سرا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست. اندوهم را ببَر و غمم را از میان بردار.
ای یگانه، ای یكتا، ای كسی كه همگان نیاز خود پیش تو آورند، ای آن كه نزاده‌ای و زاده نشده‌ای و هیچ كس همتای تو نیست، مرا از بدی‌ها نگاه دار و از گناه پاكیزه بدار و گرفتاری‌ام را برطرف گردان.
خدایا، من اینك مانند كسی هستم كه سخت نیازمند گردیده و نیرو و توانش رو به ضعف نهاده و گناهانش فراوان شده است؛ همچون كسی كه جز تو برای درمانِ نیاز خود فریادرسی نمی‌بیند، و برای ضعف خود نیرو دهنده‌ای، و برای گناهانش آمرزنده‌ای. ای صاحب بزرگی و بزرگواری، از تو می‌خواهم كه مرا به كاری توفیق دهی كه هر كس آن را انجام دهد، تو دوستش می‌داری، و یقینی ببخشی كه هر كس در جریان نافذ بودن فرمانت به حقیقتِ آن یقین برسد، از آن بهره‌مند شود.
خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و مرا بر صدق و راستی بمیران، و رشته‌ی نیازم را از دنیا بگسل، و مرا تنها به چیزی كه نزد توست راغب گردان، تا از سَرِ شوق دیدار تو را خواهم، و چنان كن كه به راستی بر تو توكل نمایم.
من خواهانِ بهترین تقدیری هستم كه برایم رقم زده‌ای، و از سرنوشت بدی كه پیش از این مقدّر فرموده‌ای، به تو پناه می‌برم. من از تو ترسِ عبادت پیشگاه و طاعتِ خاشعان و یقینِ توكل كنندگان و توكلِ مؤمنان را می‌خواهم.
خدایا، چنان كه رغبت من به درخواست كردن از تو، همچون رغبت اولیای تو باشد هنگامِ خواهش، و آن گونه از تو بیمناك باشم كه دوستان تو از تو بیمناك‌اند، و مرا در راه خشنودی خود چنان به كار دار كه چیزی از احكام دین تو را به سبب ترس از آفریدگانت فرو نگذارم.
خدایا، نیاز من این است. پس شوق مرا برای رسیدن به آن فراوان كن، و عذر و بهانه‌ام را در این خواسته آشكار نما، و حجّت مرا در آن به من بفهمان، و جسمم را در طلبش به سلامت دار.
خدایا، هر كس به غیر تو امید و اطمینانی داشته باشد، اعتماد و امید من در همه‌ی كارها به توست. پس برای من چیزی را مقدّر كن كه سرانجامش از همه نیكوتر است، و مرا از فتنه‌های گمراه كننده رهایی بخش، ای مهربان‌ترینِ مهربانان.
و خدای تعالی درود فرستد بر سرور ما محمد، فرستاده‌ی برگزیده ی خدا، و خاندان پاكیزه‌ی او
.

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی اسْتِكْشَافِ الْهُمُوم :ِ

یَا فَارِجَ الْهَمِّ، وَ كَاشِفَ الْغَمِّ، یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِیمَهُمَا، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ افْرُجْ هَمِّی، وَ اكْشِفْ غَمِّی. یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، اعْصِمْنِی وَ طَهِّرْنِی، وَ اذْهَبْ بِبَلِیَّتِی. وَ اقْرَأْ آیَةَ الْكُرْسِیِّ وَ الْمُعَوِّذَتَیْنِ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، وَ قُلْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ، وَ ضَعُفَتْ قُوَّتُهُ، وَ كَثُرَتْ ذُنُوبُهُ، سُؤَالَ مَنْ لَا یَجِدُ لِفَاقَتِهِ مُغِیثاً، وَ لَا لِضَعْفِهِ مُقَوِّیاً، وَ لَا لِذَنْبِهِ غَافِراً غَیْرَكَ، یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ أَسْأَلُكَ عَمَلًا تُحِبُّ بِهِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَ یَقِیناً تَنْفَعُ بِهِ مَنِ اسْتَیْقَنَ بِهِ حَقَّ الْیَقِینَ فِی نَفَاذِ أَمْرِكَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اقْبِضْ عَلَى الصِّدْقِ نَفْسِی، وَ اقْطَعْ مِنَ الدُّنْیَا حَاجَتِی، وَ اجْعَلْ فِیمَا عِنْدَكَ رَغْبَتِی شَوْقاً إِلَى لِقَائِكَ، وَ هَبْ لِی صِدْقَ التَّوَكُّلِ عَلَیْكَ. أَسْأَلُكَ مِنْ خَیْرِ كِتَابٍ قَدْ خَلَا، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كِتَابٍ قَدْ خَلَا، أَسْأَلُكَ خَوْفَ الْعَابِدِینَ لَكَ، وَ عِبَادَةَ الْخَاشِعِینَ لَكَ، وَ یَقِینَ الْمُتَوَكِّلِینَ عَلَیْكَ، وَ تَوَكُّلَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْكَ. اللَّهُمَّ اجْعَلْ رَغْبَتِی فِی مَسْأَلَتِی مِثْلَ رَغْبَةِ أَوْلِیَائِكَ فِی مَسَائِلِهِمْ، وَ رَهْبَتِی مِثْلَ رَهْبَةِ أَوْلِیَائِكَ، وَ اسْتَعْمِلْنِی فِی مَرْضَاتِكَ عَمَلًا لَا أَتْرُكُ مَعَهُ شَیْئاً مِنْ دِینِكَ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ. اللَّهُمَّ هَذِهِ حَاجَتِی فَأَعْظِمْ فِیهَا رَغْبَتِی، وَ أَظْهِرْ فِیهَا عُذْرِی، وَ لَقِّنِّی فِیهَا حُجَّتِی، وَ عَافِ فِیهَا جَسَدِی. اللَّهُمَّ مَنْ أَصْبَحَ لَهُ ثِقَةٌ أَوْ رَجَاءٌ غَیْرُكَ، فَقَدْ أَصْبَحْتُ وَ أَنْتَ ثِقَتِی وَ رَجَائِی فِی الْأُمُورِ كُلِّهَا، فَاقْضِ لِی بِخَیْرِهَا عَاقِبَةً، وَ نَجِّنِی مِنْ مَضَلَّاتِ الْفِتَنِ بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ الْمُصْطَفَى وَ عَلَى آلِهِ الطَّاهِرِین.َ

 

   


نظرات()  
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  08:58 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: صحیفه سجادیه ،

کتاب صحیفه سجادیه، مجموعه ای از دعاها و مناجات امام چهارم شیعیان، زین العابدین علی بن الحسین حضرت سجاد علیه السلام است. مجموعه این ادعیه در دو صحیفه موجود است. یکی صحیفه صغیر که نزد فرقه زیدیه معتبر است و شیعه امامیه، آن را صحیفه ناقصه می داند و دیگر، صحیفه کبیر، که با نام صحیفه کامله سجادیه می باشد. صحیفه کامله سجادیه، در بین منابع اولیه تعالیم حیات بخش اسلام، بعد از قرآن کریم و نهج البلاغه امیرالمومنین علی (ع)، مجموعه با عظمت و میراث گرانبهائی است. این صحیفه بطور تواتر از سه طریق شیعه امامیه، طایفه زیدیه و فرقه اسماعیلیه از امام چهارم رسیده و از آن زمان تاکنون همیشه انیس و مونس صاحبدلان و راهنمای ارباب معرفت بوده است.

ساختار و تقسیم بندی صحیفه
صحیفه کامله، شامل 54 دعا و مناجات، از علوم و معارف اسلامی است. اینها اگرچه در قالب دعاست ولی در لابلای آن، هر یک وسیله ای برای آشنایی با وظایف اهل ایمان در زندگی می باشد که به آسانی، همه را در راه تکامل و پیشرفت عقایدش، یاری می کند. صحیفه در چند بخش است:
1- در حمد و ثنای خدا و پیامبرش و صلوات بر حاملان عرش و مومنین و ....
2- دعاهای انسان برای خود، دوستان، نزدیکان، فرزندان، والدین، همسایگان و مرزبانان....
3- دعای انسان در صبح و شب، در سختی ها، در آمرزش گناهان، در التجاء به خدا، در طلب حاجت ها.
4- دعای انسان در موقع بیماری، هنگام پیشامدهای ناگوار، در تنگی روزی، در ادای قرض، در موقع مرگ.
5- دعای انسان در نماز شب، توبه، شکرگزاری، بخشش و عفو، در طلب خیر و نیکی.
6- دعای انسان در ایام ماه مبارک رمضان، روز جمعه، عید فطر، روز عرفه، عید قربان و عید فطر و موقع هلال ماه.
7- و در نهایت مناجاتی دیگر در هر مشکل و مهم و مسائل مختلف.

و به نوعی دیگر می توان دعاهای صحیفه را به سه بخش تقسیم کرد:
الف: نیایش های عبادی و عرفانی
ب: دعاهای تظلم و تقاضا
ج: نیایش های تعلیم و تعهد

ویژگی ممتاز صحیفه
این کتاب به انجیل اهل بیت و زبور آل محمد معروف است. بعضی دانشمندان هم «اخت القرآن» گویند. ویژگی اش اینست که اگرچه در موضوع دعا و نیایش، مطرح شده ولی تمام مطالب آن، برمدار راز و نیاز و عرض حاجت نیست، بلکه شامل بسیاری از حقایق علوم آلی و نظری و قوانین و احکام شرعی و مسائل بسیار حساس سیاسی و اجتماعی و تربیتی و اخلاقی است که در شکل و قالب دعا، مورد توجه امام (ع) قرار گرفته است.

علت تدوین صحیفه
دوره امامت و زندگی علی بن الحسین امام چهارم علیه السلام که در نیمه دوم قرن اول هجری، در تاریک ترین دوران ظلم و استبداد حکومت آل ابوسفیان و اولاد مروان (بنی امیه) می گذشت، بخصوص که بعد از شهادت پدر بزرگوارش حسین بن علی (ع)، امام سجاد در شرایطی سخت و اختناق آمیز، دائما زیر نظر جاسوسان حکومت بود و هر گونه ارتباط مستقیم با دوستان و اطرافیانش از او سلب شده بود، در این موقعیت، ادعیه و مناجات آن حضرت که خود، امام معصوم و انسان کامل بود، چشمه جوشانی شد در بیان معارف دقیق و اصیل اسلام و تشیع و آثار این ادعیه، درس و تعلیم و تربیت مسلمین و شیعیان جهان گردید. از همین رو، این صحیفه نه تنها بصورت دعا، بلکه به عنوان کتابی علمی و اعتقادی و اجتماعی و تربیتی و سیاسی، و به تعبیری کتابی فلسفی و عرفانی و کلامی درباره جهانشناسی، خداشناسی و انسان شناسی در آمد و این صحیفه مبارک، پناهگاهی برای حفظ اسلام و نشر مکتب شیعه شد.

تواتر صحیفه سجادیه
صحیفه کامله سجادیه، از متواترات می باشد و هیچ شک و شبهه ای نیست که نسبت این صحیفه الهیه به حضرت امام زین العابدین، حضرت سجاد می باشد و از زمان حضرت باقر تا به حال، آن را دست به دست و زبان به زبان، روایت کرده اند. صحیفه از طریق فرقه زیدیه متواتر است و دیده شده که بعضی از بزرگان این طایفه، در حوزه مقابله صحیفه، با منتهای خضوع و تعظیم بودند. ادعیه صحیفه کامله بنابر روایت جعفربن محمد حسنی که در خود صحیفه ذکر شده است، 75 دعا بوده که راوی آن، متوکل بن هارون از اصحاب امام جعفر صادق علیه السلام است و می گوید: از من 11 دعا ساقط شده و من 64 دعا را روایت می کنم، ولی امروزه می بینیم که تعداد ادعیه در صحیفه 54 دعاست. بنابراین از اصل صحیفه 21 دعا افتاده است. خوشبختانه بزرگان علم و حدیث، کوشش کردند تا آن ادعیه را پیدا کنند و به صحیفه ملحق نمایند و همین کار نیز شد و البته به عنوان ملحقات، نه به عنوان ادخال در میان خود ادعیه، تا در عین دعاهای آن دخل و تصرفی نشده باشد. اولین ملحقاتی که برای صحیفه گردآوری شد، اضافاتی بود که شیخ محمد تقی بن صوفی مظفر زیابادی قزوینی شاگرد شیخ بهائی انجام داد و بعد این جمع آوری و ملحقات، به عنوان صحیفه ثانویه سجادیه (تدوین شیخ حرعاملی صاحب وسائل الشیعه) صحیفه ثالثه سجادیه (تدوین میرزا عبدالله افندی صاحب ریاض العلماء، صحیفه رابعه سجادیه (تدوین میرزا حسین نوری صاحب مستدرک الوسائل) صحیفه خامسه سجادیه (تدوین سید محسن امین عاملی صاحب اعیان الشیعه) و صحیفه سادسه سجادیه (تدوین شیخ محمد صالح مازندرانی) انجام شده است.


   


نظرات()  

وبلاگ آشـــــــــوب

همــــــه چـــــی بــــرای همــــــه چـــــی