دوشنبه 7 شهریور 1390  03:10 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 7 شهریور 1390 03:39 ق.ظ
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

حجاب در ایران ؟معنی حجاب از نظر من؟گستردگی بی حجابی ؟بانیان بی حجابی در ایران؟فرار از حقیقت بی حجابی ؟راه های جلوگیری از بی حجابی ؟فواید حجاب؟ریشه یابی بی حجابی ؟مقصر كیست، دختران یا مادران؟آیا حاكمان نقشی در بی حجابی دارند؟آیا حجاب لازم است؟آیا بی حجاب عیب محسوب میشود؟

ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است .............ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

خواهرم در خیابان آرایش مكن..............................از جوانان سلب آرامش مكن

گیسوان از روسری بیرون مریز...........................در مسیر دیدگان افسون مریز

خواهرم دیگر تو كودك نیستی.............................فاش میگویم عروسك نیستی

 

 

حجاب در ایران باستان هم بوده كما اینكه................

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 3 شهریور 1390  03:22 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

در آن صحرا، جحفه، و بر کنار آن غدیر، خم، و در حضور آن جمع، پیامبر (صلی الله علیه و آله) در ادامه کلام الهی خویش، دامنه سخن را به مسائل مربوط به امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) کشانیده، زبان به توصیف آن امام همام گشودند، و گوشه هایی از شخصیت همه جانبه آن بزرگوار را به مردم نمایاندند. حساسیت این قسمت از سخن را، از آنجا می توان دریافت که حضرتش هیجده بار مردم را با تکرار یک لغت هشدار دهنده، به دقت در کلام خود فرا می خوانند. حضرتش در این بخش به دفعات، کلمه الا به معنی هان! آگاه باشید را به کار می برند، تا همگان دریابند که موضوع از اعتبار، ارزش، حساسیت و اهمیت ویژه برخوردار است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز این بخش، بار دیگر - برای چندین مرتبه در طول سخنرانی - روند پیوسته نبوت و امامت را مطرح نموده و یاد آور می شوند که سررشته این نظم، در دست علی (علیه السلام) است و پایان بخش این روند، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه می باشند، بدین صورت که: معاشر الناس انی نبی و علی وصیی. الا و ان خاتم الائمه منا القائم المهدی [صلوات الله علیه] [1]  پس آن گاه با بر شماری 21 ویژگی اساسی و مهم از مختصات عمده آن امام، به گونه ای گوشه هایی از حرکت و کار و تلاش و برنامه ها و دستاوردهای نظام الهی حضرتش را ترسیم می نمایند، به طوری که با اندک دقت و ریزبینی در این مختصات، می توان ابعادی مختلف از مسائل مربوط به آن حضرت را دریافت.

ادامه مطلب


امام زمان علیه السلام در خطابه غدیر

در آن صحرا، جحفه، و بر کنار آن غدیر، خم، و در حضور آن جمع، پیامبر (صلی الله علیه و آله) در ادامه کلام الهی خویش، دامنه سخن را به مسائل مربوط به امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) کشانیده، زبان به توصیف آن امام همام گشودند، و گوشه هایی از شخصیت همه جانبه آن بزرگوار را به مردم نمایاندند. حساسیت این قسمت از سخن را، از آنجا می توان دریافت که حضرتش هیجده بار مردم را با تکرار یک لغت هشدار دهنده، به دقت در کلام خود فرا می خوانند. حضرتش در این بخش به دفعات، کلمه الا به معنی هان! آگاه باشید را به کار می برند، تا همگان دریابند که موضوع از اعتبار، ارزش، حساسیت و اهمیت ویژه برخوردار است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز این بخش، بار دیگر - برای چندین مرتبه در طول سخنرانی - روند پیوسته نبوت و امامت را مطرح نموده و یاد آور می شوند که سررشته این نظم، در دست علی (علیه السلام) است و پایان بخش این روند، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه می باشند، بدین صورت که: معاشر الناس انی نبی و علی وصیی. الا و ان خاتم الائمه منا القائم المهدی [صلوات الله علیه] [1]  پس آن گاه با بر شماری 21 ویژگی اساسی و مهم از مختصات عمده آن امام، به گونه ای گوشه هایی از حرکت و کار و تلاش و برنامه ها و دستاوردهای نظام الهی حضرتش را ترسیم می نمایند، به طوری که با اندک دقت و ریزبینی در این مختصات، می توان ابعادی مختلف از مسائل مربوط به آن حضرت را دریافت.

 پیامبر فرمودند: الا انه الظاهر علی الدین. الا انه المنتقم من الظالمین. الا انه فاتح الحصون و هادمها. الا انه قاتل کل قبیله من اهل الشرک. الا انه مدرک کل ثار لاولیاء الله عز و جل. الا انه ناصر دین الله عز و جل. الا انه الغراف من بحر عمیق. الا انه یسم کل ذی فضل بفضله و کل ذی جهل بجهله. الا انه خیره الله و مختاره.
الا انه وارث کل علم و المحیط به. الا انه المخبر عن ربه عز و جل و المنبه بامر ایمانه. الا انه الرشید السدید. الا انه المفوض الیه. الا انه قد بشر من سلف من بین یدیه. الا انه الباقی حجه و لا حجه بعده و لا حق الا معه و لا نور الا عنده. الا انه لا غالب له و لا منصور علیه. الا انه ولی الله فی ارضه و حکمه فی خلقه و امینه فی سره و علانیته.

ای مردم آگاه باشید! او بر قاطبه ادیان پیروز خواهد گردید. آگاه باشید! او از ستمکاران انتقام خواهد گرفت. آگاه باشید! او تمامی دژها را فتح نموده و ویران خواهد ساخت. آگاه باشید! او تمامی طوایف و قبائل شرک را درهم خواهد کوبیده و نابود خواهد ساخت. آگاه باشید! او انتقام خون دوستان خدا را باز خواهد ستاند. آگاه باشید! او یار و یاور دین خدای بزرگ است. آگاه باشید! او کشتیبانی کار آزموده در دریائی عمیق است. آگاه باشید! او فاضلان را به فضلشان و جاهلان را به جهلشان می شناسد و می شناساند.

آگاه باشید! او برگزیده خدا و منتخب اوست. آگاه باشید! او وارث تمامی دانش هاست و به همه علوم تسلط و احاطه دارد. آگاه باشید! او از خدایش برای شما گزارش می نماید و شما را به چگونگی ایمان به خدا می آگاهاند. آگاه باشید! او راست کار و درست کردار و استوار و پا برجاست. آگاه باشید! که امور خلقت و خلایق - از سوی خدا - به او واگذار شده است. آگاه باشید! که تمامی پیام آوران گذشته به آمدن او نوید داده اند. آگاه باشید! که آن حضرت آخرین حجت الهی است و پس از او دیگر حجتی نخواهد آمد، حق - تماما - با او و نور نزد اوست. آگاه باشید! کسی را یارای چیرگی بر او نیست. آگاه باشید! او ولی خدا در زمین است و داور دادار در میان آفریده های اوست، و امین خدای متعال در پنهان و پیدای اوست. بار دیگر به دقت بر این توصیف ها بنگریم، و دریابیم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سالیانی دراز قبل از تولد، و قرنها پیش از ظهور آن حضرت با چه انگیزه ای چنین شخصیتی از ایشان به دست می دهد؟ و بدان گونه خطوط اصلی آن نظام الهی به رهبری حضرتش را ترسیم می نماید؟

آیا می توان هدفی جز دمیدن روح امید و انتظار، و آگاهانیدن نسلها و آماده سازی آنان برای تحمل دوران سخت غیبت، همراه با تلقی صحیح از آن پنهانی دشوار، و تلاش پیگیر در تحقق و بر پایی آن آینده نورانی در این کار سراغ داد؟ اگر این راستا را صحیح ندانیم، آیا پسندیده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در شرایطی که تنها سه تن از امامان (امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام) در دوران حیات ظاهری خویش بودند، سخن از نظام آینده جهان و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه آن هم به این گستردگی و تفصیل در میان آورند؟ نظامی که در آن به فضل و جهل با یک دیده نگریسته نمی شود، و فاضلان و جاهلان در هم نمی آمیزند، تا کار تشخیص و تمییز دشوار گردد.

بلکه حضرتش در پرتو بینش الهی خود، این دو طایفه را از هم جدا نموده، و به روشنی فاضل را به فضلش و جاهل را به جهلش، به همگان می نمایاند. قیام آن حضرت، در راستای یک حرکت مشخص و گویای تاریخی در طول ادوار مدنیت بشر تفسیر می شود، و او تحقق بخش نویدهای تمامی پیام آوران سلف معرفی می گردد که ماموریتش به ثمر و هدف رسانیدن تلاش های آنان خواهد بود. در یک نگاه، آن امام همام، مظهر علم و قدرت الهی معرفی می شود. این آگاهی، برای او دانش و بینشی فوق تصور به بار می آورد، و آن قدرت خدا دادی، وی را در موضعی می نشاند که هیچ گردن فرازی نتواند در راه پیاده شدن اهداف آن نظام الهی سنگ اندازی و مانع تراشی نماید.

اگر این قیام الهی نباشد، خلقت عبث جلوه می نماید، و این اندیشه باطل بر صفحه ذهنها نقش می گیرد که آیا هدف از هستی، همین بود که مردمی بیایند و نسل به نسل بروند، و حاکمانی دست به دست در تاریخ حاکم شوند و خونریزی کنند و غارت نمایند و بساط جور و ستم بگسترانند و مظلومان را به زنجیر بکشند و... از این رو، در جهت پاسخ به این پندار نادرست، خدای عزیز حکیم، ولی مقتدر خویش را با توان و آگاهی الهی زمامدار جهان می نماید که او دژهای کفر و بی دینی را درهم کوبد، از ظالمان انتقام گیرد، با شرک در ستیزد آید، داد مظلومان را بستاند، و خون شهیدان را پاس نهد، دین را یاری کند، سکان کشتی طوفان زده بشریت را به دست با کفایت خویش گیرد و انسانها را به سر منزل مقصود رهنمون گردد. و چه زیباست که ما آن روزگاران را نظاره گر باشیم.

با مطالعه سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این بخش از خطابه، علاوه بر شخصیت فردی آن حضرت، می توان با ابعاد الهی، سیاسی، عدالت اجتماعی، علمی و فرهنگی، تاریخی، هدایتی و... این نظام آشنا شد. و خدا را، که توفیق درک آن زمان و زمانه، ما را دست دهاد. به هر حال، پیامبر (صلی الله علیه و آله) کم کم دامن سخن خویش را در آن صحرای سوزان جمع می نماید. و در اواخر خطابه خویش، سخن از گستره حلال و حرام نموده و یاد آور می شوند که این مطلب، بسیار فراتر از آن است تا در یک نشست و در خلال یک خطابه بتوان تمامی آن را بازگو نمود. آن گاه چنین می فرمایند:

فامرت ان اخذ البیعه منکم و الصفقه لکم بقبول ما جئت به عن الله عز و جل فی علی امیر المومنین و الائمه من بعده الذین هم منی، و منه ائمه قائمهم المهدی الی یوم القیامه الذی یقضی بالحق... من - از سوی پروردگار جهان - فرمان داده شده ام تا از شما بر قبول آنچه از جانب خدای عز و جل درباره امیر مومنان علی (علیه السلام) و ائمه پس از او آورده ام، که - در نسل و تبار - از من و اویند، عهد وفاداری و بیعت بستانم. امامانی که قائم آنان مهدی، تا بر پایی قیامت برقرار خواهد بود، و اوست که بر حق و عدل حکم خواهد کرد... و بدین سان پیامبر (صلی الله علیه و آله) در سومین جای از کلام خود، یاد امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) را زنده می دارد. و این سه موضع - همان طور که گذشت - علاوه بر یازده مرتبه ای بود که در طول سخن، حضرتش از واژه عمومی و کلی ائمه در زمینه معرفی پیشوایان پس از خود استفاده نمودند، و شان و جایگاه و مشخصه والای آنان را با عبارت الامامه فی ذریتی من ولده الی یوم القیمه بیان داشتند. پیشوایانی که آنان را در جایی دیگر از همین کلام، الطیبین من ولدی خواندند و آنان را ثقل اصغر دانستند، که بر کنار کتاب خدا ثقل اکبر نشسته اند. تا آنجا که ایشان در بیان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امناء الله فی خلقه و حکامه فی ارضه تعبیر شدند، و در طی سخن به دفعات، امامان را در رابطه با علی (علیه السلام)، با وصف ولدی من صلبه و عباراتی از این ردیف ستودند. اینک روشن است که از چه رو، این بخش ، موعود غدیر نام گرفت، چرا که حاوی روشنگری در زمینه معرفی نام و یاد و راه و رسم امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) بود که در سایه پرتو ناشی از کلام نورانی پیامبر، بر پهنه دل و ذهن خواننده می نشست، و امید که این رهگشائی ما را نیز کارساز افتد.

تا کی در انتظار؟

اینک که توسن سخن، می رود تا آرام گیرد و از تاختن باز ایستد، با مبعوث غدیر هم آواز می شویم، و موعود غدیر را خطاب نموده و می گوئیم: متی تنتظر!، و دل خوش می داریم که او در ادامه سخن ما را با این کلام امید بخشیده که: ابشر بنصر قریب من رب رحیم [1]  این کلام از آن علی (علیه السلام) است که در دهه چهارم هجرت نبوی، روی در خطاب به آن عزیز کرده، و از سر شگفتی و اشتیاق می پرسد: تا کی در انتظار؟
و گوئی که چشم به راهان مشتاق را به یاری نزدیک از پیشگاه خدای مهربان خبر می دهد.
این پیام، عرصه تاریخ را در نور دید، و از دل صدها و هزاران حادثه هولناک و از بستری مالامال از نشیب و فراز گذشت، و اینک گوش جان ما را می نوازد که: الیس الصبح بقریب [2]
  آیا بامدادان طلوع او نزدیک نیست؟ گوییا مظلوم غدیر، در آیینه تاریخ، او و برنامه کارش را بر دور دست افق نظاره کرده بود که می گفت: یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی، و یعطف الرای علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرای [3]  او هدی را جایگزین هوی خواهد نمود، آن گاه که هر یک از این دو را - به غلط و ناروا - جای دیگری نشانده اند. و آن دم که بساط استادی و حکومت آراء - باطله - بر قرآن رواج گرفته باشد، او این سفره را بر می چیند، و بار دیگر قرآن را بر موضع بلند هدایت اندیشه ها می نشاند، و آراء مردم را به تبعیت از آن فرا می خواند. هم آن عزیز، تابزدگان این وادی را هشدار می داد که: فلا تستعجلوا ما هو کائن مرصد [4]  بر آنچه که به قطع و یقین واقع شدنی است، بیهوده شتاب مگیرید. امیرالمومنین (علیه السلام) غمزدگان داستان اسف بار تنها ماندن خود و دلهای پر غصه از قصه های رنج آور فرزندان پاکش را همواره امید می بخشید که - علی رغم همه این رنج ها و شکنج ها به آینده چشم بر دوزند، و در آن آینه تصویر محتوای کلام نورانی علوی را به روشنی ببینند که: لتعطفن الدنیا علینا بعد شماسها عطف الضروس علی ولدها [5]  یقینا جهان - چونان شتری بد خو و سرکش که به هر حال و به ناچار به سوی فرزندش باز می گردد - بار دیگر به ما رو خواهد کرد. و آنان که شاهد این کلام، از آن مظلوم غدیر و سقیفه بودند، به گوش خود شنیدند که دهان حضرتش در دنباله این سخن، به تلاوت این آیه از قرآن مجید مترنم گشت: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین [6]  و بدین سان اراده قطعی و حتمی الهی را پشتوانه کلام خود در روی کرد دوباره دنیا به خاندان خویش تلقی نمود.

علی (علیه السلام) فتنه ها و آشوبها را در زمان خود شاهد بود، و شیوع این بلایا را برای آیندگان نیز در گستره وسیعی می دید و همواره هشدار می داد تا منتظران مشتاق هرگز سر فرود نیاورند، و دیده به راهان شیفته، قامت زیر بار مشکلات دو تا نکنند، و به رغم درگیری ها همواره در پهنه فکر و صحنه دل خویش، فرزند والایش را ببینند که پای در رکاب نهاده، گام در میان گذارده و تیغ از نیام برکشید، تا هر که را به فراخور حال و قال به راه آورد، و پاداش و جزا بخشد. و یاد آور می شد که آن حضرت را ابرهای تیره فتنه و آشوب، از انجام این ماموریت حساس و مهم باز نخواهد داشت، چرا که: الا و ان من ادرکها منا یسری فیها بسراج منیر و یحذو فیها علی مثال الصالحین [7]  آری، یادگار امروزین غدیر - امام حجه بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه - در مواجهه با تیرگی ها و تیره روزی ها، در پرتو هدایتی الهی گام بر می دارد، و دل تاریکی ها را می شکافد، و به سان پیشینیان صالح خود گام برداشته، و پای در جای پای آنان می نهد، تا یک جهان نور و روشنی به بار آورد. آن گاه علی (علیه السلام) برای آن که پیشاپیش جلوی هر گونه تفسیر و تاویل و توجیه ناروا را گرفته باشد، با صراحت و به روشنی فرمود: او را غیبتی است بس طولانی، تا آنجا که ناآگاهان گویند: ما لله فی آل محمد حاجه [8]  دیگر خدا را به خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیازی نیست. حضرتش، ویژگی آن سفر کرده به دیار غیبت را این چنین بیان می کرد که: صاحب هذا الامر الشرید الطرید الفرید الوحید. [9]  آری طول دوران جانکاه غیبت، سبب می شود تا او وارهانیده شود و تنهای تنها باقی بماند. علی (علیه السلام) می فرمود که او را غیبتی است که بسی به درازا خواهد کشید، و چنین است که: تخفی ولادته و یغیب شخصه [10]  او نه تنها پنهانیش طولانی که تولدش نیز در نهان صورت می گیرد. و آن گاه که صحابی نامدار او - اصبغ بن نباته - حضرتش را درحالتی متفکرانه دید و علت را جویا شد، امام (علیه السلام) در پاسخ به او فرمود: فکرت فی مولود یکون من ظهری، الحادی عشر من ولدی، هو المهدی یملوها عدلا کما ملئت جورا و ظلما، تکون له حیره و غیبه یضل فیها اقوام و یهتدی فیها آخرون. [11]  من درباره یازدهمین فرزند از صلب خویش می اندیشیدم. او مهدی عجل الله تعالی فرجه است.
زمین را از عدل و داد پر خواهد نمود، آن سان که از جور و ستم مالامال گشته، برای او غیبت - و برای مردم - حیرانی در این امر است. جمعی در این غیبت و حیرت گمراه شده، و جمعی دیگر راه خواهند یافت. و اینک ما، در آستانه غدیر، مبعوث آن روزین غدیر را در ظاهر از دست داده ایم، و با وارث امروزین و حاضر غدیر، امام مهدی حجه بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه تنها مانده ایم. هر دو، دوران سخت و جانکاه غیبت را می گذرانیم، اما او کجا و ما کجا؟ او چه سان و ما چه سان؟ و ما در سر، سودای آن داریم که او نوای حزینمان را در بامدادان جمعه ای از جمعه ها پاسخ گوید، آن گاه می گوئیم: متی ترانا و نریک و قد نشرت لواء النصر تری [12]
  در سر شوق آن داریم و در دل شور این، که تا زنده ایم، سرانجام روزی فرا رسد که حضور آشکارش را جشن گرفته و شادی کنیم، و نحن نقول: الحمد لله رب العالمین [13]  و زبان به ستایش الهی بگشائیم. و کوتاه سخن در آخر این مقال، آن که: یا امیرالمومنین! به رغم آنان که تنها به فاصله هفتاد روز، به نامردمی، پیام و کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در مورد شما به فراموشی سپرده، از آستانتان روی گرداندند و خفت به بار آوردند، اینک خدای جهان را - به تمامی جان و از سویدای دل - بر این فضل و هدایت شاکریم که با گذشت چهارده قرن از آن روزگاران، و در پی نزدیک به دوازده قرن از میلاد و آغاز غیبت موعود بزرگوار غدیر، همچنان به پایمردی و استوارانه، بر عهد ولایت این خاندان - علی (علیه السلام) در آغاز و مهدی (عجل الله تعالی فرجه) در انجام - ایستاده ایم. و امید که عزت به بار آوریم. اینک پیروزمندانه، حماسه چشم به راهی می سرائیم، و سرود انتظار سر می دهیم. و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله. [14] .

   


نظرات()  
پنجشنبه 3 شهریور 1390  03:21 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

مقدمه:

  نگاه اسلام به زن همراه با حرمت و کرامت است، اسلام در بدو پیدایش، زنان را از اسارت فرهنگ جاهلی نجات داد و قدر و منزلت و شخصیت انسانی از دست رفتة آنان را در فرهنگ جاهلی مرد سالار احیاء کرد. اگر چه در دوران مدرن نیز اندیشه های فمینیستی مدافع حقوق زنان تلاش زیادی جهت رفع تبعیض از این قشر کرده اند اما در این راه دچار افراط شده اند و به نحوی زن بودن زن و تفاوتهای طبیعی بین دو جنس را فراموش کرده اند و روابط سالم بین دو جنس و حتی زنان و دختران را زیر چتر زنان همجنس باز، از بین برده اند و بدین طریق بنیان نظام خانواده را متزلزل کرده اند. مطرح شدن چنین اندیشه هایی در جهان و بالطبع در جامعه ما به دلیل گسترش ارتباطات جهانی؛ ضرورت بررسی تجویز ارزشهای اخلاقی همچون حجاب و عفاف و کارکردهای آن را بیش از بیش هویدا کرده است.

ادامه مطلب


جایگاه عفاف و حجاب در اسلام

مقدمه:

  نگاه اسلام به زن همراه با حرمت و کرامت است، اسلام در بدو پیدایش، زنان را از اسارت فرهنگ جاهلی نجات داد و قدر و منزلت و شخصیت انسانی از دست رفتة آنان را در فرهنگ جاهلی مرد سالار احیاء کرد. اگر چه در دوران مدرن نیز اندیشه های فمینیستی مدافع حقوق زنان تلاش زیادی جهت رفع تبعیض از این قشر کرده اند اما در این راه دچار افراط شده اند و به نحوی زن بودن زن و تفاوتهای طبیعی بین دو جنس را فراموش کرده اند و روابط سالم بین دو جنس و حتی زنان و دختران را زیر چتر زنان همجنس باز، از بین برده اند و بدین طریق بنیان نظام خانواده را متزلزل کرده اند. مطرح شدن چنین اندیشه هایی در جهان و بالطبع در جامعه ما به دلیل گسترش ارتباطات جهانی؛ ضرورت بررسی تجویز ارزشهای اخلاقی همچون حجاب و عفاف و کارکردهای آن را بیش از بیش هویدا کرده است.

 عفاف:

 عفاف به عنوان یک ارزش درونی و والای اخلاقی در اخلاق اسلامی جایگاه بسیار والایی دارد. و عفاف به عنوان ریشة حجاب و حجاب به عنوان یک عمل ظاهری، بازتاب عفاف به عنوان یک ارزش درونی است؛ به عبارت دیگر عفاف ریشه و سرچشمة حجاب است.  دین اسلام با تأکید بر ارزشهای اخلاقی همچون عفاف و پاکدامن و  حجاب و پوشش، می خواهد حرمت و کرامت زن در عرصة اجتماع حفظ شود و استعدادهای خدادادی او در فعالیتهای صرف جنسی صرف نشود. بنابراین عفاف و حجاب در اسلام از یک مسئلة کلی تر و اساسی تر ریشه می‌گیرد و آن این است که آیا تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را ببرد یا نه؟ به عبارت دیگر مسأله این است که آیا کامیابی های جنسی باید محدود به محیط خانوادگی و همسران مشروع باشد، یا می تواند آزاد باشد و به محیط اجتماع کشیده شود؟ اخلاق جنسی اسلامی بر خلاف اخلاق جنسی غرب که مبتنی بر روابط آزاد بین مرد و زن به شرط رعایت آزادی دیگران است؛ می‌خواهد انواع التذاذات جنسی به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع خالص برای کار و فعالیت باشد به همین جهت به زن اجازه نمی دهد که وقتی از خانه بیرون می رود موجبات تحریک مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمی دهد که چشم چرانی کند و در همین راستا بر ارزشهای اخلاقی همچون عفاف و حجاب تأکید می ورزد.

حفظ حجاب و ترک جلوه گری ثمرات بسیاری دارد که برخی از آنها عبارت است از:.

آرامش روحی ، استحکام پیوند خانواده ، حفظ نسل ، جلوگیری  

از   سوء قصد و تجاوز، پیشگیری از امراض مقاربتی و روانی ، پائین آمدن آمار طلاق ، خودکشی ، فرزندان نامشروع و سقط جنین ، از بین رفتن رقابت های منفی ، حفظ شخصیّت و انسانیّت زن ، و نجات او از چشم ها و دلهای هوسبازی که امروز دنیای غرب و شرق را در لجن فرو برده است .

پیام های آیه31سوره نور

1- در لزوم عفّت و پاکدامنی و ترک نگاه حرام بین زن و مرد، فرقی نیست

2- جلوه گری زنان ، در جامعه ممنوع است .

3- ظاهر بودن قسمت هایی از بدن که به طور طبیعی پیداست ، (صورت ، دست یا پا مانعی ندارد.)

4- در میان انواع پوشش ها، نام مقنعه و روسری بزرگ آمده و این دلیل بر اهمیّت حجاب است . (

5- در قانون گزاری باید به ضرورت ها، واقعیّت ها و نیازها توجّه شود. (اگر پوشاندن آن قسمت از بدن که خود به خود آشکار است ، واجب می شد، زندگی برای عموم زنان مشکل بود)

6- اسلام به نیازهای فطری و غریزی بشر پاسخ مثبت می دهد ّ)

7 - هرگونه راه رفتنی که سبب آشکار شدن زیورهای مخفی زن شود ممنوع است ّ)

8- زن ، حق ّ مالکیّت دارد

9- زن ، زینت خود را تنها به زنان مسلمان می تواند نشان دهد و نزد زنان کفّار باید خود را بپوشاند. یعنی زنان خودی و مسلمان نه بیگانه .

10- پوشش زن با تمایلات جنسی مردان نامحرم کاملا ارتباط دارد.

11- حجاب وپوشش ، واجب است ، وهرکاری که زینت زن را آشکار کند یا دیگران را از آن آگاه کند ممنوع است . 12- مقدار واجب برای پوشش سر و صورت ، انداختن روسری و مقنعه ای است که گردن و سینه را بپوشاند. 13- با حفظ حجاب ، حضور زن در جامعه مانعی ندارد ّ) همان گونه که شرکت زن در نماز جماعت بلامانع است .)

14- همه مردم نسبت به مسأله نگاه و حجاب مسئولند و برای نگاه های حرام خود باید توبه کنند15- مقتضای ایمان ، توبه به درگاه خداوند است . 16- توبه ، هم واجب است و هم کلید رستگاری است .)
17- راه رستگاری ، بازگشت از مسیرهای انحرافی به راه خداست .

چشم پوشی, وظیفه شرعی یک مسلمان: قرآن کریم قض بصر و چشم پوشی از نگاه به نامحرم را وظیفه مسلمانان اعلام کرده و به زن و مرد توصیه کرده است که مواظب چشمان خود باشند. قرآن کریم می فرماید: به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزه تر است و خدا به آنچه می کنند، آگاه است. و پس از آن فرمود : به زنان با ایمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ کنندپس خواست قرآن رعایت عفت عمومی برای زن و مرد است و این کار را وظیفه ضروری و واجب مومنین شمرده شده است.

نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها، اگر با قصد لذّت باشد، حرام است، بلکه احتیاط واجب آن است که بدون قصد لذت هم نگاه نکنند و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است

: قرآن کریم قض بصر و چشم پوشی از نگاه به نامحرم را وظیفه مسلمانان اعلام کرده و به زن و مرد توصیه کرده است که مواظب چشمان خود باشند. قرآن کریم می فرماید: به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزه تر است و خدا به آنچه می کنند، آگاه است

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود : در مورد رابطه نامشروع برای هر عضوی از آدمی سهمی از زنا است؛ زنای چشم، نگاه کردن، زنای زبان، سخن گفتن و زنای گوش ها، شنیدن حرام است اسلام تأکید خاصی دارد که زن و مرد باید کامیابی جنسی خود را تنها و تنها در محدودة ازدواج فراهم سازند. به عبارت دیگر افراد یا باید تن به ازدواج دهند یا باید محرومیت مطلق را تحمل کنند. ازدواج در نظام اخلاق جنسی اسلامی بر خلاف اخلاق جنسی غرب که از آزادی به محدودیت آمدن است؛ مبتنی بر از محدودیت به آزادی آمدن است و ازدواجی که پایه و خاصیت روانیش از محدودیت به آزادی آمدن است به دنبال خود استحکام می آورد و آنکه پایه‌اش از آزادی به محدودیت آمدن است فاقد استحکام است و منجر به طلاق می شود؛ زیرا کسی که تجارب جنسی فراوانی دارد به سختی می تواند خود را مقید به ازدواج و چهار چوب خانواده کند؛

خود نمایی زنان: بیشترین عامل بروز این بیماری در مردان حس خودنمایی در زنان است. مردان به طور طبیعی نسبت به زیبایی و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد یا بی حجاب با خودنمایی در عرصه جامعه این گرایش مردان را تحریک می نمایند. در تفاسیر شیعه وسنی ذیل آیه 30 سوره نور, نقل کرده اند که: «روزی در هوای گرم مدینه، زن جوانی در حالی که روسری خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او، پیدا بود، از کوچه ای عبور می کرد، مرد جوانی از انصار، آن حالت را مشاهده کرد و چنان غرق تماشا شد که از خود و اطرافش غافل گردید و به دنبال آن زن حرکت نموده تا این که صورتش به شی ای اصابت کرد و مجروح گردید، هنگامی که به خود آمد، خدمت پیامبر(ص) رفت و جریان را برای او بیان داشت، این جا بود که آیات سوره مبارکه نور در مورد پوشش زنان نازل گردید قرآن کریم برای رفع این معضل اجتماعی در آیات شریفه سوره نور، از یک طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور می دهد که نگاه های خود را کوتاه ساخته و به نامحرم خیره نشوند و از فساد و آلودگی دوری کنند و از سوی دیگر به خانم ها دستور می دهد پوشش مناسب را رعایت کرده و زیورآلات خود را آشکار نسازند. تا حوادث نظیر حادثه ای که آیه در ارتباط با آن نازل شده است، اتفاق نیفتد و جوانان از خود بی خود نشده و دنبال زنان و دختران نامحرم راه نیفتند و امنیت و آرامش خود و دیگران را خدشه دار نسازند                                                                                               

.در سوره احزاب نیز در یک جا به خانم ها دستور می دهد: «در محاورات روزمره حالت عادی داشته و با ناز و کرشمه و طنازی صحبت نکنید و در کوچه و خیابان با بدن های نیمه عریان و لباس های بدن نما، ظاهر نشوید. چند آیه بعد می فرماید: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانید.» تمام این برنامه و تأکیدها برای آن است که: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفیف و پاکدامن بشناسند و موجبات آزار و اذیت آنان را فراهم نسازند و چشم طمع ندوزند و در نتیجه امنیت و آرامش قشر خانم ها در سایه چادر و رعایت ضوابط شریعت و پوشش اسلامی، تأمین شود   

 در ادامه قرآن کریم می فرماید: با این راه و روش، اگر بیماردلان هوسباز اصلاح نشدند و به آزار و اذیت خانم ها ادامه داده و امنیت و آرامش آنان را تهدید کردند. برخورد شدیدتری با آنان صورت خواهد گرفت: «اگر منافقان و بیماردلان «شهوت پرست» و کسانی که در شهر، اضطراب و نگرانی به وجود می آورند از اعمال زشت خود دست برندارند، ترا «ای رسول» علیه ایشان می شورانیم، در آن صورت، مدت کمی در مجاورت عفاف به عنوان یک ارزش درونی و والای اخلاقی در اخلاق اسلامی جایگاه بسیار والایی دارد. و عفاف به عنوان ریشة حجاب و حجاب به عنوان یک عمل ظاهری، بازتاب عفاف به عنوان یک ارزش درونی است؛ به عبارت دیگر عفاف ریشه و سرچشمة حجاب است .     

 دین اسلام با تأکید بر ارزشهای اخلاقی همچون عفاف و پاکدامن و  حجاب و پوشش، می خواهد حرمت و کرامت زن در عرصة اجتماع حفظ شود و استعدادهای خدادادی او در فعالیتهای صرف جنسی صرف نشود. بنابراین عفاف و حجاب در اسلام از یک مسئلة کلی تر و اساسی تر ریشه می‌گیرد و آن این است که آیا تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را ببرد یا نه؟ به عبارت دیگر مسأله این است که آیا کامیابی های جنسی باید محدود به محیط خانوادگی و همسران مشروع باشد، یا می تواند آزاد باشد و به محیط اجتماع کشیده شود؟ اخلاق جنسی اسلامی بر خلاف اخلاق جنسی غرب که مبتنی بر روابط آزاد بین مرد و زن به شرط رعایت آزادی دیگران است؛ می‌خواهد انواع التذاذات جنسی به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع خالص برای کار و فعالیت باشد به همین جهت به زن اجازه نمی دهد که وقتی از خانه بیرون می رود موجبات تحریک مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمی دهد که چشم چرانی کند و در همین راستا بر ارزشهای اخلاقی همچون عفاف و حجاب تأکید می ورزد.

کارکردهای  عفاف   و حجاب در اسلام                                                  

   شکوفایی استعدادهای فطری و طبیعی: اخلاق جنسی اسلامی با نفی و طرد اخلاق جنسی کهن که مبتنی بر طرد و تحقیر غریزة جنسی و ترویج رهبانیت و مبارزه با یک نیاز طبیعی و غریزی انسان به نام رسیدن به حقیقت، که نتیجة آن کشمکش و تعارض درونی، از بین رفتن اعتدال و سلامت روحی و روانی فرد و صرف نیروهای و استعدادهای فطری و طبیعی فرد به مبارزه با یک نیاز زیستی و طبیعی بود، به مبارزه برخاست و از سوی دیگر با طرد اخلاق جنسی نوین که مبتنی بر آزادی روابط جنسی بین زن و مرد بود، به مخالف    اسلام تأکید خاصی دارد که زن و مرد باید کامیابی جنسی خود را تنها و تنها در محدودة ازدواج فراهم سازند. به عبارت دیگر افراد یا باید تن به ازدواج دهند یا باید محرومیت مطلق را تحمل کنند. ازدواج در نظام اخلاق جنسی اسلامی بر خلاف اخلاق جنسی غرب که از آزادی به محدودیت آمدن است؛ مبتنی بر از محدودیت به آزادی آمدن است و ازدواجی که پایه و خاصیت روانیش از محدودیت به آزادی آمدن است به دنبال خود استحکام می آورد و آنکه پایه‌اش از آزادی به محدودیت آمدن است فاقد استحکام است و منجر به طلاق می شود؛ زیرا کسی که تجارب جنسی فراوانی دارد به سختی می تواند خود را مقید به ازدواج و چهار چوب خانواده کند؛

 

 

کنترل جنسی                                                                                        

 کنترل جنسی از طریق عفت و پاکدامنی، حجاب و پوشش امکان پذیر است. عفت و پاکدامنی، ستر و پوشش عمومی به دلیل سالم سازی عرصه‌ها و فعالیتهای اجتماعی به عنوان یکی از برترین خصلتها بشمار آمده است. با توجه به اینکه صرف ازدواج باعث نمی شود که افراد به سایر افراد دیگر رغبت و تمایل نداشته باشند، بنابر این کنترل جنسی در همه شرایط لازم است؛ زیرا ازدواج شرط لازم است و شرط کافی نیست، خصوصاً اگر در شرایطی که زن خودش را در یک وضع مهیجی قرار دهد. این است که اسلام در معاشرت ‌های زن و مرد یک حدود و قیودی قائل است و این حدود و قیود را فقط و فقط برای این وضع کرده است که ارتباط زن و مرد به شکلی نباشد که تهییج آور باشد. یعنی شهوات یکدیگر را تحریک کنند.

ترویج فرهنگ نماز در بین زنان

زنان در حال نماز خواندن مکلف به داشتن حجاب کامل هستند؛ از طرفی بهترین نوع ارتباط معنوی بنده با خدای خویش در حالت نماز می باشد. با توجه به وجوب پوشش در نماز که بهترین حالت ارتباط زن با خداوند متعال است به ارزش جایگاه حجاب پی می بریم از طرفی زنان مومن برای انجام فرضیه الهی نماز در روز چندین بار داشتن پوشش کامل را عملا تمرین و تکرار می کنند علاوه بر آن با توجه به آیه مبارکه «وقرن فی بیوتکن و لاتبرجن .... اقمن الصلوه ...» خداوند در این آیه شریفه به زنان امر می کند که شرح و جلوه گری نکنید و اگر می خواهید نیروی بازدارنده ای در برابر این تبرج به دست آورید نماز را به پا دارید نماز شما را از فحشاء منکر باز می دارد. نماز خواندن نیرومندترین وسیله برای حفظ حجاب است.

 

خلاصه ونتیجه سخن:

رعایت حجاب و پوشش اسلامی برای زنان و مردان مؤمن ومسلمان، تکلیف الهی است. رعایت آن، علاوه بر این که موجب عمل به دستورات الهی می شود، شخصیت فردی اجتماعی و معنوی انسان محجوب و پاکدامن، سیر صعودی پیدا کرده و نردبان تعالی و تکامل را یکی پس از دیگری طی می کند و از سوی دیگر در تأمین بهداشت روحی و روانی و آرامش خانواده ها و صفا، نورانیت و امنیت در جامعه نقش به سزایی ایفا می کند.

بنابر این:

*مسئولان ذیربط حکومت اسلامی ودینی که سه وظیفه مهم بعهده دارند (1- تصحیح دین شناسی مردم 2- تحکیم دین باوری مردم3- تسهیل دینداری مردم) را به عهده دارد در جهت تحکیم،ترویج وتوسعه این تکلیف قرانی گام های اساسی وجدی بردارند.    

جست وبرقلوب مردم(مخاطب ) وارد شد. * تمامی وزارتخانه ها وسازمان ها بابرگزاری نشست های پربارورسیدن به یک همگرایی نظری وعملی واتخاذ تصمیمات صحیح بر اساس شرع وقانون درقالب بخشنامه روشن وبا ضمانت اجرایی مستحکم وتعریف شده یک اقدام جدی، هماهنگ وهمگانی بعمل آورن*باالهام از فرمایش استاد شهید مطهری، مردم آنگونه زندگی می کنند که می اندیشند بنابراین برای ایجاد تغییر روی رفتار ومنش کسی بایستی برروی افکار واندیشه اوکارکرد وتاثیر گذاشت، تاثیر روی اندیشه زمانی موثر، مفید وسازنده است که ارزش های الهی راباورپذیرنمود ودرراستای تحقق آن از همه توان وامکانات( رسانه ملی،مطبوعات،دانشمندان و...) استفاده کردوبه موضوع مخاطب شناسی، متودولوژی تبلیغ،قالب های تاثیر گذارو...بهره

منابع:
1- قرآن کریم
                                                                    

2- سوره نور

3- مطهری، مرتضی، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، انتشارات صدرا،  قم،

1368.4-  مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن تفسیر سورة نور جلد چهارم انتشارات صدرا، 1369.

5- مطهری، مرتضی، فلسفه حجاب، انتشارات صدرا، قم، 1353.

 

   


نظرات()  
پنجشنبه 3 شهریور 1390  03:19 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

وجوب دفاع از سرزمین هاى اسلامى از ضروریات فقه اسلام است و فقیهان شیعه و سنى در آثار فقهى خود در مبحث جهاد بدان پرداخته‏اند. هر چند چون مسئله از واضحات بوده، به صورت گذرا از آن عبور کرده‏اند. اما در پاره‏اى از مقاطع به لحاظ آنکه سرزمین هاى اسلامى و استقلال مسلمین در معرض هجوم دشمنان قرار گرفته، فقها به تناسب شرایط زمانى بدان پرداخته، رساله‏ها، بیانیه‏ها و فتاوایى از خود بجا نهاده‏اند. علاوه بر تبیین احکام و مسائل جهاد دفاعى مردم را به ایستادگى و مقاومت در برابر دشمنان اسلام و مسلمین تشویق و ترغیب نموده‏اند. هر چند سرزمین هاى اسلامى هیچگاه از خطر هجوم دشمن در امان نبوده و از زمانى که اقتدار اسلام و مسلمین در عرصه جهانى نمودار گشته، مسلمانان هماره در معرض تهاجم بوده‏اند، اما در بعضى از مقاطع که دشمنان عملا وارد میدان شده و سرزمین هاى اسلامى را در معرض تاخت و تاز خود قرار داده‏اند، علماى اسلامى با احساس مسؤولیت‏بیشتر وارد عرصه شده، هم خود در صفوف مقدم جهاد و مبارزه و دفاع از کیان اسلام و سرزمین هاى اسلامى قرار گرفته‏اند و هم مردم را به مقاومت تحریض کرده‏اند.

ادامه مطلب


مبانى فقهى دفاع از سرزمین‏هاى اسلامى

وجوب دفاع از سرزمین هاى اسلامى از ضروریات فقه اسلام است و فقیهان شیعه و سنى در آثار فقهى خود در مبحث جهاد بدان پرداخته‏اند. هر چند چون مسئله از واضحات بوده، به صورت گذرا از آن عبور کرده‏اند. اما در پاره‏اى از مقاطع به لحاظ آنکه سرزمین هاى اسلامى و استقلال مسلمین در معرض هجوم دشمنان قرار گرفته، فقها به تناسب شرایط زمانى بدان پرداخته، رساله‏ها، بیانیه‏ها و فتاوایى از خود بجا نهاده‏اند. علاوه بر تبیین احکام و مسائل جهاد دفاعى مردم را به ایستادگى و مقاومت در برابر دشمنان اسلام و مسلمین تشویق و ترغیب نموده‏اند. هر چند سرزمین هاى اسلامى هیچگاه از خطر هجوم دشمن در امان نبوده و از زمانى که اقتدار اسلام و مسلمین در عرصه جهانى نمودار گشته، مسلمانان هماره در معرض تهاجم بوده‏اند، اما در بعضى از مقاطع که دشمنان عملا وارد میدان شده و سرزمین هاى اسلامى را در معرض تاخت و تاز خود قرار داده‏اند، علماى اسلامى با احساس مسؤولیت‏بیشتر وارد عرصه شده، هم خود در صفوف مقدم جهاد و مبارزه و دفاع از کیان اسلام و سرزمین هاى اسلامى قرار گرفته‏اند و هم مردم را به مقاومت تحریض کرده‏اند.

امروز نیز یکى از مقاطع حساس تاریخ اسلام بشمار مى‏رود، از این جهت که دشمنان اسلام از بیم گسترش نفوذ و اقتدار مسلمین در عرصه بین‏المللى به صورت علنى‏تر مسلمانان را از هر مرام و مکتبى تهدید کرده و به دنبال سیطره بر بلاد اسلامى و چپاول منابع و ثروت هاى آنان بر آمده‏اند. فلسطین، افغانستان و عراق نمونه‏هاى بارزى از این هجوم در دوران ماست. مستکبران جهان از بیدارى اسلامى و تسلط ملت هاى مسلمان بر سرنوشت‏خود بیمناکند و از اتحاد و یکپارچگى آنان به شدت در هراسند و مصمم‏اند تا به هر قیمتى مانع ظهور دوباره تمدن اسلامى شوند. شرایط جدید جهانى ایجاب مى‏کند که مسلمانان به‏ویژه نسل جوان بیش از پیش با ظرفیت هاى فراوانى که در مکتب و فرهنگ دینى آنان وجود دارد، و نیز با پیشینه پر افتخار خود آشنا شوند واز عزت و شرافت و استقلال خود دفاع کنند. در میان مباحث متنوعى که در این عرصه قابل توجه است، بحث «دفاع از سرزمین هاى اسلامى‏» جایگاه ویژه‏اى دارد. هر چند وجوب آن از مسائل ضرورى اسلام است و جاى هیچ‏گونه تردیدى در آن نیست، اما آشنایى با اهمیت و ارزش دفاع، از یک سو، احکام و مسائل آن از سوى دیگر، همچنین کارنامه مسلمانان در این زمینه در شرایط کنونى حایز اهمیت است.

فلسفه جهاد دفاعى

پیش از بررسى این موضوع در فرهنگ اسلامى، باید توجه داشت که دفاع از جان، مال، زن و فرزند، وطن و سرزمین، شرف، ملیت و استقلال کشور از مقولات مقدس و مورد اتفاق همه انسان هاست. هیچ فردى و هیچ قوم و ملتى تسلیم در برابر متجاوز را نمى‏پسندد. مردم با هر عقیده و آئینى، دفاع از سرزمین خود را امرى مقدس و قابل تحسین مى‏دانند. دستور به مقاومت در برابر متجاوزان اختصاص به مکتب اسلام ندارد، بلکه هر ملتى آن را مشروع و حق مسلم خود مى‏داند. در مکتب قرآن، حیات بشرى و بقاى اعتقادات مذهبى و اماکن مقدس مرهون حس فطرى بشر در دفاع دانسته شده است. قرآن در این باره مى‏گوید:

«اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله على نصرهم لقدیر، الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوى عزیز» (1)

در این آیه، خداوند سبحان به کسانى که تحت ظلم و ستم قرار گرفته‏اند، اذن جنگ و جهاد داده است. شان نزول آیه مسلمانانى بودند که از شهر و دیار خود - مکه - اخراج شده و اموالشان توسط مشرکان آن دیار مصادره شد. از این رو مصداق مظلومان در این آیه، کسانى هستند که به ناحق از سرزمینشان - تنها به جرم آنکه دعوت حق را لبیک گفته و به اسلام گرویده و خداوند سبحان را پروردگار خود خواندند - بیرون رانده شدند.

از این آیه به خوبى بر مى‏آید که اولا: بیرون راندن مردم از سرزمینشان از مصادیق آشکار ظلم است. ثانیا: جنگ با دشمن مهاجم و ستمگر حق مشروع ستمدیدگان است. «بانهم ظلموا» ; از این رو حتى اگر عده‏اى غیر مسلمان تحت‏ستم قرار گیرند و به ناحق از خانه و کاشانه و سرزمینشان اخراج شوند، حق جهاد دفاعى براى آنان محفوظ است. بخش دوم آیات تبیین فلسفه این جهاد دفاعى است. در منطق قرآن اگر پیروان ادیان توحیدى در برابر مهاجمان و متجاوزان ایستادگى نمى‏کردند، عبادتگاه هاى آنان منهدم شده و از بین مى‏رفت. از این بیان معلوم مى‏شود که ادیان الهى براى حفظ موجودیت‏خود و حراست از اعتقادات دینى و مراکز عبادى خود از حق دفاع برخوردارند. پس یکى از فلسفه‏هاى مشروعیت جهاد دفاعى حفظ و حراست از معابد و مراکز دینى است و این امر اختصاص به مسلمانان ندارد. حق دفاع در همه مکاتب آسمانى رسمیت دارد.

مهم‏تر از آن، در منطق قرآن دفاع، ضامن صلاح جوامع و متقابلا تسلیم، عامل بروز فساد در زمین است. «ولو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض‏»

بعضى از مفسران با استفاده از آیات جهاد، جنگ و جهاد را احیاگر مؤمنان شمرده‏اند. بدین معنا که جنگ و جهاد - چه به عنوان دفاع از مسلمان و یا کیان اسلام باشد و چه جنگ ابتدایى باشد - همگى در حقیقت دفاع از حق انسانیت در حیات بشرى است چرا که شرک به خدا، هلاک انسانیت و مرگ فطرت بشرى را در پى دارد. چه اینکه جنگ در حقیقت دفاع از حق انسانیت و تجدید حیات بشرى و احیاى آن پس از مرگ است.

این‏که مفسران و دانشمندانى جهاد ابتدایى را نیز به دفاع از حق انسانیت - توحید - بازگردانده‏اند، بدین خاطر است تا براى همگان قابل فهم باشد، چرا که حق دفاع از خود و همه شؤون حیات بشرى، براى همگان شناخته شده و امرى مسلم و غیر قابل انکار است. بنابراین تفسیر توحید و یکتاپرستى جزء حقوق عمومى انسان‏ها است و جنگ و جهاد براى حقوق انسانیت در واقع دفاع از حقوق انسانیت است نظیر جنگ براى آزادى که از حقوق انسانى است.

براى خداوند حفظ دین و مراکز عبادى موحدان عالم امرى آسان است، اما سنت الهى آن است که شرایع و ادیان الهى از طریق مردم حفظ شود. مردم نسبت‏به اعتقادات، عبادتگاها و مراکز دینى و سرزمین خود احساس مسؤولیت کنند و در راه دفاع از آن بایستند. وجود چنین احساسى در مردم و دفاع در برابر تجاوز دشمن موجب جلب حمایت الهى شده و نصرت الهى را به همراه دارد.

سید عبدالحسین لارى نیز در بیانیه‏اى که به منظور بیان وجوب دفاع از سرزمین هاى اسلامى در جنگ بین‏الملل اول صادر کرد، «عزت و عظمت دین، رسوا کردن کافران، حفظ اساس اسلام و شکسته شدن بت ها و حفظ احکام حلال و حرام الهى، آشکار شدن حق و عدل و راستى و ابطال کفر و ستم و فسق‏» را از جمله آثار و برکات جهاد در راه خدا معرفى نمود.

دفاع از سرزمین هاى اسلامى، جهاد در راه خدا

فقها با استفاده از آیات و روایات، احکام اقسام مختلف جهاد را استخراج کرده و به تفصیل بیان نموده‏اند. در یک تقسیم بندى کلان جهاد یا ابتدایى است و به منظور دعوت کافران به اسلام و برداشتن موانع رشد و گسترش اسلام انجام مى‏گیرد، و یا دفاعى. اکثریت قاطع فقها دفاع از کیان اسلام و مسلمین، دفاع از سرزمین‏هاى اسلامى را قسمى از جهاد شمرده و آن را مشمول اطلاقات و عمومات ادله دانسته‏اند و از این پندار که «آیات و روایات همگى مربوط به جهاد ابتدایى است و احکام جهاد بر دفاع جارى نمى‏شود» ، پاسخ داده‏اند. گرچه بین جهاد ابتدایى و جهاد دفاعى از نظر فروع و احکام تفاوت هایى وجود دارد، اما در بسیارى از احکام نیز با یکدیگر مشترکند. فقیهان وجود تفاوت‏ها را در پاره‏اى احکام، موجب خروج دفاع از دایره جهاد ندانسته‏اند.

   


نظرات()  

وبلاگ آشـــــــــوب

همــــــه چـــــی بــــرای همــــــه چـــــی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو