تبلیغات
وبلاگ آشـــــــــوب - مطالب ابر مذهب
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:44 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

وصیت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام

مطابق آنچه درمنابع معتبر نقل گردیده است؛ حضرتفاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از وفات پدر بزرگوارش پیوسته غمناك، افسرده، محزون، پژمرده، گریان و نالان بوده و پس از وقایعی که در خانه آن حضرت پیش آمد دربستر بیماری افتاد، تا سرانجام دیده از جهان فانى فرو بسته و به دار بقا پیوست.

حضرت فاطمه علیهاالسلام هنگامی كه در خود احساس رحلت فرمود ام ایمن و اسماء بنتعمیس را صدا زد و دنبال حضرت على مرتضى شوهرش فرستاد و به حضرتش عرضه داشت پسرعمو! من خود را در حال عزیمت و ارتحال مى بینم و این بیمارى مرا ملحق به پدربزرگوارم مى نماید و هر لحظه به انتظار فرا رسیدن مرگ مى باشم اینك تو را به چیزهایی وصیت و سفارش مى نمایم آنگاه على مرتضى علیه السلام فرمود: اى دختر رسول الله (ص ) به هر چه می خواهى و انجام دادن آن را دوست دارى وصیت فرما تا من نسبت به وصیت تو عمل نموده و آن را انجام دهم...................

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:41 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

كفن، دفن و قبر حضرت زهر ا سلام الله علیه

«الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون‏» (1) .

(البقره:56)

دانشمندان و تذكره ‏نویسان شیعه متفقند كه نعش دختر پیغمبر را شبانه به خاك سپردند.

ابن سعد نیز در روایت‏هاى خود كه از طریق ابن شهاب، عروه، عایشه، زهرى و دیگران گویند فاطمه (ع) را شبانه دفن كردند و على (ع) او را به خاك سپرد (2) .

بلاذرى نیز در دو روایت‏ خود همین را نوشته است (3) بخارى نیز چنین نویسد:

«شوى او شبانه او را به خاك سپرد و رخصت نداد تا ابوبكر بر جنازه او حاضر شود» (4) .

كلینى كه از بزرگان علما و محدثان شیعى است و در آغاز قرن چهارم هجرى در گذشته و كتاب خود را در نیمه دوم قرن سوم نوشته و نوشته او از دیرینه‏ترین سندهاى شیعه به شمار مى‏رود، چنین نوشته است:

چون فاطمه (ع) درگذشت امیرالمؤمنین او را پنهان به خاك سپرد و آثار قبر او را از میان برد. سپس رو به مزار پیغمبر كرد و گفت:

-اى پیغمبر خدا از من و از دخترت كه بدیدن تو آمده و در كنار تو زیر خاك خفته است، بر تو درود باد!

خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به تو بپیوندد. پس از او شكیبائى من به پایان رسیده و خویشتندارى من از دست رفته. اما آنچنان كه در جدائى تو صبر را پیشه كردم، در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره ندارم كه شكیبائى بر مصیبت ‏سنت است. اى پیغمبر خدا! تو بر روى سینه من جان دادى! تو را به دست‏ خود در دل خاك سپردم! قرآن خبر داده است كه پایان زندگى همه بازگشت ‏به سوى خداست.

اكنون امانت‏ به صاحبش رسید، زهرا از دست من رفت و نزد تو آرمید............

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:39 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

ماجراى فدك- فدك چیست؟


الف) موقعیت جغرافیایى فدك‏
فدك دهكده‏اى در شمال مدینه بود كه تا آن شهر دو یا سه روز راه فاصله داشت.1این دهكده در شرق خیبر و در حدود هشت فرسنگى‏2 آن واقع بود و ساكنانش همگى یهودى شمرده مى‏شدند. امروزه فاصله خیبر تا مدینه را حدود 120 یا 160 كیلومتر ذكر مى‏كنند.3

ب) فدك و رسول خدا(ص)
در سال هفتم هجرت، پیامبر خدا(ص) براى سركوبى یهودیان خیبر كه علاوه بر پناه دادن به یهودیان توطئه‏گر رانده شده، از مدینه به توطئه و تحریك قبایل مختلف علیه اسلام مشغول بودند، سپاهى به آن سمت گسیل داشت و پس از چند روز محاصره دژهاى آن راتصرف كرد.

پس از پیروزى كامل سپاه اسلام - با آن كه اختیار اموال و جان‏هاى شكست خوردگان همگى در دست پیامبر(ص) قرار داشت - رسول خدا(ص) با بزرگوارى تمام، پیشنهاد آنان را پذیرفت و به آن‏ها اجازه داد نصف خیبر را در اختیار داشته باشند و نصف دی

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:37 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

امام سجاد علیه السلام

امام چهارم با لقب "زین العابدین" و "سجاد" خوانده مى‌شود، چرا كه او قبل از هر چیز بنده خالص و صالح خدا بود، و سجده‌های طولانی او، هر بیننده را به سوى خدا و پرستش خدا جذب مى‌كرد.

خداوند در حدیث لوح كه آن نامه‌اى از سوى خدا به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است او را چنین معرفى كرده است: سیدالعابدین و زین اولیائى الماضین؛ او آقاى عبادت كنندگان و زینت اولیاى پیشین من است. یوسف بن اسباط مى‌گوید، پدرم گفت:

نیمه‌هاى شب به مسجد رفتم، جوانى را كه به سجده افتاده بود دیدم كه چنین با خدا راز و نیاز مى‌كرد: «سَجَدَ وَجهى مُتِعَفراً فى التُرابِ لِخالقى و حق له؛ صورتم خاك آلود، براى آفریدگارم سجده كرد، كه خداوند سزاوار سجده است.»

به محضرش رفتم، دریافتم امام سجاد علیه السلام است، صبر كردم تا هوا روشن شد، به نزد ایشان رفتم و عرض كردم: اى فرزند پیامبر! چرا آن همه به خود زحمت مى‌دهى با این كه خداوند تو را برترى بخشیده و تو در پیشگاه خدا مقام بسیار ارجمندى دارى؟ او با شنیدن این سخن منقلب شده و گریه كرد و فرمود

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:36 ب.ظ    ویرایش: - -

كتابهای مدون
خداوند پاك و منزه، تعلیمات و اندرزها را به پیامبران و فرستادگان خود وحی فرمود: برخی از آنها در كتابهای تدوین شده اند، و نسبت به برخی دیگر اطلاعی در دست نیست. هر پیامبری حامل پیام و رسالتی خاص برای قوم خود بوده است.
(كان الناسُ أُمَّةً واحدةً فَبَعَثَ اللهٌ النّبییّنَ مُبَشِّرین وَمنذِرین و أنْزَلَ مَعَهُمْ الكتابَ بِالحَقِّ لَیُحْكَمُ بَیْنَ الناس فیما اختلفوا فیه)_(بقره:213)
"مردمان یك دسته بودند پس خداوند پیغمبران را بر انگیخت تا بشارت دهند و بتر سانند و كتاب (آسمانی) كه مشتمل بر حق بود و به سوی حقیقت دعوت می كرد بر آنان نازل كرد. تا در میان مردم راجع بدانچه اختلاف می ورزیدند، داوری كند."
(فان كَذّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ منْ قَبْلِكَ جاءُوا بِالبیَّناتِ وَالزّبُرِ وَالْكتاب المُنیر)_(آل عمران:184).
"پس اگر تو را تكذیب كردند، چه پیامبران زیادی پیش از تو تكذیب شده اند كه معجزات و دلائل روشن و كتابهای متقن و مشتمل بر وعظ و اندرز و كتاب روشنگر (راه نجات) با خود آورده اند."
كتابهای مدون آسمانی عبارتند از.................

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:34 ب.ظ    ویرایش: - -

صحف فاطمه (س)


فاطمه(س) خود سرى از اسرار الهى است و دسترسى و شناخت مقام بلندش براى ما انسانهاى خاكى به سادگى ممكن نیست، بالاتر از آن، گوشه‏هاى بسیارى از زندگانى‏اش چون در در صدف مخفى و پنهان باقى مانده است.
مصحف فاطمه(س)، سرچشمه جوشان معنویت و دانشها كه از طریق وحى بر او نازل گشته مانند قبر مطهرش رازى است كه در پرده مانده و در اختیار ما خاكیان نیست. به راستى مصحف فاطمه(س) چیست؟ چه زمانى به وجود آمد؟ چه مطالبى را در بر دارد؟ و اكنون كجاست و در اختیار كیست؟ و ... پرسشهایى است كه تا حدودى پاسخ آنها در این نوشتار مختصر روشن مى‏گردد.

محدثه
از نامهاى معروف فاطمه زهرا(س) محدثه است كه امام صادق(ع) در سبب نامگذارى مادرش فاطمه به محدثه چنین مى‏فرماید:
انما سمیت فاطمة محدثة لان الملائكة كانت تهبط من السماء فتنادیها كما تنادى مریم بنت عمران (1) اینكه فاطمه(س) به محدثه نامگذارى شد چون فرشتگان پیوسته از آسمان فرود مى‏آمدند و به فاطمه(س) خبر مى‏دادند همانطور كه به مریم دختر عمران خبر مى‏دادند...........

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:31 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

آخرالزمان اصطلاحى است در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا به معناى آَخرین دوران حیات بشر و قبل از برپایى قیامت.

در فرهنگ اسلامى، آخر الزمان، هم دوران نبوت پیامبر اكرم (ص)، تا وقوع قیامت را شامل مى شود و هم دوران غیبت وظهور مهدى موعود(ع) را در دوران معاصر، عده اى از مفسران ومتفكران مسلمان از قبیل : مرحوم علامه طباطبایى، استاد شهید مرتضى مطهرى، سید قطب، محمد رشید رضا، شهید سید محمدباقر صدر و... با اتكا به آیاتى از قرآن كریم اعراف: 138، انبیاء: 105، صافات: 171 و 172 استخلاف انسان در زمین، فرمانروا شدن نیكوكاران زمین وراثت صالحان وپیروزى حق بر باطل را به رقم جولان دائمى باطل، به عنوان سرنوشت آینده بشر مطرح كرده اند و آیات وروایات مربوط به تحولات آخر الزمان را بیانگر نوعى فلسفه تاریخ مى دانند و به اعتقاد ایشان، عصر آخر الزمان عبارت است از دوران شكوفایى تكامل اجتماعى و طبیعى نوع انسان.

چنین آینده اى امرى است محتوم كه مسلمانان باید انتظار آن را داشته باشند و نباید منفعل و دلسرد به حوادث واقعه بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاریخى انتظار، باید سرشار از امید، آمادگى وكوشش درخور این انتظار مقدس باشند.

در چارچوب این برداشت، آخر الزمان قطعه معینى از تاریخ نوع انسان است كه او باید در آن، حركت تكاملى تدریجى خود را تا تحقق وعده الهی ادامه دهد. در حالى که درکتب علماء متقدم همچون "کمال الدین " رحمه الله الغیبه شیخ طوسی رحمه الله چنین تفسیرى از تاریخ نبوده وتحولات آخر الزمان امرى است غیر عادى كه در آخرین بخش از زندگى نوع انسان واقع می گردد وبه تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى شود..........

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:30 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

فاطمه (س) در تفاسیر اهل سنت
«ایّها النّاس اعلموا انّی فاطمة و ابی محمّدصلی الله علیه وآله وسلم... لا اقول ما اقول غلطاً و لا افعل شططاً؛ ای مردم! بدانید: من فاطمه ام و پدرم محمّدصلی الله علیه وآله وسلم است... گفتار و رفتارم جز حق نیست.»(1)
سخن گفتن درباره شخصیت والایی كه مدال «سیّدة نساء العالمین» را از دست آخرین پیامبر الهی گرفته است، كاری بس دشوار می نماید.
شناخت زوایای شخصیت ملكوتی آن حضرت، از دو جهت مشكل است:
1. ژرفای شخصیت حضرت فاطمه علیها السلام
انسان های الهی، مانند خورشید درخشندگی دارند؛ از این رو، همان گونه كه به خورشید نمی توان خیره شد، به خورشید وجود آنان نیز نمی توان نگریست. به ناچار از آثار وجودی آنان می توان به ابعادی از شخصیت شان پی برد.
طایر و هم فرو ماند و شهباز خیال عقل حیران ز كمال وی و اندیشه ملول (2)

2. تلاش منفی مخالفان
تلاش پیگیر و همه جانبه حكّام جور و بنی امیّه، برای پوشاندن و مجهول نگاه داشتن جایگاه رفیع اهل بیت علیهم السلام، یكی دیگر از عواملی است كه ما را از شناخت صحیح و بایسته آن حضرت باز داشته است.
البته به رغم همه این تلاش ها، آن انوار الهی درخشندگی و تشعشع لازم را در افق معنوی داشته و دارند؛ چرا كه:
«یریدون لیطفوا نور الله باَفواهم والله متمّ نوره و لو كره الكافرون»(3)
ابن اثیر - از محققان و نویسندگان بنام اهل سنّت - از اوزاعی نقل می كند:
از «واثلة بن الاسقع» شنیدم كه وقتی سر امام حسین علیه السلام را به شام آوردند، فردی شامی به آن حضرت و پدرش اهانت كرد. «واثله» از جا برخاست و گفت: سوگند به خدا! همواره علی، حسن، حسین و فاطمه را دوست می دارم بعد از آنكه از پیامبر خدا، در روزی كه در خانه «امّ سلمه» ملاقاتش كردم، این جریان را مشاهده كردم كه حسن آمد و پیامبر او را بر ران راست خود نشاند و حسین آمد، حضرت وی را بر ران چپ خود قرارداد و هردو را بوسید؛ سپس فاطمه آمد، پیامبر او را در مقابل خود نشانید، آنگاه علی را دعوت كرد و این آیه را خواند: «انّما یرید الله لیذهب عنكم الرّجس اهل البیت و یطهّركم تطهیراً»(4)
ابن اثیر می گوید:
«اوزاعی» در باب فضائل، غیر از این حدیث، حدیث دیگری روایت نكرده و همچنین «زهری» نیز جز یك حدیث در باب فضائل، چیز دیگری نیاورده است...........

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:28 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن
حجاب در لغت به معناى مانع، پرده و پوشش آمده است .استعمال این کلمه،بیشتر به معنى پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ى پوشش است، ولى هر پوششى حجاب نیست ؛ بلکه آن پوششى حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.

حجاب ،به معناى پوشش اسلامى بانوان، داراى دو بُعد ایجابی و سلبى است. بُعد ایجابى آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایى به نامحرم است ؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامى محقق شود؛ گاهى ممکن است بُعد اول باشد، ولى بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامى محقق شده است.

اگر به معناى عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتى داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکرى و روحى است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکرى و روحى صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎هاى روحى و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیرى نماید.

علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجى انسان تجلى می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند..........

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:27 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

دکتر سید کاظم اکرمی*
لا اِکراهَ فِی‌الدّینِ قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیِّ . . . (بقره/ 256) در کار دین اکراه روا نیست؛ چرا که راه از بیراهه به روشنی آشکار شده است . . .
برای تعریف آزادی در یک نوشتة کوتاه، لزومی به نقل آرای اندیشمندان نیست؛ بنابراین، به اجمال می‌توان گفت آزادی یعنی نبودن موانع بیرونی و درونی برای اندیشیدن و بیان اندیشه‌ نظر سنجیده و منطقی و بررسی شده. در بعضی کتاب‌ها، بحث آزادی اغلب به دنبال مطالب مربوط به دمکراسی و تعلیم و تربیت مطرح شده است. مثلاً جرج نلر در کتاب مبانی تربیتی خود می‌گوید: «دمکراسی، آزادی فردی را حفظ می‌کند و رشد می‌دهد . . .» (نلر، 45:1971)؛ بروباخر در کتاب فلسفه‌های نو در تعلیم و تربیت، از دمکراسی به عنوان آزادی یاد می‌کند و آزادی معلمان را یادآور می‌شود: معلمان باید از تأثیر عواملی که مانع بیان حقایق آن‌طور که می‌بینند می‌شود، آزاد باشند. البته باید در رشتة خود کاملاً‌
ماهر و با صلاحیت باشند که بتوانند حقیقت را بررسی نمایند. (بروباخر: 60:1969)


اما آزادی در تربیت، ریشة ژرف و گستردة همة آزادی‌های اجتماعی و سیاسی است. کسی که تربیتی آزادانه نداشته، بینش و نگرشی مستدل وعقلانی نیافته، از خودخواهی و هواهای نفسانی نرسته و آزادگی را درک نکرده است، چگونه
می‌توانددر ایجاد جامعه‌ای آزاد و آگاه و قانون‌گرا و خالی از تعصب‌های نابخردانة گوناگون شرکت داشته باشد؟
افراد باید بتوانند با آزادی و آگاهی، هدف اعلای زندگی، هدف‌های میانی و رفتارهای قابل مشاهدده را از راه خردورزی برگزینند. در نظام تربیتی اسلام، عقل و بلوغ شرط تکلیف هستند و این عقل و بلوغ در پایان دورة کودکی و بیداری گرایش‌های دینی، با پرسش‌های اساسی و وجودی مانند «من کیستم؟»، «از کجا آمده‌ام؟» «به کجا می‌روم؟»، به توانایی شناخت و درک و فهم رمز و راز هستی، پیچیدگی موجودات، علم و نظم به کار رفته در خلقت آنها و بالاخره آفریدگار می‌رسد. تربیت اسلامی با بیان رشد و غی، آزادانه و بدون اکراه، آدمی را به بیشن و منش شایسته‌ای توجه می‌دهد که حیات طیبة او را در دنیا و آخرت تضمین می‌کند.
علامه طباطبایی می‌نویسد:
رشد یعنی یافتن راه کار و جادة مستقیم؛ و غی، مقابل آن است. بنابراین، رشد و غی اعم از هدی و ضلال است، زیرا هدی ـ چنان‌که گفته‌اند ـ عبارت است از یافتن راهی که به منزل می‌رسد و ضلال عبارت است از نیافتن آن؛ و ظاهراً یافتن جادة مستقیم، از مصادیق همان مبنای اول یعنی یافتن راه کار است، زیرا یافتن راه کار نسبت به راه‌پیما این است که جادة مستقیم را پیش گیرد و از آن دور شود. (طباطبایی، 1364: ج2، ص 482)
چرا تربیت دینی اجبار‌بردار نیست؟
وَقالَتِ الاَعرابُ آمَنّا قُل لَم تُؤمِنُوا وَ لکِن قُولُو اَسلَمنا وَ لَمّا یَدخُلِ الایمانُ فی قُلُوبِکُم . . . (حجرات/ 14)
اعراب گفتند: ایمان آورده‌ایم. بگو: هنوز ایمان (حقیقی) نیاورده‌اید؛ ولی بگویید اسلام آورده‌ایم، چرا که هنوز ایمان به دل‌هایتان راه نیافته است . . .

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:26 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 19 مرداد 1391 07:27 ب.ظ
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

ایستگاه آخر

(تاملی درواقعیت ناشناخته مرگ)

مرگ رهایی است

حقیقت مرگ چیست؟

معناى لغوى مرگ عبارت است از «مردن»، «فناشدن» و «زوال حیات»، اما در حقیقت، ماهیت و مفهوم مرگ نیستى و زوال حیات نیست، بلكه انتقال است، آن هم انتقال از حیاتى (دنیا) به حیات دیگر (آخرت). در حقیقت مرگ براى انسان سرآغاز حیاتى نو است. همان گونه كه انتقال انسان از «جنین» به «عالم دنیا» تولّد و حیات جدیدى براى او محسوب مى شود، انتقال او از حیات دنیا به آخرت نیز تولدى دیگر و سرآغاز حیات جدیدى است.[1]



در قرآن كریم هر كجا سخن از مرگ است كلمه ى «توفّى» استعمال شده كه خود بیانگر نكات مهمى است:

1. «توفّى» به معناى «تمام و كمال به اختیارگرفتن یك حقیقت» است; لذا عرب این كلمه را در جایى به كار مى برد كه طلبكارى تمام قرض خودش را از بدهكار دریافت كند.

استعمال این كلمه براى مرگ بدین معناست كه انسان به تمام و كمال دریافت مى شود و به سراى آخرت منتقل مى گردد و چیزى از انسان پراكنده و گم نمى گردد.

2. حقیقت انسان «منِ» اوست، نه بدن مادّى اش; چرا كه با توفّى و مرگ، شخصیت و منِ حقیقى انسان به تمام و كمال دریافت مى شود و بدن كم كم پوسیده و بعد پراكنده مى شود، آنچه پوسیده نمى شود و تحویل مأموران الهى مى گردد بدن مادّى انسان نیست، بلكه حقیقت وجودى او است كه «منِ» او وابسته به آن است و قرآن از آن به نفس و روح تعبیر مى كند.[2]

اگر مرگ را به معناى تعطیل شدن تحریكات قواى ادراكى و حسّى بدانیم، مرگ چیزى جز «فقدان» نخواهد بود; چرا كه با مرگ تمام اندام و اعضاى بدنِ آدمى از جنبش و حركت بازمى ایستد و دیگر قدرتى براى حركت دادن دست و پا و چشم و... براى او نمى ماند و این چیزى جز عدم و فنا نخواهد بود; پس موت و مرگ از این مَنظر، امرى عدمى است و پایان حیات انسان محسوب مى شود.............

ادامه مطلب   


نظرات()  
پنجشنبه 19 مرداد 1391  07:23 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مقالات مذهبی ،

فرشته

تعجب می کنم از اینکه از اول هم در حق من ظلم شد بابا به کی بگم من زن نیستم! اما کو گوش شنوا بیشتر از سه چهار هزار ساله که این دروغ را به من نسبت می دهند. من با تمام وجود اعلام می کنم که من زن نیستم!

اگر به تاریخ ادبیات دینی یهودی ،مسیحی وبه طور ناخواسته اسلامی نظر بیفکنیم مشاهده می شود در تمامی ادیان فوق الذکر فرشتگان الهی با جنسیت زنانه مورد خطاب قرار می گیرند.حتی در فرهنگ نامگذاری ایرانی از اسامی پری،پریا،ملک ،ملیکا،حوری،فرشته برای نامیدن دختران وزنان استفاده می شود. اما آیا این تسمیه وجاهت دینی و قرآنی دارد؟ تلاشما در این نوشتار ارایه پاسخی در خور از قرآنبه این پرسش است.

إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَیُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِیَةَ الْأُنثَى وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى

كسانى كه به آخرت ایمان نمى‏آورند براى ملائكه نامهاى زنان مى‏گذارند و آنان را زن مى‏پندارند (27). با اینكه هیچ دلیلى علمى بر گفته خود ندارند، و جز خیال و گمان دنبال نمى‏كنند، در حالى كه خیال و گمان هیچ دردى را دوا ننموده، در تشخیص حق جاى علم را نمى‏گیرد (28).
با توجه به این آیات نامیدن ملائکه با جنسیت مونث تنها از روی بی اطلاعی وپیروی از ظن و گمان است...........

ادامه مطلب   


نظرات()  
  • کل صفحات:3  
  • 1
  • 2
  • 3
  •   

وبلاگ آشـــــــــوب

همــــــه چـــــی بــــرای همــــــه چـــــی